نظام تیپی ارزیای شخصیت، مبتنی بر چهار جنبه اولیه از شخصیت انسانی است:
ما با دنیا چگونه در تبادل و تعامل می شویم، انرژی خود را به کجا هدایت می کنیم، به
طور طبیعی متوجه چه اطلاعاتی می شویم، چگونه تصمیم می گیریم و اینکه آیا ترجیح می
دهیم در شرایط سازمان یافته تری فعالیت کنیم یا استقلال بیشتر را ترجیح می دهیم.
این جنبه های شخصیت انسانی بعد نام دارند. زیرا هر کدام را می توان به شکل یک
پیوستار میان دو نهایت به شکل زیر تصویر نمود.

 

نوع برخود شخص با دنیا چگونه است و انرژی خود را به کجا راهنمایی می
کند

I

 

درون گرا

برون گرا

E

نوع اطلاعاتی که اغلب متوجه آن می شود

N

 

شمی

حسی

S

چگونه تصمیم گیری می کند

F

 

احساسی

فکری

T

آیا ترجیح می دهد در شرایط با ساختار کار کند یا شرایط خود به خودی را
ترجیح می دهد

P

 

ملاحظه کننده

داوری کننده

J

 

 

 

 

INTJ

INFJ

ISFJ

ISTJ

INTP

INFP

ISFP

ISTP

ENTP

ENFP

ESFP

ESTP

ENTJ

ENFJ

ESFJ

ESTJ

 

هر فردی در قالب یکی از این 16 تیپ شخصیتی قرار می گیرد.

برون گرا E– درون گرا
I

اولین بعد تیپ شخصیتی، به این نکته مربوط است که با دنیا چگونه برخورد و
انرژی را متوجه کجا میکند. کارل یونگ اولین کسی بود که از دو مفهوم برون گرا و درون
گرا استفاده کرد، تا توضیح بدهد که ما با دنیای برون از خود و دنیای درون خود چگونه
رابطه برقرار می کنیم. هر کس با توجه به طبیعت خود درون گرا و یا برون گرا است.

هر انسانی تا اندازه ای هم برون گرا و هم درون گرا است. با این حال اگر
با توجه به طبیعت غالب خود رفتار کنیم از انرژی بیشتری برخوردار می گردیم . زندگی
کردن بر خلاف طبیعت خسته کننده است و انرژی را تحلیل می برد. کسانی را که با دنیای
بیرون سازگارترند و برون گرا و آنهایی را که دنیای درون گرا را ترجیح می دهند درون
گرا می نامند.

اما درون گرا و برون گراها، به این دلیل که انرژی خود را در دو مسیر
کاملا متفاوت مصرف می کنند، تفاوت های قابل ملاحظه ای با یکدیگر دارند. برون گراها
توجه و انرژی خود را به دنیای بیرون ازخود معطوف می کنند. آنها به اشخاص دیگر توجه
دارند و از داشتن تبادل و تعامل با سایرین لذت می برند، خواه این تبادل با یک نفر
ویا با چند نفر باشد. این اشخاص به حکم طبیعت خود به اشخاص و اشیای بیرون از خود
توجه دارند. از آنجا که برون گراها برای درک دنیا باید آن را تجربه کنند، به نظر می
رسد آنها به فعالیت های مختلفی علاقمند هستند.

درون گراها توجه و انرژی خود را متوجه دنیای درون خود می کنند . آنها از
اینکه به تنهایی و با خود صرف وقت کنند راضی هستند. درون گراها می خواهند قبل از
اینکه دنیا را تجربه کنند آن را بشناسند، و از آن سر در بیاورند؛ یعنی آنها با خود
مشغله ذهنی فراوان دارند. درون گرا ها، روابط اجتماعی را در سطح محدود دوست دارند.
درنهایت ترجیح می دهند که با یک نفر یا چند نفر محدود رابطه داشته باشند. درون
گراها نمی خواهند کانون توجه باشند و به همین دلیل محتاط تر و بسته تر از برون گرا
ها عمل می کنند . آنها در پیدا کردن دوست وآشنا شدن با دیگران رفتاری تدریجی
دارند.

در حالی که درباره  چند درصد مردم جهان درون گرا و چند درصد برون گرا
هستند بحث و گفتگو زیاد است، آخرین بررسی های به عمل امده نشان می دهد که جمعیت
آمریکا، پنجاه درصد برون گرا و پنجاه درصد درون گرا هستند. اما از آنجایی که برون
گرا ها بیشتر و بلند تر حرف می زنند گمان می رود که در فرهنگ آمریکا برون گراها
شمارشان بیشتر است.

 

برون گرا ها

درون گراها

از اینکه با دیگران باشند انرژی می گیرند

از اینکه با خود باشند انرژی می گیرند

می خواهند کانون توجه باشند

نمی خواهند کانون توجه باشند

اول عمل و بعد فکر می کنند

اول فکر و بعد عمل می کنند

با صدای بلند فکر می کنند

موضوعات را در ذهن خود ارزیابی می کنند

شناختن آنها ساده تر است. آنها اطلاعات شخصی خود رابه راحتی با شما در
میان می گذارند

خصوصی تر عمل می کنند، اطلاعات شخصی خود را کمتر بروز می
دهند

بیش از آنکه گوش بدهند حرف می زنند

بیش از آنکه حرف بزنند گوش می دهند

با اشتیاق ارتباط برقرار می سازند

اشتیاقشان را برای خود نگه می دارند

به سرعت جواب می دهند

ابتدا فکر می کنند و بعد جواب می دهند

پهنا را به عمق ترجیح می دهند

عمق را به پهنا ترجیح می دهند

 

حسی S– شمی
N

بعد دوم تیپ شخصیت بستگی به این دارد که شخص معمولا چه نوع اطلاعاتی را
متوجه می شود. برای بعضی ها اینکه چه هست مهم است و برای بعضی ها دیگر چه می تواند
وجود داشته باشد. این دو با هم تفاوت های اصولی دارند.

از واژه حسی بودن برای توصیف جمع آوری اطلاعات از طریق حواس پنج گانه
خود استفاده می کنیم. کسانی که حسی بودن را ترجیح می دهند آنها را حسی می نامیم.
این اشخاص به آنچه می توانیم ببینیم، بشنویم، احساس کنیم، ببوییم یا مزه کنیم توجه
دارند. آنها آنچه را قابل اندازه گیری است مهم در نظر می گیرند. حسی ها به حواس پنج
گانه خود توجه دارندو می خواهند اطلاعات خود درباره جهان را از آنها بگیرند. آنها
به تجربه شخصی خودشان هم اعتماد دارند. آنها به لحظه اکنون می اندیشند و برایشان
این مهم است که در لحظه حاضر در چه شرایطی قرار دارند. شخصیت حسی به موقعیت و شرایط
نگاه می کند و می خواهد از آنچه در جریان است دقیقا آگاه شود.

در حالی که کاملا مشخص است ما از تمامی حواس پنج گانه خود برای دریافت
اطلاعات استفاده می کنیم ، بعضی ها به معانی، روابط و احتمالات مبنی بر حقایق بیش
از خود حقایق توجه دارند. این اشخاص از حس ششم خود (شم) بیش از حواس پنج گانه خود
استفاده می کنند. آنهایی که شم راترجیح می دهند ما به آنها شمی می گوییم. شمی ها به
طور طبیعی می توانند فاصله بین سطور را بخوانند و در همه چیزها معنا پیدا کنند. شم
را به کمک حرف N نشان می دهیم . شمی ها به استنباط ها توجه دارند. آنها بر خلاف حسی
ها به تصور و تخیل بها می دهند و به الهام و حرف دلشان احترام می گذارند . شمی ها
به آینده توجه دارند. آنها دوست دارند حوادث را پیش بینی کنند و نسبت به تغییر دادن
شرایط راغب اند.

البته همه مردم در زندگی شان هم شمی و هم حسی هستند. شمی ها به خوبی از
ارقام وآمار و اطلاعاتی که حواس پنج گانه به آنها آگاهی می دهد آگاهند و حسی ها می
توانند منظور و معنای کلمات اشخاص را درک کنند، راه جدیدی برای حل مسایل پیدا کنند
و یا حدس بزنند چه کسی این کار را کرده است . حتی با این وجود هر کسی ترجیحی دارد
که میان شمی بودن و حسی بودن یکی را انتخاب کند. اشخاص یک روند و یک فرایند را به
راحتی بیشتری قبول می کنیم، بیشتر از آن استفاده می کنیم و درمقایسه با دیگران در
استفاده از آن موفق تر عمل می کنیم .

حسی ها هم مانند برون گراها در جامعه غربی از امتیازاتی برخوردارند .
حدود 65 درصد جمعیت آمریکا حسی هستند و دراین شرایط شمی ها در اقلیت قرار می
گیرند.

 

حسی ها

شمی ها

به آنچه مطمئن و منسجم است اعتماد می کنند

به الهام واستنباط توجه دارند

تنها در صورتی از ایده های جدید استقبال می کنند که قابلیت اجرایی داشته
باشند

ایده های جدید را به خاطر خود آنها دوست دارند

به واقع گرایی و عقل سلیم بها می دهند

برای نوآوری و تخیل بهای فراوان قائل هستند

دوست دارند از مهارت های موجود استفاده کنند

دوست دارند مهارت های جدید را بیاموزند، اما وقتی تسلط پیدا کرده اند
کسل می شوند

به عملی بودن پیشنهاد و به جزئیات آن توجه دارند

از استعاره و قیاس به میزان فراوان استفاده می کنند

اطلاعات را به شیوه قدم به قدم ارایه می دهند

به اطلاعات دقیق توجه ندارند

به زمان حاضر توجه دارند

به آینده توجه دارند

 

فکری T– احساسی
F

سومین بعد تیپ شخصیتی با تصمیم گیری و رسیدن به نتیجه گیری رابطه دارد.
همان طور که برای داشتن تعامل با دنیا دو راه و برای دریافت اطلاعات نیز دو روش
متفاوت وجود دارد، برای تصمیم گیری نیز از دو روش استفاده می شود که یکی روش فکری و
دیگری روش احساسی است .

در مضمون تیپ ها، فکری بودن یا تصمیم گیری به صورت غیر شخصی در ارتباط
است و احساسی بودن با تصمیم گیری براساس ارزش های شخصی . گرچه احساسات می تواند
نقشی در تصمیم گیری ها داشته باشند، احساسی بودن در اینجا صرفا بدین معناست که صرفا
با توجه به آنچه برای شما و برای دیگران مهم است تصمیم بگیرید.

فکری ها تصمیماتی را می پسندند که به لحاظ منطقی معنی دار باشند. آنها
افتخار می کنند که در جریان تصمیم گیری، عینی و تحلیلی هستند. با تحلیل کردن و با
سبک و سنگین نمودن مدارک و شواهد موجود ، تصمیم می گیرند ، هر چند ممکن است که با
نتایج ناخوشایند برسند، احساسی ها با توجه به بهایی که برای احساسات خود قایل اند
تصمیم می گیرند. آنها به همدلی و مهربان بودن افتخار می کنند . مسلما فکری ها و
احساسی ها اولویت های بسیار متفاوتی دارند.

فکری بودن ، اغلب به حساب تصمیم گیری براساس روش های منطقی گذاشته می
شود، حال آنکه روش احساسی، غیر منطقی ارزیابی می شود. اما در واقع این برداشت درستی
نیست فکری و احساسی بودن هر دو، روش های منطقی هستند، تنها تفاوتشان با هم دراین
است که در جریان تصمیم گیری از ملاک های متفاوتی استفاده می کنند.

در این زمینه تفاوت های جنسیتی نقشی را ایفا می کنند. حدود دو سوم مردان
در جامعه آمریکا فکری هستند و حدود دو سوم زنان هم احساسی بودن را ترجیح می
دهند.

 

فکری ها

احساسی ها

در زمینه تصمیم گیری ،تحلیل های آنها غیر شخصی است

تاثیرتصمیم گیری خود را روی اشخاص در نظر می گیرند

برای منطق، عدالت و انصاف بهای فراوان قایل اند، اما برای همه یک
استاندارد را رعایت می کنند

به همدلی و هماهنگی بها می دهند و به استثنا بر قاعده توجه
دارند

به طور طبیعی عیب و ایرادها را می بینند و انتقاد می کنند

به طور طبیعی علاقه به راضی کردن دیگران دارند. به راحتی امتنان و تشکر
خود را نشان می دهند

ممکن است بی ترحم، غیر حساس و بی توجه به حساب آیند

ممکن است بیش از اندازه احساسی و عاطفی ارزیابی شوند

به حقیقت بیش از ادب بها می دهند

به ادب بیش از حقیقت بها می دهند

معتقدند احساسات تنها زمانی معتبر است که منطقی باشد

معتقدند هر احساسی معتبراست خواه معنی دار باشد یا نباشد

تحت تاثیر میل به موفقیت ، انگیزه پیدا می کنند

تحت تاثیر میل به قدر دانی شدن، انگیزه پیدا می
کنند

 

داوری کننده J– ملاحظه کننده
P

بعد چهارم تیپ شخصیتی بستگی به این دارد که آیا خواسته فر این است که به
شکل سازمان یافته تری زندگی کند (تصمیم بگیرد) و یا داشتن استقلال بیشتر را ترجیح
می دهد (کسب اطلاعات) بار دیگر این دو بعد در دو نهایت قرار می گیرند که در حدفاصل
آنها انتخاب های متعددی وجود دارد.

کسانی را که ترجیح به داوری دارند، داوری کننده می نامند. این اشخاص
بیشتر می خواهند در نظم و ترتیب بخصوصی کار کنند و اگر کارهایشان ساختار کافی داشته
باشد، راضی تر هستند. این اشخاص روحیه داوری کننده دارند و تصمیم گیری را دوست
دارند. داوری کننده ها دوست دارند که زندگی را کنترل کنند. کسانی که ترجیح ادراک
کننده دارند ملاحظه کننده می باشند. این اشخاص آزادی را دوست دارند و ترجیح می دهند
انعطاف پذیر باشند . اینها نگرشی دریافت کننده دارند. آنها می خواهند به جای کنترل
زندگی ، آن را درک کنند.

داوری کننده ها لزوما ایرادگیر نیستند. آنها صرفا می خواهند مسایل را حل
کنند اما ادراکی ها به گزینه های مختلف نظر دارند.

تفاوت مهم میان داوری کننده ها و ملاحظه کننده ها بر سر مسئله خاتمه
مذاکره است . داوری کننده ها می خواهند به ختم مقال برسند و پرونده را ببندند. اما
ملاحظه کننده ها از سوی دیگر وقتی مجبور به تصمیم گیری باشند احساس تنش می کنند
.آنها به کفایت مذاکره و به انتها رسیدن علاقه ندارند و ترجیح می دهند که گزینه های
مختلف را دریافت کنند.

البته همه اشخاص تا حدی داوری کننده و تا اندازه ای ملاحظه کننده هستند
و همان طور که در موارد قبلی توضیح دادیم و هیچ شخصی صد در صد داوری کننده یا
ملاحظه کننده نیست.

با توجه به بررسی های به عمل آمده 60 درصد مردم آمریکا داوری کننده و 40
درصد ملاحظه کننده هستند. تفاوت های جنسیتی در این خصوص وجود ندارد.

 

داوری کننده ها

ملاحظه کننده ها

پس از گرفتن تصمیم خوشحال می شوند

وقتی موضوع را باز بگذارند خوشحال می شوند

از اخلاق کاری برخوردارند : اول کار بعد بازی

به بازی توجه دارند: اول لذت ببر بعد کارکن

هدف هایی را در محل کار برای خود در نظر می گیرند تا به موقع به آنها
برسند

با توجه به دریافت اطلاعات جدید هدفهایشان را تغییر می
دهند

ترجیح می دهند بدانند که چه می کنند

خود را با موقعیت های جدید تطبیق می دهند

محصول گرا هستند (به تمام شدن کار تاکید می ورزند)

فرایندگراهستند (به اینکه کار چگونه انجام می شود تاکید می
ورزند)

زمان را منبعی تمام شدنی می دانند

زمان را منبعی تجدید شدنی می دانند

ضرب الاجل ها را جدی می گیرند

ضرب الاجل ها را انعطاف پذیر می
دانند

 

 

 

کلید راهنما

E

: برون گرا

I

: درون گرا

S

: حسی

N

: شمی

T

: فکری

F

: احساسی

J

: داوری کننده

P

: ملاحظه کننده

 

E: Extraversion                                  I: Introversion

S: Sensing                                        N: iNtuition    

T: Thinking                                       F: Feeling      

J: Judging                                         P: Perceiving 

 

 

چهار مشرب انسانی:

در طول تاریخ، فیلسوفان، روان شناسان، نویسندگان و سایر صاحب نظران در
امور انسانی متوجه شده اند که چهار مشرب وجود داردکه تمام مردم در یکی از آنها جای
می گیرند. هیپوکراتس 450 سال قبل از میلاد مسیح به این چهار مشرب اشاره کرده است.
در اعصار میانه پاراسلوس به چهار طبیعتی اشاره کرد که رفتارشان تحت تاثیر چهار روح
و روان بود. طب سرخپوستان آمریکایی هم به چهار روحیه اشاره دارد که شبیه به همین
مشرب هاست. در آیین هندو نیز چهار میل و گرایش مرکزی دیده شده است.

دیوید کرسی روان شناس به این نتیجه رسید که این چهار مشرب متفاوت که در
فرهنگ متفاوت هر کدام به طور مستقل وجود دارد، ویژگی های مشابهی را توصیف می کنند.
وی با خواندن نوشته ها و مطالب ایزابل بریگزمیرز با موضوع تیپ های شخصیتی آشنا شد ،
تحت تاثیر رابطه میان تیپ ها و نقش ها قرار گرفت. برای توصیف مشرب های چهارگانه از
واژه ها و مفاهیم متفاوتی استفاده شده است.

کرسلی به این نتیجه رسید که چهار ترکیب ترجیحات تیپی با چهار مشربی در
رابطه اند که در تاریخ به آن اشاره شده است. این چهار ترکیب عبارت اند از :

1-   سنتی ها که حسی و داوری کننده را ترجیح می دهند.

2-   تجربه کننده ها که حسی و ملاحظه کننده را ترجیح می دهند.

3-   ایده آلیست ها که شمی و احساسی را ترجیح می دهند.

4-   بینشی ها که شم و فکر را ترجیح می دهند.

هر یک از شانزده تیپ شخصیتی در محدوده یکی از این طبقه بندی ها قرار می
گیرند:

 

سنتی ها

SJ ها

ISFJ

ESFJ

ISTJ

ESTJ

تجربه کننده ها

SP ها

ISFP

ESFP

ISTP

ESTP

ایده آلیست ها

NF ها

INFP

ENFP

INFJ

ENFJ

بینشی ها

NT ها

INTP

ENTP

INTJ

ENTJ

 

اشخاص با مشرب واحد وجه مشترک فراوان دارند و به ارزش های مشابهی پای
بند می باشند، اما کاملا یکسان نیستند . اشخاص در هر مشرب، از چهار نوع و دسته
تشکیل می شوند. ترجیحات دیگر آنها -درون گرا یا برون گرا، فکری یا احساسی و داوری
کننده یا ملاحظه کننده- به آنها شخصیت های بسیار متفاوتی می دهد.

سنتی ها (داوری کننده های حسی)

ESTJ, ISTJ, ESFJ, ISFJ

حسی ها به حقایق اعتماد دارند، به دنبال اطلاعات به اثبات رسیده هستند،
به تجارب گذشته  بها می دهند. و به اطلاعاتی که از طریق حواس پنج گانه خود دریافت
می کنند اعتقاد دارند. داوری کننده ها دنیای منظم و سازمان یافته را ترجیح می دهند.
آنها علاقمند به تصمیم گیری هستند. این دو ترجیح به اتفاق ، داوری کننده حسی را به
وجود می آورند و اینها اشخاصی قاطع و  واقع بین هستند که آنها را سنتی می
نامند.

شعار سنتی ها این است: "زود بخواب و زود از خواب بیدار شو". این اشخاص
در مقایسه با گونه های دیگر، سنتی تر هستند. آنها به نظم، قانون، امنیت، درستی کار
و مقررات و سازگاریهای بها می دهند و به شدت علاقه مند خدمت به جامعه هستند و می
خواهند نیازهای اجتماعی را برآورده سازند. سنتی ها برای مقالات بالا و صاحبان
اختیار، به سلسله مراتب فرماندهی احترام می گذارند و اغلب ارزش های محافظه کارانه 
دارند . این اشخاص بسیار وظیفه شناس هستند و همیشه سعی می کنند کارها را درست انجام
بدهند که این ، از آنها انسان هایی قابل اعتماد ، و از همه مهم تر مسئول می
سازد.

شغل مناسب برای یک سنتی، کار کردن در یک شرکت با ثبات و با خط
فرماندهی مشخص همراه با داشتن مسئولیت است. چون سنتی ها ساختار را دوست دارند،
معمولا در سازمان هایی که دارای رویه و مقررات به حد کافی و روش های استاندارد برای
انجام دادن کارها باشد خوب ظاهر می شوند. سنتی ها دوست دارند در محیطی کار کنند که
در آن ، مقررات و پاداش  شکل مطمئن داشته باشند.  آنها از کار کردن در شرایط مبهم
لذت نمی برند. آنها به همکارانی علاقه مندند که با اهتمام باشند و به سرپرستان و
مقامات مافوق احترام بگذارند.

سنتی ها اغلب ، مدیران شایسته ای هستند .آنها به نیاز به ساختار توجه
دارند و در بسیاری از مواقع در مشاغل مدیریت یا موقعیت های حمایت کننده قرار دارند.
سنتی ها برقرار کننده ثبات اند و می خواهند سنت ووضع موجود را حفظ کنند.

بسیاری از سنتی در صف مامورین پلیس در می آیند. با توجه به بررسی انجام
گرفته در آمریکا 50 درصد نیروی پلیس با این مشرب هستند. برای این اشخاص اعمال
مقررات اجتماعی، حفظ نظم و کمک به کسانی که در شرایط پریشانی به سر می برند از
اولویت فراوان برخودار است.

 

تجربه کننده ها (ملاحظه کننده های حسی)

ESTP, ISTP, ESFP, ISFP

حسی ها به آنچه می توان دید، شنید، احساس کرد، بویید و چشید توجه دارند.
آنها آنچه را که قابل اندزه گیری باشد مهم می دانند. ملاحظه کننده ها انواع امکانات
و احتمالات را در نظر می گیرند و دوست دارند که در شرایط انعطاف پذیری  کار می
کنند. روی هم رفته این دو ترجیح ملاحظه کننده حسی را به وجود می آورد که پاسخگو و
مستقل است این مشرب را تجربه کننده می نامند.

شعار تجربه کننده می تواند این باشد "بخور، بنوش و شاد باش". این اشخاص
در مقایسه با سایر مشرب ها، ماجراجوتر از همه هستند. آنها برای اقدام کردن، برای
تکانه و برای لحظه حال زندگی می کنند. آنها به موقعیت فوری توجه دارند و می توانند
ارزیابی کنند که در لحظه حال چه کاری باید صورت گیرد. تجربه کننده ها به آزادی بها
می دهند و استقلال را دوست دارند، بنابراین به ندرت فعالیت ها یا موقعیت هایی را
انتخاب می کنند که ساختار یا قانون و مقررات بیش از اندازه داشته باشد. این اشخاص
به استقبال خطر می روند، سازگار هستند، راحت و عمل گرا نیز می باشند.

شغل مناسب برای تجربه کننده ها شغلی است که به او استقلال، تنوع
و امکان عمل بدهد. از آنجایی که این اشخاص تفریح را دوست دارند، هر کاری باید به
آنها احساس رضایت بدهد.

گرچه اشخاصی با این مشرب طبیعتا سراغ تشکیلات سازمان یافته نمی روند،
ولی آنها تجربه کننده هایی هستند که می توانند نقشی را در مهار  بحران داشته باشند
و در مقابل آن، عکس العمل نشان دهند. آنها اغلب جذب مشاغلی می شوند که به آنها
امکان می دهد ابزارها و مهارت های آموخته شده را به نحو مستقل و آزاد به کار
برند.

با توجه به ارقام و آمار موجود، حدود 25 درصد نیروی پلیس آمریکا را
اشخاص با این مشرب تشکیل می دهند. بسیاری از این اشخاص به خاطر هیجان در شمار
مامورین پلیس قرار می گیرند. غیر قابل پیش بینی بودن کار و حتی خطری که می تواند
متوجه این اشخاص شود آنها را به جمع نیروی پلیس جذب می کند.

 

ایده آلیست ها (احساسی های شمی)

ENFJ, INFJ, ENFP, INFP

شمی ها به معانی، روابط و به امکانات و احتمالات توجه دارند. احساسی ها
با توجه به ارزش های شخصی تصمیم گیری می کنند. این دو ترجیح به اتفاق، احساسی شمی
را صورت خارجی می بخشد. بعضی با این مشخصات به رشد شخصی، درک کردن خود و دیگران
علاقه دارند. این مشرب را ایده آلیست گویند.

شعار ایده آلیست ها این است "صداقت داشته باش". این مشرب در مقایسه با
مشرب های چهارگانه، فلسفی تر است. این اشخاص پیوسته در زندگی به دنبال معنا می
گردند و برای صداقت واصالت داشتن بهای فراوان قائل هستند و به درستی و امانت داری
در اشخاص و در روابط اعتقاد فراوان دارند و دوست دارند که دیگران را آرمان سازی
کنند. ایده آلیست ها به پتانسیل و توانمندی های بالقوه انسان ها بها می دهند و مایل
اند کاری کنند که دیگران رشد و ترقی کنند. این اشخاص ارتباط برقرار کنندگانی عالی
هستند و می تواتنند سبب ساز تغییرات مثبت گردند .

شغل مناسب برای یک ایده آلیست، شغلی است که معنی دار باشد. آنها
به داشتن حسن روابط با دیگران علاقه مندند و درکار رقابت وارد نمی شوند. انها
سازمان های دموکراتیک را دوست دارند که مشارکت همگان را در تمام سطوح جلب
نماید.

ایده آلیست ها به سمت سازمان هایی گرایش دارند که ارزش های انسانی را
رشد بدهند و یا به سراغ مشاغلی می روند که بتوانند به دیگران برای رسیدن به شکوفایی
کمک کنند . اغلب این اشخاص در بخش منابع انسانی و پرسنلی کار می کنند. از جمله سایر
مشاغل مورد توجه این اشخاص تدریس، مشاوره و زمینه های هنری است .

با توجه به بررسی های به عمل امده ، ایده آلیست ها کمتر از 10 درصد
نیروی پلیس را به خود تخصیص می دهند. با این حال در مواقعی این اشخاص در جمع
نیروهای پلیس هم جذب بخش های پرسنلی، کمک رسانی، برنامه های آموزشی و غیر می
شوند.

 

بینشی ها (فکری های شمّی)

ENTJ, INTJ, ENTP, INTP

شمی ها در همه چیز دنبال معنا می گردند، به کاربرد ها توجه دارند همچنین
فکری ها تصمیمات غیر شخصی و منطقی می گیرند. روی هم رفته این دو ترجیح فکری شمی را
به وجود می آورد. این مشرب را بینشی می نامند.

شعار بینشی ها "در هر کاری عالی باش" می باشد. در جمع چهار مشرب، از همه
مستقل تر هستند . میل شدیدی به کسب دانش دارند و برای خود و برای دیگران استاندارد
های سطح بالا در نظر می گیرند. این اشخاص کنجکاوی فراوان دارند. بینشی ها می توانند
جنبه های مختلف یک موضوع را ببینند.انها می توانند امکانات را ببینند، پیچیدگی ها
را درک نمایند و برای مسایل واقعی راه حل هایی پیدا کنند.

شغل مناسب برای یک بینشی، کار است که به او استقلال بدهد. برایش
تنوع داشته باشد و او را به لحاظ عقلی تحریک کند. برای بینشی ها کار مناسب آن است
که چالش داشته باشد. بینشی ها احتیاج دارند که سرپرستان، روسا، همکاران و کارکنان
زیر دست آنها، اشخاص توانمند باشند. بسیاری از بینشی ها به قدرت بها می دهند و به
همین دلیل به اشخاص قدرتمند تمایل دارند.

از آنجا که نیاز آنها به صلاحیت و شایستگی بسیار زیاد است، اغلب در
مشاغل رهبری ظاهر می شوند. در کالج ها درس می دهند، در رده های مدیریت سطح بالا
ظاهر می شوند. به رشته های علوم کامپیوتری علاقمند هستند. بسیاری از آنها طبیب یا
حقوقدان می شوند. گرچه شمار بینشی ها در نیروهای پلیس زیاد نیست، ممکن است تا 20
درصد رده های فرماندهی نیروهای پلیس را اشغال کنند. قرار گرفتن در مقام های سطح
بالا به آنها امکان می دهد تا از اندیشه های خود استفاده کنند.

 

 

 

سلسله مراتب کارکردها

 

I

درون گرا

برون گرا

E

 

N

شمی

حسی

S

کارکرد

F

احساسی

فکری

T

P

ملاحظه کننده

داوری کننده

J

 

 

هر تیپ شخصیتی دارای سلسله مراتب کارکردهاست . این سلسله مراتب،
کارکردها را از قوی ترین تا ضعیف ترین رده بندی می کند. گرچه به تدریج توانمندی ها
رشد می کند، سلسله مراتب کارکردها در زندگی به یک شکل باقی می ماند.

برای هر تیپ شخصیتی کارکردی وجود دارد که قوی ترین ویژگی آن تیپ محسوب
می شود- کاپیتان کشتی. این را کارکرد اصلی می نامیم . هر یک از چهار کارکرد شما
(حسی، شهودی، فکری و احساسی) می توانند کارکرد اصلی باشند ولی برای هر تیپ شخصیتی
فقط یک کارکرد اصلی وجود دارد و همیشه یکسان باقی می ماند.

کارکرد بعدی در سلسله مراتب – معاون فرماندهی – (کارکرد معین) نامیده می
شود. دوباره در هر تیپ شخصیتی یک کارکرد معین وجود دارد و این هم هرگز تغییر نمی
کند.

کارکرد های اصلی و معین همیشه نشان می دهند که چگونه اطلاعات را به دست
می آورید و چگونه تصمیم گیری می کنید. از آن جهت که همه باید از هر دو فرایند
استفاده کنند، کارکردهای اصلی و معین هرگز به فرایند واحدی اشاره ندارند. اگر
کارکرد اصلی، دریافت اطلاعات باشد، در این صورت کارکرد معین تصمیم گیری است و
برعکس.

سومین کارکرد در سلسله کارکردها، همیشه نقطه مقابل کارکرد معین است.
"کارکرد چهارم" در سلسله مراتب کارکرد، همیشه نقطه مقابل کارکرد اصلی است . چون
کارکرد اصلی مهم ترین ترجیح در شخصیت است. بنابراین نقطه مقابل این ترجیح باید ضعف
ترین نقطه باشد. کارکرد چهارم را گاه کارکرد پست تر می نامند.

1-   کارکرد
اصلی                                                             

2-   کارکرد معین

3- کارکرد سوم ( مخالف شماره2)  

4- کارکرد چهارم ( مخالف شماره 1)

 

رشد تیپ:

رشد خوب تیپ این امکان را فراهم می سازد که شخص از حداکثر توانمندی های
طبیعی خود استفاده نماید، به فرد امکان می دهد که تصمیمات بهتری بگیرد و تحت تاثیر
نقاط ضعف درونی خود تباه نشود.

جمله معروفی است که می گوید: "اشکال پیر شدن این است که بیشتر شبیه
خودتان می شوید" گرچه با بزرگ شدن تغییر می کنیم ، تیپ های شخصیتی ما تغییر نمی کند
و کارکرد اصلی و معین ما همان هایی که هستند باقی می مانند. اما در محدوده هر تیپ
ممکن است شخصیت محکم تری به وجود آوریم.

اشخاص تا حدودی شخصیت های خود را در مراحل قابل پیش بینی رشد می دهند.
شخص چه در مورد تیپ های شخصیتی آگاهی داشته باشد یا نه در مواقع مختلف زندگی خود
علایق متفاوتی خواهد داشت. اما وقتی با موضوع رشد تیپ آشنا شود، به این نتیجه می
رسد که این تغییرات صرفا به طور اتفاقی رخ نمی دهند. وقتی بداند که در کجای رشد
تیپی خود قرار دارد، متوجه می شود کدام کارکردها را رضایت بخش ارزیابی می کند و
اینها در سن 42 سالگی بسیار متفاوت از سن 22 سالگی هستند. در ضمن متوجه می شود چرا
بعضی از فعالیتها که زمانی وی را راضی می کردند، دیگر این کار را نمی کنند. از آن
گذشته می فهمد که با بزرگ شدن می توان چه انتظاری برای تغییر یافتن داشته باشد و
چگونه دایره انتخاب شغل می تواند برای وی وسیع شود.

بر اساس نظریه رشد تیپ های شخصیتی ها رولد گرانت ، تجربیان بخش اعظم
آنچه را او معتقد بود تایید می کند، آشنا شدن با رشد تیپ ها به اشخاص کمک می کند تا
درباره نیازهای شغلی خود در آینده تصمیم بگیرند.

 

از تولد تا شش ماهگی

هر شخص با پیش طرحی شخصیتی متولد می شود که در تمام مدت عمرش یکسان باقی
می ماند. اما برای اینکه ترجیحات شخصیتی خودشان را نشان بدهند احتیاج به گذشت زمان
است. در سال های اولیه تعیین ترجیحات تیپی کودک بسیار دشوار است. زیرا این کودکان
هنوز به سطحی از مهارت کلامی نرسیده اند تا فرایند های ذهنی خود را بیان کنند. در
حالی که به راحتی بیشتری می توان برون گرا و یا درون گرا بودن کودک را تعیین کرد،
سایر کارکردها، بخصوص در مورد کودکان درون گرا به این سادگی مشخص نمی شوند زیرا
شناسایی آنها دشوارتر است و از آنجایی که هر چهار ویژگی با هم رشد نمی کنند به
دشواری می توان شخصیت کامل بچه ها را تا شش سالگی تشخیص داد.

 

از شش سالگی تا دوازده سالگی

در حدود شش سالگی کارکرد اصلی کودک به تدریج خودش را نشان می دهد و
انگاره های رفتاری روشن تر می شوند. یک حسی غالب، نشانه هایی از توانمندی های
ژیمناستیکی را بروز می دهد و یک شمی غالب ممکن است از ابزار وادوات مختلف موجود در
خانه یکی از ادوات موسیقی را بسازد. یک فکری غالب ممکن است علیه مجازات شدن، داد
سخن بدهد و بالاخره یک احساس غالب ممکن است همدلی و همدردی خود را در قبال دیگران
نشان دهد.

سلامتی کودک ایجاب می کند که کارکرد اصلی او را تشویق کنیم.

 

از دوازده تا بیست و پنج سالگی

از حدود دوازده سالگی به تقویت کارکردهای معین خود می پردازد. کارکرد
معین، اصلی را متعادل می سازد و زمینه را ،هم برای گردآوری اطلاعات و هم برای تصمیم
گیری فراهم می سازد.

پس از آنکه  کارکردهای اصلی و معین شکل گرفتند، سومین و چهارمین کارکرد
کم کم خود را نشان می دهند. هر چند در این مرحله هنوز آن طور که باید رشد نکرده
اند. تا حدود بیست و پنج سالگی تیپ های شخصیتی ماشکل بارز پیدا می کنند.

 

از بیست و پنج تا پنجاه سالگی

جایی بعد از بیست و پنج سالگی سومین کارکردها حالت پیدا می کند. اما در
بسیاری از اشخاص این کارکرد تا سال های بعد و حتی بعد از چهل سالگی حالت رشد یافته
پیدا می کند این رشد می توان با بحران میانسالی مقارن و همزمان باشد.

ارتباط میان رشد تیپ شخصیتی و بحران میانسالی که می توان آن را ارزیابی
مجدد میانسالی چیزی بیش از یک امر تصادفی است فرد در نیمه نخست زندگی خود، از
کارکردهای اصلی و معین خود بیشتر استفاده می کنیم.

 

بعد از پنجاه سالگی

در مراحل بعدی زندگی، با موفقیت بیشتری کارکرد چهارم خود را تقویت می
کند. بعضی از تیپ شناسان معتقدند که کارکرد چهارم به قدری رشد نکرده باقی مانده است
که هرگز نمی توان از آن به طور کامل استفاده نمود. اما مشاهده است که بسیاری از
افراد در این مقطع از زندگی به کارکرد چهارم خود بها داده و آن را رشد می دهند. با
تلاش آگاهانه می توان از این ویژگی به خوبی استفاده کرد.

برای اینکه کسب اطلاع کلی درباره موقعیت خود در رشد تیپی به جدول زیر
مراجعه نمائید.

جدولی زمانی رشد تیپ

چهارم

سوم

معین

اصلی

              50                          25          
          12                  6              تولد

 

نشانه های رشد تیپ

رشد حسی

به طور کلی اشخاصی که ترجیح حسی خود را رشد می دهند بیشتر به لحظه اکنون
توجه دارند و مسایل را روز به روز بررسی می کنند.

نگرش های جدید ممکن است شامل موارد زیر می شود :

·       آگاهی بیشتر درباره شکل ، صدا ، بو، مزه و احساس

·       توجه بیشتر به طبیعت

·       توجه بیشتر به ارقام و آمار و حقایق دقیق تر شدن

·       واقع بین تر شدن

علایم جدید ممکن است شامل موارد زیر باشد :

·       آشپزی

·       ساختمان سازی

·       هنر و صنایع دستی

·       گوش دادن به موسیقی                                 
       

·       ورزش

·       پیاده روی ، اردو زدن

·       باغبانی

·       خواندن کتاب های غیر داستانی

·       توجه شدید به جزئیات

·       علاقه بیشتر به اعداد و ارقام

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٩

 

شغل مناسب شما : کاری را که برای آن ساخته شده اید انجام دهید ، پاول تایگر و
باربارا تایگر ، .ضرورت تشکیل تیم‌ها و کارگروهی در سازمانها اهمیت مطالعات بر روی مقوله کار تیمی را
آشکار می سازد. از آنجایی که ایجاد هماهنگی و دستیابی به یک ترکیب بهینه از افراد
می تواند به عملکرد بالای تیمی منجر شود، این مقاله با تمرکز بر این مسئله با
استفاده از ابزار «تیپ نمای مایزر- بریگز» (MBTI) بیان می شود که این ابزار نیز از
روشهای ارزیابی شخصیتی است و از تئوری یونگ سرچشمه می گیرد. در واقع به کمک این
ابزار می توان ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی را بررسی کرد. درنهایت این
ترجیحات به تفاوت در یادگیری، برقراری ارتباطات، مدیریت تضاد و روابط منجر می
شود.(ترجیحات بیان شده توسط این ابزار بر گرفته از فرایندهای روانی انسانی است)



یافتن راه حلهای خلاق و جدید برای مسائل پیچیده سازمانهای
امروز، هر روز دشوارتر می شود. افراد و بخشهای سازمانها دیگر به تنهایی قادر به حل
مشکلات فرا رو نیستند. ضرورت تشکیل تیم‌ها و کار گروهی در سازمانها، اهمیت مطالعه
بر روی مقوله کار تیمی را آشکار می سازد.(Raymond , 2005 )

تیم‌ها اغلب از
افرادی با شخصیتها و رفتار های متفاوت تشکیل شده اند و گاه تخصص این افراد نیز
متفاوت است. شاید ایجاد هماهنگی و دستیابی به یک ترکیب بهینه از افراد بتواند به
عملکرد بالای تیمی منجر شود. در این تحقیق سعی شده است با بهره گیری از برخی
مفاهیم، ویژگیهای یک تیم ایده آل مطرح شود.

بیان مسئله
چرا درقرن
بیستم پس از طی زمانی دراز از آغاز پیدایش انسان ، هنوز جنگ وجنایت از امور روزمره
وعادی است. هرروز در روزنامه ها، تلویزیون و دیگر وسائل اطلاع رسانی، همیشه و همه
جا این اخبار دیده می شود و این اخبار آنقدر عادی شده‌اند که هر روز منتظر شنیدن
آنها هستیم.

کارل یونگ (1961-1875)، دوست صمیمی فروید و بنیانگذار
روانشناسی تحلیلی است. او معتقد بود، شخصیت علاوه بر گذشته به وسیله آینده نیز شکل
می گیرد و تاکید بیشتری بر ناهشیاری داشت. قسمت اعظم ادراک هشیار و واکنش نسبت به
جهان پیرامون ما به وسیله نگرشهای برونگرایی و درونگرایی تعیین می شود. درونگراها
تا حدودی گوشه گیرند، اغلب خجالتی‌اند و به خود تمرکز دارند. برونگراها پذیرا تر،
مردم آمیز تر و از لحاظ اجتماعی پرخاشگر ترند. یونگ در ادامه کارکردهای روانشناختی
را مطرح کرد که در چهار کارکرد فکری، احساسی، حسی (تجربی)، و شهودی بیان شد:
1-
تیپ فکری برونگرا؛
- تیپ احساسی برونگرا؛
3- تیپ حسی برونگرا؛
4- تیپ
شهودی برونگرا؛
5- تیپ فکری درونگرا؛
6- تیپ احساسی درونگرا؛
7- تیپ حسی
درونگرا؛
8- تیپ شهودی درونگرا .

 

ابزار مایرز- بریگز یک ابزار برای ارزیابی شخصیت است که در حال حاضر
استفاده از آن بسیار متداول شده است. سالانه بین 3 تا 5 میلیون نفر در جهان توسط
این ابزار خود سنجی، مورد سنجش قرار می گیرند که گاه به صورت کامپیوتری نیز مورد
استفاده قرار می گیرد .
این ابزار به صورت گسترده ای برای سنجش اعتبار و روایی
آزمایش شده و می توان گفت که به صورت گسترده‌ای توسط افراد غیر روانشناس نیز،
استفاده شده است و در عالم تجارت نیز از آن استفاده وسیعی به‌عمل می آید. (Murray ,
1990 )

این ابزار برای تفکیک افراد نیست، بلکه تنها ابزاری است که اجازه می
دهد ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی فهمیده شود. این ترجیحات در نهایت به تفاوت
در یادگیری، اشکال ارتباط، مدیریت تضاد و روابط منجر می شود. این ابزار روانشناختی،
یک ابزار خود سنجی و پرسشنامه ای بسته شامل 100تا160 پرسش است که ترجیحات افراد را
با 16 گروه شخصیتی بیان می دارد. (رابینز، 1995 )

این تیپ ها به صورت
ویژگیهایی دو قطبی و متضاد بیان می شوند. افراد با توجه به نظریه تیپ شخصیتی از یکی
از 4 حالت زیر در رفتار خود استفاده می کنند:
1- چگونه یک شخص انرژی می گیرد؟ از
طریق برونگرایی (E) در مقابل درونگرایی (I)؛
2- چه اطلاعاتی را فرد دریافت می
کند؟ از طریق حس گرایی(S) در مقابل شهودگرایی(N)؛
3- چگونه یک فرد تصمیم می
گیرد؟ تفکری (T) در مقابل احساسی(F)؛
4- سبک زندگی که فرد می پذیرد: قاطعیت (J)
در مقابل انعطاف پذیری(P).
برای راحتی و مشاهده روابط میان تیپ های شخصیتی، آنها
را به صورتی که در جدول (1) مشاهده می‌شود، نشان می‌دهیم. هر کدام از این حالتها به
صورت اختصاری بیان شده اند. (Jessup , 2002)

اندیشمندان بیان می دارند تنوع
تیپ های روانشناختی باعث عملکرد موفق گروه می شود. آنها بیان می دارند که یک تیم
متنوع از لحاظ روانشناختی اگرچه ممکن است دیرتر یک پروژه را تکمیل کند، اما نتیجه
نهایی همیشه بهتر خواهد بود.

اینکه چگونه تیپ های متضاد به فرایند گروهی کمک
می کنند را می توان به صورت زیربیان کرد: برونگراها (E) امکان برقراری ارتباط بین
افراد گروه را به وجود می آورند، درحالی که درونگراها (I)، عکس العمل درونی بحثهای
گروه را نشان می دهند. حس گراها(S)، حقایق و سؤالات فنی را مطرح می کنند، درحالی که
شهودگراها (N) احتمالات جدید را حدس می زند. تفکرگراها (T) یک تحلیل منطقی از
موقعیت تصمیم گیری ارائه می دهند. درحالی که احساسی ها (F) نشانه های اینکه احساسات
اعضای دیگر گروه یا مشتریان چگونه تحت تأثیر قرار می گیرد را بروز می دهند. افراد
قاطع (J) تیم را از روی برنامه زمانی تعیین شده جلو می برند، درحالی که افراد منعطف
و پذیرا(P) به تیم، در نظرگرفتن راه-حلهای دیگر را گوشزد می کنند.

کراجر و
توسن و دیگر محققان (MBIT) بیان می دارند که مدیران اجرایی، (ESTJ)ها هستند، در
حالی که رهبران ذاتی، (ENTJ)ها هستند. موفقیت هر یک از این تیپ ها بستگی به نوع
شرایط دارد. در یک شرایط پیچیده، راه حل خلاقانه مورد-نیاز است، بنابراین، (ENTJ)
مناسب به نظر می رسد و اگر شرایط نرمال و روزمره باشد، (ESTJ) مطلوبتر است. (
Spiegel & Torres,2001)
در یک مطالعه با استفاده از MBTI که بر روی
دانشجویان دانشگاه به عمل آمد، مشخص شد که علائق شغلی آنها تا اندازه زیادی با تیپ
های روانشناختی یونگ ارتباط داشته است. درونگراها علاقه زیادی به مشاغلی داشتند که
مستلزم تعامل های نزدیکی با سایر افراد نبود ، مانند مشاغل فنی و علمی ، برونگراها
بیشتر به مشاغلی علاقه مند بودند که سطوح بالایی از تعامل اجتماعی را فراهم می
کردند، مانند فروشندگی و روابط عمومی.
جدول (2) بعد شانزده ترکیب تیپ شخصیتی
افراد و مشاغل مرتبط با آنها را نشان می دهد.

 

در نهایت می توان گفت که تئوری تیپ شخصیت و ابزار (MBTI) به ما در درک
بهتر نقاط قوت و ضعف افراد کمک می کند و تاثیر این عوامل را در تشکیل تیم‌ها و
توسعه آنها نمی توان نادیده گرفت.افراد با تیپ‌های ترجیحی متفاوت، عملکردهای
متفاوتی در گروه یا تیم خواهند داشت و گاه سرنوشت یک تیم به عملکرد برخی افراد
وابسته می شود.در ادامه سعی شده است این تأثیر با بهره گیری از یک الگو نشان داده
شود.

اگر چه عواملی که باعث موفقیت یک تیم می شود بسیار زیاد است، اما برخی
موارد تأثیر بیشتری دارند. ناکارایی تیم‌ها ممکن است محصول ترکیب نامناسب افراد تیم
باشد. مهمترین قدم (قبل از هراقدامی) ساختن تیم است؛ تیمی که موفقیت آن تقریباً
قطعی باشد. معمولاً موارد زیادی هستند که پویایی گروهی را مختل می کند و باعث
ناکارایی تیم می شود. هر چه سازمانها بیشتر بر مفهوم کار تیمی تأکید می کنند، بیشتر
باید به این موضوع توجه شود که چگونه افراد مختلف در تیم با یکدیگر تعامل دارند.
(Spiegel & Torres,2001)

عوامل اثربخشی یک تیم
اعضای یک تیم
ایده‌آل باید دارای استعداد و دانش متنوع باشند، در حالی که براحتی بتوانند بدون
بروز هیچ مشکلی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

 

الگو های متنوعی برای تیم‌های اثر بخش ارائه شده، در این تحقیق از الگوی
مطرح شده توسط کراجر و توسن(Kroeger & Thuesen , 1992) برای تیم‌های توسعه
سیستم های اطلاعاتی (IS) استفاده شده است. تیم‌های (IS) به خاطر پیچیده بودن فرایند
طراحی سیستم های اطلاعاتی و بهر ه گیری از اعضای بخشهای مختلف سازمان مورد مناسبی
برای بررسی است و شاید بتوان نتایج این مقاله را به تیم‌های دیگر نیز تسری
داد.

از الگو های رایج در رویکرد تیمی می توان به الگوی طراحی کاربرد مشترک،
اشاره کرد. این الگو، زمان طراحی سیستم را کوتاه می کند، در حالی که نتایج جامع و
با کیفیت بالایی ارائه می دهد.( Kroeger & Thuesen , 1992). به عنوان مثال یک
تیم با طراحی کاربرد مشترک که برای طراحی سیستم های حسابداری، تشکیل شده است شامل
حسابداران و همچنین متخصصان کامپیوتر است.

در الگوی طراحی کاربرد مشترک، سه
عامل تحت تأثیر تفاوتهای افراد قرار می گیرد: رهبری اثربخش، ارتباطات درون تیم و
انسجام گروه. تقریباً تمام عوامل به افراد درگیر در تیم بستگی دارد.
رهبر
تأثیرگذار یکی از عوامل مهم در موفقیت تیم است. رهبر بدون تأثیر، بهره وری تیم را
از بین خواهد برد. یک رهبر بادانش و جسور بایستی بتواند سطوح متفاوتی از عملکرد و
مدیریت را ارائه کند. باید بتواند جلسات تیم را کنترل کند و تقریباً همه افراد را
در مذاکره شرکت دهد تا به یک نتیجه قابل قبول دست یابد. ( ,1997Bradley,et
al).

اغلب یافتن رهبرخوب، کار سختی است. هر کسی ترکیب مناسبی از توانایی
تکنیکی و شخصیتی مناسب را ندارد. علاوه براین رهبر بایستی بتواند تیم را اداره و
سریعاً تعارضها را حل کند. (Spiegel&Torres,2001)

ارتباطات درون تیم
عامل دیگری است که موفقیت تیم را تحت تأثیر قرار می دهد و مشکلات در این زمینه
می‌تواند به صورتهای مختلفی بروز نماید.

انسجام تیمی، هم به عنوان یک جزء
جدا نشدنی از اثربخشی تیم است .در یک تیم منسجم، روح با یکدیگر بودن و پشتیبانی از
یکدیگر را بوضوح می توان دید. این انسجام به اعضای تیم در حل سریع تضادها یاری
می‌نماید. هر اندازه سطح انسجام تیم بالاتر رود، گروه روش یکسانی را می پذیرد.(
2002،Huber)

تنوع شخصیتی اعضای تیم، چهارمین عامل موفقیت است. تعدادی از
تحقیقات تاثیر تنوع تیم در عملکرد گروهی موفق را نشان داده اند. عموماً این تحقیقات
بیان می دارند که در مسائل پیچیده، تیم‌هایی با افراد مختلف و تواناییهای متفاوت
دانشی و تکنیکی، اثر بخشتر از تیم‌هایی هستند که تقریباً در این جنبه ها یکسان
هستند. (Bradley,et al,1997).
افراد مشخصی، رهبران ذاتی می شوند در حالی که
دیگران ترجیح می دهند نقش پیروان را ایفا کنند. برخی افراد، سخنگوهای ذاتی هستند،
در حالی که دیگران از بیان درونیاتشان عاجزند. هر شخص به هرحال، می تواند تأثیر
مثبتی براثربخشی کلی تیم داشته باشد، اما همیشه باید یک تعادل بین تیپ های شخصیتی
برقرار شود. (Jessup 2002).
عموماً بهترین رهبرها یا (ESTJ) هستند یا (ENTJ).
بسته به موقعیت مورد نظر، اگر نیاز به یافتن راه حلهای خلاق و به کارگیری تکنولوژی
جدید نباشد و مسائل ساختار یافته و سرراست باشند،رهبر حسی(ESTJ) گزینه مناسبی است.
اما اگر تیم نیاز به رویکردهای جدید در حل مسائل داشته باشد و مسائل به آسانی درک
نشوند، رهبر شهودگرا (ENTJ) گزینه مناسبی است.
برونگراها طبیعتاً راحت تر از
درونگراها ارتباط برقرار می کنند. حس گراها بیشتر از شهودگراها و تفکرگراها بیشتر
از احساسی ها می توانند ارتباط برقرار کنند. برونگراها سخنگوهای ذاتی هستند اما
حقیقت این است که تعدادی زیادی از برونگراها نمی توانند در یک تیم باشند، چون آنها
با بیان زیاده از حد عقایدخودشان، تیم را دچار تشنج می کنند. افراد حس گرا حقایق را
دریافت می کنند و براحتی می توانند آنها را به صورت سازمان یافته با دیگر اعضای تیم
در میان بگذارند. (Bradley,et al,1997)
یک تیم اثربخش باید ترکیب سالمی از افراد
برونگرا داشته باشد تا بتوانند ارتباطات درون تیمی کافی برقرار کنند.

 

تحقیقات نشان می‌دهند که در مسائل پیچیده، تیم‌هایی با افراد متفاوت
و تواناییهای دانشی و تکنیکی، اثربخش‌تر از تیم‌های درون- همسان
هستند.


انسجام تیم تحت تأثیر تفکرگراها در مقابل احساسی ها است. اعضای
تفکرگرا تیم به خاطر پافشاری در بیان قضاوتهایشان، اغلب اعضای حساس گروه را مورد
هجوم قرار می دهند و فشار خاصی را در احساسات گروهی ایجاد می کنند. اعضای احساسی
برعکس، بخوبی از روحیه کار گروهی آگاه هستند و تمامی سعی شان در این است که هارمونی
تیم بهم نخورد. انسجام تیمی ، وجود تعارض را انکار نمی کند، زیرا تضاد است که به
قضاوت ایده ها کمک می کند. یک تیم منسجم تیمی است که قادر است تضادها را به نحوی که
تفرقه های طولانی ایجاد نکند، حل کند و به هم افزایی که نتیجه کار تیمی است، نائل
شود.

معمولاً تیم‌های متجانس، زودتر به نتیجه می رسند، اما همیشه راه حلهای
آنها، مانند راه حلهای تیم‌های غیر-متجانس خلاقانه و نوآورانه نیست. هر تیمی باید
ترکیب بهینه ای از افراد را داشته باشد که این ترکیب بسته به شرایط و نوع مسائل پیش
روی تیم‌ها متفاوت است.

نتیجه گیری
شاید الگویی که در بالا اشاره
شد خیلی ایده آل و آرمانی به نظر برسد و نتوان هر تیمی را با رویکرد بالا تجزیه و
تحلیل کرد. اما الگوی بالا یک چارچوب استاندارد برای تیم‌هاست که می توانند از آنها
برای ارزیابی خودشان استفاده ببرند.

به کارگیری ابزار (MBTI) در کنار سایر
تحلیل ها و ابزارهای ارزیابی عملکرد، به ما در درک بهتر افراد و عملکرد تیمی کمک
کرده است. بر مبنای تجزیه و تحلیل ارائه شده در این مقاله، می توان گفت که تر کیب
شخصیتی افراد تیم، نقش مهمی در تفاوت عملکردی تیم‌ها دارد. تنوع و تعادل در افراد،
عامل ضروری برای ایجاد عملکرد موفق تیمی است.

سازمانهایی که می خواهند
تیم‌های اثر بخش داشته باشند، باید روی ترکیب افراد کار کنند و به افراد تیم در درک
رفتارهای خودشان و رفتارهای اعضای دیگر یاری رسانند.

در پایان باید گفت،
اگرچه (MBTI) ترجیحات شخصیت افراد را مشخص می کند، اما اینطور نیست که این ترجیحات
تغییر پیدا نکنند، بلکه افراد می توانند با کسب آموزشهایی خاص، از یک نوع شخصیت
غالب خارج شوند و به حالت مکمل آن در بیایند. نکته مثبت MBTI این است که نقاط قوت و
ضعف افراد را در شرایط مختلف مشخص می کند و به آنها در تلاش برای تغییر و بهبود
آنها کمک می نماید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٩

 

شیوه نمره گذاری و تفسیر آزمون M.M.P.I :

پس از ارائه آزمون و پاسخدهی آزمودنی به سئوالات بر دو مبنای «بلی» و«خیر» شروع به نمره گذاری بر اساس «کلید آزمون» خواهیم نمود.

سپس بر اساس کد های آزمون، نیمرخ روانی شخص را رسم نموده وبر اساس نحوه توزیع نمرات در آیتم های روانی خاص به تفسیر بالینی نمرات حاصله می پردازیم.

کلید نمره گذاری MMPI : جهت صرفه جویی در زمان و نیز انسجام اطلاعات مربوط به نمره گذاری و تفسیر کلیه اطلاعات در جدول شماره 2 گرد آوری شده است.

جدول شماره 2 روش تفسیر آزمون (MMPI) : جدول زیر برداشتی آزاد از منابع معتبر بالینی است که تمام مراحل سازماندهی و ساخت آن دردفتر مشاوره صورت گرفته است.

مقیاسهای بالینی

پاسخ بلی به آیتمهای زیر نمره می گیرد

پاسخ خیر به آیتمهای زیر نمره می گیرد.

نمرات بالا (70T>)

نمرات متوسط (50>T >70)

تفسیر

نمرات پائین (30>T > 70)

تفسیر

HS

9-18-32-44

1-2-6-36-37-45-46-55-62-63

مشکلات روانی را از کانال جسمانی نشان می دهد، نق زن خود محور، منفعل پرخاشگر، نابالغ، هوش متوسط، یک دنده، خود شیفته، از علائم جسمانی برای سؤاستفاده از دیگران بهره می گیرد، افسرده واکنشی، افسرده ملانکولی

فردی آگاه است، خلاق، مسئول، هوشیار و توانمند.

D

4-9-13-17-18-22

25-36-44

1-3-6-11-28-37-40-42-60-61-65

کمبود انرژی روانی، دوری گزین، کم حرف، بدبین، احساس حقارت، دارای افکار خود کشی، احساس درماندگی کرده به انتقاد حساس است، ناامید، ترسو و اشکال در تمرکز است.

عدم وجود افسردگی، خوشبین، فعال، دارای آرامش، نمره بسیار پائین بیانگر انکار افسردگی است.

HY

9-18-44-57

1-2-3-1-23-26-28-29-31-33-35-37-40-41-43-45-46-49-55-56-62

از مکانیسم سرکوبی و انکار استفاده می کند، دارای بینش ضعیف، پرتوقع، روابط سطحی و ناپخته، ساده لوح، خود محور، فقدان رضایت، دراماتیک از مکانیسم جسمانی گردن استفاده می کند جهت جلب محبت.

فردی است باریک بین، کناره گیر، مقرراتی، خود کنترل کننده

Pd

7-10-13-14-15-16-27-32-53-58-71

28-3-34-35-41-43-49-65

نمره بالا: ناتوانی در بیان خشم، رفتارهای تکانه ای، عدم تبعیت از قانون، کارهای ضد اجتماعی، روابط سطحی فاقد وفاداری و صداقت، دارای خشم نامشخص به خانواده، نژاد پرست و تندخو.

نمره متوسط : ماجراجو، معاشرتی پر جرأت، صریح، مدیر، دارای اعتماد به نفس.

خشک، مقرراتی، دارای مشکل در ابراز وجود، متواضع، بشاش، خود انتقادگر، خود کنترل، همنوا با اجتماع.

Pa

5-8-10-13-30-39-63-66-68

28-29-31-63-67

نمره بالا : از فرافکنی استفاده می کند، بدگمان، کینه توز، خشمگین، وسواس فکری، خشک، مظنون، احتمالاً سیکوز است، رفتار اطرافیان را سوء تفسیر می کند.

نمره متوسط : جدی، متخاصم، فاقد خود اعتمادی، با هوش، احساساتی، بخشنده، از مکانیسم روشنفکرمأبانه استفاده می کند.

امیدوار، دارای دامنه کوتاهی از علایق و اگر نمره بسیار پایین باشد احتمال پوشاندن یک مشکل پارانوئیدی است.

Ma

29-34-38-4-7-8-39-5-57-60

42

فردی اجتماعی، دست و دل باز، احتمال مصرف الکل، دارای ابراز وجود، ماجراجو، شتابزده و سرشار از انرژی.

نمره بسیار بالا : فقدان تمرکز کنترل و دارای افکار بزرگ منشی.

افسردگی، بی تفاوتی، فقدان انگیزه و اعتمادبه نفس، بدبینی و توجه به پایین به امور.

Pt

5-8-13-17-2325-27-36-44-51-57-66-68

2-3-42

بیمناک، نگران، کمال گرا، دارای تنش، ترسهای خرافی، باانضباط، از دلیل تراشی استفاده می کند، بیمناک، اشکال در تمرکز، خویشتن نگر، سازمان یافته، مضطرب، خودانتقاد نگر، دارای احساس گناه

فردی آرام، گرم، مطمئن، مستقل، متین، دارای احساس ایمنی، هوشیار.

Sc

5-7-8-10-14-15-16-17-21-30-38-39-48-57-66

3-23-46-63

فردراست منزوی، دیگران او را عجیب می دانند، مرموز، مهارتهای اجتماعی ضعیف واحتمالاً سیوکوتیک

متعادل بودن، فدان اضطراب، فرایند تفکر بهنجار

مقیاس اعتباری

پاسخ بلی

پاسخ خیر

نمرات بالا (50 T> < 70)

نمرات پایین (30>T > 70)

L

ـــــــــــ

5-11-24-47-52

آزمودنی خواسته خود را خوب جلوه دهد، دارای بهره هوشی پائین است، احتمالاً پارانوئید است.

فردی است صریح، عیبهای خود را می پذیرد، آرام است و اعتماد به نفس دارد.

F

9-12-15-19-30-38-48-50-58-59-64-71

20-24-61

آزمودنی متوجه دستور العمل نشده است، نخواسته همکاری کند، خواسته تمارض کند و خود را بیمار جلوه دهد، شخص واقعاًبیمار است.

شخص بهنجار است و ادراکش مانند دیگر افراد است

F پایین نشانگر انکار بیماری است.

K

ــــــــــ

11-23-31-33-34-36-40-41-43-51-56-70-61-65-67-69

کوشش برای با کفایت بودن، تعاملات اجتماعی کم مقاومت، عدم انعطاف پذیری، پیش آگاهی، ضعیف نسبت به روان درمانی

عدم تمایل به دریافت کمک، ego قوی اعتماد به نفس.

 

 

پس از محاسبه نمرات خام با توجه به نورم موجود در نمودار MMPI مقدار درصد آنها را به صورت جداگانه مشخص و کدبندی می کنیم، برخی کدها عبارتند از :

** (99 به بالاتر) * (99-90) // (89-80) َ(79-70)- (69-60) / (59-50)

: (49-40) # (39-30)

نمرات کمتر از 30 به علت پائین تر بودن از سطح نابهنجار علامت ندارند.

ابتدا نیمرخ بالینی را با توجه به مقیاسهای حاصل از نمرات خام به ترتیب نزولی مرتب می کنیم و سپس مقیاسهای اعتباری را نیز می نویسیم و کدگذاری می کنیم. مثال :

L/FK/ #8 : 9 / 7 - 6 5 4 َ1 2 ً 3

چند اصل کلی را جهت تفسیر باید در نظر گرفت : (تفسیر کلی)

در مقیاس بالینی اگر مقایسه سمت چپ بالا و مقیاس های سمت راست پائین باشند (بطور کلی) و به احتمال زیاد آزمودنی ها نوروز است.

اگر مقیاسهای سمت راست بالا و سمت چپ پائین باشد احتمالاً سایکوز است.

اگر پراکندگی در مجموعه زیگزاگی باشد احتمالاً آزمودنی دارای اختلال شخصیت است.

نوع دوم تفسیر : (تفسیر از طریق الگوها)

اکنون فرآیند تفسیر به سوی استفاده از الگوها تغییر جهت داده است. مثلاً اغلب تصور می شود که روانپریشیها الگویی متمایز را به نمایش می گذارند. (مقیاسها D، Pd، Pa، Sc) در بالاترین حد خود هستند. افراد روان رنجور در مقیاسهای Hs، D، ptchy نمرات بالا دارند.

بیماران دارای اختلال شخصیت یا بزهکاری غالباً در مقیاسهای pd،Sc،Ma نمرات بالا دارند.

تفسیر از طریق محتوی :

در این شیوه تفسیری بر تمامیت محتوای آزمون تأیید می گردد و بر اساس بیشترین نمرات در مقیاسها با توجه به موارد زیر می توان به تغییر وضعیت آزمودنی پرداخت.

کدهای تفسیری:

21 , 12 (هایپو کندریا بالاتر از افسردگی یا افسردگی بالاتر از هایپو کندریا) فردی با چنین کدی (بالای 70) دارای چنین خصوصیاتی است : فردی است با شکایت جسمانی چون درد، خستگی، تنش جسمانی، اضطراب و تحریک پذیری، افسردگی را تجربه می کند، از مکانیسم سرکوب و جسمانی کردن استفاده می کند، با بدن و جسمش اشتغال ذهنی دارد و از این علائم جسمانی برای سوءاستفاده از دیگران سود می برد. این کد در مردان مسن بیشتر مشاهده می شود. عمده ترین تشخیص در این کد هایپو کندریاست یا بیمارانی با درد مزمن.

اگر همراه این کد مقیاس (8) یا (F) نیز بالا باشد تشخیص اسکیزو فرن همراه با هذیانهای جسمانی گذاشته می شوذ. اگر همراه این کد (4) یا (6) یا هر دو بالا باشد نشان دهنده ی اختلال شخصیت است به خصوص اختلال شخصیت منفعل پرخاشگر که افسردگی را هم تجربه می کند.

31, 13 به این کد V تبدیلی نیز می گویند (3,1 بالاتر از 70) و تبدیل فشارهای روانی به علائم جسمانی دیده می شود. این کد در زنان جوان بیشتر دیده می شود. این افراد تعارضات روانی را تبدیل به مشکلات جسمانی می کنند. علائمی چون تهوع، بی اشتهایی روانی یا پر اشتهایی روانی، سرگیجه، بی حسی، ضعف و خستگی نشان می دهند نیاز شدیدی به توجه و پذیرش اجتماعی دارند. از علائم خود برای کنترل دیگران استفاده می کنند. روابط بین فردی ایشان سطحی همراه با سرکوب خصومت است، رفتارهایشان نمایش گونه، خصوصیاتی چون ناپختگی، خود محوری و خودخواهی دیده می شود. نسبت به مشکلات خویش بینش ندارند. از انکار و فرافکنی استفاده می کنند. عمده ترین تشخیص اختلال تبدیلی است که در طبقه بندیهای جدیدی اختلال جسمانی شکل و اختلال هایپو کندریا،‌ اختلال شخصیت هیستریک و اختلال خلقی همچون افسردگی یا دیستایمی.41,14 (هایپو کندریا و جامعه ستیزی بالاتر از 70) : این فرد تعاملات بین فردی اش بیش از حد توأم با سوء استفاده است. قادر به کنترل تکانه هایش است اما این کار را با سختی، بدبینی و با بی میلی نسبت به قانون و مقررات انجام می دهد. خود محور ، طالب توجه و توجه مداومی به جسم و شکایات جسمانی دارد. سابقه سوء مصرف الکل و مواد دارد. ارتباطات شغلی و شخصی ضعیف دارد، نسبت به درمان مقاوم است، عمده ترین تشخیص هایپو کندریا و اختلال شخصیت، به خصوص شخصیت ضد اجتماعی دارد.

18,81 (اسکیزوفرن با هذیانهای اجتماعی) طیف وسیعی از شکایات مبهم و غیر عادی که عمدتاً جسمانی است، گم گشتگی (عدم جهت یابی) اشکال در تمرکز، توانایی ضعیف در برخورد با استرسور و در چنین موقیتهایی اضطراب بیش از حد، روابط بین فردی ضعیف که توأم با فاصله و احساس بیگانگی است،‌ابراز احساسات به شکل نامناسب، دردناک و متخاصم. دیگران چنین فردی را فردی غیر عادی و عجیب و غریب توصیف می کنند. نسبت به دیگران بی اعتماد، سطح بینش ضعیف، عمده ترین تشخیص اسکیزوفرن است، به خصوص اگر (F) بالا باشد. اگر (F) در دامنه بهنجار باشد یا پایین باشد محتمل ترین تشخیص هایپو کندریا است. اگر همراه با این کد (7) نیز بالا باشد محتمل ترین تشخیص اضطراب است.

91,19 (هایپو کندریا با هایپومانیا بالا) چنین کدی نادر است، این فرد شکایات وسیع بدنی دارد و در عین حال سعی در مخفی نگاه داشتن این مشکلات و انرژی زیادی را برای این مسأله صرف می کند. فردی است برون گرا، پرحرف، تنیده و بی قرار، یک آشوب ذهنی را تجربه می کند، اهداف خود را به طور ضعیف تعریف کرده و معمولاً این اهداف غیر قابل دسترس هستند. شکایات جسمانی او پایه ی عضوی ندارد و احتمالاً این شکایات و رفتارهای بیش از حد او (مانیک گونه) برای یک افسردگی قریب الوقوع است. بی میل به پذیرش تفسیر روانشناختی برای مشکلات خود است، عمده ترین تشخیص هایپو کندریاو مانیک است. اگر همراه این کد (4) و (6) نیز بالا باشد اختلال شخصیت منفعل پرخاشگر.

32,23 (افسردگی و هیستریک) فردی است فاقد انرژی، ضعیف، بی احساس، بی میل، افسرده و مضطرب. در مسائل روزمره احساس بی کفایتی می کند. دیگران او را فردی منفعل، مطیع و وابسته و طالب مهر یا محبت توصیف می کنند. سطح بینش ضعیف،‌روابط بین فردی سطحی، ناپخته، کودکانه، و از لحاظ اجتماعی بی کفایت. مردانی با این کد افرادی ناپخته و وابسته، در عین حال جاه طلب، رقابت جو و ساعی هستند. و زنانی با این کد بیشتر ضعیف، بی احساس، دارای سطوح معناداری از افسردگی،‌دارای مشکلات زناشویی و طالب درمان نیستند. عمده ترین تشخیص اختلال عاطفی است اگر همراه این کد (F) و یا (8) نیز بالا باشد افسردگی با یک چهره ی سایکوتیک دیده می شود.

42,24 (افسردگی ضد اجتماعی بالا) چنین فردی گرایشات ضد اجتماعی و اشکال در کنترل تکانه هایش دارد. در عین حال پس از نشان دان رفتارهای ضداجتماعی احساس گناه و پشیمانی می کند. چنین فردی برای طرح ریزی آینده ناتوان است. افسردگی را تجربه می کند و در مورد چنین فردی می توان گفت یک شخصیت ضد اجتماعی که گیر افتاده. سابقه مصرف الکل و سوء مصرف دارو معمولاً با انگیزه خود درمانی افسردگی شان. روابط بین فردی ضعیف، مشکلات متعدد خانوادگی و شغلی، استخدامهای متعدد و پراکنده، وجود مشکلاتی در ارتباط با قانون و هنجارهای اجتماعی. چنین فردی به شکستهایش با بدبینی و خود انتقاد گری و تردید درباره خود پاسخ می دهد. در برخوردهای اولیه بسیار فریبنده به نظر می رسد. در این برخوردها معاشرتی، شایسته و مشتاق تظاهر می کند. عمده ترین تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی و منفعل پرخاشگر است.

اگر همراه این کد (1) و (3) نیز بالا باشد تشخیص افسردگی و اکنشی است. اگر همراه این کد (F) و (8) نیز بالا باشد وجود یا شروع یک سایکوز . اگر همراه با این کد (6) بالا باشد احتمال شخصیت ضد اجتماعی ، قوی است.

62,26 (افسردگی و پارانوئید) چنین فردی نسبت به انتقاد واقعی یا تصوری بیش از حد حساس است. تاریخچه طولانی از مشکلات بین فردی،‌افرادی بی میل، پرخاشگر، متخاصم و برای حفظ خود از یک طرد قریب الوقوع از سوی دیگران، غالباً دیگران را طرد می کنند. دیگران را برای مشکلات خود مقصر قلمداد کرده و برای ابراز و احساس خشم به دنبال توجیه است. عمده ترین تشخیص برای این کد اختلال دیس تایمی یا افسرده خویی است. اگر (4) نیز بالا باشد شخصیت منفعل پرخاشگر. اگر همراه این کد (7) ، (8) بالا باشد احتمال سایکوز به خصوص اسکیزوفرن پارانوئید.

72,27 این کد شایع است و نشان دهنده فردی افسرده، بی قرار و بی تاب ونوروز است این فرد کندی حرکتی، کندی روانی و بی خوابی را تجربه کرده و از لحاظ اجتماعی و جنسی احساس بی کفایتی می کند. به این کد مقیاس پریشانی ذهنی هم گفته می شود.

تفکر چنین فردی غالباً وسواسی با طیف وسیعی از فوبی هاو ترسها، دارای مشکل در ابراز وجود، خودمقصربین، خودتنبیه، وابسته و منفعل،‌خودآگاهی این فرد بسیار قوی است، استرس های کوچک و و اکنشهای شدیدی را در این فرد برمی انگیزد و شکایات جسمانی چون ضعف، خستگی، سرگیجه و مشکلات گوارشی را عنوان می کند. عمده ترین تشخیص اختلال عاطفی است و در درجه بعد اختلالات اضطرابی و اختلال شخصیتی چون اجتنابی و وسواسی.

82,28 (اسکیزوفرن و افسردگی) چنین فردی از افسردگی. اضطراب، بی خوابی، خستگی، ضعف، عدم جهت یابی، اشکالاتی در تمرکز، ضعف حافظه شکایت دارد و رفتارهایی چون گوشه گیری، بیگانگی، بی قراری، تنش و از کوره دررفتن دیده می شود. انگیزه ی این فرد برای فعالیت پایین است پس از ناتوانی در کنترل تکانه ها مخصوص در مورد خودکشی دیده می شود. عمده ترین تشخیص اختلال عاطفی، اختلال اسکیزوافکتیو ، اختلال شخصیتی اجتنابی و وسواسی است.

92,29 (افسردگی و مانیا) فردی با چنین کد، انرژی بالایی نشان می دهد و این انرژی بالا ممکن است دفاعی بر علیه احساسات افسردگی باشد. شکایات جسمانی مشکلاتی در ارتباط با سوءمصرف الکل وجود دارد. نشخوار های ذهنی در مورد احساس بی ارزشی دیده می شود در عین حال خودمحوری و خود مجذوبی در این فرد ممکن است وجود داشته باشد. عمده ترین تشخیص اختلال دو قطبی یا اختلال سیکلوتایمی است و یا در درجه ی دوم وجود یک آسیب مغزی.

43,34 (هیستری و جامعه ستیزی) فردی است ناپخته ، خود محور با سطح بالای از خشم که ابراز مشکل بطور مداوم سعی در همنوایی و خشنود ساختن دیگران دارد در عین حال میزان قابل توجهی از خشم را هم تجربه می کند . احساس بیگانگی و طرد از سوی خانواده دارد، روابط اجتماعی سرد و کم عمق، بینش ضعیف و خصومتهایش را فرا فکنی می کند، سابقه ی سوء مصرف الکل، مسائل زناشویی و درگیریهای فیزیکی دارد، اگر آزمودنی زن باشد شکایات جسمانی مبهم بیشتری را همچون سردرد، تاری دید و شکایات معدی روده ای را مطرح می کند. عمده ترین تشخیص اختلال شخصیت منفعل ، پرخاشگر ، شخصیت مرزی و هیستریونیک است. اگر هر دو مقیاس از 85 بیشتر باشد احتمال فیوگ یا فرار مرضی برون ریزی پرخاشگری و جنسی زیاد است.

63, 36 ( هیستری و پارانوئید) چنین فردی نسبت به انتقاد بیش از حد حساس است، احساسات خصمانه و پرخاشگرانه را سرکوب می کند. فردی است ترسو، دارای تنش، مضطرب، مشکلات جسمانی چون سردرد نشان می دهد، بدگمانی و رقابت جو بودنش را انکار می کند، به سرعت و به سادگی ارتباط سطحی برقرار می کند و در ادامه ی این ارتباط خودمرکز بینی و بی رحمیش را آشکار می کند چنین فردی برای احساس ایمنی در زندگی به دنبال قدرت و اعتبار است. عمده ترین تشخیص پارانوئید است به ویژه اگر 6 بالاتر از 3 باشد.

83,38 (هیستری و اسکیزوفرن) چنین فردی دارای علائمی چون گم گشتگی، عدم جهت یابی مشکلاتی در مورد حافظه، تفکر هذیانی و آشوب ذهنی قابل توجهی را تجربه می کند. احساس تنش و نگرانی دارد ، بی احساس و کناره گیر به نظر می رسد، تجارب غیر عادی دارد ، سعی در انکار این علائم دارد ، مشکلاتش را به شکل مبهم و توأم با احتیاط ابراز می کند، بینش ضعیفی دارد ، اگر 3 بالا و F پایین باشد مشکلاتی در ابراز خشم و تصمیم گیری دارد، عمده ترین تشخیص در صورتی که 3 بالاتر از 8 باشد اختلال جسمانی شکل یا تجزیه ای و اگر 8 بالا باشد و F هم بالا باشد عمده ترین تشخیص اسکیزوفرن است.

64,46 (ضد اجتماعی و پارانوئید) فردی است متخاصم، دارای اشتغال ذهنی، نامطمئن ، تحریک پذیر ، ناپخته، خود محور، ناتوان از برقراری روابط نزدیک، از فرافکنی استفاده می کند، فاقد خود انتقالی ، کاملاً دفاعی و جدلی، دارای سابقه ی سوء مصرف مواد و الکل، سوءاستفاده کننده از دیگران، حساس نسبت به انتقادهای واقعی و خیالی. اگر همراه این کد (8) نیز بالا باشد عمده ترین تشخیص اسکیزوفرن پارانوئید است. در ارتباط خود این کد شخصیت منفعل پرخاشگر و یا شروع یک سایکوز و اگر همراه این کد (2)و(3) نیز بالا باشد شخصیت مرزی.

74,47 (ضد اجتماعی و سایکاستنی) چنین فردی در ارتباط با رفتارهایش احساس گناه می کند و نسبت به آنها رنجیده خاطر و دارای اشتغال ذهنی است. چرخه ی قابل پیش بینی از خشم و پس از آن احساس گناه. ممکن است ناکامیهایش را با سوء مصرف الکل، برون ریزی پرخاشگرانه و ایجاد هرج و مرج جبران کند، نسبت به تغییر مقاوم است، مشکلات قانونی و مشکلات خانوادگی را دارد، عمده ترین تشخیص شخصیت ضد اجتماعی و اختلال اضطراب است.

84,48 (ضد اجتماعی با اسکیزوفرن) فردی است عجیب و غریب، از لحاظ هیجانی با فاصله دارای مشکلات شدید در رابطه با سازگاری ، دارای رفتارهای غیر قابل پیش بینی و غریب، پاسخ های جنسی عجیب و رفتارهای ضد اجتماعی، فاقد حس هم دردی ، غیر همنوا و تکانشی ، گاهی اوقات عضو گروههای مذهبی عجیب یا سازمانهای سیاسی غیر عادی، احساس بیگانگی و خصومت می کند، عملکرد تحصیلی توأم با عدم موفقیت دارد در روابط بین فردی عملکردش ضعیف و ناکافی است. اگر F نیز بالا باشد پرخاشگر، سرد، کینه کننده ، دارای مهارتی برای تزریق احساس گناه در دیگران . طالب مشاغلی چون، افسر مجری قانون یا یک ناظم سخت گیر مدرسه که به این ترتیب می توان رفتارهای سادیسمی خود را نشان دهد. جرمهای عجیب و غریب مانند آدم کشی یا حملات جنسی دیده می شود این جرمها معمولاً تکانشی و بدون طراحی قبلی و دلیل روشن صورت می گیرد. زنان با این کد رفتارهای بزهکارانه شان عمدتاً شکل جنسی دارد. عمده ترین تشخیص شخصیت اسکیزوئید یا پارانوئید و اگر با این کد (6) نیز بالا باشد یک واکنش سایکونیک و احتمالاً اسکیزوفرن پارانوئید.

94,49 (جامعه ستیزی و مانیا) فردی با این کد نه تنها احساس بیگانگی می کند و گرایشات ضد اجتماعی دارد بلکه انرژی برا انجام این گرایشات نیز داراست. این افراد سهل گیر نسبت به خود، تکانشی، عزت طلب، تحریک پذیر، برونگرا، زورگو، سوءاستفاده کننده فعال است. دارای خودآگاهی ضعیف، فقدان توجه به قوانین و مقررات رها از اضطراب، پرحرف و در برخوردهای اولیه فریبنده دارای ارتباطات کم عمق و سطحی، سابقه درگیری با قانون، مشکلات خانوادگی وشغلی، ناتوان از تمرکز برای مدت طولانی، از گذشته درس نمی گیرد، درمان با این افراد ناکام کننده و بدون نتیجه است. عمده ترین تشخیص شخصیت ضد اجتماعی است اگر (8) نیز بالا باشد حالت مانیک یا اسکیزوفرن اگر همراه این کد (6) نیز بالا باشد افرای بسیار خطرناک که در ارتباط با آنها بایستی احتیاط کرد.

87,78 (اسکیزوفرن و سایکاستنی) چنین فردی بی قرار ناتوان از انجام فعالیتهای روزمره دارای مشکلاتی در برقراری روابط پخته، فاقد خود اطمینانی، مشکلاتی چون بی خوابی، توهم و هذیان را تجربه می کند. احساساتی چون احساس گناه، احساس حقارت، احساس سردرگمی، احساس نگرانی و ترس را دارد، خطر خودکشی وجود دارد الگوهایی از تفکر عجیب و غریب به خصوص اگر (8) بالاتر باشد.

اگر مثلث نوروتیک (1,2,3) پایین باشد عمده ترین تشخیص اسکیزوفرن است. اگر همراه این کد (2) نیز بالا باشد عمده ترین تشخیص دیس تایمی و وسواس فکری و عملی است.

98,89 (اسکیزوفرن و مانیا) فردی است کاملاً پر انرژی با یک حالت بیش فعالی از لحاظ هیجانی تنیده، و فاقد سازمان، و بی ثبات اگر (6) نیز بالا باشد احتمال هزیانهای بزرگ منشی با رنگ و بوی مذهبی دیده می شود. اهداف و انتظاراتش غیر واقعی و آرزوهایش بسیار بالاتر از سطح توانایی هایش است. بی خوابی را تجربه می کند ارتباط بین فردی اش کودکانه و ناپخته، ترسو، بی اعتماد، تحریک پذیر، آشفته، سطح بینش ضعیف عمده ترین تشخیص اسکیزو افکتیو با حالت مانیک است یا به طور کلی اسکیزوفرن.

123 دو علامت عمده در این فرد دیده می شود، افسردگی و جسمانی کردن، این فردمضطرب، زودخشم، دچار خود تحقیری، حساس و ضعیف است و از مکانیسم سرکوب استفاده می کند، تشخیص قدیمی نوروز یا هایپوکندریا مناسب این اشخاص است.

1234 فردی است متوقع، وابسته مایل به ارضاء از طریق دیگران، دارای علائمی چون بی اشتهایی، استفراغ، سرگیجه، بی خوابی، تنیده و افسرده، دارای سابقه ای از پرخاشگری به خصوص اگر مرد باشد. وابستگی به الکل در این افراد دیده می شود به درمان پاسخ نمی دهد و به سختی تغییر می کنند.

1237 فردی است مستعد وابستگی، دمدمی، بی کفایت، ضعیف، ترسو، مسئولیت پذیری ندارد، اغلب بیکار، بی حاصل، نابالغ و اگر مرد باشد در زندگی زناشویی نقش یک زن را بازی می کند. خیلی زود به الکل و رفتارهایش مثل بچه نشان می دهد.

278 یکی از متداولترین کدها است. علائم اولیه شامل افسردگی و اضطراب است. نشخوارهای ذهنی درونی و دائم، شکایات از عدم تمرکز، ناتوانی در تصمیم گیری، تردید زیاد، ناتوان از حل مشکلات یا حل مسأله، ترسو، نگران، بدون اعتماد به نفس، دارای افکار خود کشی، از لحاظ اجتماعی گوشه گیر محتمل ترین تشخیص شخصیت اسکیزوئید یا وجود یک سایکوز.

به عنوان یک عامل کمکی نه تشخیصی باید از این قسمت استفاده شود و نیز ترجیحاً نباید روی افراد سالم اجرا شو دچون معمولاً نتایج آن درست نیست.

اگر در هیچکدام از مقیاسهای بالینی نمره بالاتر از متوسط نداشت چند مقیاس بالاتر را مورد تفسیر قرار داده و تشخیص را با احتمال اعلام می کنیم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٩

 

حالا به این قضیه فکرنکرده اید که نام شما چه اندازه اهمیت دارد!! برای درک این موضوع به این مطلب توجه کنید :

شاید ماهها قبل ازتولد هر یک ازما پدر ومادر وخانواده آنها برای انتخاب نام ما با هم کلنجار میرفتند وهریک نامی میگفتندو درنهایت یکی پیروز شده و نام ما شد همینی که هست.پس از تولد با آداب خاصی نامگذاری شدیم و از آن پس بآن نام ما را صدازدند ودرطول زندگی ما را بآن مخاطب قرار میدهند حال از خود بپرسید نامی که اینقدر با ما اجین است همیشه با ما همراه است دراین عالم پر رمز و راز آیا میتواند تاثیری در زندگی ما نداشته باشد؟؟

.

طبق قوانین علم اسامی و تجربیات ما اقلا 60 تا 70 درصد زندگی ما تحت تاثیر نامی است که بآن صدا زده میشویم.نام ما همچون ظرف ماست که اگر آن ظرف کوچک باشد هیچگاه نمیتواند پذیرای رشد وپیشرفت و ترقی صاحب نام باشد. هر چه ظرف بزرگترباشد مظروف بیشتری را در خود جای خواهد داد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٤

 

در قدیم الایام که علمایی به علم اسامی و تاثیر اسامی در گوشه گوشه زندگی واقف بودند مردم برای ازدواج و تناسب نام دختر و پسر به آنها مراجعه میکردند و از صحت ازدواجشان مطمئن میشدند.
متاسفانه امروزه این علم خاک خورده و دور افتاده از دسترس علما هم دور افتاده چه رسد به مردم عادی. فقط یک مشت کم سواد وبعضا شیاد که بطور ناقص از گوشه های علم اسامی باخبرند و غالبا به دعا نویسی و سفره انداختن و باطل کردن جادو و... مشغولند -درصورتی که صلاحیت علمی و شرعی این اعمال را ندارند- اقدام به پرسش از نام زوجین میکنند و باتوجه به اشراف ناقص بر علم اسامی با دستوراتی ناصحیح ازدواجی عالی را منفصل و یا زندگی خرابی را متصل میکنند و عاقت هر دو کار به شر ختم میشود.اینگونه افراد که غالبا به فکر جیب خود هستند یک حرف مشترک دارند و آن هم "جفت بودن یا نبودن طالع و ستاره زوجین است" که از اکثر آنها شنیده میشود. مبحث ما بررسی اینگونه افراد نیست.پس بهتر است مبحث ازوداج و علم اسامی را بدون حاشیه به سر انجام برسانیم.

در علم اسامی نام زن و مرد در سه حوزه ی تفاهم - سلامتی و پاقدم مالی زن بررسی میشود که در ن صفحه مختصر توضیحی در مورد این سه حوزه و علم اسامی میدهیم و تفصیل آن را در بخش مربوط به خود خواهیم آورد.

اگر نام زن و مرد با هم همخونی و تناسب نداشته باشد ممکن است در یک-دو و یا هر سه حوزه تفاهم و سلامتی و پاقدم مشکل ایجاد شود وتاثیراتش دامن خانواده را بگیرد.

تفاهم :
اگر در زندگی افراد دقت کرده باشید ارتباطات پر از عشق و محبت را میبینید که پس از ازدواج به مشاجره وجدایی و.. کشیده شده است.حتما زن و شوهر هایی را دیده اید که تا آخر عمر باهم هیچ مشکلی نداشته اند و...
همانطور که قبلا ذکر شد و میدانید افراد خانواده مثل حلقه های زنجیر بهمدیگر متصلند و اگر یکی از آنها نام نا مناسبی داشته باشد بر بقیه ی افراد درجه یک و همچنین پدر و مادر بزرگهای وی نیز تاثیر میگذارد همینطور در ازدواج هم اگر نام مرد یا زن از لحاظ تفاهم متناسب با هم نباشد هم در رابطه ی بین آندو و هم در سلامتی و بهداشت جسمی و روانی و بخت و شغل فرزندان آنها نیز تاثیر نامطلوبی میگذارد و بالطبع اگر نام متناسبی داشته باشند زندگیشان بدون مشکل و تنشی بسر میرود بشرط آنکه هیچ اسم نامناسب دیگری در بین نباشد. انواع تفاهم و اقسام و احکام آن در بخش تفاهم زوجین ذکر خواهد شد.

سلامتی:
احیانا افرادی را دیده اید که پس از ازدواج دچار بیماری های گوناگونی شده اند زن یا مرد یا هر دو. خانمی به بنده میگفت از روزی که همسر این آقا شده ام مدام مریضم....این از کجا نشات میگیرد؟؟
اگر زوجین نام متناسبی از لحاظ سلامتی داشته باشند قطعا تا آخر زندگیشان به بیماری خاصی دچار نخواهند شد اما اگر نام نامناسبی از لحاظ قوانینی علم اسامی داشته باشند بطور قطع بیماری گریبانگیرشان خواهد شد که تفصیل ایم مطلب و بیان انواع بیماریها را در بخش سلامتی زوجین و علم اسامی خواهید خواند.

پاقدم مالی :
یکی دیگر از بخشهای مورد بررسی در تناسب نام زن و مرد بررسی پاقدم مالی زن برای مرد است.قطعا افرادی را دیده اید که پس از ازدواج بشدت ورق زندگیشان بر میگردد و از این رو به آن رو میشوند حال یا بسیار وضع مناسبی پیدا میکنند و یا وضع کاملا نامناسبی.این امر ارتباط مستقیم با تناسب نام زوجین از لحاظ پاقدام مالی با یکدیگر دارد. این مطلب را هم در بخش پاقدم مالی در بیان احکام و اقسامش بر خواهیم آمد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٤

 

در قدیم الایام که علمایی به علم اسامی و تاثیر اسامی در گوشه گوشه زندگی واقف بودند مردم برای ازدواج و تناسب نام دختر و پسر به آنها مراجعه میکردند و از صحت ازدواجشان مطمئن میشدند.
متاسفانه امروزه این علم خاک خورده و دور افتاده از دسترس علما هم دور افتاده چه رسد به مردم عادی. فقط یک مشت کم سواد وبعضا شیاد که بطور ناقص از گوشه های علم اسامی باخبرند و غالبا به دعا نویسی و سفره انداختن و باطل کردن جادو و... مشغولند -درصورتی که صلاحیت علمی و شرعی این اعمال را ندارند- اقدام به پرسش از نام زوجین میکنند و باتوجه به اشراف ناقص بر علم اسامی با دستوراتی ناصحیح ازدواجی عالی را منفصل و یا زندگی خرابی را متصل میکنند و عاقت هر دو کار به شر ختم میشود.اینگونه افراد که غالبا به فکر جیب خود هستند یک حرف مشترک دارند و آن هم "جفت بودن یا نبودن طالع و ستاره زوجین است" که از اکثر آنها شنیده میشود. مبحث ما بررسی اینگونه افراد نیست.پس بهتر است مبحث ازوداج و علم اسامی را بدون حاشیه به سر انجام برسانیم.

در علم اسامی نام زن و مرد در سه حوزه ی تفاهم - سلامتی و پاقدم مالی زن بررسی میشود که در ن صفحه مختصر توضیحی در مورد این سه حوزه و علم اسامی میدهیم و تفصیل آن را در بخش مربوط به خود خواهیم آورد.

اگر نام زن و مرد با هم همخونی و تناسب نداشته باشد ممکن است در یک-دو و یا هر سه حوزه تفاهم و سلامتی و پاقدم مشکل ایجاد شود وتاثیراتش دامن خانواده را بگیرد.

تفاهم :
اگر در زندگی افراد دقت کرده باشید ارتباطات پر از عشق و محبت را میبینید که پس از ازدواج به مشاجره وجدایی و.. کشیده شده است.حتما زن و شوهر هایی را دیده اید که تا آخر عمر باهم هیچ مشکلی نداشته اند و...
همانطور که قبلا ذکر شد و میدانید افراد خانواده مثل حلقه های زنجیر بهمدیگر متصلند و اگر یکی از آنها نام نا مناسبی داشته باشد بر بقیه ی افراد درجه یک و همچنین پدر و مادر بزرگهای وی نیز تاثیر میگذارد همینطور در ازدواج هم اگر نام مرد یا زن از لحاظ تفاهم متناسب با هم نباشد هم در رابطه ی بین آندو و هم در سلامتی و بهداشت جسمی و روانی و بخت و شغل فرزندان آنها نیز تاثیر نامطلوبی میگذارد و بالطبع اگر نام متناسبی داشته باشند زندگیشان بدون مشکل و تنشی بسر میرود بشرط آنکه هیچ اسم نامناسب دیگری در بین نباشد. انواع تفاهم و اقسام و احکام آن در بخش تفاهم زوجین ذکر خواهد شد.

سلامتی:
احیانا افرادی را دیده اید که پس از ازدواج دچار بیماری های گوناگونی شده اند زن یا مرد یا هر دو. خانمی به بنده میگفت از روزی که همسر این آقا شده ام مدام مریضم....این از کجا نشات میگیرد؟؟
اگر زوجین نام متناسبی از لحاظ سلامتی داشته باشند قطعا تا آخر زندگیشان به بیماری خاصی دچار نخواهند شد اما اگر نام نامناسبی از لحاظ قوانینی علم اسامی داشته باشند بطور قطع بیماری گریبانگیرشان خواهد شد که تفصیل ایم مطلب و بیان انواع بیماریها را در بخش سلامتی زوجین و علم اسامی خواهید خواند.

پاقدم مالی :
یکی دیگر از بخشهای مورد بررسی در تناسب نام زن و مرد بررسی پاقدم مالی زن برای مرد است.قطعا افرادی را دیده اید که پس از ازدواج بشدت ورق زندگیشان بر میگردد و از این رو به آن رو میشوند حال یا بسیار وضع مناسبی پیدا میکنند و یا وضع کاملا نامناسبی.این امر ارتباط مستقیم با تناسب نام زوجین از لحاظ پاقدام مالی با یکدیگر دارد. این مطلب را هم در بخش پاقدم مالی در بیان احکام و اقسامش بر خواهیم آمد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٤

 

 

انتخاب اسم فرزندان

پژوهشگران انگلیسی و آمریکایی در تحقیقات خود نشان دادند که انتخاب اسم برای فرزندان بزرگترین چالش والدین است چرا که اسم ها شخصیت انسان ها را می سازند.
 

به گزارش لایو ساینس ، محققان انگلیسی با بررسی سه هزار خانواده دریافتند که یک پنجم والدین از اسمی که برای فرزندان خود انتخاب کرده اند پشیمان هستند.

همچنین در تحقیقات دیگری که محققان دانشگاه نورث وسترن در ایلینویز انجام دادند مشخص شد که انتخاب اسم بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد و شاید به همین دلیل است که کتاب های اسم نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند.

به گفته این محققان ، علم نشان می دهد که داشتن یک اسم زیبا و خوش آهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد را افزایش می دهد بلکه موجب می شود دیگران به طور مثبت تری به وی نگاه کنند.

دیوید فیلیو سرپرست این تیم تحقیقاتی اظهار داشت: اینکه افراد چه کار می کنند و به چه فکر می کنند اهمیت چندانی ندارد. در واقع مغز انسان به محض شنیدن اسمی که تلفظ می شود پالسهایی را ارسال و دریافت کرده و با توجه به اسم فرد درباره وی قضاوت می کند.

این دانشمند توضیح داد:«روشی که ما را با آن صدا می زنند یک نماد و یک آینه است. در واقع اسم همانند یک کارت ویزیت معرف و بیانگر شخصیت درونی ما است. آوا و معنایی که یک اسم دارد مستقیما بر روی رفتار و قضاوت دیگران نسبت به ما اثر می گذارد. آهنگ و معنای اسم یک فرد حتی بر روی تولید هورمونهای اکسیتوسین، دوپامین و اندورفین نیز اثر می گذارد. می توانیم بگویم نامی که ما را بدان می خوانند بر روی توسعه ما تاثیر می گذارد».

وی افزود:«گذاشتن یک اسم تا حدودی دخترانه بر روی یک پسر می تواند مشکلاتی جدی بر روی حس نا امنی وی ایجاد کند. همچنین اسامی خیلی اصیل و یا کمیاب می تواند اشخاصی بسیار متفاوت را بار آورند».

این محققان پس از تجزیه هزار و ۷۰۰ ترکیب حرف و آوا دریافتند که گذاشتن اسامی دلپذیر و دخترانه بر روی دختران موجب می شود که آنها شخصیت زنانه تر و ظریف تری داشته باشند. این درحالی است که اسامی پسرانه و غیرمعمولی که بر روی دختران گذاشته می شود شخصیت این دختران را خشن تر و جدی تر می کند.

به گفته این دانشمند ، دختران دبیرستانی که اسامی پسرانه ای چون اشلی یا شانون داشتند بیشتر به دروس ریاضیات و فیزیک علاقه مندی نشان می دادند درحالی که دخترانی که دارای اسامی دخترانه ای چون الیزابت یا کایلا بودند بیشتر به دروس علوم انسانی علاقه داشتند.

همچنین در تحقیقات دیگری که دانشمندان دانشگاه ایالت واین در دیترویت انجام دادند مشخص شد افرادی که اسم آنها با حرف A آغاز می شود زندگی طولانی تری نسبت به افرادی که اسامی با حروف آغازین B، C یا D دارند.

در این تحقیق که اسامی ۱۰ هزار فرد از بین ورزشکاران، پزشکان و وکلایی که بین سالهای ۱۸۷۵ تا ۱۹۳۰ زندگی می کردند مورد بررسی قرار گرفت نشان داد افرادی که اسامی آنها اندرو، آنتونی و آلبرت بود به طور متوسط ۹٫۵ سال دیرتر از همکارانی که اسامی آنها دایان، دنیل و دیوید بود زندگی کرده بودند.

متوسط طول عمر افراد با حرف D برابر با ۶۹٫۲ سال و متوسط عمر افراد با حرف A برابر با ۷۳٫۴ سال بود.

این طبقه بندی همچنین از دیدگاه انتخاب شغل نیز جالب بود. به طوری که بیشتر افرادی که نام آنها «لارنس» با عبارت آغازین «لا» (به معنی قانون) بود وکیل و کسانی که اسمشان «دنیس» با عبارت آغازین «دن» ( اول Dentist) بود دندانپزشک شده بودند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٤

 

فکر می کنید خصوصیات شما به اسم تان ربطی دارد؟
افراد ی که هم اسم شما هستند را می شناسید؟
خصوصیات انها چقدر شبیه شما هست؟

پیشینیان که دانسته‌هایشان براساس خرد و حکمت باستان بود، دریافته بودند که حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثیرات خاصی دارند. در آغاز و در بسیاری از و فرهنگها و مذاهب، نامها به عنوان ابزاری جهت رشد و بستری برای تکامل شخصیتها بوده‌اند. مطمئناً نامها همواره مفاهیم ساده و روانی جهت برقراری ارتباط و مشخص شدن هویت شخص هستند، با اینحال مردمان قدیم در گذشته به خوبی فهمیده بودند که هر اسمی فرکانس انرژی خاصی را با خود حمل می‌کند که بر زندگی حامل اسم بسیار تأثیرگذار است.
این تأثیرگذاری را بسیاری از تمدنها و ملل در نقاط مختلف کره زمین دریافته و مورد استفاده قرار داده‌اند.
به عنوان مثال بومیان امریکا سنت جالبی داشته‌اند، کسانی که یک مقطع از زندگی را تمام کرده و وارد فاز مهم دیگری از زندگی می‌شده‌اند، نام خود را عوض می‌کردند. در برخی قبایل سرخپوستی نیز بعضی افراد دو نام داشتند، یکی از آنها هرگز به صورت عمومی آشکار نمی‌شده، علت اصلی هم قدرت موجود در آن بوده که می‌توانسته به شخص دیگری منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائیان با استفاده از آناگرام، روش به هم ریختن حروف یک کلمه و ساخت کلمات جدید از روی آن، به این نتیجه رسیده‌اند که با به هم ریختن نام اشخاص می‌توان به کلمه‌ی برای بررسی شخصیت فرد دست یافت. مثلاً پت مستعد و باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده همیشه در سفر است.
برخی از اسکیموها وقتی پیر می‌شوند برای خود اسم جدیدی انتخاب می‌کنند، و امیدوارند که با اسم جدید نیرو و توان تازه‌ای به آنها داده شود.در اندونزی نیز پس از تحمل یک دروه رنج و ناراحتی شدید و طولانی یا بیماری سخت اسم خود را عوض می‌کنند، آنها معتقدند که با این کار شیطان را برای پیدا کردن مجددشان گیج می‌کنند و این آشفتگی باعث می‌شود که اندوه و حزن دیگر آنها را پیدا نکند.
در مذاهب گوناگون و کتب مقدس نیز مثالهایی در این زمینه وجود دارد. در انجیل شخصیتهای بسیاری هستند که با تغییر مکان و موقعیت از محلی به محل دیگر یا پایان یافتن یک دوره رنج ومحنت نامشان تغییر کرده است (مسیح، می‌دید که شعمون نبی اعتماد به نفس زیادی ندارد، نام او را به پیتر تغییر داد)
سارایی در سن 90 سالگی، پس از تحمل سالها نازایی، نام خود را به ساره تغییر داد. در سنت یهودیان، تا به امروز هم وقتی کسی از بیماری طولانی رنج می‌برد، نامی برای او انتخاب می‌شود به این امیداست که فرکانس انرژی نام جدید او را برای زندگی تازه و سرشار از سلامتی کمک کند.
به هر حال چه این اعتقادات وسنتها به طور کامل درست و واقعی باشند و چه در طول سالیان بسیار دستخوش تغییر یا آمیخته به خرافه شده باشند، وجود این عقاید مشترک در بین ادیان و ملل گوناگون، نشان دهنده این است که اقوام گذشته خوبی از قدرت کلمات و تأثیر نام روی سرنوشت، شخصیت و حتی وضعیت فیزیکی افراد آگاه بوده اند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٤