بعضی آدم ها خیلی جدی به نظر می رسند در عوض بعضی های دیگه اصلا جدی نیستند!

معمولا در مقابل جدی بودن از شوخ و شاد بودن استفاده می شود در حالی که این واقعیت ندارد یعنی افراد شوخ طبع زیادی می شناسیم که در عین شوخ و شاد بودن آدم های بسیار جدی و مسئولیت پذیری هستند!

و درست بر عکس افراد زیادی هستند که به رغم این که اصلا روحیه شاد و شوخی ندارند در موقع لزوم جدیت خوبی هم ندارند!

پس معلوم می شود که جدی بودن یک خصوصیت فوق العاده لازم است که احیانا اکتسابی هم هست و باید با تمرین کردن آن را به دست آورد توصیه می کنیم برای این که دیگران به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده هایتان را بپذیرند، اول از همه اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را جدی تلقی می کنند و معلوم است که جدی بودن نیازمند تلاش بسیار و صداقت و راستی است در ادامه ده راهکار مناسب برای جدی تلقی شدن ارائه می شود که امیدواریم به درد شما هم بخورد!

۱) همه چیز را بدون چون و چرا قبول نکنید، افراد بله قربان گو خیلی زود چهره واقعیشان معلوم می شود، آن چه از این کار نصیب شما می شود کوتاه مدت، ناپایدار و توخالی است.

اگر با چنین چیزی مخالفید، باید انکار و دیدگاهایتان را بدون ترس از چیزی ابراز کنید اما یادتان نرود! استدلالات خود را سنجیده و منطقی بیان کنید و همیشه به عقاید و نظر دیگران احترام بگذارید.

۲) خوب صحبت کنید با وجود این که بعضی از مدیران دستشان رو شده اما هنوز مورد احترامند زیرا شخصیتی منحصر به فرد دارند و می توانند از زیر آن شانه خالی کنند.

برای صحبت کردن همیشه از زبانی مودبانه استفاده کنید، بدون هیچ گونه تغییر موضعی رک و راست صحبت کنید و در عین حال توجه داشته باشید که نباید به هیچ وجه وسط حرف دیگران بپرید و نیازی نیست همه افکارتان را به زبان بیاورید.

در عوض به حرف ها و عقاید دیگران گوش دهید و به نظراتشان اهمیت و توجه نشان دهید.

لازم نیست که خیلی زود به عکس العمل دیگران پاسخ دهید.

قبل از حرف زدن تک تک کلمات را بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.

۳) وقت شناس باشید، اگر همیشه همه را منتظر خود نگه دارید کم کم احترامتان را از دست می دهید چون نمی توانند بر سر قرار آمدن اطمینان کنند برای کارهای بزرگ تر روی شما حساب نمی کنند.

با احترام گذاشتن به برنامه ها و وقت دیگران باعث خواهید شد که آن ها نیز به شما احترام بگذارند.

۴) دست از مطالعه و یادگیری بر ندارید، نداشتن یکی از غیر قابل قبول ترین کلمات در دنیای حرفه ای است.اگر ندانید درباره چه چیزی صحبت می کنید حتما جدی گرفته نمی شوید! اگر می خواهید روی ایده ها و نظراتتان حساب کنید باید بکوشید از همه آگاه ترو مطلع تر باشید، شما نباید هیچ وقت دست از یادگیری بر دارید بلکه باید در این زمینه از همه سبقت بگیرید.قبل از این که عقیده خود را به دیگران بگویید حتما درباره آن اطلاعات جامع کسب کنید.

۵) سفیری لایق باشید، اگر از طرف کسی یا جایی شما را به جایی دیگر فرستاده اند، سعی کنید سفیر خوبی باشید،کدام سفیر اطلاعات میهنش را برای کشور دیگری که به آن جا فرستاده شده بازگو می کند؟ اگر می خواهید میهنتان همیشه بهترین باشد شما هم باید بهترین به نظر برسید، در خصوص کارفرمای خود با تحسین و غرور صحبت کنید.

این از نقاط قوت یک سفیر است!

۶) نتایج نشان داده سخنگویان بزرگ در اول سخنرانی تاثیر می گذارند، اما این تالیف مثبت را فقط تا زمانی می توانید نگاه دارید که سخنرانی شما جالب باشد، اگر به توانایی هایتان ایمان دارید، نترسید و روی آن ها کار کنید و آن ها را قوی تر کنید.گفته های خود را با عمل همراه کنید افرادی که بالاتر از گفته هایشان عمل می کنند همیشه مورد احترام و تحسین دیگران خواهند بود!

۷) از خودتان تعریف نکنید، ممکن است کارهای زیادی انجام داده باشید اما از خود تعریف نکنید، اگر بخواهید از خود و دستاوردهایتان تعریف کنید، فقط دشمنی بقیه را به خود جلب خواهید کرد که نیازمند این است که هر روز برای خودتان یک اسپند دود کنید!

۸) سعی کنید همیشه خونسرد باشید رهبران بزرگ افرادی هستند که هنگام استرس و فشار زیاد قادرند خونسردی خود را حفظ کنند در این مواقع باید عزمتان را جزم کنید و به دنبال راه حل باشید هر اتفاقی بیفتد عصبانی نشوید و کنترلتان را از دست ندهید فقط خونسردی تان را حفظ کنید تا بتوانید اداره امور را در دست داشته باشید.

۹) در لباس پوشیدن هم به خوب پوشیدن توجه داشته باشید چون معمولا افراد تا حد زیادی از روی ظاهر درباره دیگران قضاوت می کنند، کیفیت لباس های شما نقش اساسی در قضاوت دیگران خواهد داشت، از طرز لباس پوشیدن محل کار یا همان لباس فرم پیروی کنید و آن را به بهترین نوع یعنی تمیز و مرتب بپوشید!

۱۰) سعی کنید زندگی خصوصی تان را پوشیده نگه دارید در طول روز شاید با افراد زیادی برخورد داشته باشید. اما این دلیلی نمی شود که بنشینید تمام جریانات زندگی تان را برای تک تک شان تعریف کنید و مسلما قادر نخواهید بود تصویری جدی از خودتان در ذهن آن ها ایجاد کنید تا می توانید بکوشید در باره موضوعات زیر با کسی گفتگو نکنید: مذهب، سیاست، مشکلات در روابط، آخر هفته با دوستان، همچنین اگربا کسی در محل کار یا کسی از همسایگان مشکل دارید این را هم با کسی در میان نگذارید.

▪ جدی باشید تا جدی گرفته شوید.

▪ احترام بیشتر باعث خواهد شد تا دیگران شما را جدی تلقی کنند.

▪ احترام دیدن از دیگران در نتیجه احترام گذاشتن به دیگران و جدیت به کار به وجود میاید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢۸

 

آزمون تجزیه تحلیل شخصی صوت

 

 

این آزمون شامل 19 عبارت است. هر عبارت را بخوانید و در مورد آن فکر کنید. سپس هر عبارت را بر اساس نظر خودتان راجع به صدایتان با علایم درست و نادرست علامت بزنید.

 

 

 

  1. شما مکررا در حین صحبت کردن با کمبود هوای تنفسی مواجه می شوید.

     

  2. شما دوست ندارید که به صدای ضبط شدۀ خودتان گوش کنید.

     

  3. در حین صحبت کردن صدایتان خسته میشود.

     

  4. افراد غریبه از پشت تلفن شما را جوانتر یا پیرتر از آنچه واقعا هستید تصور می کنند.

     

  5. صدای شما هنگام صبح با صدای شما هنگام عصر تفاوت دارد.

     

  6. بعد از صحبت کردن به مدت طولانی صدایتان خسته میشود.

     

  7. بعضی اوقات مردم در شنیدن صدای شما دچار مشکل می شوند.

     

  8. صدای شما به خوبی سابق نیست.

     

  9. صدای شما تودماغی به نظر می رسد.

     

  10. صدای شما طوری است که انگار عصبی هستید.

     

  11. شما ممکن است زمانی که عصبی یا خسته می شوید، صدای خود را از دست بدهید.

     

  12. وقتی صحبت می کنید آن صدایی را که میخواهید ندارید.

     

  13. شما مایل هستید که زیر و بمی صدایتان را تغییر دهید.

     

  14. شما احساس می کنید که صدای شما واقعا متعلق به خودتان نیست.

     

  15. شما پی در پی گلویتان را صاف می کنید.

     

  16. وقتی دچار آلرژی یا سرماخوردگی می شوید گاهی صدایتان را از دست می دهید.

     

  17. شما بعد از صحبت کردن به مدت طولانی احساس خستگی بیش ار حد و زخم شدگی در گلویتان دارید.

     

  18. مردم اغلب در فهمیدن صحبت های شما دچار مشکل می شوند.

     

  19. افراد غریبه از پشت تلفن در تشخیص جنسیت شما اشتباه می کنند.

     

 

 

19 عبارت را مجددا بازبینی کنید و ببنید آیا پاسخ های اولی قطعا احساس شما را در مورد صدایتان نشان می دهند؟

 

 

 

حالا تعداد پاسخ های صحیح را بشمارید.

 

اغلب یک یا دو مورد دربارۀ صدای ما صدق می کند.

 

 

 

بعد از به کار بردن این آزمون در مورد تعدادی از بزرگسالان، توانستیم میزان تجه دربارۀ صدا را در مقیاس زیر درجه بندی کنیم:

 

پاسخ های صحیح میزان توجه

 

 

2-0 فقدان توجه

 

4-3 توجه گم

 

8-5 توجه متوسط

 

9 یا بیشتر توجه زیاد

 

 

 

با میزان توجه زیاد احتمال میرود که شما از صدای متفاوت از صدای طبیعی تان استفاده می کنید.

 

 

 

برگرفته از: چگونه صدای طبیعی خود را بیابیم.

 

پرفسور دانیل بون

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧

 

به این تست شک نکنید. این آخرین و
استانداردترین تست
شخصیت شناسى است
که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى
نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و
جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع
بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس
را دارید؟

الف _ صبح،

ب- عصر و غروب،

ج _
شب




2) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع،
با قدم هاى بلند،

ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر
هم،

ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،

د _ آهسته و سربه زیر، ه- -
خیلى آهسته




3) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف _ مى
ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،

ب- دستها را در هم قلاب مى
کنید،

ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،

د _ دست به شخصى که
با او صحبت مى کنید، مى زنید،

و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان
دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید




4) وقتى آرام هستید،
چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،

ب-
چهارزانو،

ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،

د _ یک پا زیر دیگرى
خم




5) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان
مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،

ب _
خنده، اما نه بلند،

ج _ با پوزخند کوچک،

د _ لبخند بزرگ،

ه_
لبخند کوچک



6) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _
با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید

ب _ با صداى
آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید

ج _ در حد
امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید




7)
سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى
کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید

ب
_ بسختى ناراحت مى شوید

ج _ حالتى بینابین این 2 حالت ایجاد مى
شود



8) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست
دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى

ب- سیاه

ج- زرد یا آبى
کمرنگ

د- سبز

ه- آبى تیره یا ارغوانى

و- سفید

ز- قهوه
اى، خاکسترى، بنفش



9) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین
لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت

ب- روى
شکم (دمر)

ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى

د- سر بر روى یک
دست

ه- سر زیر پتو یا ملافه...



10) آیا شما غالباً خواب مى
بینید که:

الف- از جایى مى افتید.

ب- مشغول جنگ و دعوا
هستید.

ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.

د- پرواز مى کنید یا در آب
غوطه ورید.

ه- اصلاً خواب نمى بینید.

و- معمولاً خواب هاى خوش مى
بینید


امتیازات


سؤال
اول: الف(2 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (6 امتیاز)

سؤال دوم: الف (6امتیاز)، ب
(4 امتیاز)، ج (7 امتیاز)، د (2 امتیاز)، ه (1 امتیاز)

سؤال سوم: الف (4
امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (5 امتیاز)، د (7 امتیاز)، ه (6 امتیاز)

سؤال
چهارم: الف (4 امتیاز)، ب (6 امتیاز)، ج (2 امتیاز)، د (1 امتیاز)

سؤال
پنجم: الف (6 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (3 امتیاز)، د (5 امتیاز)، ه (2 ا
متیاز)

سؤال ششم: الف (6 امتیاز)، ب (4 امتیاز)، ج (2 امتیاز)

سؤال
هفتم: الف (6 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (4 امتیاز)

سؤال هشتم: الف (6
امتیاز)، ب (7 امتیاز)، ج (5امتیاز)، د (4 امتیاز)، ه (3 امتیاز) و (2 امتیاز)، ز
(1 امتیاز)

سؤال نهم: الف (7 امتیاز)، ب (6 امتیاز)، ج (4 امتیاز)، د (2
امتیاز)، ه (1 امتیاز)

سؤال دهم: الف (4 امتیاز)، ب (2 امتیاز)، ج (3
امتیاز)، د (5 امتیاز)، ه (6 امتیاز)، و (1 امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع
زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را
بشناسید.


نتیجه
گیرى:


* اگر امتیاز شما بالاى 60 است

دیگران در
ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و
بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من
جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و
دوستانه بى میل و فرارى هستند.



* اگر از 51 تا 60 امتیاز
دارید

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو
سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم
گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل
مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى
برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر

هیجانات توسط شما، از همراهى تان
لذت مى برند.


* اگر از 41 تا 50 امتیاز به دست آوردید

به خود
امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى
بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید.
فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و
خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در
صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.


* اگر 31 تا 40 امتیاز نصیب
شما شد

بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل
هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع
هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست
شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف
دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى
کنید.


* از 21 تا 30 امتیاز

در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید
اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه
کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار
دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد.
دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى
گیرید.

* و اگر کمتر از 21 امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و
آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش
تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى
گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

 


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تمرین و اقدام های
عملی برای افزایش شور و شوق و هیجان و عشق در زندگی

برای کسانی
که شور زندگی در وجودشان کم است یا اصلا ندارند و یا با خودشان کامل نیستند و از
خودشان ایراد می گیرند و خودشان را دوست ندارند و خدای ناکرده از زندگیشان خسته شده
اند و نا امید و دلخسته اند و یا به روز مره گی رسیده اند و معنای زندگی خود را گم
کرده اند ، تمرین عملی های زیر کمک می کند که هیجان انگیز، پر شور و شوق، عاشق
زندگی، کامل با خودشون، عاشق خودشون و خلاصه یه آدم هیجان انگیز و خوشمزه بشوند و
باشند!

 

١. در زمان
بازی و شادی و همراهی با همسالانتان احساس این را داشته باشید که دارید به آنها از
حضور خودتان لذت می بخشید.

 

2. همواره
از تماشای بلندمدت و طولانی خودتان در آینه لذت ببرید و از هماهمنگی و زیباییهای
موجود در صورتتان لذت ببرید و با تمرین میمیک های مختلف صورت آنها را در خودتان رشد
بدهید.

 

 

٣. حتی
زمانهایی که در خانه تنها هستید سعی کنید ساعتهای متمادی با خودتان، آینه و انواع
لباسها و حتی بی لباس جلوی آینه قدی و یا حتی آینه کوچکی سرگرم باشید و با ایجاد و
خلق انواع و اقسام مختلف ترکیبات لباسها،فیگورها و حالات بدنی و صورتی و کلامی خود
را به طور کامل برانداز کنید و لذت ببرید.

        
                   

4. از همه
وجودتان و تمامیت آن راضی و خوشحال و خشنود باشید و ایمان داشته باشید که هر کسی
همانگونه که خلق می گردد، بهترین و کاملترین و ارجح ترین خودش در آن لحظه است و هر
گونه تغییری در آن، تعادل او را برهم می زند.

 

۵. در هر
جایگاهی که هستید و در حال انجام هر کاری و هر رفتار، همواره از خود خلاقیت و
نوآوری به خرج داده و هیچ کاری را حتی کارهایی که به ظاهر تکراری هستند را هر مرتبه
به همان صورت قبل انجام ندهید و از آن لذت ببرید.

           

6. همواره
عاشق زندگی و همه ابعاد و ظواهر و قسمتهای مختلف آن بوده و هیچ گاه نسبت به زندگی
دلسرد نشده و همیشه تمایل با ادامه آن، بازآفرینی و خلاقیتی در این زمینه داشته
باشید.

 

7. زمانی
که تندیسی از یک بدن را و یا نقاشی از یک مدل نقاشی را می بینید، احساس کنید که این
بدن متعلق به خود شماست که نگارگری شده یا از آن پیکر تراشیده اند چون تناسب و
زیبایی های اندام شما نیز به همین صورت است.

 

8. سبد
میوه خانه تان را بسیار زیبا و با سلیقه و با میوه های تازه چیده و از تدارکات آن
از خرید و شستشو و تمیز و خشک کردنشان و هم چیدن با سلیقه آنها در ظرف مربوطه و
تماشای آن همه زیبایی وو همچنین خوردن آنها لذت بسیار زیادی برده و احساس کنید که
با خوردن میوه های تازه و خوش آب و رنگ و آبدار همه این خصوصیات اینها به شما منتقل
می گردد.

 

9. روح خود
را همواره جوان، شاد، شاداب و سرخوش بدانید که همانند کودکی آزاد و رها است و
تصورتان از خودتان این باشد که در هر سنی و در حال و احوالی و در هر کجا و تحت هر
شرایطی قرار بگیرید،‌روح شما همواره همین حالت خود را حفظ کرده و اینگونه زندگی
کنید.

 

10. زیبایی
و تناسب اندام و شیک بودن و مرتب و تمیز و خوش بو بودن افراد و همچنین داشتن موهای
تازه و شاداب و سرحال و سالمی که به آنها به اندازه کافی رسیدگی شده و پوست تازه
و آبدار هر کسی را، چه در مورد خودتان و چه دیگران اطرافتان، چه افراد همجنس و چه
از جنس مخالف را دیده و تحسین کنید.

١١. همواره از زیبایی های
بدن، صورت و وجودتان لذت ببرید و حتی اگر کسی با هر جای بدنتان، حالاتتان،‌رفتارها
و لباسهایتان مسئله داشته باشد مهم این است که شما خود از همه آنها راضی باشید و از
همه آنها لذت ببرید.

 

 

 

١٢. با بدنتان ارتباط
بسیار نزدیک، صمیمی و خوبی داشته و هر آن چیزی را که برای سلامتی تان مفید بوده را
خورده و استفاده کنید و هر آن چیزی که برایتان مضر بوده و پذیرای آن نیستید،‌را
مصرف نکرده و از این بابت در تعادل تغذیه ای کامل به سر
ببرید.

 


 

 

 


 

١٣. همواره دلی شادو لبی
خندان و وجودی سرشار از عشق و شادی داشته و زندگی را با تمام ابعاد و زوایا و
قسمتهای آن زیبا و دوست داشتنی و لذت بخش و گوارا دانسته و بدانید که هیچ چیزی در
دنیا ارزش این را ندارد که به خاطر آن خود را ناراحت کرده و غصه بخورید و یا از
شادیتان بکاهد.

 

 

 


 

١۴. منظره معاشقه کبوتران
و یا رفتارهای شاد و پر هیجان مرغ های عشق و قوهایی که با آرامش و زیبایی و وقار به
صورت منقار در منقار در سطح آرام دریاچه ای با هم معاشقه می کنند را دیده و از آن
با تمام وجودتان لذت ببرید.

 

 

 


 

١۵. همیشه عاشق زندگی،
ادامه و تداوم آن و ایجاد جلوه های ویژه و نو در آن
باشید.

 

 

 

١۶. حتی زمانهایی که در
خانه هستید برای خودتان و برای لذت بردن خودتان از وجودتان و احساسی که به شما می
دهد و همواره مرتب و منظم و آراسته و سرحال و تازه بوده که اگر به صورت اتفاقی کسی
به خانه شما وارد شود فکر کند شما منتظر میهمان مهمی بوده اید و یا در حال رفتن به
میهمانی هستید و آمادگی شما و رسیدگی به سر و وضعتان تا این حد
باشد.

 

 

 


 

١٧سعی کنید هنر و هنرمندان
را فهمیده و زیبایی ها، هماهنگی ها و هارمونی و زیبایی های نهفته در یک اثر هنری می
تواند بسیار برای شما جالب توجه و هیجان انگیز بوده و روح شما را تغذیه
نماید.

 

 

 

١٨. همواره انتخابگر زندگی
تان و کلیه ابعاد و زوایای مختلف و گوناگون آن و آنچه که ژیرامون شما اتفاق می
افتد، باشید و به هیچ وجه حاضر نباشید که تحت اغواگری ها و یا زور و فشار و یا هر
آن چیز دیگری که بخواهد شما را کنترل نماید با کسی ارتباط برقرار کرده و تعامل
ایجاد نمایید.

 


 

 

 

19. همواره احساس مروارید
داخل صدف را داشته باشید و تصورتان هنگامی که وارد جایی می گردید و یا از شما
رونمایی می شود و یا اینکه برای اولین بار کسی را می بینید این باشد که صدفی باز می
گردد و به صورت شعف انگیز و طرب آلودی مرواریدی درشت و زیبا و متعادل و براق و سفید
خود را نشان می دهد.

 


 

 

 


 

20. همواره میل به آفرینش،
خلاقیت و باز آفرینی هر چیزی در حوزه اطرافتان را داشته و از بقا و هر چیزی که مانع
رشد، تحول،‌ روز به روز و لحظه متنوع و متغیر بودنتان را کنار گذاشته و با تمام
وجودتان در راستای اینگونه زندگی کردن کوشا و فعال
باشید.

٢١. رنگهای خالص و شاد و
زنده را انتخاب کنید و اگر هر چیزی با این گونه رنگهای خالص و پرنور و پر رنگ شده
باشد، حس خوبی نسبت به آنها داشته و با آنها ارتباط خوبی برقرار کنید و همواره
ترجیحتان برای انتخاب اینگونه رنگها باشد.

 

 

 

٢٢. سعی کنید از موهایتان
در راستای اغواگری و دلبری و جلب توجه دیگران و حتی لذت بردن خودتان استفاده کنید و
توجه داشته باشید که موهایتان تا چه حد انرژی های شما را با خود به همراه دارند، از
آن در راستای پرتو افشانی استفاده کرده و از بوییدن و نوازش آنها لذت
ببرید.

 

 

 

٢٣. همواره پر انرژی،‌
سرحال، قبراق، سرزنده و با نشاط باشید تا خستگی و خمودگی، بی حالی و افسردگی به شما
راه نداشته باشد.

 


 

٢۴. سعی کنید لذت بردن و
عاشق بودن و زیبایی سه عنصر مهم تاثیرگذار و تعیین کننده در زندگی تان باشد و کلیه
امور و مقدرات زندگی تان را بر این اساس تنظیم و هماهنگ کرده و به این طریق از
زندگی خود رضایت کامل داشته و خوشحال باشید.

 

 

 

٢۵. پس از خروج از هر
ارتباطی آن آدم برای شما تمام شود و کلا جمله از دل برود هر آنکه از دیده رود را به
یاد داشته و اعتماد داشته باشید زمانی که شخصی نیست و ارتباطی زنده و پویا و فعال
نیست لزومی ندارد که شما با یاد و خاطره و توهم آن شخص وقت خود را بی حاصل تلف کرده
و اختصاص این وقت به خودتان واجب تر و ضروری تر بوده و یا با کس دیگری آن را سهیم
گردید.

 

 

 

٢۶. رقص و رقصیدن را
همانند نفس کشیدن برای خود ضروری و لازم دانسته و گاه و بی گاه با دلیل و بدون دلیل
و به هر مدتی هر چند ساعت یکبار اقدام به تخلیه و متعادل سازی انرژی های خود را به
این وسیله داشته که این موضوع حتما در زندگی تان سهم تعیین کننده ای خواهد
داشت.

 

 

 

٢٧. هیچگاه احساس گناه با
خود حمل نکرده و در عین حال نسبت به هیچ اتفاق و یا واقعه ای بی خیال و بی کس و بی
تفاوت نبوده و چون هر چه که برای شما و پیرامون شما وجود دارد و اتفاق می افتد ناشی
از انتخابهای خود شما بوده و شما خود انتخابگر آنها هستید همواره آنها را ارج نهاده
و برایشان ارزش و احترام وی‍ژه و خاصی قائل
باشید.

 

 

 

28. همواره جلوی آینه با
خود حرف زده و نحوه بیان زیباتر و شیواتر و کامل تر کلمات و عبازات و جملات خصوصا
آنهایی که فرم و حالت زیبایی به صورتتان می دهند را تمرین کرده و راههای بهتری را
برای ابداع خود ابداع کنید.

 

 

 

29. هنگام حمام کردن احساس
کنید که بهترین حمام کننده دنیا،‌ بهترین آدم دنیا را به حمام برده و قصد دارد که
با ارائه بهترین و زیباترین و لذت بخش ترین و هیجان انگیز ترین شستشوی دنیا او را
از خودش خشنود گردانده و خودتان هم از خودتان به خاطر همین حمام کردن دنیا لذت
ببرید.

 

 

 

30. همواره در تنهایی تان
زمزمه هایی از اشعار و یا تصنیف ها،‌ غزلیات و یا قطعه های اجرا شده توسط خوانندگان
را با خود زمزمه کنید.

٣١. همواره خود
را عاشق و زیبا بدانید، در این صورت است که همگان نیز شما را فردی عاشق و زیبا می
دانند و در این مورد از دیگران نسبت به خودتان بازخورد می شنوید.

 


 

32. تن هر کسی
بوی خوش خالص خود را دارد، هر از گاهی بوی تن خودتان را ببوئید و از آن لذت
ببرید.

 


 

33. عشق و غریزه
دو خصیصه بارز وجود هر کسی هستند و سعی کنید همواره با عشق و علاقه زیاد و وافر و
با غرایز و احساساتتان ارتباط برقرار کرده و با تمامیت وجودتان از خود و جهان هستی
که با آن در تعادل هستید، لذت ببرید.

 


 

34. با حضور خود
در هر جمعی خاصیت روح بخشی به آن جمع را بدهید تا با ورود شما همه چیز رنگی و
پرهیجان و زیبا شود و با خودتان جادویی سحر انگیز و بهار گونه وارد هر حوزه ای کنید
که لبخند را به دل همه راه داده و شاد و مشعوفشان کند.

 


 

35. در ایجاد و
برقراری و تداوم ارتباطاتتان همواره انتخابگر باشید و به هیچ کس بدون انتخاب، تمایل
و خواست خودتان حتی اجازه نگاه کردن به خود را ندهید.

 


 

36.از موسیقی و
شنیدن آن خصوصا اگر زنده باشد، لذت برده و این پروسه را برای خود هم دلنواز و هم
گوش نواز و هم چشم نواز دانسته تا با موسیقی همه وجودتان به وجد آمده و با ساز و
زننده آن همسو گردید.

 


 

37. زمانی که می
خواهید وارد یک ارتباط شوید هم حوزه سر و منطق و هم حوزه غرایز و عواطف و کلیه حواس
پنجگانه تان و هم روحتان به این ارتباط راضی و خشنود باشد و بر این اساس با
تمامیتتان وارد ارتباط شده تا به طور کامل از آن منتفع گردید.

 


 

38. همیشه در طول
ورزش کردن، حمام کردن، لوسیون زدن و رسیدگی به پوست و اندام بدنتان و توجه به
قسمتهای مختلف آن و مشاهده آن به طور کامل از خودتان لذت برده و آگاه باشید که اگر
بدن شما قابل لذت بردن است چرا خودتان، خود را از این مطلب محروم
کنید؟!

 

پس خودتان از
خودتان و بدنتان لذت ببرید.

 


 

39. هنگام رقصیدن
و یا هنگام قدم زدن و یا هنگام ورزش کردن و یا هر حالتی که عضلات بدنتان در طی آن
به حرکت واداشته می شوند به حرکات و حالات و احوالشان بسیار دقیق بوده و تک تک
حالات آنها را برای خود مهم و با اهمیت و زیبا و پرستیدنی
بدانید.

 


 

40.تحصیلات دانشگاهی و حتی کار و کلا" هر کاری که انجامش می
دهید را به منظور لذت بردن از زندگی و مواجهه با جلوه های گوناگون آن و درک و جذب
هیجان مربوط به آن انجام بدهید و اصولا هیچ کاری را انجام ندهید مگر اینکه از آن
لذت ببرید و انتخابگر آگاه باشید و به آن عشق بورزید.

 

 

 


 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

کهن الگوی آفرینشگر,خلق سرنوشت خویش

زمان حال ما شکل گرفته از آگاهی های قبلی و انتخاب های پیشین ما است . پس برای آفرینش زمان آینده در این لحظه بایستی آفرینشگر باشیم

 

حضور و عملکرد کهن الگوی آفرینشگر در روان هر انسان یکی  از مهمترین و کارسازترین عوامل رشد و تعالی ما در زندگی روزمره ما در زندگی است .

به عنوان مثالی برای درک بهتر ، می توان گفت بر اساس  آفرینشگر ، زندگی ما از روند و روال قطارگونه ، که بر روی ریلی ثابت و از پیش تعیین شده در حال حرکت و طی طریق است ، تبدیل به یک خودروی همه جا رو و همه جور رو تبدیل می کند.  که نه تنها نیاز به ریل ندارد بلکه از هر مسیری و با هرگونه مشخصات ظاهری می تواند حرکت نموده و طی طریق نماید

در این حالت و با داشتن چنین آگاهی ما حالتی  کاملاً  مختار داشته  و انتخابگر واقعی زندگی خودمان هستیم . آفرینشگر پوشش دهنده و کامل کننده ۷ کهن الگوی قبلی است .

 

نکته مهم و قابل توجه در خصوص این کهن الگو این است که وقتی در ما فعال می شود ، خاصیتی دارد که باعث می گردد حضور در  لحظه مان برای مان خلاقیت و نوآوری به همراه داشته و ما را به طور قطعی و ۱۰۰% در زمان حال خالق سرنوشت خویش سازد .

اشاره کرده بودیم که هر انسانی تحت تربیت متولد می شود  و می توان گفت که به طور کامل مگر در موارد معدود و انگشت شمار تا چندین سال ابتدای زندگی مان کاملاً تحت تاثیر هستیم.

می دانیم که وقایع و حوادث و اتفاقاتی که امروز برای ماست نتیجه اعمال و رفتار و آگاهی و انتخاب کردن های و حتی انتخاب نکردن های دیروزمان است ( منظور ، انتخاب های آگاهانه و انتخاب های نا خود آگاهمان است )

پس همواره زمان حالمان تحت تاثیر قطعی گذشته مان قرار گرفته و انتخابگر در لحظه آن نبوده و در جبر گذشته مان محصور می ماند ،از سویی دیگر  در هر لحظه از زندگی مان در حال رقم زدن و آفرینش هر لحظه از آینده خود هستیم

 

 

پس بنابراین آینده مان نیز در جبر زمان حالی است که در جبر زمان گذشته ای است که به علت ناتوانی و ناآگاهی هایمان در جبر والدین و محیط تاثیرگذار مطلق ابتدای زندگی مان است.

به زبان ساده می توان گفت : زمان حال ما شکل گرفته از آگاهی های قبلی و انتخاب های پیشین ما است . پس برای آفرینش زمان آینده در این لحظه بایستی آفرینشگر باشیم.

معنا و مفهوم واقعی حضور در لحظه بدون در نظر گرفتن کهن الگوی آفرینشگر صرفاً حضور معصومانه و ناآگاهانه و غیرسازنده ای خواهد بود در پذیرش منفعلانه آنچه که ما از آنها به عنوان وقایع بیرونی برای ترسیم مسیر زندگی مان از آن نام می بریم .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

چگونه نابودگر می تواند مشاور ما در هر انتخابی باشد

 

یکی از عملکرد های کهن الگوی نابودگر این است که در زمانهایی که ما تحول و لزوم آن و دگردیسی و تبعات آن و تغییرات حاصل از آن را می پذیریم بدون اینکه با رویکرد با گذشته و آینده ، غم و غصه های حاصل از آن را انکار کنیم از چیزی دست بکشیم در حقیقت نابودگر به یار و یاور ما تبدیل می گردد .

 

در زمان هایی که می بینیم قادر نیستیم انچه در گذشته اتفاق افتاده را رها کنیم و درس آنرا بگیریم ، و در حال حسرت خوردن و انکار مسایل هستیم ، همه اینها نشان دهنده این است که انرژی کهن الگوی نابودگر بصورت سازنده در ما فعال نگردیده است .

با این رویکرد می توان گفت انرژی کهن الگوی نابودگر،  به نوعی نیز مشاور ما نیز هست

زیرا که در این حالات و موقعیتها می آموزیم که در هر تصمیمی که اتخاذ می کنیم با نهایت کار، یا به نوعی مرگ  مشورت کنیم و به جای اینکه با عقده هایمان و ترسهایمان و مسائل گذشته و آینده تصمیم های بعضاً احمقانه و نوکر مآبانه اتخاذ کنیم ببینیم اگر الآن قرار بود بمیریم انتخابمان را چگونه انجام می دادیم و با چه رویکردی به آن می پرداختیم .

 

در این حالت می بینیم که انرژی کهن الگوی سازنده میتواند ما را رهنمون سازد که چگونه و به چه شکلی بهاء هر انتخاب را بپردازیم و به این نحو از زیر بار مسولیت انتخابهایمان شانه خالی نکرده و با این روش از به هدر رفتن این انرژی ها جلوگیری می کنیم .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

کارت های آرکی تایپ یا حوزه های شخصیتی (Archetype Cards)

 

با توجه به گستردگی و وسعت حوزه ها و تقسیمبندی های دنیا و زندگی امروزه  مان، هر کدام از ما ابعاد متفاوت و گوناگون و متنوعی را تجربه می کنیم که  با آگاهی در هر کدام از آنها ، به رشد و تکامل قسمتی از خودمان دست می  یابیم و به تکامل فردی و انسانی مان می رسیم. البته شایان ذکر است که بر  اساس نحوه و روند و اولویت های موجود در زندگی مان و همچنین با توجه به  محیط اطراف ، خانواده ، جامعه ، ملیت و زمان تولدمان و تمامی آداب و رفتار و  فرهنگ و قوانین و عرف و مسایل روز طول زندگی مان ، معمولاً و گاهاً برخی  از ابعاد و حوزه های وجودمان ناشناخته باقی می ماند و یا برخی از ابعاد  ضعیف و مهجور مانده و برخی دیگر به درستی کشف نشده اند.


 

 

در این راستا توجه به سایر ابعاد و کشف صحیح و درست آنها و زندگی به جا و  به موقع شان در به آگاهی رساندن آنها در ما و زندگی کردن شان ، تاثیر  بسزایی دارد تا زمانیکه با پوشش همه حوزه های وجودی و شخصیتی مان به تکامل و  شناخت کامل تر و جامع تری از محیط پیرامون و خویشتن خویش و در نتیجه خدا و  خالق مان و دست یابی به مسیر رسالت شخصی و هدف از بودن مان و پاسخ سوالات و  پرسش های بیشمارمان برسیم.

 

 

 

طبق مباحث روانشناسی این حوزه ها را جهت تسهیل در ارائه و یادگیری و شناخت آن ها شروع به جزئی  تر و کاربردی تر کردن و نزدیک کردن به آنچه در زندگی روزمره مان  مکرراً مشاهده می کنیم و با آنها زندگی می کنیم ، نمودند و این مجموعه حاضر که به بررسی و تحلیل آن  پرداخته ایم یکی از نتایج به بار نشسته فوق است که اکنون از آن استفاده می  شود.


 

در  این مجموعه مشخصاً برای هر آرکی تایپ یا حوزه شخصیتی، یک کارت درنظر گرفته  شده که شامل عکس و تصویر و مشخصات سازنده و غیر سازنده آن است. در ضمن  علاوه بر تحلیل عکس و صفات مندرجه ، به ریشه یابی لغات و کاربرد آن ها در  زمان های مختلف و جایگاه های متفاوت با کمک داستان ها ، اسطوره ها و یافته  های موجود در فرهنگ و رسوم و مباحث روانشناسی  و پیگیری و ردیابی آنها در  جای جای زمان و زندگی می پردازیم که مجموعه جامع و کاملی را به ما برای  یادگیری و شناخت می دهد .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

کهن الگوی (Clown)

 

 

 

تحلیل:

کهن  الگوی دلقک را می توان در تیپ های شخصیتی صنعتگر و هنرمند معادل آرکی تایپ  هفائستوس یونانی و تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات معادل با هرمس  یونانی و تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری خلاقیت و شورزندگی معادل با آفرودیت  یونانی دید.

 

در  تیپ شخصیتی صنعتگر و هنرمند معادل آرکی تایپ هفائستوس یونانی هم به صورت  سازنده جهت انتقال آگاهی که تحت عنوان دلقک درباری پیشتر کامل تشریح شد و  در مورد آن توضیح داده شد، با توجه به آنکه حقیقت را می بیند و اصالت آن را  تشخیص می دهد و درگیر شدن مردم را در بازی های روزمره و فریبنده و رنگارنگ  دنیا و زندگی دنیوی می بیند،

 

 

 

با  بیان نکاتی ظریف و به جا و به موقع و به اندازه، دیگران را به خود آورده و  چشمان آنها را رو به حقیقت باز می کند در عین اینکه انتقال مطلب را به  گونه ای انجام می دهد که هم شخص با هر سطح آگاهی، متوجه آن گردد و هم  توانایی هضم آن را با توجه به جایگاه خود داشته و بتواند از آن نکات برای  بهتر و واضح تر دیدن مسیر پیش روی خود و آنچه که حقیقتاً در زندگی می خواهد  و برای رسیدن به آن به دنیا آمده است استفاده کند.

 

 

 

دلقک  به صورت سازنده آن در تیپ شخصیتی صنعتگر و هنرمند معادل آرکی تایپ  هفائستوس یونانی به گونه ای مشهود می شود که تلخی را در بسته های رنگی و  شیرین پیچانده و به طرف منتقل می کند که در عین انتقال آگاهی که با توجه به  واقف شدن مان به جهل ها و نادانی مان برایمان دردناک است و یک پوسته از  روی دیدگانمان را ترک خواهد داد تا خود جدیدی و این بار به همراه آگاهی  خورده شده و از آنِ خود شده به دنیا بیاید که از این پس با چشمانی بیناتر  بنگریم،

 

 

 

همزمان  از این بازآفرینی و وسعت دید خود لذت برده و شیرینی رشد نیز همراه آن شده و  این پروسه را دلپذیر می نماید به گونه ای که خود پیش قدم شده و مشتاقانه  برای بیشتر آگاه شدن از برکتِ وجود و حضور آرکی تایپ دلقک بهره برده و  همراه وی می گردیم، همانطور که در گذشته پادشاهان همراه و همنشین دوران  خوشی و ناخوشی خود را دلقک درباری قرار می دادند که همیشه برایشان چاره ساز  و رهگشا بودند و طی پروسه ای مشابه آنچه اشاره شد، به چشمان فرمانروا و  سلطان مملکت نور و روشنایی داده و با واسطه شدن خود جهت انتقال این آگاهی  برای آن سرزمین خیر و برکت و خوشی و سرور را به همراه می آوردند. در عین  حال کهن الگوی دلقک را می توان به صورت غیرسازنده در تیپ شخصیتی صنعتگر و  هنرمند معادل آرکی تایپ هفائستوس یونانی به دلیل مضحکه کردن خود جهت ایجاد  خنده و به وجد آوردن دیگران و عدم درنظر گرفتن ارزش خود و بیان، اظهار و  ابراز نقایص و ضعف های خود با استفاده از کهن الگوی دلقک جهت سرگرم نمودن  دیگران و به زبان دیگر خود زنی برای مفرح سازی دیگران می باشد، نیز دید.

 

 

 

درصورتیکه  تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات معادل با هرمس یونانی از کهن الگوی  دلقک برای فرار استفاده ننماید بدین صورت که با استفاده از ماسک های بیشمار  و رنگارنگی که برای ارتباط استفاده می کند (از دید بیرونی برای ارتباط با  دیگران و محیط پیرامون و از دید درونی برای ارتباط با جلوه ها و بعدها و  حوزه های مختلف و متعدد درونی) سرگرم شده

 

 

 

و این ماسک ها را به عنوان خود حقیقی خویش پذیرفته و آن ها را واقعی می پندارد و اسیر آنها شده و در ماسک ها و بازی هایش گم می شود،

 

 

 

 

تیپ  شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات معادل با هرمس یونانی و تیپ شخصیتی و  مجموعه رفتاری خلاقیت و شورزندگی معادل با آفرودیت یونانی از این کهن الگوی  سفرقهرمانی به صورت سازنده آن جهت ادامه مسیر و کشف و رسیدن به قسمتی  ناشناخته که معمولاً در آفرودیت درونی(قسمتی ناشناخته از خود) و در هرمس  بیشتر به صورت بیرونی(قسمتی ناشناخته از دنیاهای بیرون) ظاهر می گردد. و در  همه جا علاوه بر حرکت سریع و راحت و بی دغدغه خود، خنده و تفریح و شادی را  نیز برای اطرافیان (همسفران) به ارمغان می آورند. و همزمان نیز از مسیر  خود لذت لازم را جهت انرژی گرفتن برای قدم های بعدی شان کسب می نمایند و  زیبایی های مسیر و قسمت ناشناخته و یا سایه ها را نیز می بینند که کمکی می  شود برای همجواری و مجاورت با آن سایه جهت شناخت و کشف آن. مانند آن است که  شما با کودک خود برای کشف سرزمین های ناشناخته سفر کنید. طی کردن چنین مسیری با بالغ، بسیار سخت و غیرقابل هضم به نظر می رسد.

 

 

 

 

 

 

 

در صورتیکه از  آنجا که کودک همه چیز برایش جدید و جذاب و جالب و قابل بررسی و کشف و  یادگیری می باشد برای شناخت شان با تمام وجود گام برمی دارد و از آنجا که  در پذیرش حمایت و حاکمیت خدا می باشد به او توکل می کند و بر ترس هایش فائق  می آید.

 

 

 

 

 

 

 

دلقک در زندگی روزمره  مان:

هر  بار که در میان سخت ترین شرایط، با مزه ترین جوک ها به یادتان آمد یا خنده دارترین  اتفاقات درنظرتان پر رنگ شد یا ساده ترین رفتارها، گفتارها عملکردها و وقایع شما را  به خنده وا داشت، بی شک دلقک شما ناجی کودک تان شده تا شما را از آن وضعیت سخت و  دشوار و شرایط تحت فشار برهاند.

شناخت  اینکه از کهن الگوی دلقک در جهت سازنده آن استفاده می کنیم یا برای فرار از واقعیت  ها و پذیرفتن مسوولیت آگاهی های به دست آمده، از طریق درنگ کردن و کنار گذاشتن ماسک  ظاهری خنده مان قابل بررسی می باشد. البته شایان ذکر است که با توجه به اینکه در  آرک تایپ های سفر قهرمانی، دلقک در آخرین مرحله ظاهر می شود، اگر قبل از هر یکی  دیگر از مراحل سفر با این کهن الگو همجوار گردید، می تواند فرار را در پی داشته  باشد(فرار از دیدن حقیقت) زیرا با کهن الگوی فرزانه است که می توان حقیقت را دید و  آن را با دلقک جهت ادامه زندگی و حرکت برای دور بعدی هضم نمود.

 


 

 

کهن  الگوی دلقک مادینه و آنیمایی است و به هر موضوعی رنگ و لعاب و جلوه می دهد و آن را زیبا و  قابل خوردن و هضم می کند. مانند غذا پختن که مواد اولیه و خام را زن با عشق خود  ترکیب کرده و از آن غذایی دلپذیر و خوشمزه مانند قرمه سبزی، جهت اطعام می سازد.  کشیدن بار حقیقت سنگین و طاقت فرسا می باشد و این کهن الگوی مادینه(آنیمایی) از حقیقت به  جای بار سنگین، آگاهی های خوردنی و هضم شدنی ایجاد می کند تا قادر شویم به زندگی  ادامه داده و بیشتر و بهتر از پیش از آگاهی هایمان انرژی گرفته و امنیت بزرگتری را  برای خود فراهم نموده و برای کشف حقیقتی دیگر گام برداریم تا زمانیکه از شناخت  حقیقت به حق و حقانیت برسیم که البته این مسیر تا بینهایت ادامه دارد و تا زمان حل  شدن مخلوق در خالق تداوم دارد.

 

 

 

 

برای  شناخت این کهن الگو می توانید دیدگاه خود را نسبت به یک مساله سخت و غیرقابل هضم از  نظر خود، بررسی کنید که تا چه حد قادر هستید دور آن مساله چرخیده و قسمت های زیبا و  دل انگیز و حتی جالب و بامزه و یا حتی خنده دار آن را مشاهده نمایید.

 

 


 

چارلز اسپنسر چاپلین (١۶ آوریل ١٨٨٩ – ٢۵ دسامبر ١٩٧٧) متولد در شهر لندن معروف به چارلی چاپلین نیز در نقش یک دلقک به بیان مسایل و معضلات تلخ زندگی و انتقاد از روندها و روال های غیرسازنده و جاری در جامعه و زندگی روزمره پرداخته است. او کاراکتر یک دلقک ریزنقش محزون را به تدریج پرورش داد از نظر ظاهری شخصی بود با کفشهایی که برایش بزرگ بودند، شلواری گشاد و کتی تنگ که کلاه لبه دار دربی بر سر می گذاشت از نظر باطنی همچو یک ولگردی بود که با جهان پیرامون خود به کلی بیگانه است و بی ریا به کشف آن می پردازد و در این سیر و شهود، بسیاری از ظرایف و جزییات را که بسیاری مواقع تلخ می نمود کاملاً هنرمندانه با پانتومیم تحت لوای خنده به نمایش می گذاشت و عنوان می کرد.


 

 

به طور مثال در فیلم مهاجر (١٩١٧)؛ دورویی آمریکایها نسبت به مهاجران و بی رحمی مسئولان ادارهای مهاجرت رانشان می دهد. به محض رسیدن کشتی (چارلی چاپلین) به آیلند او با غرور و امید به مجسمهٔ آزادی نگاه می‌کند و نوشته‌ای ظاهر می‌شود : سرزمین آزادی، بلافاصله نمایی از پلیسهای مرزی نیویورک را می بینیم که عده زیادی از مهاجران را همچون گله گوسفند به پیش می رانند. در نمای بعدی چارلی نیم نگاه دیگری به مجسمه آزادی می افکند، اما این بار مشکوک و حتی تحقیر آمیز.


 

بی درنگ می توان گفت که شاهکار چاپلین فیلم “عصر جدید یا Modern Times”  محصول سال ١٩٣۶ بوده که در ابتدا کار فیلمبرداریِ آنرا با نام “جمعیت” آغاز کرد و کار بر روی این پروژه چهار سال به طول انجامید و به یکی از بهترین کارهای چاپلین تبدیل شد.


 

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اندیشه های اصلی این فیلم از بحران مالی ۱۹۲۹ آمریکا گرفته شده است. چاپلین در صحنه های این فیلم انسان ماشینی را به حقارت کشیده است. در فیلم عصر جدید چاپلین همانند بقیه فیلم هایش در نقش فقیر ولگردی می باشد که در این فیلم در شخصیت های مختلفی به نمایش می آید.


 

 

 

 

چاپلین در صحنه های این فیلم دیدگاه صنعتی را که حاصل سرمایه داری می دانند و این سبک سرمایه داری برای کسب سود بیشتر سعی می کند همه چیز را به خط تولید تبدیل کند و می خواهد بگوید که انسان ماشینی از عقل محوری رها می شود و ماشین محوری را پیشه می کند و اینکه آدم ها همیشه منتظر تغییر و تحول و انقلاب هستند ولی آنرا بدون فکر و هدف انجام می دهند و همین هم دلیل آن است که معمولاً انقلاب ها بیش از ۳۰ سال دوام نمی آورند. چاپلین در این فیلم به جبر حاکم بر انسان فقیر اشاره می نماید و می خواهد بگوید که کاپیتالیسم یا نظام سرمایه داری ، آزادی انسان را که حق اوست ، از او می گیرد.


 

 

 

 

 

چاپلین در بیش از هفتاد سال پیش با این فیلم از اسارت انسان در مدرنیته و ماشینی شدن زندگی ها ٬ به شدت گله کرد. در حالی که امروز ، ما اسیر چنین زندگی ای هستیم و زندگی مان به گونه ای گشته است که باید بگردیم و از بین مشغله ها و دلمشغولی هایی که برای خودمان ایجاد کرده ایم و خود را در بند آن ها قرار داده ایم ٬ زندگی را دوباره پیدا کنیم و آنقدر مشغول زندگی هستیم که زندگی به کل فراموش مان شده است.

نکته جالب توجه چهره بشاش و سرحال چارلی چاپلین در فیلم است که به شدت تضادش را با زمینه اصلی فیلم به رخ می کشد تا بتوان به لایه های زیرین داستان درک و شناخت پیدا کرد.

 

به چرخ دنده های خشک و بی روح و صلب و چهره خندان ، بشاش و معنادار و روح انگیز چارلی دقت کنید.


 


داستان آرتورشاه (The Fisher King or The Wounded King) :

آرتور  شاه از داستان ها و اسطوره های سلتیکی که به صورت نمادین با داستان هایی  که از ایشان به جا مانده است در ذهن مردم تبدیل به یک مرد و انسان ایده آل  که برای داشتن یک سرزمین و مملکت بی نظیر و زیبا و عالی ، علی رغم وجود  مشکلات روی زمین و با توجه به ضعف انسان ، تلاش کرده است. در این داستان از  دلقک بدین صورت یاد کرده که شخصی است که غیر ممکن را ممکن می سازد. در  داستان آمده است:

آرتور  شاه محافظ و نگاهبان جام مقدس ( جامی که حضرت عیسی در شام آخر از آن نوشید  و بعداً یوسف ارمطی خون مسیح را در آن جمع کرد ) ، به سبب زخمی که بر ران  خود داشت ، نمی توانست خود به تنهایی حرکت کند و این زخم درمان نمی شد ،  همگی از درمان این زخم ناامید شده بوده و قطع امید کرده بودند .


 

و به علت اینکه پادشاه زخمی و رنجور و ناتوان بود ، مملکت نیز  وضعیتی مشابه با حال و روز پادشاه داشت و در کشت و زرع و رویش و پرورش و  باروری زمین ها تاثیر گذاشته و آن ها را تبدیل به کشت زارهای بی آب و علف و  لم یزرع و خشک و بیابانی کرده بود و دیگر درختان میوه و ثمره ای نداشتند و  حتی زنان آن سرزمین دیگر باردار نمی شدند و تولدی صورت نمی گرفت .


 

و تنها روزیِ آن ها ماهی رودخانه ای نزدیک قصر بود (ماهی نماد  فردیت در عین توحید است و از آنجا که دیگر توان رشد و نموی نبوده و تولدی  صورت نمی گرفته ، انگار که روزی شان را خدا می فرستاده برای آنکه آرتور شاه  باید زنده می مانده) (فردیت خود را  زندگی کنید ، رسالت شخصی تان را پیدا کنید که در کل شکل می گیرد و ما را به  توحید و یکپارچگی که همان وحدت در کثرت است می رساند ، و بدون اصطکاک و با  مصالحه بر اساس قاعده لاضرر به آن برسید زیرا هر چه بیشتر خود را جزئی از  کل بدانید کمتر خود را جداشده و تنها و منفرد می بینید. شما تنها دندانه ای  از چرخ هستید و قسمت و جلوه ای منحصر به فرد از کل ، یکی از همین مردم  عادی و عامه ، نه فردی قرار گرفته در حصار زیبایی ها و حقوق شخصی و فردی  خودمان ).


 

ملازمان از سرزمین های  مختلف برای درمان شاه می آمدند ولیکن فایده و حاصلی نداشت. راهنمایان و  پیشگویان دربار به او توصیه نمودند که مأموریت یافتن داروی علاج زخمش را می  بایستی به احمق ساده لوح لوده ای بسپارد که با توجه به اینکه اهمیت  مأموریت را جدی نمی گیرد و با سادگی و آرامش و لودگی به دنبال یافتن داروی  مناسب حال پادشاه حرکت می کند ، توانایی این را دارد که به هدف رسیده و آزادانه و با قدرت از عهده انجام مأموریتش برآمده و باعث شفای پادشاه و آبادی مملکت گردد . این شخص روح و جانش پاک و معصوم است و بعداً نشان می دهد که محبت و  همدلی او است که شاه را از آن رنج و اندوه شدید و مرگبار ، آزاد و رها می  سازد .

در  داستان آمده است که در حالیکه آرتور شاه تنها و غمگین بر روی تخت نشسته  است ، فرد احمق و ساده لوحی از راه می رسد و از پادشاه می پرسد که آیا چیزی  نیاز دارد یا خیر و پادشاه عنوان می کند که بسیار تشنه است و گلویش خشک  شده است ، فرد از راه رسیده نگاهی به اطراف می کند و جامی را در کنار تخت  پادشاه پیدا می کند که بلا استفاده مانده است ، در آن جرعه ای شراب که  اشاره به خون مسیح دارد و نماد آگاهی می باشد ریخته و برای رفع عطش پادشاه  به وی می دهد . (این سادگی نیز در کتابی به نام “Where is the rest of me” به  اینصورت آمده که رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق امریکا در سال ۱۹۴۲ در فیلم  King’s Row  نقشی را ایفا می کند که پس از سانحه ای دو پای خود را از دست  می دهد و در بیمارستان با جمله “پس بقیه من کجاست؟” به هوش می آید که نشاندهنده آن است که پس از یک روال عادی و زندگی یکنواخت ، با چنین سانحه ای به  یکباره از خواب بیدار می شویم و خود را می بینیم که قسمت هایی از خویشتن  خود را زندگی نکرده ایم و برای رسیدن به آن ها بیدار شده و قدم برمی داریم. )


 

آرتور شاه در حین نوشیدن متوجه می شود که تشنگی اش که بر طرف  میگردد همزمان دردش نیز تسکین می یابد و به جام که می نگرد متوجه می شود  این همان جام مقدس است و وقتی از فرد احمق می پرسد که چگونه جام را برداشته  و به واسطه آن دردش را علاج کرده است ، در پاسخ فرد ساده لوح با بی توجهی  می گوید شما تشنه بودید پس برایتان در این اطراف به دنبالِ جام گشتم!(کسی  نمی توانسته به جام دست بزند و از آنجا که همه اطرافیان شاه جام را می  شناختند و به اهمیت آن واقف بودند و یا اینکه آن را خیلی بزرگتر از آنچه  هست می پنداشتند در صورت تماس دستان با جام ، دستشان می سوخته و آسیب می  دیده ولی این شخص ساده لوح آن را به  نوعی ساده پنداشته و در حقیقت آن را به اندازه می دیده است که در مسیر خدا  شدن آن نیز ابزاری است برای شفا و تعالی ، پس آن را برداشته و موجب شفای  آرتور شاه می شود.) و بدین صورت پادشاه مملکت به صورت بیرونی و  درونی نجات یافته و شفا می یابد و سلطنت و تاج و تخت پادشاهی آرتور شاه را  به وی برمی گرداند و حکومت وی جانی دوباره می گیرد .


 

نشانه های مذکور در مورد مأموری که توانایی انجام این مأموریت را  دارد همانا نشانه های دلقک و ملیجک دربار است که در عین آگاهی و فراست می  تواند به مسایل گیر نکرده و با در نظر گرفتن هر یک از این مسایل به اندازه  خودشان و جداسازی مسایل و مراتب از یکدیگر و رسیدگی یک یک به هر یک از آنها  ، به همه آن امور رسیدگی نموده و آنها را به انجام رساند.


 

در باور عمومی دو نوع دلقک وجود و شکل یافته است. یکی دلقکی که  چهره اش را رنگ می کند (نماد و سمبل رنگی کردن واقعیت جهت طیفی دیدن وقایع،  از آنجا که انسان ها به دلیل نگرش دوالیستیک یا سیاه و سفیدشان قادر به  تشخیص طیف رنگی موجود در مسایل و رویدادهای پیش پایشان نیستند) و شما را با  حرکات شیرین و بامزه خود به وجد و خنده می آورد.


 

و دیگری دلقکی که ترسناک است و در داستان ها جانب شر را می گیرد که  نمونه بارز آن در داستان بت من (Batman) مشهود است و با استفاده از شوخی  ها و ابزار سرگرمی خود، به آسیب قهرمان داستان ومی پردازد و خیر را به  تعویق می اندازد (به دلیل شوخ بودنش و بازی گرفتن همه چیز، قهرمان را گیج و  سردرگم می کند و با توجه به اینکه در همان حوزه شر هم که باشد دیدگاه طیفی  دارد  و ملون است، از این روش برای دستگیر کردن و به بن بست رساندن قهرمان  استفاده می نماید).

 

جالب ترین نمونه دلقک ها، دلقک های درباری هستند که وظیفه خطیری را  بر عهده می گیرند و به فرمانروا و پادشاه سرزمین شان نزدیک شده و با ساده  لوحی و لودگی خود، نکات ظریفی را جهت اداره امور مملکت و حتی زندگی پادشاه  به او متذکر و یادآور می شوند. از آنجا که اطراف پادشاهان، حکمرانان و  فرمانروایان مملو از افراد درباری می باشد که کوته نظر هستند و جز وضع حال  کنونی و مرفه خود قادر و علاقه مند به درک شرایط مملکتی و حکومتی نمی باشند  و یا افراد چاپلوس و فرومایه ای هستند که معمولاً  انگیزه شان در راستای  رسیدن به اهداف شخصی از جمله رسیدن به جاه و مقام و ثروت و یا حتی از بین  بردن جایگاه شخص مورد خصومت شان می باشد است، نیاز به یک شخص صادق و تیزبین  با درک و فهم بالا، جهت انتقال مسایل جاری قلمرو پادشاهی محسوس و قابل  تعمق و تفکر است. دلقک درباری تلخ ترین ، سخت ترین ، عمیق ترین و سنگین  ترین حقایق را تحت لفاظ شوخی و خنده و سربه سر گذاشتن و سرگرم کردن پادشاه  در نهایت ظرافت به او منتقل کرده و متذکر می گردد. و پادشاه نیز با اینکه  از شنیدن نقص ها و ایرادات اش از زبان دیگری می رنجد ولی با توجه به بامزگی  که دلقک در این انتقال آگاهی با خود همراه می کند، شاه را به وجد می آورد و  شاه نیز از اینکه کسی را در کنار خود دارد که می تواند بی دغدغه با او از  مسوولیت سنگین اش سخن بگوید و او نیز بدون نیش و زخم و آسیب زدن همواره با  او همزبان شده و در حین مکالمات و محاورات روزانه شان با توجه به شناختی که  از پادشاه دارد  او را راهنمایی و مشاوره می دهد و در عین حال جایگاه  فرمانروایی و بالا به پایینی پادشاه نیز با توجه به حاکم بودن پادشاه و حق  انتخاب و اختیار عمل او در شنیدن و عمل کردن به نصایح دلقک حفظ می شود.

 


 

 

 

ریشه یابی کلمه:

دلقک:

Clown یا Cloyne به معنای ساده ، بی تکلف ، طبیعی ، دست نخورده ، روستایی و  دهاتی می باشد. ریشه اصلی آن دقیقاً مشخص نیست ولیکن احتمالاً از klunni   در گویش اسکاندیناویایی (ایسلند) یا kluns در گویش اسکاندیناویایی (سوئد)   به معنی همراه یا رفیق بی ادب ، گستاخ ، دهاتی منش ، بی تربیت ، دست و پا  چلفتی ، شلخته و سر به هوا  یا می آید.

در زبان فارسی واژه دلقک از نام طلخک، دلقک دربار سلطان محمود غزنوی گرفته شده‌است.ٔ

 

موارد زیر نیز تحت عنوان مبحث دلقک قابل بررسی می باشد:

دلقک دربار ، ملیجک (court jester) :

jesterاز  کلمه لاتین jestour و آن نیز از gestour که از gesten به معنای بازگویی یا  قرائت یک داستان می آید که در گذشته کار اصلی یک دلقک در دربار شاه یا  شاهزاده بوده است.

Jester, joker, jokester, fool, wit-cracker, prankster, buffon همگی به شخصی اطلاق می گردد که برای گفتن جوک و چیستان و سرگرم کردن و  دلقک بازی و ایجاد تفریح و شادی و آواز خواندن و شعبده بازی، توسط پادشاه  استخدام می شود که در اروپا بیشتر رایج بوده است. در ابتدا لباس مرسوم دلقک  دربار، لباسی روشن به همراه کلاهی رنگارنگ که از پارچه دوخته شده است و سه  دنباله دارد که به هر کدام منگوله ای وصل است، بوده و سه تایی بودن دنباله  کلاه شان نماد دو گوش خر و یک دم بوده است. صفات ممیزه شان خنده های بلند و  داشتن یک عصای مسخره بوده است.

 

تمایز اصلی بین Clown و Jester در ظاهر آنهاست که Jester معمولاً شخصی با لباس تنگ و کلاه منگوله دار است که در دربار دیده می شود و Clown شخصی را گویند که شلوار گشاد بند دار می پوشد و صورتش را رنگ می کند و به صورت مسخره ای می خندد که در سیرک ها می بینیم. البته Clown معمولاً به خود می خندد و خود را سوژه خنده می کند. او جوک نمی سازد چون  خودش جوک هست. بدین صورت که سرش درون سطل می رود یا شلوارش از پایش در می  آید یا از بالای نردبان می افتد و … اعمال یا اتفاقاتی که اگر واقعاً  برای کسی پیش بیاید حقیقتاً خنده ندارد و مقداری آزار دهنده است زیرا کسی  صورتش را با شکل خنده رنگ می کند که واقعاً نمی تواند بخندد و کسی است که  زخم می بیند و برای خنداندن دیگران خود را قربانی می کند. در صورتیکه Jester به شما می خندد. چشمانی تیزبین دارد، امکان دارد زبانش تند و تیز باشد و  شنیدن حرف هایش برایتان گران بیاید. و آنچه که پذیرش اش سنگین به نظر می  رسد خود حقیقت است و Jester کسی نیست که خود را مضحکه قرار دهد یا بتوان وی را احمق یا ابله فرض نمود. فرضیه شکل گیری Jester برای انتقال حقیقت به پادشاه در غالب بذله و لطیفه و شوخی بوده است. ۳۰۰  سال پیش از میلاد مسیح Yu Sze دلقک امپراطور چین Shih Huang-Ti توانست در  غالب خنده ایشان را متقاعد نماید تا دیوار چین را رنگ نکنند زیرا تعداد  زیادی از کارگران بابت آن، جان خود را از دست خواهند داد و از آنجا که وی  تنها شخصی بود که توانست از طرح پیشنهادی امپراطور انتقاد نماید، قهرمان  ملی نام گرفت. امروزه نیز در داستان ها، کارتون ها و فیلم ها به صورت شخصی  که به نظر احمق و کم توجه می آید و خود را وارد مسایل بیهوده نکرده و از  کنار آنها با شوخی و خنده رد می شود، می آید که در اصل فردی است که به وضوح  حقیقت را می بیند و در می یابد. و کسی است که در این دنیای پر نیرنگ و  رنگارنگ، حقیقت را می گوید و دیوانگی دنیا را پر رنگ می کند.

Buffon به شخصی اطلاق می گردد که با ظاهر یا رفتار نامناسب، دیگران را سرگرم می کند.

ملیجک در زبان کردی به معنای گنجشک است.

 

دلقک، لوده ، احمق، ابله، نابخرد، کم خرد، تهی مغز، سبک سر (Fool) :

از کلمه قدیم فرانسوی fol و آن نیز از follis که با باد پر شده یا به شخصی تهی مغز اطلاق می گردد.

در  ادبیات به عنوان سمبل صداقت است (به طور نمونه در شاه لیر) و سلطان از او  برای پیدا کردن و داشتن بصیرت و بینش، و نصیحت و مشاوره گرفتن، استفاده می  کند که دلقک با استفاده از مسخره بازی و پر رنگ کردن حماقت شاه با گویشی  صریح، واقعیت ها را بیان می کند و به گوش وی می رساند که همین طنز اگر  اندازه آن رعایت نگردد و مدنظر قرار نگیرد، می تواند دلقک را به کشتن داده و  سر او را بر باد دهد. با اینکه دلقک از جایگاه، مقام و مرتبه پایین تری  نسبت به معاونان و مشاوران در دربار برخوردار است با این حال بهترین و  مثمره ثمرترین مشاور پادشاه محسوب می گردد و در حقیقت مدیریت کشور یا  کشورها و برقراری صلح در آن ها را نیز دلقک به دست می گیرد و برقرار می  نماید.

با عنوان دلقک دربار یا ملیجک نیز از آن استفاده می شود.


احمق کوچک (Dummling) :

نام  برادر کوچکتر (برادر سوم) در داستان غاز طلایی از داستان های قدیمی   اروپایی که توسط برادران گریم جمع آوری و منتشر گشته است ، می باشد  که  داستان غاز طلایی به همراه تحلیل آن در وبلاگ داستان ها و اسطوره ها آمده  است. شخصیتی مشابه با همین خصوصیات در فرهنگ های مختلف نیز قابل پیگیری  است مانند : دلقک هایKachina که عروسک هایی چوبی می باشند که هر کدام  نمایانگری نمادی در اساطیر سرخپوستان هوپی هستند، داستان گرگ صحرایی شیاد  در اساطیر امریکای شمالی، داستان جک در فرهنگ امریکای جنوبی (که داستان  مشهور جک و لوبیای سحرآمیز یکی از قسمت های این مجموعه است).


 

 

توضیح  کارت:

ماسک خندان و چهره گریان در تصویر نشاندهنده توانایی این کهن الگو در نشان دادن حقیقت تلخ و دردناک (تلخی و دردناکی جدا شدن و دورافتادن از اصالت و خود حقیقی خود) همراه با شوخی و خنده جهت تسهیل در روند آگاه شدن و پذیرش آن (هر چیزی به جای خودش، به اندازه خودش و به موقع خودش) و تغییر نحوه و طرز نگاه و نگرش شخص از سختی ها و مصائب مسیر به طراوت ، اصالت و زیبایی های آن جهت عدم غرق شدن و گیر کردن و درجا زدن در جهل ، نادانی ، تجربیات و نقصان های موجود در خودمان و رها شدن ، آزاد شدن و انگیزه یافتن  و داشتن توانایی برای حرکت و ادامه دادن به حرکت در راه و مسیر منحصربفردمان جهت یافتن ، رسیدن و دست یابی به خود حقیقی خودمان

دو تکه بودن کلاه دلقک با توجه به شکل و رنگ آن ، نمایان کننده این امر است که در هر لحظه با توجه به آگاهی همان لحظه مان دو راه پیش روی ما قرار دارد ، یکی آنکه دارمای ماست و در سوره حمد از آن با عنوان صراط مستقیم یاد شده است و قدم گذاشتن در آن ، همسو و همراستا با هدفِ از بودن مان در آن لحظه در راستای فردیت و انجام رسالت شخصی مان می باشد و تماماً خیر است و دیگری تمام راه ها را به جز راه دارما شامل می شود و هر آنچه که غیر از صراط مستقیم است که انتخاب هر کدام از آن ها نتیجه ای را طبق قانون عمل و عکس العمل به ما برمی گرداند و تحت عنوان کارما نیز تعریف گشته است. (البته قابل ذکر است که در هر لحظه با توجه به آگاهی همان لحظه مان بهتر آن است که گزینه اصلح را انتخاب نماییم تا کمترین اصطکاک را در جهان هستی ایجاد کنیم و همزمان با اعلام آگاه تر شدن و نزدیک شدن به خدایی مان پیش می رویم تا عنایت قدم بر داشتن در صراط مستقیم نصیب حالمان گردد)

 

طراحی  کلاه شامل دو تکه است یک سمت مارپیچ به نماد قدرت و آزادی است که طریق دارما را  نمایانگر می باشد


 


تصویر ذهنی مان از مارپیچ ، رو به بالا است که همان روند رشد فنر مانند یا فرکتالی است که ما را به آزادی و رهایی می رساند که با عبور از هر دور به مرحله ای بالاتر می رویم و فراتر از مرحله پیشین به خود می نگریم و می شناسیم. همین بالاتر بودن و از فراز نگاه کردن قدرت را نیز برایمان می آورد چون نسبت به قبل از جایگاهی بالاتر عمل می کنیم. و در کل درنظر بگیریم این نماد هم چرخش را در خود دارد که نشان دهنده حرکت، جاری بودن و رشد است و هم دایره هایی که به هم نمی رسند و بدین صورت هم کل و هم بینهایت را نشان می دهد. جدا از این خود کلمه از مارپیچ استفاده شده که خود کلمه مار نماد رساندن ما به آگاهی است و مار برای بالا رفتن (از درخت یا ستون) برای آنکه بتواند خود را از جاذبه زمین حفظ کند و بتواند به بالا حرکت کند، حرکتی دوار مانند یا مارپیچی را انجام می دهد.

و  سمت دیگر به صورت راه راه که نماد ضعف،اسارت و دربند شدن است که کارمای اعمال مان  می باشد و دامن گیرمان می گردد.


رویکرد  نور و آگاهانه و در مسیر سازنده :

مظهر و نماد توانایی انتقال عمیق ترین ، ژرف ترین و پر معنا و محتوا ترین پیغام ها با استفاده از طنز و شوخی و از طریق بامزگی ، مزاح ، لودگی ، هزل ، همراه با خنده.

 

ابراز ، آشکار سازی ، نمایش  و افشا ی آزادانه ، رها و بدون ترس حقایق واحساسات و واقعیت های زندگی روزمره بدین معنی که کارها یا حرف ها و یا حتی احساساتی را که افراد می خواهند بروز دهند و نمی توانند را، انجام می دهد ، می گوید ، نمایان می کند و یا ارایه می دهد.
کمک و یاری رساندن جهت دیدن زوایای دیگر امور پوچ ، محال و واهی و علاوه بر آن دورویی ها ، ریاکاری ها و سالوسی و توانایی خندیدن به آنها.

 

با پنهان کردن و پوشاندن احساسات و تأثیراتی که غرایز و عواطف و احساسات اش بر روی چهره اش می گذارد، او به وسیله ماسکی که بر چهره میزند این حس را در مخاطب خود ایجاد می کند که او فارغ از مسایل انسانی خود پیام هایی را منتقل می کند و فارغ از قضاوت ها و پیش فرض های ذهنی صرفاً مطلب را دریافت نموده و بر اساس آن تصمیم گیری می نماید.


صفات  سایه و رویکرد غیر سازنده و ناآگاهانه :

استفاده از طنز و شوخی صرفاً به منظور آسیب رساندن و ایجاد زخم و جراحت و از بین بردن و خرد کردن اعتماد به نفس دیگران و یا حتی استهزاء ، تمسخر ، تقلید

دیگران و ادای آن ها را جهت مظحکه نمودن ایشان در آوردن ، به جای استفاده از آن در  راستای رساندن ایشان به رهایی و آزادگی.

پنهان کردن و پوشاندن احساسات خود با استفاده از ماسکی که بر چهره میزند در صورتی که باعث ریاکاری ، خیانات ، دورویی و باور ماسک خودساخته و در نتیجه انکار و عدم پذیرش احساسات واقعی خود و خود حقیقی خودش گردد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تحلیل کهن الگوی دانش آموز و دانشجو با استفاده از حوزهمادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموس):

رویکرد مادینگی(آنیمایی): موضوع یادگیری توسط حوزه ناخودآگاه انتخاب شده و پیش پایش گذاشته می شود به صورتی که نمی داند چرا به این موضوع برای تعلیم گرفتن و آموزش دیدن تمایل دارد و سوق داده می شود. تماماً پذیراست و  نسبت به استاد در جایگاه پایین یعنی شاگردی قرار دارد و تمام آنچه را که از استاد در حین تدریس جاری می شود را یاد می گیرد و به درون خود راه می دهد تا پر شود ، منتها چون توانایی تفکیک کردن و کلاسه بندی را که عملی نرینه (آنیموسی) است ندارد ، به غیر از موضوع یادگیری ، سایر صفات و دانسته های استاد را نیز به دلیل خالی و آماده بودن جهت پر شدن توسط مطلب جدید ، به خود می پذیرد . و باز به دلیل عدم وجود نرینگی(آنیموس) به جهت مدیریت و حفظ مطالب امکان دارد پس از پایان کلاس ، تمام آنچه را که یادگرفته است به همین سرعت از دست بدهد و فراموش نماید.

رویکرد نرینگی (آنیموسی): موضوع یادگیری را با آگاهی آن لحظه اش انتخاب کرده و جهت یادگیری آن و پیدا کردن استاد و معلم  مربوطه شروع به جستجو می کند و پس از یافتن مدرس موردنظر همسو با معیارهای مورد نیاز جهت جایگاه استادی ، روند آموزش آغاز می گردد. منتها به دلیل پر بودن شخص و دسته بندی ها و چارچوب های موجود ذهنی وی ، مجال و جایی برای قرار گرفتن مطالب جدید و فضای رهایی جهت نوآوری و آفرینش مسیری جدید برای آموختن نمی گذارد.

رویکرد متعادل مادینگی(آنیمایی) و نرینگی(آنیموسی): با نرینگی(آنیموس) ، حوزه و مرز اطراف موضوع یادگیری را مشخص نموده و سپس با استفاده از آنیمای کهن الگوی معصوم خالی شده و آمادگی پذیرش می یابد. تحت چارچوب های گذاشته شده توسط نرینگی(آنیموس) ، تماماً پذیرا می باشد و کل موضوع انتخاب شده از استاد به سمت شاگرد جاری و ساری می گردد. حال در انتهای پروسه یادگیری ، دانش آموز مطالب را با استفاده از نرینگی(آنیموس) درون ، جمع بندی و طبقه بندی کرده و تبدیل به آگاهی می کند ، سپس آن را با آنیما هضم و جذب و درونی و از آن خود نموده و از آن رها می گردد. اکنون آگاهی جزئی از وجود دانش آموز است و با آن زندگی را می گذراند ، تا زمانیکه احساس نیاز به یادگیری مطلب جدیدی جهت آگاه تر شدنش می کند و دوباره این چرخه را ایجاد می کند. که این نیاز با توجه به جمله

“خوب بودن مان باعث بهتر شدن ،  و بهتر شدن مان باعث عالی شدنمان ، و عالی بودنمان زمینه ساز تعالیمان  گردد”

از همیشه تا همیشه و همه و جا و همه وقت ، پویا و جاری خواهد بود .

آگاهانه زندگی کردن و درونی شدن حوزه یادگیری بدین معناست که هر بار با مساله مربوطه همراه گردیده و همسو  می گردید نیازی به یادآوری مطالب و سوال در مورد اینکه موضوع تعلیم گرفته چه بوده و ترتیب اجرای آن چگونه است و حال طبق آن تعالیم چه باید کرد ، نباشد و همه موارد بدون دخالت پردازشهای معمول ذهن ، از اعماق درون تان جاری شود (که البته این پروسه نیاز به زمان و تجربه و ممارست دارد) و تنها در انجام آن انتخابگری و تصمیم گیری داشته باشید .

در این راستا با آگاهانه زندگی کردن این مقوله  ،  می توان آن را با دیگران نیز به اشتراک گذاشت و علاوه بر اینکه در عمل اینگونه ایم ، حتی در کلام نیز مثلاً با راهنمایی کردن دیگران پیرامون همان مطلب عنوان نمود که بدین صورت دانش آموز از جایگاه شاگردی به مقام تعلیم دهنده و آموزگار در همان حوزه موردنظر ارتقاء می یابد و با پشت سر گذاشتن این مرحله ، می تواند به سایر زوایا و جوانب آن مطلب و این بار از جایگاه بالاتر و یا دیدگاه استادی واقف شده و برایش روشن گردد.

 

تمرین با استفاده از دانش آموز و دانشجوی درون جهت آگاه شدن و به تعادل رساندن دو حوزه مادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموس):

می توانید با تغییر مقدار پذیرش تان و اندازه خالی شدن تان و اندازه ظرف تان جهت یادگیری ، هر دو حوزه مادینه(آنیما) و نرینه(آنیموس) را یاد بگیرید و به آن آگاه شوید ، زیرا اندازه گیری مقدار آن نرینگی(آنیموسی) است و خالی شدن مادینگی(آنیمایی) می باشد.


 

 

 

 

برای مثال پس از پایان کلاس و ارتباط استاد و شاگردی ، ملاحظه نمایید که چه مقدار از مطالب عنوان شده را بدون نیاز به مرور یادداشت هایتان می توانید به خاطر آورید . اگر مادینگی(آنیمای) زیادی جهت خالی شدن داشته باشید ، احتمالاً پس از پایان کلاس جواب سوالات را در همان زمینه به راحتی می توانید بدهید در صورتیکه نمی دانید از کجا پاسخ آن ها را می دانید . لکن اگر برای یادآوری مطالب نیاز به جدول بندی و طبقه بندی دارید و تحت این دسته بندی ها می توانید به پرسش ها پاسخ صحیح دهید ، نرینگی(آنیموس) شما در این پروسه فعالتر بوده است.

 

 

 

 


 

 

موارد زیر نیز تحت عنوان مبحث دانش آموز و دانشجو قابل بررسی می باشد:

شاگرد ، نوآموز (Apprentice)

از کلمه فرانسوی Aprentiz به معنی کسی که یاد می گیرد یا تحت تعلیم قرار داده می شود و آن نیز از کلمه Aprendre می باشد که در اصل به معنای یادگرفتن و تعلیم پذیرفتن است.

پیرو، مرید و شاگرد (Disciple)

مشتق از کلمه لاتین Discipulus به معنی شاگرد ، دانش آموز ، تعلیم گیرنده و آن نیز  مشتق شده از کلمه لاتین  Discere  می باشد که در اصل به معنای یادگرفتن و تعلیم پذیرفتن و دانستن است. پذیرفتن ، شنیدن و گوش دادن ، و آمادگی برای دانستن می باشد.

البته در برخی متون دیگر آن را مشتق شده از ترکیب -Dis  به معنی جدا شده و دور افتاده ، و Capere  به معنای برداشتن ، گرفتن و به دست آوردن و یا نگهداشتن است که اگر دانش آموز را جوینده ای برای یافتن تکه های خود در راستای پیدا کردن خود حقیقی خودش و شکل دادن مسیر زندگی اش همسو با رسالت شخصی اش و منحصر به فرد بودنش و خدایی اش ببینیم ،  تکه های جدا افتاده اش را از طریق ارتباط شاگرد و استادی به دست آورده و از آنِ خود می کند ( در حقیقت ما هیچ چیز را یاد نمی گیریم بلکه فراموش کرده های تمامیت وجودی خود را به یاد آورده و به خود حقیقی عمق درون خودمان متذکر می گردیم ) .

 

تمرین:

تمرین جهت رشد صفات سازنده دانش آموز و دانشجوی درون:

یک موضوع برای یادگیری انتخاب کنید و روند سفر قهرمانی جهت طی کردن و تجربه دوازده آرک تایپ مطرح شده را مرحله به مرحله در این پروسه برای خود در ذهنتان طراحی کرده و همذات پنداری نموده و پیگیری نمایید . می توانید برای هر آرک تایپ یک کارت یا برگه تهیه کرده و آنچه که در مورد آن برایتان پیش می آید یا به ذهن تان می رسد را یادداشت برداری کنید تا بتوانید فاصله بین ناخودآگاه و خودآگاه تان را در این مقوله خاص بررسی نمایید .

تمرین جهت تعدیل و مدیریت صفات سایه و غیرسازنده دانش آموز و دانشجوی درون:

اگر جزء آن دسته از افراد هستید که تمام اوقات خود را به یادگیری موضوعات مختلف می پردازید و بدون درونی کردن و استفاده از آن ها به سراغ حوزه دیگری برای یادگیری  ، تغییر جهت می دهید و هیچگاه این موضوعات و مطالب را با توجه  به رسالت شخصی و اهداف متعالی زندگیتان بررسی ننموده اید ، یکی از حوزه هایی را که آموخته اید انتخاب نموده و در آن حوزه آنچه را که تعلیم گرفته اید به اجرا درآورید و بدان عمل نماییدو تمریناتی را در همین راستا جهت درونی کردن آن در نظر بگیرید و یادگیری موضوع جدید دیگری را تا اتمام این تمرین به تعویق بیندازید. برای مثال در حوزه آموزش زبان انگلیسی می توانید تمرین هایی از قبیل نوشتن یک مقاله به زبان انگلیسی ، توانایی مکالمه با یک شخص انگلیسی زبان ، گذراندن آزمون مربوطه ، فهمیدن یک فیلم یا حل جدول متقاطع به این زبان و حتی تمریناتی ساده تر مانند جمله سازی ، یادگیری لغات ، پیشرفت شنیداری یا دیکته صحیح کلمات ، بهبود لهجه و غیره را برای خود برنامه ریزی نمایید.

اگرجزء آن دسته از افراد هستید که، وقت و درآمد خود را صرف یادگیری علوم ویرانگر و یا استفاده از آنچه آموخته اید جهت ایجاد اصطکاک در جهان هستی می کنید ، دلایل خود را جهت یادگیری و استفاده از دانسته های خود بدین شیوه ، و بهایی که بابت رسیدن به هر کدام از آن ها می پردازید و آن چه را که در قبال آن به دست می آورید یادداشت کرده و ارزیابی نمایید ، که این مسیر شما را به کجا خواهد برد و مثلاً در سال های آتی چه سود و ثمره ای در زندگی شما به جا خواهد گذاشت و حس احساس اصیل و حقیقی اعماق وجودتان را در این مورد و همچنین قصد پنهانتان از این گونه بودن را بررسی و مرور نمایید و در این حالت آن را با خود حقیقی عمق درونتان متناظر نموده و مغایرت یابی نمایید ، آیا باز تمایل به ادامه این راه و یا مسیر دارید ؟ آگر پاسخ منفی است که رها گردیده و در این زمینه به آگاهی رسیده اید و اگر پاسخ مثبت است عقده و گره و مسئله ای که این تمایل بر آن استوار می باشد را تحلیل نموده و با آن همراه شده و به طریق و راه و روش دیگری آگاهانه و انتخابگرانه به آن انرژی داده و توجه نمایید .


 



 



١- توضیح کارت

دانش آموز به صورت درخت تصویر شده ، که از نماد های آنیما است و پذیرا بودن آنیما در زمان یادگیری را یادآوری می کند و اینکه درخت همیشه می تواند پربار و پربارتر شود و حد و حدودی برای یادگیری و کسب آگاهی وجود ندارد. بعد ازخوندن کتاب ها، آگاهی ها تبدیل به میوه های همون درخت و ثمره اون شدن ، که ترکیبی از آگاهی ورودی و خود یادگیرنده است که محصول این درخت رو منحصر بفرد می کند . و درختان کهن سال که معمولاَ پربارتر هستند و تنه شان حجیم تر و محکم تر می باشد(آنقدر سرد و گرم چشیده روزگارند که پایه های شان سفت و محکم و استوار گشته و به هر بادی نمی لرزد و با هر طوفانی نمی افتد)، از ثمره و میوه خود که همان آگاهی است هنگامی که رسیده و خوردنی شد، بین رهگذران پخش می کنند. مانند درختی که میوه هایش که می رسند از شاخه ها کنده می شوند و به زمین می افتند و رهگذران بدین صورت تغذیه و اطعام می گردند. می گویند زکات علم، آموزش است. و اینگونه استاد و شاگرد در هم حل می شوند و یکی می گردند و دانش آموز تعلیم دهنده می شود.

 

رویکرد نور و آگاهانه و در مسیر سازنده :

فروتنی داشتن نسبت به عالمان و وفاداری نسبت به آموختن دانش

بازبودن و پذیرا بودن به یادگیری مادام العمر و در تمام مدت

صفات سایه و رویکرد غیر سازنده و ناآگاهانه :

غرور و تکبر در هنگام یادگیری و نیز در زمان دانستن آن علم و همچنین به دنبال یادگیری و آموختن علوم ویرانگر و منجر به ایجاد اصطکاک در جهان هستی و نابود گری .

عدم تمایل در عمل به دانش(عالم بی عمل) و تبدیل به آگاهی نشدن دانسته ها و معلومات و صرفآ ذخیره و حمل آنها .


٢- ریشه یابی کلمه:

دانشآموز ، دانش جو ، شاگرد :

مشتق از کلمه لاتین Studens و آن نیز  مشتق شده از کلمه Studere میباشد که در اصل به معنای خواسته و مشتاق چیزی بودن و مشغول و یا سرشار و مملو از چیزی بودن ، مشخصآ شوق و ذوق و اشتیاق چیزی را در سر داشتن ( آنچنانکه می توان طلبه ای را به عنوان کسی که مشخصآ به موضوعی خاص علاقه مند به دانستن آن است بر شمرد .)


٣- تحلیل سفرقهرمانی:

دانش آموز به صورت آنیمایی آمادگی برای یادگیری پیدا می کند ، یعنی اینکه آنیمای  فعال در درون اوست که او را آماده پذیرش و اعتماد به استادش می نماید ،  ولی موضوع یادگیری و حد و حدود و محدوده آن به صورت آنیموسی اتفاق افتاده و آنیموس درون اوست که این محدوده را مشخص  می کند  ،  تا در این چارچوب آگاهی مربوطه تماماً جاری شود و نقل و انتقالات مربوط به پروسه و روند تعلیم و تعلم اتفاق بیافتد .

کهن الگوی دانش آموز می تواند مقدار زیادی کهن الگوی معصوم را در درون خود فعال داشته باشد و یا اینکه مقدار زیادی از جزئیات و قسمتهای مربوط به این کهن الگو با کهن الگوی معصوم همپوشانی و مشابهت داشته باشد.

او مقداری هم آنیموس مورد نیاز دارد که قسمت اعظم این آنیموس با کهن الگوی یتیم و جنگجو و جوینده همخوانی و هم پوشانی و مشابهت دارد گاهی اوقات هم آنچه که فرا می گیرد و استاد و حد و حدود و اندازه و نوع آن توسط نا خود آگاه وی یعنی از جایگاه هیچ مطلق وجودش ، فرا خوان می گردد و یا اینکه کهن الگوی جوینده فعال باشد که بر اساس انتخاب اش بعد از جستجو در موضاعات مختلف حال برای یادگیری وارد این حیطه گردیده است که مسلماً برای یادگیری باید ابتدا خود را خالی کند و این روند با استفاده از کهن الگوی معصوم امکانپذیر است .


روند سر قهرمانی و  دوازده آرک تایپ مربوط به آن در مورد دانش آموختن به اینگونه صورت گرفته و شکل می پذیرد :

معصوم : ابتدا نمی داند چه می خواهد،  احتمالآ ناخودآگاه اش یک حوزه ای را همسو با مسیر رشدش انتخاب می کند و شخص را با آن بعد ، ضعف و یا کاستی های  وجودش ، همراه نموده و آنها را بی رحمانه به او می نما یاند .

یتیم : شخص پس از همراه شدن با آن موضوع ،  یتیم می شود و انحراف معیار  خود را با دیدن درد و ضعف و کاستی  وجودش و فاصله آن تا بی دردی  و کمال و بی نقصی و تفاوت این دو را شناخته و تمیز می دهد .

جنگجو : برای رسیدن به آن موضوع و رسیدن به کمال و برای کشف  و مشخص نمودن تمام مرزهایش در این راستا ،  هدفگذاری می کند و مسیر را جهت حرکتش ترسیم می نماید و هر آنچه که میباستی با آموختنش به کما برسد را به شکل کلی برای او مشخص می نماید .

حامی : نیازهای شخص را جهت ادامه راه آموختن بررسی می کند و او را  در این راه حمایت می نماید.

جوینده : برای رسیدن به موضوع ،  و آگاه شدن به تمامی جوانب آن ، کل حیطه های اطرافش را بررسی و تا میزان  تعیین شده در یتیم و مسیر مشخص شده در جنگجو را همپوشانی کند و بهترین حوزه را انتخاب می کند .

نابودگر : پس از اینکه جوینده حوزه همگرا با رسالت شخصی و هدف از آفرینش شخص را مشخص می کند ، انرژی فعال کهن الگوی نابودگر در درون شخص باعث می گردد تا اضافات و شاخه و برگهای اضافی مسیر حذف گردیده و او متمرکز تر از قبل به طی طریقش ادامه دهد .

عاشق : موضوع تمام فکر و ذکر شخص می شود و عاشقانه برای حرکت در مسیر آماده می شود به صورتی که انگار غیر از این موضوع هیچ مطلب دیگری وجود ندارد .

آفرینشگر : حرکت شروع می شود و مسیر جهت حرکت آفریده می شود و خلاقیت و نوآوری و خروج از روال عادی و نرمال تا کنون برای راه آموختن و موضوع آموختن و استاد آموختن به او می نمایاند .

فرمانروا : رهبری و ریاست و مدیریت تمامی  حوزه ها را جهت رسیدن به هدف بر عهده می گیرد و یکپارچه در راستای آن گام برمی دارد و هماهنگ با سه کهن الگوی بعدی تا رسیدن به غایت یادگیری در این راستا گام بر می دارد .

جادوگر : درست می بیند و درست می نامد یعنی آنچه که تمایل به دانستن و فرا گرفتن و آگاه شدن به آن را  دارد ، با انحراف معیار و مغایرت بسیار کمتری دیده و آنچه می خواهد را درست تر نامگذاری کرده و به جهان هستی اعلام می نماید .

فرزانه : آنچه که میداند و فراگرفته را تبدیل به آگاهی نموده و درس همه آموخته هاش را در راستای رسالت شخصی و هدف از آفرینشش به کار گرفته و مقتدرانه ادامه مسیر می دهد .

دلقک : آنچه که به آن آگاه گردیده را ورای عناوین و مطالب و سر فصل و جزئیات و مطالب و کلمات درونی کرده و به عنوان خزئی از وجودش با آنها روزگار میگذراند و آزاد و یله و رها از مقام و عنوان و مدرک و هر آنچه مربوط به ظواهر دانستن است از آگاهیش در راستای رهایی و آزادانه زیستنش بهره می برد .


دوباره به معصوم و معصومیت بر می گردد و این بار معصومیتی آگاهانه تر از معصومیت ناآگاهانه قبلی  ، حال برای یادگیری خالی شده است و اکنون می داند که دقیقاً چه می خواهد و با آگاهی جهت یادگیری مطلبی که در مرحله قبل تمام زوایای آن شناسایی شده است به تدریج گام برمی دارد.


البته این روند از ابتدای زندگی فرض گردیده است که در ابتدا برای کشف مسیر اصلی خود گام بر می دارد و پس از آن مرحله به مرحله با طی سفرهای قهرمانی جهت دستیابی به اهداف ظریفتر و متمرکز تر و دقیق تر  در مسیر ، حرکت می کند و این روند تا شناخت کامل شخص از تمام زوایای وجودش ادامه دارد که به دلیل عظمت و پیچیدگی این روند تا بینهایت ادامه دارد .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

کلمات کلیدی مادینه و نرینه روان (آنیما/آنیموس)

 

 

کلمات مثل انسان ها می مانند و منحصر به فردند (چون بر اساس نیاز انسان ایجاد شده اند، برای بیان یک نیاز و روشن کردن یک مساله و …)
تمام این کلمات هم معنی مبهم:
دوپهلو، چندپهلو، گنگ، نامشخص، با ابهام، تاریک، دربسته، نامعلوم، مجهول، مشکل، مشکوک، غیرمحقق، فروبسته، پوشیده
و همه این کلمات نیز هم معنی اسرارآمیز هستند ولیکن هرکدام در جای خودش استفاده می شود:
مرموز، رازگونه، پرخیده، سری، مبهم، رمزدار، پوشیده

منفی و مثبت:
هم می توان در اصطلاحات الکتریکی در نظر گرفت هم در ریاضیات و هم …، تمام این اصطلاحات از ریشه ای نشات گرفته که همه به یک جا بر می گردد.
در ریاضیات می توان دو سویه بودن را به وضوح دید که هم ۱- داریم و هم ۱+ و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد و از جمع این دو به هیچ (۰) می رسیم. جالب اینجاست که معمولاَ اعداد مثبت برایمان جنبه ملموس و فیزیک دارند یعنی داشتن ۲+ سیب برایمان مشخص تر و قابل فهم تر است تا ۲- سیب که به دلیل وجود جامعه زئوسی آپولویی و پررنگ بودن دستاوردها در زندگی کنونی می باشد. البته همین روند در حسابداری با عناوین بدهکار و بستانکار پوشش داده شده است که باز با توجه به جامعه زئوسی آپولویی بدهکار بودن و بالا نگه داشتن ستون درآمدهای جاری از هنرهای واحد مالی محسوب می شود.

در مبحث مدارها نیز بر اساس حرکت بارهای منفی به سمت بارهای مثبت، جریان الکتریکی ایجاد می شود. که آنیما جاری است و حرکت را راه می اندازد.
شکل این دو علامت نیز قابل تامل است. + معمولاَ برای نشانه گیری و تمرکز روی هدف از این علامت استفاده می شود (مثال بارز آن در تیراندازی) و – عدم وجود هدف و پخش بودن را نمایان می گردد.

البته مادینه(آنیما) به دلیل پخش بودنش، خالی نیز هست و نرینه(آنیموس) به دلیل متمرکز بودنش،  پر و مملو از انرژی برای حرکت می باشد.

 

 

سرد => فاقد انرژی بودن برای رسیدن هدف
گرم => پرانرژی بودن برای رسیدن به هدف
خشک => فعال بودن حوزه سر
تر => فعال بودن حوزه عواطف

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

اختلاط و تداخل حوزه مادینه و نرینه روان(آنیما و آنیموس) در زندگی روزمره برای مرد و زن در زندگی امروز

امروزه دخترهایی را می بینیم که به جای آنکه در روند زندگی شان زن شوند و مانند یک زن زندگی کنند و مسوولیت هایی را که به واسطه زن متولدشدن شان بر عهده شان است به انجام برسانند.


 

 

متاسفانه شاهد دخترهایی هستیم که ادامه تحصیل می دهند ، فرهیخته، شاغل ، منتقد ، صاحب نظر ، محقق ، مدرس و … می شوند لیکن خانواده هایی تشکیل می دهند که همسر و یا فرزندانشان وجود زن و یا مادر را در محیط گرم و صمیمی خانه و خانواده احساس نکرده و جای خالی آن ، خلاء های بزرگی را در زندگی شان ایجاد می کند.



 

 

 

 

 

 

که اینها همه منشاء ایجاد مسایل بسیاری برای این اشخاص و همه سایرین حوزه پیرامون و اطرافشان و علاوه بر آن مانع ادامه روند تکامل زن و مرد در زندگی زناشویی و عدم رشد صحیح فرزندان در ایجاد و برقراری رابطه سالم و صحیح مادر و فرزندی می شود که به نسل های آتی نیز تعمیم خواهد یافت.


 

 

 

 

 

در نتیجه اینها تبدیل به زنهایی می شوند که خودشان را نمی توانند در جامعه حفظ کنند و در جامعه بدون امنیت و حمایت ، رها شده اند.

دخترهایی که تحصیلات آکادمیک می کنند و سرکار می روند و بابت آن متوقع می گردند و قصد دارند که به علت اینکه حائز یک سری از شرایط گردیده اند قصد دارند که به جای اینکه زن زندگی کنند ، تبدیل به مرد شده و مرد انه زندگی کنند.

در صورتیکه یک زن کدبانو، این کدبانو بودن را وظیفه خود در زندگی می داند و زنانه زندگی کردن را افتخار و غایت زندگی خود می داند ، نه اینکه چون مردانه زندگی کرده است و زن امروزی تحصیل کرده است ، با مردی با مدرک کمتر از دکترا ازدواج نکند.

اینها مقیاس های جامعه زئوسی آپولویی است که در جاهایی که کاربرد و محل ارائه آنهاست ، باید لحاظ شود مانند دانشگاه نه در خانه و محل زندگی در آغوش گرم خانواده ، که مدرک تحصیلی در مسایل فیمابین محلی از اعراب نداشته و هیچ عنوانی برای مطرح شدن در این محیط نخواهد داشت.

البته لازم به توضیح است که دانش و معلوماتی که طرفین در راه کسب این مدارک یا مقام ها به آنها دست می یابند در ارتقاء سطح زندگی شان هر یک در جایگاه در تعادل خودشان ، مؤثر خواهد بود ولی عملاً مشاهده می کنیم که نسل امروزی گم گشته و سرگشته می باشند و جایگاه حقیقی و اصلی خود را فراموش کرده و انکار می کنند.

 

پسرهایی که به جای آنکه راه و رسوم زندگی و مردانگی را بیاموزند به سمت توجه بیش از حد به ظاهر خود کشیده می شوند . هیچ کجا در شاهنامه اشاره نشده که رستم که پهلوان کهن ادبیات فولکلور ایرانیان است در فلان رزم لباس کدام طراح را پوشیده است یا بدن اش با استانداردهای modeling همسو بوده است یا خیر …؟!!


 



 

البته که توجه مرد به داشتن ظاهری آراسته اما مردانه به اندازه و به جای خودش بسیار پسندیده است ، حتی در اسلام هم در این باب در رابطه با پاکیزگی مطالب بسیار آمده است ، لیکن اینکه پسری قبل از یادگیری مرد بودن وارد این مباحث شود ، امکان دارد در لطافت ها و زیبایی ها گم شود و نسلی را به ما تحویل دهد که توانایی پذیرفتن مسوولیت زندگی و تبدیل به متولی امنیت گردیدن و ادامه دار کردن آن، جهت بقاء نسل را نداشته باشد.


 



کما اینکه در خیلی از کشورها با رشد منفی جمعیت روبرو هستیم که انقراض نسل دایناسورها را یادآوری می کند ، البته آنها امکانات انسان ها را نداشتند !!!!

در گذشته یکسری آداب و رسوم در قبیله ها رایج بود که آمادگی شرایط اولیه مرد یا زن شدن را در فرزندان ایجاد می کرد، که به آنها به آیینهای ورود نام برده می شد.

زنهای باتجربه و خردمند و مردان ریش سفید قوم ، نسل بعدی را در سنین و موقعیتها و طی آداب و رسوم خاص خودشان و منطقه و محیط اطرافشان ، با راهنمایی ها و اندرزها و حمایت های به جای خود آبدیده و آماده می کردند.



   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

لازمه وجود مادینه و نرینه روان(آنیما و آنیموس) در کنار یکدیگر


در طبیعت همه چیز جفت آفریده شده است که با توجه به ارتباطی که این زوج ها با هم دارند، آفرینش اتفاق می افتد . (همانگونه که از دو به یک میرسیم و یک زوج و یک نر و یک ماده یعنی دو نفر یک بچه متولد میگردد که این خود از نمادهای اصیل به توحید رسیدن و وحدت می باشد ، روند معکوس نیز به همین صورت بوده و یک نیز برای به تعادل و کمال رسیدن انتخابگرانه و آگاهانه در مسیر تعالیش به دو تبدیل می گردند ، دویی در حقیقت و در اصل یک می باشد.)

برای مثال به گیاهان دقت کنید، که از طرق مختلف مثلاً با استفاده از باد یا حشراتی مانند زنبورعسل که از شهد گل ها تغذیه می کنند، انتقال تخمک ها از جفت نر به جفت ماده اتفاق افتاده و بدین صورت رویش حاصل می شود. و یا با کاشتن تخم گیاهان و یا حتی هسته میوه ها در زمین که اگر تخم گیاه و یا هسته میوه را نتیجه تعامل و به تعادل رسیدن نرینگی(آنیموس) و مادینگی(آنیما) در طی عملیات لقاح گلها توسط باد و یا زنبور و یا هر وسیله دیگری بدانیم و زمین را با توجه به اینکه عمل تغذیه و پرورش ما را انجام می دهد، نماد مادینگی(آنیما) که جنین و یا نطفه لقاح یافته را در رحم خودش نگهداری کرده و تا هنگام تولد آن را می پروراند، بدانیم، نیز به همین صورت است.


 

 

 

 

 

در حیوانات نیز نرینگی و مادینگی کاملاً مشهود است و حیوانات به صورت جفت آفریده شده اند که آن ها نیز به همین منوال عمل می کنند که نتیجه آن زایش و یا تخمگذاری نسل بعدی خواهد بود.

 

 

 

 

 

در انسان این پدیده بسیار کامل و زیبا خلق شده است و با توجه به داشتن اختیار و حق انتخاب در انسان، پروسه و روند تکامل زن و مرد بسیار پیچیده و همراه با جزییات شایان توجهی می باشد.

 

 

 

از آنجا که در داستان آفرینش و اسطوره خلقت انسان، آدم و حوا به صورت دو تکه و یا بهتر بگویم، دو جنس نر و ماده مطرح شده اند، همواره کششی سیری ناپذیر و ابدی و همیشگی، بین زن و مرد وجود داشته که همواره بقای نسل را مدیون این میل و کشش می دانیم. این تمایل از آنجا ایجاد می شود که هر کدام چه زن و چه مرد به دنبال تکامل هستند تا با نیمه دیگر خود آشنا شده و تعامل کرده تا متعادل و یکی گردند .و این عدم شناخت نیمه زن یا نیمه مرد وجود هر فرد، باعث کشش بیرونی به جنس مخالف گشته و پایه ریزی یک تعامل و ارتباط شیرین و لذت بخش و بی انتها را موجب می شود که در بستر این ارتباط، آگاهی هایی رد و بدل می شود، که معمولاً بدون آنکه طرفین به آن واقف باشند اتفاق می افتد.

 



برای مثال:

زنی را در نظر بگیرید که چگونه زیبا و ظریف و لطیف و پرانحناء و انعطاف پذیر و دوست داشتنی و پر عشق است و مردی را که قدرتمند و محکم و استوار و سفت و سخت و منطقی است.

زن برای ادامه زندگی به یک مرد قدرتمند نیاز دارد، تا محافظ او باشد و مرد نیز در کنار آن همه خشکی و منطق و قدرت نیاز به یک زن زیبا و لطیف دارد تا قدرت او را ستایش کند و به زندگی او نرمی و رطوبت و عشق را با خود به ارمغان بیاورد .

سنتی ترین و اساسی ترین و نمادین ترین و عمیق ترین روش تعامل آگاهی مادینه روان(آنیما) و نرینه روان(آنیموس)، ازدواج عنوان شده است که پیوندی قطعی و محکم برای سیر این روند تکاملی می باشد که پسندیده ترین و کامل ترین نحوه آن نیز محسوب می گردد و از گذشته تاکنون همیشه به آن سفارش شده و برای انجام آن مراسم و شیوه خاصی در هر فرهنگ و سنتی بنا شده است، که البته همه آن ها روندی یکسان و واحد را طی می کنند و تنها در جزییات و نحوه مراسم که بسته به شرایط مکانی و محلی و آداب و رسوم قومی می باشد، متفاوت هستند و همگی گویای اعلامی جهانی برای تعامل مادینه روان(آنیما) و نرینه روان(آنیموس) و یا زنانگی و مردانگی تا رسیدن به تعادل، چه در صورت وجود آگاهی و عنصر انتخاب در این روند و یا در حالت عدم وجود آن به وقوع می پیوندد .

 

 

با توجه به پیشرفت ارتباطات و گستردگی و اثرگذاری رسانه های عمومی در عصر حاضر، اطلاعات منتشر شده و فرهنگ سازی انجام شده در این رسانه ها و همچنین ارتباطات پیرامون هر شخص با توجه به حوزه تعاملی شان ، در شکل گیری تصاویر مادینگی(آنیمایی) و نرینگی(آنیموسی) هر شخص می تواند به صورت چشمگیری موثر باشد.

به غیر از ازدواج، در خانواده با توجه به وجود جفت مادر و پدر، فرزندان پیش زمینه ذهنی مادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموسی) خود را از آن ها پیدا می کنند، که در این تصویر برادران، خواهران و حتی اقوام و همچنین آشنایان دور و نزدیک نیز می توانند تاثیرگذار باشند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

آگاهی هایی در مورد سمبل های  یین و ینگ  و شکل ظاهری آنها

 

 

 

سمبل Yin & Yang ، سمبل Tai-Chi نیز نامیده می شود که ازمجموعه آگاهی های I-Ching گرفته شده و اقتباس گردیده است .

I-Ching اساس فلسفه چینی می باشد و از روش مشاهده پدیده های طبیعی در جهان توسعه یافته است . و از آنجا که از طبیعت نشأت گرفته است ، بزبانی ساده و روان بوده و به راحتی قابل درک و فهم و استنباط می باشد.

 

نوشتار چینی I-Ching به شکل زیر است که کاراکتر اول به معنی ساده یا متغیر و کاراکتر دوم به معنی کتاب می باشد که در کل معنای کتاب سادگی و یا کتاب متغیر ( کتاب تغییرات) را بیانگر می باشد .

 

 

 

شمایل اصلی چینی کاراکتر اول به معنی ساده یا متغیر به صورت زیر می باشد که ترکیبی از خورشید در بالا و ماه در پایین است.

 

   

 

 

پیشینیان با مشاهده طبیعت دریافتند جهان هر لحظه ، و با توجه به حرکت خورشید به طور مداوم و پیوسته و تحت تأثیر خورشید بودنِ طبیعت ، در حال تغییر می باشد در حالیکه همچنان چرخه های روز و ماه و هفته و فصل و سال وجود دارد که این چرخه ها ، در کل قوانین ثابتی را بری استفاده ما به وجود می آورند.

 

 

 

 

 

آنها با ثبت موقعیت های دب اکبر (Dipper) و سایه ایجاد شده از خورشید ، چهار جهت را مشخص کردند:


 

 

1- طلوع خورشید؛ شرق

۲- غروب خورشید؛ غرب

۳- کوتاهترین سایه؛ جنوب

۴- بلندترین سایه و ستاره قطبی؛ شمال

و سپس تغییرات فصلی را بررسی کردند:

 

 

 

زمانیکه دب اکبر به شرق اشاره می کند : بهار است

اشاره اش به غرب : پاییز ،

به جنوب : تابستان

و به شمال : زمستان است.


اندازه سال حدود ٣۶۵/٢۵ روز است و حتی چرخه سال را به ۲۴ قسمت شامل اعتدال بهاری (Vernal Equinox) ، اعتدال پاییزیَ (Autumnal Equinox) ، انقلاب تابستانی )بلندترین روز (Summer Solstice و انقلاب زمستانی )کوتاهترین روز (Winter Solstice تقسیم نمودند .


 

 

آنها از ۶ دایره متحدالمرکز که به ۲۴ قسمت تقسیم گردیده بود برای ثبت طول سایه ها استفاده کردند . کوتاهترین سایه در انقلاب تابستانی و بلندترین سایه در انقلاب زمستانی بود . پس از اتصال نقاط ، چارت خورشیدی به صورت زیر نمایان شد :

 


با چرخش چارت خورشیدی و قرار دادن محل انقلاب زمستانی در پایین ، شکل نمادین آن بدین صورت در می آید .

 

بخش روشن که نشاندهنده نور خورشید و روز و آفتاب و حضور و وجود آن بوده است ، Yang به معنی خورشید و بخش تاریک که نور خورشید کمتری و مهتاب بیشتری دارد را Yin به معنی ماه نامیدند .

Yang مثل مرد و Yin مثل زن است. Yang بدون Yin رشد و نمو و حرکت نمی کند و Yin بدون Yang نمی تواند آفرینش و ماهیت وجودی خاص و مشخصی را اختیار کند .

 

Yin از انقلاب تابستانی و Yang از انقلاب زمستانی شروع می شود ، بنابراین

یک دایره کوچک Yin در موقعیت انقلاب تابستانی

و

یک دایره کوچک Yang در موقعیت انقلاب زمستانی

قرار داده شده است .


 

 


این دو دایره کوچک مانند چشمان ماهی می مانند.

 

 

 

جالب اینجاست که هر کل و یا شبیه به کلی که در نظر بگیریم را نیز به نوعی می توان همین شرایط و خصوصیات را برای آن در نظر گرفته و مشاهده نمود .

مثلاً انسان نیمه چپ بدنش تحت تأثیر یین می باشد ولی در همین نیمه چپ بدن انسان، نیمه چپ مغز انسان را داریم که مربوط است به منطق و استدلال و ریاضی و فلسفه و اعداد و ارقام و ریاضی و سخنوری و نظم و ترتیب و کنترل نیمه راست بدن نیز بر عهده همین قسمت مغز می باشد (اینکه برای سفر قهرمانی مرد آگاهی بر حوزه سوفیا (Sophia) به طور مشخص توصیه می گردد بر همین اساس می باشد) به طور مشخص آن ، ینگ ( اشاره به شروع ینگ از انقلاب زمستانی و اینکه هر چیزی در منتهای مقدار و میزان و شدت خودش به ضد خودش تبدیل میگردد و همچنین اشاره به اینکه در تاریکترین زمان شب، صبح کاذب همچون نور فلاش مانندی میدمد و پس از آن مجدداً تاریکی زوال پذیری حاکم می گردد و سپس فجر یا صبح صادق پدیدار میگردد) .


 

 

نیمه راست بدن انسان نیز تحت تأثیر ینگ می باشد ، اما در همین نیمه راست بدن انسان، نیمه راست مغز انسان قرار دارد که این نیمه وظیفه مدیریت عواطف و احساسات و هنر و رنگ و موسیقی و نقاشی درک سه بعدی و تصاویر و حس لامسه و تشخیص صدا و چهره شناسی و رقص و لحن و خلاقیت و رویا پردازی  و مهمتر از همه نیمه چپ بدن را بر عهده دارد  ( اینکه در سفر قهرمانی زن آگاهی بر سنکس (Senex) و حوزه وجودی فعالیت این قسمت روال و روند به فردیت رسیدن برای زنان می باشد بر این اصول استوار است) و به طور مشخص آن ، یین .

 

 

 

 

 

 

و آگاهی دیگری در این زمینه نیز موجود است که به قرار زیر می باشد که : صفا سنگ سفید و سختی است و مروه سنگ سیاه و سست . مفسران نوشته اند که چون آدم و حوا به آنجا رسیدند ، آدم به کوه صفا شد و حوا به کوه مروه ، آن دو کوه را به نام آن دو نفر خواندند ، که صفا از صفی (صفت آدم ) و مروه از مرئه (زن) آمده و نیز نوشته اند . چون هاجر ، اسماعیل را در آنجا گرسنه و تشنه دریافت ، تنها بر خواست و بکوه صفا رفت و کسی را نیافت و به کوه مروه شتافت و کسی را ندید و هفت بار اینکار را تکرار کرد که خداوند به سبب مبارکی قدم او سعی میان صفا و مروه را بر مسلمانان واجب کرد.

برگرفته از کتاب تفسیر ادبی و عرفانی کشف الاسرار ، اثر خواجه عبدالله انصاری، صفحه ۶۴، در تفسیر آیه ۱۵۸ سوره بقره

هفت دور ( شوط ) ما بین صفا و مروه نیز اشاره به طی هفت آسمان آگاهی به توسط رهرو فی مابین دو بعد وجودش و دوِ به ظاهر ضد درون وجودش می باشد و نیز به نوعی آگاهی به هفت چاکرا و کامل شدن و عبور از آنها می باشد .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

مادینه روان(آنیما): اسرارآمیز و پر رمز و راز

 

 

 

پیچیدگی ها و تمام رموز را در برمی گیرد به این صورت که در حقیقت هر نوع پیچیدگی و رمز و رموز در فضای وهم آلود و تاریک قابل شکل گیری و وجود است که این تاریکی و وهم آلودگی تعریف فضایی است به نام فضای آنیما.


 

 

 


 

 

 

 

 

در سیر و سلوک درون و آشنایی با خود، از آنجا که اولین قدم همجواری و مجاور شدن با سایه ها و آگاه گشتن به آنها و تبدیل آنها به روشنایی های درون و گذر از آنها می باشد، و با توجه به اینکه کلمه سایه از سیاهی می آید و جهل و نا آگاهی های ما را شامل می گردد، این محدوده همان آنیماست که با توجه به آگاهی های قبلی مان برای شناخت آنها (سایه ها) قدم بر می داریم و از نوری که تا آن زمان از آن بهره مند گشته ایم برای روشن کردن راه پیش رویمان استفاده می کنیم و آنرا مستمسکی جهت دستیابی به قسمت های ناشناخته و کشف نشده درون خود قرار می دهیم.

 

 

حرکت از کهن الگوی معصوم به کهن الگوی یتیم با استفاده از تاریکی و نور

 

 

همین مبحث تماماً با استفاده از دو کهن الگوی معصوم و یتیم در سفر قهرمانی تحت عنوان حرکت کردن جهت ایجاد امنیت خودساخته جدید، در حالیکه پشت مان به آگاهی های قبلی و امنیت قبلی مان گرم است و با تکیه به آن به سمت حوزه آگاهی جدید و تاریکی های روشن شده توسط نور آگاهی، به پیش می رویم، نیز آمده است. که در آنجا نحوه حرکت از معصوم به یتیم بدین صورت عنوان گشته است:

 

تولد دوباره است (Rebirth)، از پشت مان، نور نگه مان داشته که همان آگاهی هایمان است و برای تولد دوباره رو به دنیا می شویم بدین معنی که به دنیا می آییم تا تجربه کسب کنیم و بر ناآگاهی هایمان فایق آییم و کشف شان نماییم.

 

در معصوم در امنیتی که متولی امنیت مان برایمان ایجاد کرده است قرار داریم که این متولی امنیت مان به نوعی مولای ما و حاکم بر ما نیز می باشد(در شناخته ها و آگاهی هایمان قرار داریم و از آنجا که در حوزه امنیت حاکم هستیم و از نور و آگاهی ها و چارچوب هایی که حاکم، ما را از آن بهره مند می کند و برایمان فراهم می سازد استفاده می کنیم، حتی به ذهن مان نیز خطور نمی کند که این نور می تواند از درون خودمان بتابد و هیچ تعریفی از نور و تاریکی در این حوزه نداریم، چون تا زمانیکه همه چیز بر وفق مراد است نمیتوانیم ضعف های خود را ببینیم)، پس از پیش آمدن واقعه و تجربه ای که در راستای رشدمان اتفاق می افتد و در مسیرمان جهت خداشدن قرار دارد، یتیمی را تجربه می کنیم و انحراف معیار را می بینیم که در آن مطلب به خصوص، چقدر در رویا به سر می بردیم و حقیقت بسیار متفاوت از واقعیتی است که ما تاکنون می پنداشتیم. در این مرحله فارغ از نوری که از جانب متولی امنیت مان و امنیت متعلق به اوست به سیاهی حوزه پیرامون مان به منظور آگاه شدن از آن حوزه ها می نگریم، در عین اینکه هنوز آن نور از بیرون می تابد و سیاهی ها و نا آگاهی های دیگرمان را تحت نور خود نگه می دارد، تا زمان لازم جهت دیدن آنها و آگاه شدن بدانها فرا رسد. در اینجا نور حاکمیت را پذیرفته و تحت لوای آن و با استفاده از امکانات آن، جهت روشن کردن این سیاهی درون خود گام بر می داریم.

 

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تعاریف اصیل زنانگی و مردانگی جهت آگاهانه زندگی کردن نقش ها

 

 

 

در متون و ادبیات زبان آمده است که اصرار و نیاز زن برای داشتن یک سرپناه و بودن در مرز و چارچوب موجب شکل گیری و ساخته شدن خانه ها و سپس تمدن ها و شهرها و … بوده است و سمبلیک نماد شهر، زن است. (town به معنای مرز و حفاظ و city و civilization هر دو از civis می آیند که از ریشه kei به معنای استراحت کردن و دراز کشیدن و ساکن شدن است.) و مرد برای نگهداری کردن و حفظ زن است که خانه را برایش ساخته است تا درون آن احساس آرامش و آسایش و امنیت را داشته باشد و فراغ بال روزگار بگذراند و دغدغه اش زیبایی و زیبا بودن و زیباتر کردن و پرورش و به بار نشاندن و بارور کردن حاصل و محصول تلاش ها و نتایج کار مرد باشد، همانکه بیش از همه با روحیه، طبع و فیزیک لطیف و ظریف وی سازگار است.

 

 

 

 

درغیر اینصورت مرد هرجایی را در زیر سقف آسمان، خانه خود می داند و بی دغدغه در هر فضای باز و بی حفاظی، به دلیل بالا بودن انرژی جنگجو و فرمانروای سازنده وجود مرد(منظور مردِ مرد است نه مردِ زن)، امنیت و آزادی دارد و به راحتی در هر جا، شرایط و مکان و زمانی، فضای مورد نظر خود را با چارچوب گذاری ها و مرزگذاری های به جا و به موقع ایجاد کرده و آسوده خاطر بر روی زمین با آغوشی باز و رها حتی به خواب خواهد رفت انگار که درون یک خانه امن با در و دیوارهایی محکم و قابل اعتماد خوابیده است(در مقایسه با نقطه نظر زن و بی امنی که یک زن در فضایی بی در و پیکر احساس خواهد کرد).

 

 

 


آنچه از داستان ها و پیش زمینه ذهنی مان برمی آید آن است که در گذشته زن به امور خانه و فرزندان رسیدگی می کرد و مرد در پی شکار و بعدها نیز برای کار و یا جنگ روانه و عازم می شده است. مرد پس از پشت سر گذاشتن پروسه پر کشمکش صید، پس از زدن هدف و یا پس از گذراندن یک روز پر مشغله کاری و تهیه مایحتاج خانه به منزل خود برمی گشت و شکار و ماحصل کار خود را به زن و خانه و خانواده خود تقدیم می کرد و آنچه که هر روز او را به خانه بر می گرداند علیرغم عدم تمایل مرد برای ماندن در فضاهای بسته، و خفگی حاصل از بسته بودن فضا(به دلیل وجود حد و مرز و اندازه در ذات مرد برعکس ذات زن که بی انتهاست و تا بی نهایت میل می کند و مرز و حدی ندارد) مسلماً تصویر اولیه ذهنی است که از انسان های اولیه در ذهن او مانده است.


 

 

 


همان لحظه قدم گذاشتن و ورود به خانه که یادآور رویای شیرین بازگشت به بهشت می باشد (اشاره به داستان آمدن آدم و حوا از بهشت به زمین جهت آگاه شدن و گذراندن سیر تکامل) که غایت آتی آدمی است و اوست که هر روز نمادین با برگشت به زمین و درگیر شدن در دغدغه ها و هرج و مرج های موجود در آن، تلاش می کند تا با یافتن و کشف کردن راهی برای همسو کردن و به نتیجه رساندن آنها، روز خود را سپری کرده و مایحتاج خانه خود را فراهم نماید تا توشه ای (کنایه از درس تجربه) برای ورود به بهشت (در سفر قهرمانی پس از گذراندن سفر دوباره به بهشت و آغوش امن الهی و آرامش برمی گردیم) همان جایی که جای جای و لحظه لحظه آن، پر و لبریز از عشقی بی انتها و شیرین و گواراست که همچو معجون شیروعسل همان نهری که به جاری بودن آن در بهشت اشاره شده است، در جان خسته و از جنگ برگشته آدمی جان می گیرد و جاری می گردد و تک تک سلول های بدن را در خود می شوید و پاک و زلال و آسمانی می نماید و در عشق می جوشد و می سوزد و جانی دوباره می گیرد و هر روز دوباره از نو متولد می شود و حی و زنده می گردد.

 

 


همچو تنیدن پیله به دور کرم ابریشم (برگشت مرد به فضای بسته خانه) و لحظه پرواز و بیرون آمدن از پیله(بیدار شدن و روانه شدن به سمت جنگل، بازار و یا کارزار جهت گذراندن تجربه ای دیگر) و این دگردیسی و تحولی دوباره و دوباره است و این بی انتهایی را زن موجب می شود تا رسیدن به کمال ممکن شود.

 

 

 


بهشت برای مرد خستۀ از کارزار برگشته در هنگام ورود به منزل، بوی آبگوشت پرملاط و لذیذ و خوش عطری است که زنش برایش مهیا و آماده کرده است و بر روی اجاق قل قل می کند که با عشق و کیمیاگری اش از لاشه لخت و خونی و بدبوی شکار و یا مواد اولیه بی مزه و بی ربطی که مرد برای خانه آورده است، مرهم و معجونی را برای مردش ایجاد می کند که عطش اش را سیراب کرده و با جویدن و خوردن و بلعیدن هر لقمه آن، عشق و لذت در تک تک اعضاء و سلول های بدنش حل و جذب و هضم شده و او را لبریز از شعف کرده و به آرامش می رساند و مرد از این همه زیبایی و سحر درعجب است که این ظرافت و لطافت و شیرینی و ملاحت در وجود زنش چگونه از آن مواد به ناگه ملغمه ای سحرآمیز و خوشمزه و خوش خوراک با بو و مزه ای رویایی ایجاد کرده است که عشق و زندگی را در او می دَمد و خستگی روز را از بدنش پاک کرده و همچو حمام شیر به همراه ماساژی دلپذیر در آلاچیق درختان بید در بستری از گلهای نسترن که بدن اش را با کاسه آب حاوی گلهای یاس و گلبرگ های رز می شویند، شسته و تازه و زنده می گرداند. و این موجود زیبا و پذیرا و پر از عشق است که در آن قفس برایش بهشت را تداعی می کند و بی مرزی و بی انتهایی همسرش است که مرد را از خفگی و خشکی نجات می دهد و وسوسه موهای پریشان و آشفته که از بی مرزی خبر می دهد و حظ بصری از زیبایی و ظرافت زن و انحنای رخوت برانگیز بدنش، ذات جستجوگر و جوینده و کاشف مرد را ارضا کرده و آرام آرام به کشف بینهایت با توجه به تعامل دوطرفه زوجین نائل می آید،

 

 

 

 


 

 


همانگونه که زن نیز از این پس با تکیه بر همسر خود که نمادین برایش مرزها و چارچوب هایی را جهت حفظ و حراست از وی فراهم کرده و بدین صورت در هدفگذاری ها او را یاری می دهد و بدین ترتیب خطوط مسیر و راه کمالش را می چیند و مسیرش را می سازد و هموار می کند  تا زن از آن بگذرد، و در این تعامل پابه پای هم طی طریق می نمایند و طی سالیان و قرون متمادی با هم زندگی کردن دو جنس زن و مرد، و طی روند تولید فرزند و تولد یک از دو، با هم کامل شده و بر شرایط و نظرات و حال و احوال هم آگاه و واقف می گردند و به عبارتی با هم یکی می شوند.

 


 


آنچه که حقیقتاً وجود دارد آن است که مرد در شکار یاد می گیرد و زن در همراهی و مجاورت مرد اش در آمیختن و کمیاگری و پرورش و باروری تجربه های حاصله از شرایط همسرش، می آموزد و با این پذیرش آگاهی به خانه شان راه پیدا می کند و عشق که تنها داروی وصل کردن و وصل شدن می باشد جریان پیدا می کند و زن را به مرد و مرد را به زن وصل می کند تا گردش آگاهی بین آنها صورت گیرد و واقع و برقرار شود. و نهایتاً همین عشق است که زن را پخته و بالغ و کامل می گرداند و همزمان متعهد بودن و مسئولیت پذیری مرد است که به او قدرت می بخشد و وی را به خانه و خانواده اش متصل نگه می دارد تا این چرخش و تعامل بین شان تکمیل شده و آدمی کامل شده و متعالی و آگاه گردد و این تصویر نمادین، حاصل از تمایل و کشش فطری آدمی برای رسیدن به خدا و یکی شدن می باشد. که اکثر آن ها یکی است و تنها در جزئیات متفاوت می باشد.

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تمرین عملی برای رشد آرک تایپ هرا

۱-هنگامی که همسرتان به منزل می آید آراسته باشید و خود را برای استقبال از او آماده کرده باشید.
این گونه برای خودتان و رابطه مشترکتان احترام قایل بوده و او را نیز مورد تکریم و احترام قرار می دهید

 

 

 

۲-هنگام ورود همسرتان به منزل با روی خوش به استقبال او بروید و یا هنگامی که پارتنرتان شب هنگام با شما تماس می گیرد خوشرو و خوش اخلاق با او صحبت کنید و طوری رفتار بنمایید که مکالمه با شما خستگی را از تن او به در ببرد.این گونه وقتی همسرتان بعد از یک روز شلوغ ، با رفتار زیبای شما روبرو میشه، احساس خوشایندی پیدا کرده و از بودن در کنار شما احساس لذت بیشتری می کند.

۳-زمان هایی که می دانید همسرتان درگیر مسئله ای نا خوشایند است و یا دغدغه ای دارد، سعی کنید محیط آرامی را برای او فراهم کنید.
تنها از این طریق است که همسرتان می تواند دوباره انرژی لازم برای حل مسایل و مشکلاتش پیدا می کند و می تواند بر آنها فائق آید.
۴-هنگام صحبت کردن با پارتنر و یا همسرتان و یا هنگامی که با دیگران در مورد ایشان صحبت می کنید، به او احترام بگذارید و او را با ضمایرو افعال جمع مورد خطاب قرار دهید.
با احترام گذاشتن به او شما شان و مقام خود را بالا می برید، چون همه ما می دانیم همیشه در کنار یک مرد والا مقام ، یک زن والا قرار دارد و در کنار یک شاه پر قدرت است که یک ملکه حضور پیدا می کند.

۵- هنگامی که با همسر و پارتنرتان مشکلی دارید، اطرافیان را در جریان مسائل و مشکلات زناشویی خود نگذارید و طوری رفتار نمایید که انگار هیچ مسئله و موردی پیش نیامده و بعد در فرصت مناسب با همسرتان در مورد آن صحبت نمایید.

 

چون دیگران هرچقدر هم که در جریان مسایل زناشویی شما باشند، با شما زندگی نمی کنند و از همه وقایع مابین شما و همسرتان آگاه نیستند و همچنین با توجه به اینکه آدمها بسیار با هم متفاوتند ، ممکنه مسئله ای که برای شما بسیار مهم و ارزشمند باشد، از نظر دوستتان بسیار پیش پا افتاده باشد و بالعکس ، لذا نمی توانند شما را به درستی راهنمایی کنند و فقط تاثیر غیر سازنده می گذارند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

هرا ، ایزدبانوی همسر ، زناشویی ، زن زندگی ، پایدار و ماندگار در زندگی مشترک

 

 

ویژگی های اخلاقی

افرادی که این کهن الگو در آنها حضور داشته و فعال میباشد ، تمایل زیادی به ازدواج و همسرداری و زندگی مشترک دارند به طوری که همه هدف زندگیشان و تعالی خودشان را در کامل شدن به واسطه ازدواج می دانند .
وفاداری ، سیاستمداری ، ماندگاری و همینطور حسادت از صفات اصلی این تیپ شخصیتی می باشد.
از نظر آنها ، پارتنرشان ، بهترین ، زیباترین و کامل ترین و مناسبترین فرد روی زمین است و به حرف هیچ کس در مورد او گوش نمی دهند.
در برابر تحریک حسادت ، بسیار شدید واکنش نشان می دهند .
می خواهند که از همه مسائل و کارهای همسرشان مطلع باشند .
اگر همسرشان به جنس مخالف توجه کند ، سریع رقیب را از میدان به در می کنند .
همیشه حفظ ظاهر می کنند که رابطه من و همسرم بسیار خوب است.
اولین شغل خودشان را همسرداری می دانند.

 

در کودکی

از همان سنین کودکی به دنبال مرد مناسبی برای ازدواج هستند و همیشه طوری با مردهای دور و بر خودشون رفتار می کنند که گویی در مراسم خواستگاری آن مرد از خودشان هستند.
این احساس را به همه اطرافیان مرد خود که آنها را مورد مناسبی برای ازدوا
ج بداند ، دارد و بدون در نظر گرفتن سن  سال خودشان و یا آن آقا از ایشان دلبری می کنند و در جهت جلب توجه او رفتار می کنند، بعنوان مثال در سن ۷ سالگی، هنگام دیدن مردی ۴۰ ساله طوری رفتار می کنند که گویی آن آقا به خواستگاری اش اومده و همه سعی اش را در جلب توجه او می نماید.



دوران تحصیلی

در سن بلوغ از داشتن دوست دختر و یا پسر خوشحال می شوند و آن را به همه نشان می دهند و همه فکرشان پیش پارتنرشان است و دوست دارند فقط در مورد او صحبت کنند.

رابطه زنان هرا تایپ با مردان و زنان

از آنجایی که برایشان ارتباط با جنس مخالف بسیار مهم است ، از هر گونه ارتباطی با مردان استقبال می کنند و همیشه در جهت جلب توجه آنان رفتار می کنند.
فقط تا وقتی با زنان ارتباط دارند که مورد مناسبی برای ازدواج پیدا کنند ، در واقع از ارتباطات دو
ستانش با مردان برای پیدا کردن مرد مناسب استفاده می کنند و بعد از آن ارتباطشان را با آنها قطع می کنند چون دوستانشان ( بخصوص مجردها) را تهدیدی برای رابطه شان می دانند.

ازدواج در زنان هرا تایپ

این افراد دوست دارند که هر چه زودتر ازدواج کرده و تشکیل زندگی مشترک  بدهند و همه تمایلات و رفتارهایشان جهت رضایت و خشنودی همسرشان باشد . برای مثال این زنان با استفاده از تدبیر زنانه ، سیاست و خشم های خاص خودشان ، زنان دیگر را از همسر خود دور کرده و زندگی و رابطه دونفره خودشان و همسرشان را همواره حفظ میکنند .

 

بسیار با سلیقه و کدبانو وخانه دار هستند و در تمامی مواردی که مربوط به خانه و توجه کردن به همسر است سنگ تمام میگذارند و به راستی که در این موارد بسیار ایده آل هستند، از شربت و آبمیوه طبیعی و چای و میوه پوست کنده برای همسرش گرفته تا ماساژ و انجام دادن کارهای همسرش! در واقع حاضرند برای شوهرشان هر کاری انجام بدهند و همه نیازهای او رو برآورده  کرده که شوهرش در  هیچ زمینه ای دلیلی برای ارتباط برقرار کردن با بقیه و بخصوص با خانمها نداشته باشد.

رابطه با فرزند

فرزند را فقط و فقط به خاطر همسرشان می خواهند و در واقع فرزند را زنجیری بر پای شوهرشان می دانند و به منظور تحکیم روابط با همسرشان بچه دار می شوند وگرنه خود بچه برایشان ارزش چندانی ندارد و به آن اهمیت چندانی نمی دهند.

در کار

حضورشان در محیط کار فقط برای پیدا کردن پارتنر و جلب توجه مردان است و اگر مرد دلخواهشان را پیدا کنند، اصراری برای سر کار کردن ندارند.
اغلب حتی بر روی رئیسشان نیز حساس هستند و روابط ایشان با دیگران را زیر نظر دارند و کنترل می کنند.

 

ویژگی های کلی

برخی از نمادها و نشانه های هـرا تاج ، طاووس ، حلقه ازدواج نگین دار، کفش پاشنه بلند ، لباسهای فاخر ماکسی و ابروهای مدل هشتی میباشد .

 

این افراد عاشق شوهر کردن و خرید جهیزیه و تمام مسائل مربوط به آن هستند .
بسیار شیک و خوش پوش هستند، همیشه خودشان را همچون ملکه ای می دانند که با بقیه تعامل می کنند، اداها، حالتها، و تمامی رفتارهای یک ملکه در آنها دیده می شود!

 

بسیار انحصارطلبند یعنی شوهرشان را فقط برای خودشان می خواهند و حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی شوهرشان را آزاد بگذارند که با هر کسی دوست دارد معاشرت کند و یا اینکه هر جایی که دوست دارند بروند!!
این افراد وقتی وارد رابطه با کسی می شوند از آنجایی که دوست
دارند فقط و فقط با شوهرشان باشند و هیچ کس دیگری هم برایشان مهم نیست، از شوهرشان هم توقع دارند که فقط و فقط با ایشان  بوده و اگر شوهرش اهل معاشرت با دوستانش باشد و روابط اجتماعی متعددی داشته باشد، بدون اینکه خودش متوجه باشد بعد از یه مدتی می بیند که رفت و آمدهایش با دوستانش به صفر رسیده!!!
البته شایان ذکر است که الزاما  با دعوا و کتک کاری این کار را نمی کند ( بلکه با یک سیاستی رفتار می کند که اگر تمام عمر هم بگردید پیداش نمی کنید) یعنی یک کاری می کند که یک دفعه  بعد از چند سال سرتان را  برمی گردانید و می بینید مدتهاست که از دوستانتون بی خبرید!

مطلب بالا تا ۱۰۰ % در مورد دوستهای مجرد همسرشان صادق است، و در مورد متاهل ها هم فقط خدا می داند!!


اگر خدای نکرده شوهرشان بخواهد به شخصی غیر از آنها توجه کند  بسیار آشوب می شوند و عکس العمل نشون میدهند و حتی حاضر نیستند که ببینند یا بشنوند همسرشون به زن دیگری نگاه کرده و یا باز هم خدای نکرده تعریف یا تمجیدی کند.( قطعا توی همچین وقتی خون نفر سوم را حلال می داند!!) پس اگر همچنین پارتنر و یا همسری دارید اصلا و تحت هیچ شرایطی از زن دیگری تعریف نکنید و حسادتش رو غلغلک ندهید چون عواقب وحشتناکی دارد!!
بسیار نکته بین، نکته سنج و دقیق هستند و همه جا چشم دارند و از همه چیز خبر دارند، شوهران این خانم ها باید حواسشان را حسابی جمع کنند چون او تمام حرفهای آنها را با ساعت
و دقیقه و ثانیه در ذهن خود ذخیره می کند و اگر ذره ای مغایرت در حرفهایشان باشد، حتما که متوجه می شود وتا وقتی نفهمد توی اون پنج دقیقه ای که شوهرش در صحبتهایش سوتی داده، کجا بوده ول کن ماجرا نیست!!
پس آقایانی که همسرانی با تایپ غالب هرا دارند ، دقت کنند هنگام صحبت کردن حواسشان به حرفهایشان و زمان انجام کارهایشان که انجام داده اند ، باشد!!!

وجه اجتماعی بسیار بسیار براش مهمه و همیشه حواسش هست که وجه اجتماعی خودش و همسرش رو حفظ کنه!!! بخاطر همین هم خودش و هم همسرش همیشه ظاهر آراسته داشته باشند و همه چیز بی نقص باشه و از نظر دیگران خوشبخت ترین زوج دنیا به نظر بیایند، بخاطر همین هم حتی اگر قبل از یک مهمانی با شوهرش دعوای مفصلی کرده باشد وقتی وارد مهمانی می شود، دستش رو دور دست شوهرش میندازه و با یک لبخند (انگار که نه
انگار اتفاقی افتاده) وارد مهمونی میشه و توی مهمونی مثل همیشه به شوهرش توجه می کنه و سرویس میده!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

هستیا  ، ایزدبانوی آتشکده و معابد ، زنی دانا ، خاله و عمه ، نسل اول المپیها ، ایزدبانوی باکره

 



ویژگی های اخلاقی

خلق و خوی آرام ، ساکت و احساس امنیت زیادی همواره با خودشان دارند.
این افراد بینش روحانی دارند ، همیشه در پذیرش آگاهانه مسائل و اتفاقاتی که برایشان پیش آمده هستند.

با خودشان کاملِ کامل هستند.
اهل غیبت کردن و چشم و هم چشمی نیستند.
افراد ساده و بی پیرایه ای هستند و هیچ چیز و هیچ کسی باعث نمی شود که اینان آشفته و یا عصبانی شوند.
لباس ساده می پوشند.

احساس تمرکز بیشتر و نیز خرسندی از اوقات خوش بی دغدغه دو ویژگی مهم هستیا است.

 


در کودکی
بسیار آرام هستند و معمولا خودشان به تنهایی بازی می کنند و برای دیگران مزاحمتی ایجاد نمی کنند ، از این جهت می توانند با آرک تایپ های دیگری شبیه باشند ولی جنس رفتار هستیا آرامش عمیق درونی است که آنان را از دیگر تیپ های شخصیتی متمایز می کند.

دوران تحصیلی

اگر مسیر زندگیشان در این راستا قرار بگیرد که تحصیلاتشان را ادامه دهند، این کار را م یکنند و از محضر معلمان و اساتید استفاده می کنند.

رابطه زنان هستیا تایپ با مردان و زنان

در ارتباط با زنان آنها را همانند خودشان می بینند و فکر می کنند که اتفاقی نیست که هر کس در مسیر زندگی ام قرار می گیرد.
در مورد مردان هم فکر می کنند که آنها فقط مشغول زندگی کردن خودشان هستند و اگر رفتار و یا عادتی دارند که زنها نمی پسندند دلیل بر دیگر آزاری نیست و آنها فقط مشابه خانم ها نیستند و نه هیچ چیز دیگری.

 

ازدواج در زنان هستیا تایپ

اگر برایشان پیش بیاید فکر می کنند حتما صلاح بوده و از این پس زندگی شان را این گونه ادامه می دهند.

در کار

وجه اجتماعی کار برایشان خیلی مهم نیست برای همین شغل هایی که انتخاب می کنند، می تواند  کار کردن در کانون بچه های معلول و یا خانه سالمندان باشد، ممکن است خیلی ها در این جایگاه مشغول به کار باشند ولی هستیا خود انتخابگر این شغل می باشد و با همه وجودش حضور پیدا می کند.

 

ویژگی های کلی

همواره در پذیرش مطلق وضعیت زندگی شان بوده و همیشه احساس می کنند که در بهشت خود ساخته و آفریده خودشان مشغول به سیر و سلوک هستند.
محیط خانه برایشان مقدس است
، درست مثل معبد.
کارهای خانه را طوری انجام می دهند که گویی این کار تنها کار دنیاست ، کارهایی مثل اتو کشیدن و گردگیری کردن که معمولا خانم ها از انجام آنها گریزانند و یا بعنوان رفع تکلیف انجام می دهند را با آرامش طوری انجام می دهند که انگار با باز شدن هر چروک، چروکی از درون آنها باز می شود ویا با زدودن گرد و غبار از روی وسایل ، گرد و غبار درون خود را می زدایند.


تنهایی را به راحتی تحمل می کنند ، توجه دیگران را به خودشان جلب نمی کنند .
بی توقع و بدون قضاوت هستند .
در بلوغ ، هیچگونه التهابات عاطفی ندارند .
هیچ چیز برایشان مهم نیست .
در عالم معنوی خودشان هستند .
عاشق پرورش گل هستند و خود را با آنها سرگرم می کنند .

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تمرین عملی برای رشد آرتمیس

۱٫ کفش ساده و اسپرت بپوشید و از پوشیدن کفش پاشنه بلند و یا کفش های عروسکی بپرهیزید.


۲٫ هنگام راه رفتن با سرعت زیاد حرکت کنید، طوری که حتی از بیرون شبیه دویدن به نظر برسد.
۳٫ طوری لباس بپوشید که برجستگی های بدنتان معلوم نباشد ، به طور مثال استفاده از تی شرت های گشاد و شلوارهای شش جیب.


۴٫ هنگام صحبت با مردها بیشتر از هر چیزی به کل کل کردن اهمیت بدهید و مترصد این باشید که حال مردها را بگیرید و از آنها کم نیاورید.
۵٫ در مورد هیچ چیزی کوتاه نیایید و تا منتهای توانتان در مورد قضایا کله شق بازی در بیاورید و هنگامی که تصمیم به انجام کاری می گیرید، به هر قیمتی که شده، آن کار را تا انتها انجام دهید حتی اگر ممکن باشد که به قیمت جونتون تموم شود.


 

 

اسطوره آرتمیس

از ایزدان اسطوره‌ای یونان ، خدابانوی شکار و حیوانات وحشی ، الهه ی حاصلخیزی ، ماه ، استقلال و پیچیده ترین خدای المپ ، بزرگترین فرزند لتو و زئوس، و خواهر دوقلوی آپولو

او به تیر و کمانی که به وسیلهٔ هفائستوس و سیکلوپ‌ها ساخته شده مجهز بود و تیر اندازی بی خطا و حامی همه ی موجودات تازه حیات یافته بود . طبیعت وحشی قلمرو اوست .

سمبل او شامل ماه، گوزن، سگ شکاری، خرس ماده، مار، درخت سرو، تیر و کمان می باشد.

بر اساس افسانه، آرتمیس یک روز قبل از آپولو به دنیا آمده بود. او در جزیرهٔ ارتیجیا به دنیا آمد، سپس بلافاصله پس از تولدش به مادرش در گذار از تنگهٔ دلوس کمک کرد. جایی که آپولو بدنیا آمد.

معبد آرتمیس که از عجایب هفتگانه بوده ، در ترکیه قرار دارد.

 

 

خصوصیات آرتمیس

آرتمیس همچون آتنا جلوه ی آرمانگرایی و تفکر منطقی یا به عبارتی کهن الگوی هدف گرایی است.

آرک تایپ آرتمیس بخشی از شخصیت یک زن است که تمایل به طبیعت و حضور در آن داردو اهل سفر اکتشافی است.زنانی جنگجو که در زندگی نیاز به حضور دایم مرد در کنارشان ندارند ، می جنگند و زندگی را به پیش می برند.

آرتمیس یکی از الهه‌های باکره المپ به شمار می‌رفت . او ( مانند آتنا و هستیا که مظهر ویژگی های زنانه و خود بسندگی در زنانند) بر خلاف دیگر خدایان و خدابانوان کوه المپ در مقابل عشق و عاشقی مصونیت داشت. دلبستگی های عاطفی ، او را از پیگیری آنچه برایش مهم بود باز نمیداشت. در مقام کهن الگو، آرتمیس بیانگر نیاز زنان به خود مختاری و نیز مظهری است از توانایی در تمرکز کردن بر آنچه که برایشان پر معناست. این کهن الگو نمونه ی زنانی است که فعالانه اهداف خویش را دنبال می کنند.

در تبیین مفهوم باکره می توان گفت جنبه باکره ی این خدابانوان اشاره به بخشی از روان زن دارد که تحت سلطه و تملک مردان در نمی آید، از مردان و تأییدشان بی نیاز است و موجودیتی به کمال، جدا از مرد و از آن خود دارد. آنها هرگز تن به ازدواج نداده زیر نفوذ قدرتمندی نرفته، اغفال نشده و مورد تجاوز و تحقیر قرار نگرفته اند . به علاوه عشق و دلباختگی در آنان کارساز نبوده است.

آنها این توانایی را دارند که در مشغولیت های خویش غرق شوند و در عین حال هر آنچه را که از حوزه تمرکزشان خارج است و یا ربطی به هدف نهاییشان ندارد نادیده بینگارند. این دسته از زنان با بی اعتنایی به قضاوت دیگران کاری را انجام می دهند که برایشان اهمیت دارد و رضایت خاطرشان را فراهم می سازد.

این تمرکز یکسویه موجب دور شدن آنها از عواطف و غرایز خویش و نیز گسست پیوندشان با دیگران می شود.

این زنان به منظور رشد استعدادها و پیگیری ارزش های درون، غالبا از اجرای نقش های سنتی زنانه اجتناب می ورزند. وفاداری به خویشتن و در عین حال انطباق با شیوه زندگی در دنیای مردان مبارزه اصیلشان می باشد.

کهن الگوی آرتمیس (همانند آتنا و هستیا ) نماینده جنبه های استقلال،فعالیت و رابطه گریزی در روان زنان است. آرتمیس کهن نمونه برونگرا و نائل به اهداف است. این خدا بانو بیانگر انگیزه های درونی در زنان است که برای رشد و تحقق استعداد ها، پیگیری علایق، حل مشکلات ، رقابت با دیگران ،بیان خویش از طریق سخنوری یا اشکال هنری ،مدیریت امور زندگی و نیز هدایت اندیشه و تفکر به کار می آید. هر زنی که در زندگی خواهان فضایی برای خویش است ، با طبیعت احساس همگونی می کند، از درک ساختار اشیا لذت می برد و یا اینکه از خلوت با خویش احساس رضایت می کند ، با یکی از این خدابانوان باکره( آرتمیس، هستیا ، آتنا) آشنایی دیرینه دارد.

کهن نمونه خدا بانوی باکره :

آرتمیس در مقام خدابانوی باکره و شکار و ماه تجسم روح آزادانه زنانه است و بیانگر حس دست نخوردگی، کمال در خود و در ذهنیت (من خود قادرم از پس زندگیم برآیم) خصوصیاتی که به زن فرصت می­دهد با اطمینان خاطر و روحی آزاده عمل کند. این کهن الگو به زن قدرت می­بخشد تا مستقل از وجود مرد به کمال هستی دست یابد و بی نیاز از تایید او در جهت علایق و خواسته­های خویش گام بردارد.

در اسطوره­ها آمده که آرتمیس به کسانی که از اوکمک می­طلبیدند مصمم و بی دریغ یاری می­رساند و از آنها حمایت می­کرد.

آرتمیس بیانگر کیفیت­های آرمانی جنبش زنان چون نیل به هدف، توانایی، رهایی از قید مردان و داوریهایشان و حمایت از مظلومان، زنان ناتوان و کودکان بوده است. مسائل مورد توجه آرتمیس با اولویتهای جنبش زنان همسانی دارد. آرتمیس نقش خواهر بزرگ و رهبر را دارد.

آرتمیس در پیگیری اهداف و اصول اخلاقی خود بسیار جدی است. در کودکی رقابتجو، مصمم، شجاع و نیز اراده ای در جهت پیروز شدن دارد و در راه رسیدن به خواسته اش محدودیتی برای خود قائل نمی­شود. در آرتمیس بودن دختری که در نوجوانی عاشق اسب سواری است شک و تردیدی وجود ندارد.

مشکلی که دختران آرتمیس با آن مواجهند رابطه با مادرانی است که از نظر آنان ضعیف و منفعل هستند. آرتمیس در پی نفی همگونی با مادر، هر آنچه که زنانه پنداشته شده چون لطافت ، پذیرابودن و امیال زناشویی و مادری رد می­گردد.

نوعی رابطه ناسازگار و ناقص هم هست که بعضی از زنان آرتمیسی در تکرار رابطه ناهمگون خود با پدر درگیر آن می­شوند. چنین همسری او را در اهدافش یاری و تشویق نمی­کند و با عیبجویی و انتقاد نیرویش را تحلیل می­دهد. زن آرتمیسی نیز همانطور که با پدر رفتار می­کرد ستیزه جو باقی می­ماند و به کار خود ادامه می­دهد اما روان و حرمت ذاتش تحت تاثیر این ناسازگاری در هم می­شکند و سرانجام به قالب زنی که خواست شوهر است درمی­آید.

همسانی با آرتمیس ساختار شخصیتی زن را شکل می­دهد و احساس نیاز به پیگیری علایق و خواسته­های شخصی را در او برمی­انگیزد. در غیر این صورت این کهن الگو از تحقق واقعی و بیان راستین خویش بازمی­­ماند و زن آرتمیسی را مضطرب و در نهایت افسرده می­سازد.

آرتمیس عنوان دور دست را از آن خود کرده است. فاصله­گیری عاطفی از ویژگی­های زن آرتمیسی است. خشم از کردار ناشایست، وفاداری به دیگران، قدرت بیان نظرات خویش و نیز گرایش به عمل ، همگی می­تواند از خصایص نیکوی زنان آرتمیس باشد ، اما فاقد حس ترحم است. اگر زن آرتمیسی ضعف و آسیب­پذیری را تجربه کند و درک و همدردیش نسبت به دیگران بیشتر شود و بتواند اشتباهات خود و دیگران را نادیده بگیرد در نتیجه همدلی­اش بیشتر می­شود.

دو عملکرد متفاوت آرتمیس؛ از یک طرف او ناجی زنان و ارزشهای زنانه است که در چنگال مردسالاری بی حرمت و سرکوب گشته­اند و از طرف دیگر با قدرت تمرکزش بر اهداف قادر است زن را به قربانی کردن خصایصی سنتا زنانه، چون پذیرا بودن، تیمارداری، پیوند با دیگران و نیز فداکاری در حق دیگران برانگیزاند.

در هر زن آرتمیسی احتمالا جنبه­هایی همچون پاره جوان، زیبا و خوشبینانه­ای نهفته است که جلوه لطافت و آسیب­پذیری و استعداد اوست برای صمیمیت ، نزدیکی و وابستگی به دیگران.

زن آرتمیسی باید بخشهای انعطاف­ناپذیر و نیز استعداد برقراری رابطه با دیگران را در خود پرورش دهد. او نیاز دارد آسیب­پذیری را تجربه کند، دیگران را دوست بدارد و عمیقا نگرانشان باشد. او نه تنها به استقلال ، به صمیمیت و نزدیکی هم نیاز دارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

آرتمیس ایزدبانوی جنگاوری  ،  شکارچی ،  ماه  ، هدفگرای بی منطق ، آسیب ناپذیر

 

ویژگی های اخلاقی

این تیپ شخصیتی ،‌ مستقل و هدف گذارند.
آنها عاشق طبیعت بکر و دست نخورده
هستند و تو طبیعت انگار تو خودشونند .
اهل کل کل کردن به دیگران هستند و توی هیچ موردی کوتاه نمی آیند.
خلق و خوی تند ، سریع و عکس العملی دارند و هیچگاه در مورد هیچ چیز و هیچ کس بالخص مردان کم نمی آورند.
دنبال خصوصیات غیرزنانه و متفاوتند.
از ایفای نقش ضعیفه متنفر است.

 

 

در کودکی

دختر بچه هایی که همیشه باز های پسرانه انجام می دهند و همانند پسربچه ها لباس می پوشند و رفتار می کنند.
همیشه طالب برابری با برادر خود است
آنها عاشق ورزش اند و در دوران  مدرسه همیشه  نمره ورزششان ۲۰ بوده است.

دوران تحصیلی

مدرک تحصیلی برایشان خیلی اهمیت ندارد ، البته اگر تصمیم بگیرند و اراده کنند که مدرک و یا درجه ای را کسب کنند،حتما این کار را می کنند، حال هرچقدر هم که سخت و غیر ممکن به نظر برسد.

رابطه زنان آرتمیس تایپ با مردان و زنان

همیشه تمایل دارند که با مردان رقابت کرده و برنده شوند تا آنها متوجه شوند که زنان از مردان قوی تر و بهتر هستند.
اینگونه افراد از زنهای ضعیف و آویزان  و دست و پاچلفتی متنفر بوده ، ولیکن
طرفدار آنها هستند ، و همیشه حق را به آنها می دهند البته در برابر مردان.
نمونه بارز این مسئله رو در رانندگی میتوان دید،خانمهایی که خودشان از رانندگی خانمها ایراد می گیرند ولی وقتی یک آقا از رانندگی خانمها ایراد میگیرد به او خرده می گیرند و بعضا از خانم ها دفاع هم می کنند.

 

ازدواج در زنان آرتمیس تایپ

آنها معمولا مجرد می مانند و به ندرت تن به ازدواج می دهند و تعهدات زناشویی برای آنها حکم زندان را دارد، چون دوست ندارند آزادی شان زیر سئوال برود.
معمولا ازدواجی غیرجنسی و دوستانه دارند.
زن آرتمیسی دلباخته مردی توانا می­شود اما چون نمی­تواند حس رقابتجویی خود را از این رابطه دور نگاه دارد سرانجام باعث نابودی رابطه می­شود. مثلا اگر مرد به موفقیت هایی نائل شود زن آرتمیسی بجای شادمانی حسادت می­ورزد و در کار مرد خلل وارد می­کند
.

رابطه با فرزند

سیمای زن حامله برایشان نفرت انگیز است.
فرزندان این افراد اکثرا مستقل بوده و ایشان فرزندانشان را اینگونه به بار می آورند که تمام کارهای خودشان رو خودشان انجام دهند
.

در کار

از آنجایی که همیشه دغدغه استقلال دارند، برایشان استقلال مالی و عدم وابستگی به مردان بسیار مهم است.
بیشتر به سمت کارهای منجی گرایانه و کمک به دیگران کشیده می شوند مثل مامایی ، مددکار اجتماعی وخانمهایی که رانندگی ماشینهای سنگین را انتخاب می کنند و  …

 

ویژگی های کلی

عاشق دویدن و ورزش دو هستند .
این افراد
دوست دارند آزاد و مستقل و یله و رها باشند و هیچ کس در هیچ موردی و هیچ جا جلوی آزادی عملشان را نگیرد ، برای همین اگر کسی در این زمینه برایشان محدودیت ایجاد  کند، با او می جنگند  و به راحتی می توانند او رانابود کنند ، حتی به قیمت نابودی خودشان.
اکثراً لباسهای ورزشی و اسپرت و نخی می پوشند ،
و توی این لباس ها احساس راحتی و آزادی می کنند و خیلی فرمال رسمی پوش نیستند .

 

وقتی کفش پاشنه بلند می پوشند واقعا خنده دار می شوند و مثل کلاغ راه می روند و بعدش هم قیافشون دیدنیه وقتی میفهمند که چه بلایی سر پاهاشون که ابزار و وسیلۀ اصلی و مهمترین عضو جنگ گریزشونه آوردند .
از هر راهی برای رسیدن به هدفشان استفاده
می کنند چه منطقی و چه غیر منطقی ، حتی زمانی برای رسیدن به یک هدفی که ممکنه از نظر دیگران و بعضا از نظر خودشان پوچ و مسخره باشد از خیلی چیزهای با ارزششون هم می گذرند.
برای
این افراد هدف وسیله را توجیه می کند.
به فعالیتهای اجتماعی بسیار اهمیت داده و کار بیرون از خانه را به کار خانه ترجیح می دهند ، برای همین هم تن به ازدواج و تعهدات زناشویی نمی دهند
.
این تیپ شخصیتی ، ناجی دیگران بوده و از این جایگاه
افراد دلسوز ، حامی و مهربانی شناخته می شوند ولی همچنان افراد محکم و انعطاف ناپذیر و زبر و خشن هستند .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

پرسفون ایزدبانوی دوشیزه و ملکه جهان زیرین ، زنی پذیرا ، دختر مادر

 


ویژگی های اخلاقی

این افراد زیبا ، ناز ، دوست داشتنی ، ملایم هستند .
به رنگ صورتی کم رنگ بسیار علاقه دارند.


بسیار آرام و انعطاف پذیر هستند و در هر جمعی که قرار می گیرند از خودشان نظری ندارند و همانطوری می شوند که بقیه دوست دارند.
عاشق فالگیری ، داستانهای عاشقانه ، رمان و صفحه حوادث هستند عاشق هر نوع فالی هستند ،‌ فال قهوه و تاروت و خلاصه هر فالی که وجود داشته باشه، به طالع بینی و کف بینی هم اعتقاد دارند، تنها کسانی هستند که حاضرند فالگیرهای توی پارکه براشون فال بگیرند و تحت تاثیر حرفهاشون هم قرار می گیرند
توانایی گریه کردن به صورت مستمر و بی پایان را دارند، به راحتی می توانند ساعتهای متمادی (حتی هفته ها )یکسره گریه کنند و بیشتر وقتها حتی دلیل گریه کردنشون را هم نمی دانند،‌ فقط دلشون می خواد گریه کنند.
اهل تعهد دادن نیستند.

در کودکی

۸۰% دخترها با این تیپ شخصیتی به دنیا می آیند،اتاق صورتی، لباسهای صورتی، کفش های صورتی، گیگیل های صورتی و خلاصه یه دختر بچه صورتی و دوست داشتنی و لوسی که همه دوست دارند بغلش کنند. نازش کنند، ماچش کنند.
عاشق عروسک بازی هستند.



در کار

از آنجایی که خیلی زود هر چیزی دلشان را می زند دائماً شغل عوض می کنند و نمی توانند در یک کاری به طور مداوم بمانند.
معمولاً هم وارد کاری می شوند که صاحب کار خیلی آشنا و یا فامیل نزدیک باشد ، تا هر وقت دوست داشتند بیایند و هر وقت دوست داشتند بروند و هر وقت دلشان خواست مرخصی بگیرند.
از آنجایی که دوست ندارند زیر بار مسئولیت بروند حتی کارهایی که جزء وظایفشان می باشد را فراموش می کنند و یا حوصله انجامشان را ندارند.


ازدواج در زنان پرسفون تایپ

در رابطه با جنس مخالف تبدیل به کودکی آویزان می شوند و می خواهند که سرویس بگیرند.
با توجه به اینکه بارها گفتیم مسئولیت پذیری در این گروه بسیار بسیار کم است، دوست ندارند زیر بار مسئولیت زناشویی بروند و یا کارهای مربوطه آن را انجام دهند و فقط برای این ازدواج می کنند که از یکنواختی در بیایند و یا یک هیجانی برای خودشان ایجاد کنند که بسیار زود ( حتی روز بعد از پاتختی) از کار خودشان پشیمان می شوند و دوست دارند که به خانه پدری شان برگردند تا دوباره بتوانند بدون مسئولیت باشند.
معمولا مادر و یا پدر خودشان را در انتخاب همسرشان مقصر می دانند و می گویند که خودشان هیچ کاره بوده اند و آنها برایشان انتخاب کرده اند.
معمولا هم از انجام دادن کارهای زن خانه دار بیزارند و دوست ندارند آشپزی کنند و یا خانه را مرتب کنند و یا لباس ها را بشورند و یا حتی به بهداشت شخصی خودشان اهمیت بدهند، معمولا یا دست به دامان مادرشان شده تا بیاید و کارهای ایشان را برایشان انجام دهد و یاکسی را از بیرون می آورند.

رابطه با فرزند
از آنجایی که دوست دارند همیشه مورد توجه باشند و دوست ندارند کسی به غیر از آنان به کسی توجه کند، از اینکه فرزندشون توجه ها را به خودش جلب می کند بسیار ناراحت می شوند و نسبت به فرزندشان حسادت می کنند.

دوران میانسالی

اغلب آنها کمتر از سن واقعی به نظر می آیند و همه از شنیدن سن واقعی شون تعجب می کنند، علاوه بر ظاهر، روحشان هم جوانتر از سنی است که هستند.
معمولاً در سنین بالا می خواهند به جوانی برگردند ، مدل مو ، لباس و حتی جراحی زیبایی می کنند ، هر کاری می کنند تا جوانتر جلوه کنند.
شدیداً از پیری وحشت دارند و از آن گریزانند و حتی نمی توانند فکر کنند که در پیری به چه صورت می شوند.

ویژگی های کلی

دخترهایی که عاشق رنگ صورتی اند، همه وسایلشان را صورتی انتخاب می کنند، از رنگ اتاقشان و وسایل توی اتاقشان تا حتی لباسهایشان ( بعضا فقط ۲ یا ۳ لباس به رنگی غیر از صورتی دارند!) کیفشان، کفششان، موبایلشان، لپ تاپشان، زیورآلاتشان و خلاصه هر چیزی که شما حتی نمی توانید فکرش را بکنید!!!

یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد این تیپ شخصیتی، توانایی ایشان در صحبت کردن با تلفن است که گاه به چندین ساعت می کشد و بعد از آن دوباره نفر بعد و چند ساعت دیگر و همینطور این کار ادامه دارد و هیچ وقتواقعا از این کار احساس خستگی نمی کنند.

 

هر چیزی که دلشون  می خواهد برایشان پیش میاید، انگار جهان هستی گوش به فرمان آنهاست تا هر آنچه را که می خواهد برایش مهیا کند، جای پارک توی یه خیابون شلوغ، یه وسیله ای که لازم دارند و یهو هدیه می گیرند، و یا وقتی که از دست یکی ناراحت یا عصبانی میشن و یهو اون آدم یه بلایی سرش میاد (حتی میتونه از ذهنشون یه تصویری بگذره، مثل تصادف و همون بلا سر اون آدم بیاد!!!) همیشه همه از اینکه آنها هر چه می خواهند و برایشان فراهم میشود در تعجبند !

بسیار اهل از این شاخه به آن شاخه پریدن هستند و خودشان هم نمی دانند که دوست دارند چه کاری را انجام دهند و نه در نهایت هیچ کاری را به اتمام نمی رسانند، به طور مثال می بینند که یکی از دوستانشان زبان انگلیسی اش خوب است، آن ها هم دلشان می خواهد و می روند کلاس مربوطه را ثبت نام می کنند و چندین دیکشنری می خرند و تعداد زیادی دفتر یادداشت و لوازم تحریر ولی بعد از یک یا دو جلسه حوصله رفتن به کلاس را ندارند و آن را رها می کنند. یا می بینند دختر خاله شان به کلاس ورزش می رود و آنها هم دلشان می خواهد، می روند در یک باشگاه بسیار معروف ثبت نام می کنند و چندین و چند دست لباس و کفش ورزشی می خرند ولی باز پس از چند جلسه آن را رها می کنند. این مطلب در مورد خیلی از کلاس هایی که می خواهند بروند و یا کارهایی که می خواهند بکنند صادق است و متاسفانه هیچ کدام را به پایان نمی رسانند و مرتب از این شاخه به آن شاخه می پرند.
فقط در یک مورد می توان گفت که کاری را به سرانجام می رسانند که فشار مادرشان و یا همسرشان پشتشان باشد و یا به خاطر پول هنگفتی که برای کلاسشان داده اند مجبور شوند تا انتها آن را به اتمام برسانند وگرنه خودشان دلشان نمی خواهد و با میل و رغبت آن را انجام نمی دهند.

 

معمولا بی حس و حال،‌ افسرده،‌ نا امید، بی انگیزه، بی روحیه هستند و دوست دارند که بی حال روی تختشون یا کاناپه خونه ولو باشند و هیچ کاری انجام ندهند.

 

کسانی که این تیپ شخصیتی را دارند معمولا از پذیرش مسئولیت فراری هستند و حاضر نیستند مسئولیت هیچ چیز و هیچ کاری را قبول کنند. این موضوع حتی در مورد مسایل شخصی شان هم صادق است یعنی حتی مسئولیت انتخاب لباس، انتخاب غذا در رستوران، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب همسر و

در راستای اینکه مسئولیت پذیر نیستند، حتی نمی خواهند که مسئولیت انتخابشان را قبول کنند آدمهای نرم و انعطاف پذیری هستند، پس اصلا انتخابی هم نمی کنند، در نتیجه دیگران به جای آنها تصمیم می گیرند و انتخاب می کنند مثل خمیر بازی که در دست به شکلهای مختلف درمیاد،
بخاطر همین وقتی ازشون بپرسی که دوست داری کجا بری؟! میگن نمی دونم! اگه ازشون بپرسی دوست داری با کی بری؟! میگن نمی دونم! و اگه ازشون بپرسی دوست داری چی بخوری؟! میگن نمی دونم! (حتما شما هم دور و برتون کسی را دارید که در یخچال را باز می کند و میگوید: دلم یه چیزی می خواد ولی نمی دونم چی!!)

 


دوست دارند در هر جمعی که قرار می گیرند جلب توجه کنند و از اطرافیان انرژی بگیرند، این کار را  معمولا با ظاهر آرام و دوست داشتنی شون می کنند و اگر از این طریق نتوانند،  با تمارض خودشون رو به مریضی می زنند، کارهایی مثل غش کردن،‌ پایین اومدن فشارخونشون و یا هر کار دیگه ای که باعث شود که دیگران بهشون توجه کنند.
بسیار تایید طلب هستند ، در حدی که صرفا جهت تایید گرفتن از دیگران و مورد توجه بودن از نظر دیگران حاضرند به هر شکلی خودشان را دربیاورند و به هر صورتی تغییر شکل و تغییر جهت بدهند که به این صورت نیازشان به توجه گرفتن را برطرف کنند
.
به دلیل اینکه 
براشون بسیار بسیار بسیار مهم است که همه آنها را تایید کنند، لباسشان ،‌ نحوه رفتارشان ،‌ کاری که می کنند و در واقع خودشان را طوری تغییر می دهند که مورد تایید همگان باشد!

عاشق خرید کردن هستند ،  خرید زیادی و الکی. . .
هر وقت حالشان بد میشود به خرید می روند و چون معمولا و بیشتر مواقع حالشان بد است پس در واقع همیشه در حال خرید کردنند و چون با حال بد خرید می کنند،‌ هیچوقت از خریدشان راضی نیستند و در نتیجه یا اصلا از آن خریدشان استفاده نمی کنند و یا اگر استفاده کنند نهایتا یکبار یا دوباره و بعد یا اون وسیله رو می اندازند دور و یا می بخشند
!
معمولا همیشه به دنبال این هستند که بدانند مد جدید چیست تا بر اساس آن بپوشند و آرایش کنند و به این فکر نمی کنند که آیا به آنها می آید و یا خیر؟!
بسیار مارک باز هستند و دوست دارند که همیشه لباسشان و یا کیف و کفش و سایر وسایلی که استفاده می کنند مارک به خصوصی باشد.

 

توانایی این را دارند که  به راحتی به دیگران احساس گناه بدهند و به اون چیزی که می خواهند برسند، یعنی کافیست که یک خواسته ای داشته باشند و کسی داوطلبانه نخواهد آن خواسته راانجام بدهد و یا اینکه کسی جایی برود یا کاری بکند که او هم دوست داشته برود یا انجام بدهد ، با یک احساس گناه اساسی یک کاری می کند که یا همه چیزهمان جوری شود که او میخواهد یا اگر مطابق خواسته او نشود ، حتما به بقیه هم زهرشود.
این احساس گناه ممکنه است یک کلمه ، یک نگاه معصومانه و یا یک آه عمیق باشد.

یکی دیگر از رفتارهایی که بسیار انجام می دهند و یا رویای انجام دادن آن را دارند ادای خودکشی را درآوردن است ، یعنی طوری وانمود می کنند که انگار می خواهند خودکشی کنند ولی در واقع این هم وسیله ای برای جلب توجه ایشان است.
این افراد برای خودکشی با قرص ، قرصی را استعمال می کنند که منجر به مرگشان نشود ولی موجب نگرانی اطرافیان شود و معمولا هم وقتی به دکتر برده می شوند، دکتر همین مطلب را می گوید.
در واقع جرات و قصد خودکشی ندارند، فقط می خواهندجلب توجه کنند، اون هم از نوع غیر سازنده.

 

بسیار خوش خوابند و می توانند به مدت طولانی بخوابند، خانمهایی که به راحتی تا ظهر می خوابند و یا اگر هم سر کار می روند و در طول هفته نمی توانند بخوابند همیشه دنبال یک فرصتی هستند که بخوابند.

 

معمولا بی حس و حال،‌ افسرده،‌ نا امید، بی انگیزه، بی روحیه هستند و دوست دارند که بی حال روی تختشون یا کاناپه خونه ولو باشند و هیچ کاری انجام ندهند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

پرسفون ایزدبانوی دوشیزه و ملکه جهان زیرین ، زنی پذیرا ، دختر مادر

 


ویژگی های اخلاقی

این افراد زیبا ، ناز ، دوست داشتنی ، ملایم هستند .
به رنگ صورتی کم رنگ بسیار علاقه دارند.


بسیار آرام و انعطاف پذیر هستند و در هر جمعی که قرار می گیرند از خودشان نظری ندارند و همانطوری می شوند که بقیه دوست دارند.
عاشق فالگیری ، داستانهای عاشقانه ، رمان و صفحه حوادث هستند عاشق هر نوع فالی هستند ،‌ فال قهوه و تاروت و خلاصه هر فالی که وجود داشته باشه، به طالع بینی و کف بینی هم اعتقاد دارند، تنها کسانی هستند که حاضرند فالگیرهای توی پارکه براشون فال بگیرند و تحت تاثیر حرفهاشون هم قرار می گیرند
توانایی گریه کردن به صورت مستمر و بی پایان را دارند، به راحتی می توانند ساعتهای متمادی (حتی هفته ها )یکسره گریه کنند و بیشتر وقتها حتی دلیل گریه کردنشون را هم نمی دانند،‌ فقط دلشون می خواد گریه کنند.
اهل تعهد دادن نیستند.

در کودکی

۸۰% دخترها با این تیپ شخصیتی به دنیا می آیند،اتاق صورتی، لباسهای صورتی، کفش های صورتی، گیگیل های صورتی و خلاصه یه دختر بچه صورتی و دوست داشتنی و لوسی که همه دوست دارند بغلش کنند. نازش کنند، ماچش کنند.
عاشق عروسک بازی هستند.



در کار

از آنجایی که خیلی زود هر چیزی دلشان را می زند دائماً شغل عوض می کنند و نمی توانند در یک کاری به طور مداوم بمانند.
معمولاً هم وارد کاری می شوند که صاحب کار خیلی آشنا و یا فامیل نزدیک باشد ، تا هر وقت دوست داشتند بیایند و هر وقت دوست داشتند بروند و هر وقت دلشان خواست مرخصی بگیرند.
از آنجایی که دوست ندارند زیر بار مسئولیت بروند حتی کارهایی که جزء وظایفشان می باشد را فراموش می کنند و یا حوصله انجامشان را ندارند.


ازدواج در زنان پرسفون تایپ

در رابطه با جنس مخالف تبدیل به کودکی آویزان می شوند و می خواهند که سرویس بگیرند.
با توجه به اینکه بارها گفتیم مسئولیت پذیری در این گروه بسیار بسیار کم است، دوست ندارند زیر بار مسئولیت زناشویی بروند و یا کارهای مربوطه آن را انجام دهند و فقط برای این ازدواج می کنند که از یکنواختی در بیایند و یا یک هیجانی برای خودشان ایجاد کنند که بسیار زود ( حتی روز بعد از پاتختی) از کار خودشان پشیمان می شوند و دوست دارند که به خانه پدری شان برگردند تا دوباره بتوانند بدون مسئولیت باشند.
معمولا مادر و یا پدر خودشان را در انتخاب همسرشان مقصر می دانند و می گویند که خودشان هیچ کاره بوده اند و آنها برایشان انتخاب کرده اند.
معمولا هم از انجام دادن کارهای زن خانه دار بیزارند و دوست ندارند آشپزی کنند و یا خانه را مرتب کنند و یا لباس ها را بشورند و یا حتی به بهداشت شخصی خودشان اهمیت بدهند، معمولا یا دست به دامان مادرشان شده تا بیاید و کارهای ایشان را برایشان انجام دهد و یاکسی را از بیرون می آورند.

رابطه با فرزند
از آنجایی که دوست دارند همیشه مورد توجه باشند و دوست ندارند کسی به غیر از آنان به کسی توجه کند، از اینکه فرزندشون توجه ها را به خودش جلب می کند بسیار ناراحت می شوند و نسبت به فرزندشان حسادت می کنند.

دوران میانسالی

اغلب آنها کمتر از سن واقعی به نظر می آیند و همه از شنیدن سن واقعی شون تعجب می کنند، علاوه بر ظاهر، روحشان هم جوانتر از سنی است که هستند.
معمولاً در سنین بالا می خواهند به جوانی برگردند ، مدل مو ، لباس و حتی جراحی زیبایی می کنند ، هر کاری می کنند تا جوانتر جلوه کنند.
شدیداً از پیری وحشت دارند و از آن گریزانند و حتی نمی توانند فکر کنند که در پیری به چه صورت می شوند.

ویژگی های کلی

دخترهایی که عاشق رنگ صورتی اند، همه وسایلشان را صورتی انتخاب می کنند، از رنگ اتاقشان و وسایل توی اتاقشان تا حتی لباسهایشان ( بعضا فقط ۲ یا ۳ لباس به رنگی غیر از صورتی دارند!) کیفشان، کفششان، موبایلشان، لپ تاپشان، زیورآلاتشان و خلاصه هر چیزی که شما حتی نمی توانید فکرش را بکنید!!!

یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد این تیپ شخصیتی، توانایی ایشان در صحبت کردن با تلفن است که گاه به چندین ساعت می کشد و بعد از آن دوباره نفر بعد و چند ساعت دیگر و همینطور این کار ادامه دارد و هیچ وقتواقعا از این کار احساس خستگی نمی کنند.

 

هر چیزی که دلشون  می خواهد برایشان پیش میاید، انگار جهان هستی گوش به فرمان آنهاست تا هر آنچه را که می خواهد برایش مهیا کند، جای پارک توی یه خیابون شلوغ، یه وسیله ای که لازم دارند و یهو هدیه می گیرند، و یا وقتی که از دست یکی ناراحت یا عصبانی میشن و یهو اون آدم یه بلایی سرش میاد (حتی میتونه از ذهنشون یه تصویری بگذره، مثل تصادف و همون بلا سر اون آدم بیاد!!!) همیشه همه از اینکه آنها هر چه می خواهند و برایشان فراهم میشود در تعجبند !

بسیار اهل از این شاخه به آن شاخه پریدن هستند و خودشان هم نمی دانند که دوست دارند چه کاری را انجام دهند و نه در نهایت هیچ کاری را به اتمام نمی رسانند، به طور مثال می بینند که یکی از دوستانشان زبان انگلیسی اش خوب است، آن ها هم دلشان می خواهد و می روند کلاس مربوطه را ثبت نام می کنند و چندین دیکشنری می خرند و تعداد زیادی دفتر یادداشت و لوازم تحریر ولی بعد از یک یا دو جلسه حوصله رفتن به کلاس را ندارند و آن را رها می کنند. یا می بینند دختر خاله شان به کلاس ورزش می رود و آنها هم دلشان می خواهد، می روند در یک باشگاه بسیار معروف ثبت نام می کنند و چندین و چند دست لباس و کفش ورزشی می خرند ولی باز پس از چند جلسه آن را رها می کنند. این مطلب در مورد خیلی از کلاس هایی که می خواهند بروند و یا کارهایی که می خواهند بکنند صادق است و متاسفانه هیچ کدام را به پایان نمی رسانند و مرتب از این شاخه به آن شاخه می پرند.
فقط در یک مورد می توان گفت که کاری را به سرانجام می رسانند که فشار مادرشان و یا همسرشان پشتشان باشد و یا به خاطر پول هنگفتی که برای کلاسشان داده اند مجبور شوند تا انتها آن را به اتمام برسانند وگرنه خودشان دلشان نمی خواهد و با میل و رغبت آن را انجام نمی دهند.

 

معمولا بی حس و حال،‌ افسرده،‌ نا امید، بی انگیزه، بی روحیه هستند و دوست دارند که بی حال روی تختشون یا کاناپه خونه ولو باشند و هیچ کاری انجام ندهند.

 

کسانی که این تیپ شخصیتی را دارند معمولا از پذیرش مسئولیت فراری هستند و حاضر نیستند مسئولیت هیچ چیز و هیچ کاری را قبول کنند. این موضوع حتی در مورد مسایل شخصی شان هم صادق است یعنی حتی مسئولیت انتخاب لباس، انتخاب غذا در رستوران، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب همسر و

در راستای اینکه مسئولیت پذیر نیستند، حتی نمی خواهند که مسئولیت انتخابشان را قبول کنند آدمهای نرم و انعطاف پذیری هستند، پس اصلا انتخابی هم نمی کنند، در نتیجه دیگران به جای آنها تصمیم می گیرند و انتخاب می کنند مثل خمیر بازی که در دست به شکلهای مختلف درمیاد،
بخاطر همین وقتی ازشون بپرسی که دوست داری کجا بری؟! میگن نمی دونم! اگه ازشون بپرسی دوست داری با کی بری؟! میگن نمی دونم! و اگه ازشون بپرسی دوست داری چی بخوری؟! میگن نمی دونم! (حتما شما هم دور و برتون کسی را دارید که در یخچال را باز می کند و میگوید: دلم یه چیزی می خواد ولی نمی دونم چی!!)

 


دوست دارند در هر جمعی که قرار می گیرند جلب توجه کنند و از اطرافیان انرژی بگیرند، این کار را  معمولا با ظاهر آرام و دوست داشتنی شون می کنند و اگر از این طریق نتوانند،  با تمارض خودشون رو به مریضی می زنند، کارهایی مثل غش کردن،‌ پایین اومدن فشارخونشون و یا هر کار دیگه ای که باعث شود که دیگران بهشون توجه کنند.
بسیار تایید طلب هستند ، در حدی که صرفا جهت تایید گرفتن از دیگران و مورد توجه بودن از نظر دیگران حاضرند به هر شکلی خودشان را دربیاورند و به هر صورتی تغییر شکل و تغییر جهت بدهند که به این صورت نیازشان به توجه گرفتن را برطرف کنند
.
به دلیل اینکه 
براشون بسیار بسیار بسیار مهم است که همه آنها را تایید کنند، لباسشان ،‌ نحوه رفتارشان ،‌ کاری که می کنند و در واقع خودشان را طوری تغییر می دهند که مورد تایید همگان باشد!

عاشق خرید کردن هستند ،  خرید زیادی و الکی. . .
هر وقت حالشان بد میشود به خرید می روند و چون معمولا و بیشتر مواقع حالشان بد است پس در واقع همیشه در حال خرید کردنند و چون با حال بد خرید می کنند،‌ هیچوقت از خریدشان راضی نیستند و در نتیجه یا اصلا از آن خریدشان استفاده نمی کنند و یا اگر استفاده کنند نهایتا یکبار یا دوباره و بعد یا اون وسیله رو می اندازند دور و یا می بخشند
!
معمولا همیشه به دنبال این هستند که بدانند مد جدید چیست تا بر اساس آن بپوشند و آرایش کنند و به این فکر نمی کنند که آیا به آنها می آید و یا خیر؟!
بسیار مارک باز هستند و دوست دارند که همیشه لباسشان و یا کیف و کفش و سایر وسایلی که استفاده می کنند مارک به خصوصی باشد.

 

توانایی این را دارند که  به راحتی به دیگران احساس گناه بدهند و به اون چیزی که می خواهند برسند، یعنی کافیست که یک خواسته ای داشته باشند و کسی داوطلبانه نخواهد آن خواسته راانجام بدهد و یا اینکه کسی جایی برود یا کاری بکند که او هم دوست داشته برود یا انجام بدهد ، با یک احساس گناه اساسی یک کاری می کند که یا همه چیزهمان جوری شود که او میخواهد یا اگر مطابق خواسته او نشود ، حتما به بقیه هم زهرشود.
این احساس گناه ممکنه است یک کلمه ، یک نگاه معصومانه و یا یک آه عمیق باشد.

یکی دیگر از رفتارهایی که بسیار انجام می دهند و یا رویای انجام دادن آن را دارند ادای خودکشی را درآوردن است ، یعنی طوری وانمود می کنند که انگار می خواهند خودکشی کنند ولی در واقع این هم وسیله ای برای جلب توجه ایشان است.
این افراد برای خودکشی با قرص ، قرصی را استعمال می کنند که منجر به مرگشان نشود ولی موجب نگرانی اطرافیان شود و معمولا هم وقتی به دکتر برده می شوند، دکتر همین مطلب را می گوید.
در واقع جرات و قصد خودکشی ندارند، فقط می خواهندجلب توجه کنند، اون هم از نوع غیر سازنده.

 

بسیار خوش خوابند و می توانند به مدت طولانی بخوابند، خانمهایی که به راحتی تا ظهر می خوابند و یا اگر هم سر کار می روند و در طول هفته نمی توانند بخوابند همیشه دنبال یک فرصتی هستند که بخوابند.

 

معمولا بی حس و حال،‌ افسرده،‌ نا امید، بی انگیزه، بی روحیه هستند و دوست دارند که بی حال روی تختشون یا کاناپه خونه ولو باشند و هیچ کاری انجام ندهند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تمرین عملی برای رشد آرک تایپ آفرودیت

برای کسانی که شور زندگی در وجودشان کم است یا اصلا ندارند و یا با خودشان کامل نیستند و از خودشان ایراد می گیرند و خودشان را دوست ندارند و خدای ناکرده از زندگیشان خسته شده اند و نا امید و دلخسته اند و یا به روز مره گی رسیده اند و معنای زندگی خود را گم کرده اند ، تمرین عملی های زیر کمک می کند که هیجان انگیز، پر شور و شوق، عاشق زندگی، کامل با خودشون، عاشق خودشون و خلاصه یه آدم هیجان انگیز و خوشمزه بشوند و باشند!

۱٫در زمان بازی و شادی و همراهی با همسالانتان احساس این را داشته باشید که دارید به آنها از حضور خودتان لذت می بخشید.

۲٫ همواره از تماشای بلندمدت و طولانی خودتان در آینه لذت ببرید و از هماهمنگی و زیباییهای موجود در صورتتان لذت ببرید و با تمرین میمیک های مختلف صورت آنها را در خودتان رشد بدهید.

 

۳. حتی زمانهایی که در خانه تنها هستید سعی کنید ساعتهای متمادی با خودتان، آینه و انواع لباسها و حتی بی لباس جلوی آینه قدی و یا حتی آینه کوچکی سرگرم باشید و با ایجاد و خلق انواع و اقسام مختلف ترکیبات لباسها،فیگورها و حالات بدنی و صورتی و کلامی خود را به طور کامل برانداز کنید و لذت ببرید.

۴٫ از همه وجودتان و تمامیت آن راضی و خوشحال و خشنود باشید و ایمان داشته باشید که هر کسی همانگونه که خلق می گردد، بهترین و کاملترین و ارجح ترین خودش در آن لحظه است و هر گونه تغییری در آن، تعادل او را برهم می زند.

۵. در هر جایگاهی که هستید و در حال انجام هر کاری و هر رفتار، همواره از خود خلاقیت و نوآوری به خرج داده و هیچ کاری را حتی کارهایی که به ظاهر تکراری هستند را هر مرتبه به همان صورت قبل انجام ندهید و از آن لذت ببرید.

۶٫ همواره عاشق زندگی و همه ابعاد و ظواهر و قسمتهای مختلف آن بوده و هیچ گاه نسبت به زندگی دلسرد نشده و همیشه تمایل با ادامه آن، بازآفرینی و خلاقیتی در این زمینه داشته باشید.

 

۷٫ زمانی که تندیسی از یک بدن را و یا نقاشی از یک مدل نقاشی را می بینید، احساس کنید که این بدن متعلق به خود شماست که نگارگری شده یا از آن پیکر تراشیده اند چون تناسب و زیبایی های اندام شما نیز به همین صورت است.

۸٫ سبد میوه خانه تان را بسیار زیبا و با سلیقه و با میوه های تازه چیده و از تدارکات آن از خرید و شستشو و تمیز و خشک کردنشان و هم چیدن با سلیقه آنها در ظرف مربوطه و تماشای آن همه زیبایی وو همچنین خوردن آنها لذت بسیار زیادی برده و احساس کنید که با خوردن میوه های تازه و خوش آب و رنگ و آبدار همه این خصوصیات اینها به شما منتقل می گردد.

۹٫ روح خود را همواره جوان، شاد، شاداب و سرخوش بدانید که همانند کودکی آزاد و رها است و تصورتان از خودتان این باشد که در هر سنی و در حال و احوالی و در هر کجا و تحت هر شرایطی قرار بگیرید،‌روح شما همواره همین حالت خود را حفظ کرده و اینگونه زندگی کنید.

۱۰٫ زیبایی و تناسب اندام و شیک بودن و مرتب و تمیز و خوش بو بودن افراد و همچنین داشتن موهای تازه و شاداب و سرحال و سالمی که به آنها به اندازه کافی رسیدگی شده و پوست تازه و آبدار هر کسی را، چه در مورد خودتان و چه دیگران اطرافتان، چه افراد همجنس و چه از جنس مخالف را دیده و تحسین کنید

۱۱٫همواره از زیبایی های بدن، صورت و وجودتان لذت ببرید و حتی اگر کسی با هر جای بدنتان، حالاتتان،‌رفتارها و لباسهایتان مسئله داشته باشد مهم این است که شما خود از همه آنها راضی باشید و از همه آنها لذت ببرید.

۱۲٫ با بدنتان ارتباط بسیار نزدیک، صمیمی و خوبی داشته و هر آن چیزی را که برای سلامتی تان مفید بوده را خورده و استفاده کنید و هر آن چیزی که برایتان مضر بوده و پذیرای آن نیستید،‌را مصرف نکرده و از این بابت در تعادل تغذیه ای کامل به سر ببرید.

١۳٫ همواره دلی شادو لبی خندان و وجودی سرشار از عشق و شادی داشته و زندگی را با تمام ابعاد و زوایا و قسمتهای آن زیبا و دوست داشتنی و لذت بخش و گوارا دانسته و بدانید که هیچ چیزی در دنیا ارزش این را ندارد که به خاطر آن خود را ناراحت کرده و غصه بخورید و یا از شادیتان بکاهد.

 

١۴٫ منظره معاشقه کبوتران و یا رفتارهای شاد و پر هیجان مرغ های عشق و قوهایی که با آرامش و زیبایی و وقار به صورت منقار در منقار در سطح آرام دریاچه ای با هم معاشقه می کنند را دیده و از آن با تمام وجودتان لذت ببرید.

١۵. همیشه عاشق زندگی، ادامه و تداوم آن و ایجاد جلوه های ویژه و نو در آن باشید.

١۶. حتی زمانهایی که در خانه هستید برای خودتان و برای لذت بردن خودتان از وجودتان و احساسی که به شما می دهد و همواره مرتب و منظم و آراسته و سرحال و تازه بوده که اگر به صورت اتفاقی کسی به خانه شما وارد شود فکر کند شما منتظر میهمان مهمی بوده اید و یا در حال رفتن به میهمانی هستید و آمادگی شما و رسیدگی به سر و وضعتان تا این حد باشد.

۱۷٫سعی کنید هنر و هنرمندان را فهمیده و زیبایی ها، هماهنگی ها و هارمونی و زیبایی های نهفته در یک اثر هنری می تواند بسیار برای شما جالب توجه و هیجان انگیز بوده و روح شما را تغذیه نماید.

١٨. همواره انتخابگر زندگی تان و کلیه ابعاد و زوایای مختلف و گوناگون آن و آنچه که ژیرامون شما اتفاق می افتد، باشید و به هیچ وجه حاضر نباشید که تحت اغواگری ها و یا زور و فشار و یا هر آن چیز دیگری که بخواهد شما را کنترل نماید با کسی ارتباط برقرار کرده و تعامل ایجاد نمایید.

۱۹٫ همواره احساس مروارید داخل صدف را داشته باشید و تصورتان هنگامی که وارد جایی می گردید و یا از شما رونمایی می شود و یا اینکه برای اولین بار کسی را می بینید این باشد که صدفی باز می گردد و به صورت شعف انگیز و طرب آلودی مرواریدی درشت و زیبا و متعادل و براق و سفید خود را نشان می دهد.

۲۰٫ همواره میل به آفرینش، خلاقیت و باز آفرینی هر چیزی در حوزه اطرافتان را داشته و از بقا و هر چیزی که مانع رشد، تحول،‌ روز به روز و لحظه متنوع و متغیر بودنتان را کنار گذاشته و با تمام وجودتان در راستای اینگونه زندگی کردن کوشا و فعال باشید.

٢١. رنگهای خالص و شاد و زنده را انتخاب کنید و اگر هر چیزی با این گونه رنگهای خالص و پرنور و پر رنگ شده باشد، حس خوبی نسبت به آنها داشته و با آنها ارتباط خوبی برقرار کنید و همواره ترجیحتان برای انتخاب اینگونه رنگها باشد.

٢٢. سعی کنید از موهایتان در راستای اغواگری و دلبری و جلب توجه دیگران و حتی لذت بردن خودتان استفاده کنید و توجه داشته باشید که موهایتان تا چه حد انرژی های شما را با خود به همراه دارند، از آن در راستای پرتو افشانی استفاده کرده و از بوییدن و نوازش آنها لذت ببرید.

٢٣. همواره پر انرژی،‌ سرحال، قبراق، سرزنده و با نشاط باشید تا خستگی و خمودگی، بی حالی و افسردگی به شما راه نداشته باشد.

٢۴.سعی کنید لذت بردن و عاشق بودن و زیبایی سه عنصر مهم تاثیرگذار و تعیین کننده در زندگی تان باشد و کلیه امور و مقدرات زندگی تان را بر این اساس تنظیم و هماهنگ کرده و به این طریق از زندگی خود رضایت کامل داشته و خوشحال باشید.

٢۵. پس از خروج از هر ارتباطی آن آدم برای شما تمام شود و کلا جمله از دل برود هر آنکه از دیده رود را به یاد داشته و اعتماد داشته باشید زمانی که شخصی نیست و ارتباطی زنده و پویا و فعال نیست لزومی ندارد که شما با یاد و خاطره و توهم آن شخص وقت خود را بی حاصل تلف کرده و اختصاص این وقت به خودتان واجب تر و ضروری تر بوده و یا با کس دیگری آن را سهیم گردید.

٢۶. رقص و رقصیدن را همانند نفس کشیدن برای خود ضروری و لازم دانسته و گاه و بی گاه با دلیل و بدون دلیل و به هر مدتی هر چند ساعت یکبار اقدام به تخلیه و متعادل سازی انرژی های خود را به این وسیله داشته که این موضوع حتما در زندگی تان سهم تعیین کننده ای خواهد داشت.

 

٢٧. هیچگاه احساس گناه با خود حمل نکرده و در عین حال نسبت به هیچ اتفاق و یا واقعه ای بی خیال و بی کس و بی تفاوت نبوده و چون هر چه که برای شما و پیرامون شما وجود دارد و اتفاق می افتد ناشی از انتخابهای خود شما بوده و شما خود انتخابگر آنها هستید همواره آنها را ارج نهاده و برایشان ارزش و احترام وی‍ژه و خاصی قائل باشید.

۲۸٫ همواره جلوی آینه با خود حرف زده و نحوه بیان زیباتر و شیواتر و کامل تر کلمات و عبازات و جملات خصوصا آنهایی که فرم و حالت زیبایی به صورتتان می دهند را تمرین کرده و راههای بهتری را برای ابداع خود ابداع کنید.

 

۲۹٫ هنگام حمام کردن احساس کنید که بهترین حمام کننده دنیا،‌ بهترین آدم دنیا را به حمام برده و قصد دارد که با ارائه بهترین و زیباترین و لذت بخش ترین و هیجان انگیز ترین شستشوی دنیا او را از خودش خشنود گردانده و خودتان هم از خودتان به خاطر همین حمام کردن دنیا لذت ببرید.

۳۰٫ همواره در تنهایی تان زمزمه هایی از اشعار و یا تصنیف ها،‌ غزلیات و یا قطعه های اجرا شده توسط خوانندگان را با خود زمزمه کنید.

 

 

اسطوره آفرودیت


در اسطوره یونانی ، آفرودیت حضور بی نظیری داردکه باعث می شود میرنده ها ( انسانها) و خدایان به استثنای سه خدا بانوی باکره) عاشق او بشوند و زندگی نو و تازه ای بیابند. او میتواند یک مجسمه را تبدیل به زنی جاندار کند در حالیکه آتنا میتواند انسانهای جاندار را تبدیل به مجسمه کند. آفرودیت الهام بخش شعر و سخنان شور آمیز است و نماد نیروی عشق و خاصیت تبدیل بخشی آن است.

 

اما آفرودیت هیچگاه قربانی و مظلوم واقع نگشت و هیچگاه رنج و مرارت نکشید. در روابط اش با دیگری ، احساس میل و تمنا همیشه دوطرفه بوده و او هرگز قربانی هوس های دیگری نشده است. او تجربه های احساسی با دیگران را بیشتر از تجربه های مستقل و تنها( که تنها خدایان باکره را بر می انگیزاند) ، و یا تجربه های متصل شدن و باقی ماندن در یک رابطه ( خدا بانو های آسیب پذیر) ارزش می نهد.

 

پس بعنوان یک خدابانوی کیمیاگری ( خاصیت استحاله بخشی)، آفرودیت شباهت هایش با خدابانوهای دو دسته دیگر آشکار است اما او بطور ذاتی ، متفاوت با هر دو گروه خدابانو ها است. یعنی درست است که برای آفرودیت رابطه مهم است اما نه به معنای رابطه توام با تعهد طولانی مدت ( مثل خدابانو های آسیب پذیر) آفرودیت بدنبال ایجاد رابطه است تا انرژی جدیدی به زندگی بیابد. این آرکی تایپ، ظهور اش یا از طریق روابط جنسی است و یا خلاقیت وسیله .

آنچه که آفرودیت بدنبال آن است،  با خدایان باکره متفاوت است اما او نیز مانند خدابانو های باکره ، تمرکزش در این است که چه چیزی برای خودِ او معنا دار است و وقتی تمرکز میکند دیگران نمی توانند حواس او را از هدفی که دارد پرت کنند. آفرودیت به آنچه ارزش می نهد منحصرا برای شوق شخصی است و جهت موفقیت ، دست آورد اجتماعی و یا شهرت نیست. از قضا آفرودیت در این مورد بطور متناقضی (پارادوکسی ) به هستیای درون گرا شبیه است که در صورت ظاهر هیچ شباهتی به آفرودیت ندارد. ( هیچکدام به دنبال شهرت و موفقیت اجتماعی نیستند)

 

آفرودیت خدابانوی زیبائی که رومی ها او را ونوس می نامند ، زیباترین خدا بانو هاست . شاعران از موهای طلائی و چشمهای براق و پوست نرم و سینه های زیبای او شعر ها سروده اند . هومر او را “عاشق خندیدن” و سرشار از دلربائی غیر قابل مقاومت می دانست. او سوژه محبوب مجسمه سازان بخاطر داشتن اندام هوس انگیز و زنانه است.

طلائی” صفت آفرودیت است و یونانیان طلائی را به مفهوم “زیبائی ” می گرفتند. پرنده منسوب به او “قمری” و مرغ عشق و قو است. گل سرخ که هدیه عشاق به همدیگر است و از میان میوه ها سیب ، بخصوص سیب طلائی رنگ ، و انار سرخ ( که با پرسفون در اینجا شراکت دارد) میوه های منسوب به آفرودیت است.

 

اسطوره زایش آفرودیت:
در اسطوره های یونانی دو روایت از زایش و تولد آفرودیت آورده شده است . هسیود و هومر دو داستان کاملا متفاوت را نقل می کنند. در مدل هومری ، آفرودیت تولدش عادی بود. او دختر زئوس و یک پری دریائی به نام دیون است. اما در مدل هسیود، آفرودیت از یک جنایت وحشیانه متولد شد. کرونوس هنگامی که آلت جنسی پدرش اورانوس را به دریا افکند ، کف های سفید مانند اسپرم به همه جا پراکنده شدند و از آن کف ها آفرودیت به شکل یک زن بالغ به وجود آمد تصویر آفرودیت،  بر آمده از کف های دریا از بتوچلی نقاش- به نام ” تولد ونوس” یک اثر جاودانه است. روایت است که وقتی آفرودیت از دریا برآمد و به جزیره سیترا در قبرس وارد شد ، اروس ( عشق) و هیمه روس ( تمنا) با او همراه بودند و با همراهی آنها به کوه المپ رفته و مورد استقبال قرار می گیرد.

 

بسیاری از خدایان که از زیبائی او در شگفت بودند خواستار او شدند . اما برخلاف خدابانو های دیگر که شوهر خود را انتخاب نکرده بودند ( پرسفون اغفال شده ، هرا اغوا شده ، دیمیتر تجاوز جنسی شده ) ، آفرودیت آزاد بود که همسر خود را بر بگزیند. او هفایستوس ، خدای لنگ و صنعتگر و خدای آتش و آهنگری را برگزید. و هرا که مادر هفاستوس بود ، پسرش را بخاطر این ازدواج از خود طرد کرد . آفرودیت و هفایستوس فرزندی بوجود نیاوردند . ازدواج آنها ، اتحاد زیبائی و صنعت است که نتیجه اش “هنر” است.

 

در شجره خانوادگی ، آفرودیت با نسل دوم المپیان مرد نسل پسران بیشتر همطراز است تا نسل پدران ( زئوس ، پوزیدون و هادس) . آفرودیت با ارس خدای جنگ رابطه عاشقانه ایجاد کرد و فرزندانی ازاین دو بوجود آمد. یکی از عشاق دیگر او ، هرمس ، پیام آور خدایان بود که ارواح را به جهان زیرین هدایت میکرد و خدای مسافرین ، ورزشکاران و بازرگانان و خدای ارتباطات و خلاق آلات موسیقی و شعبده باز کوه المپ بود.

 

آفرودیت و آرس سه فرزند داشتند : یک دختر به نام “هارمونیا” یعنی هارمونی و موزونی دو پسر دوقلو به نامهای دایموس ( ترور) و فوبوس ( ترس) ، که با پدرشان همیشه در جنگ همراه بودند. اتحاد آفرودیت و آرس ، اتحاد دو تمنای غیر قابل کنترل ، عشق و جنگ اند که اگر در تعادل کامل قرار بگیرند میتوانند “هارمونیا” را بوجود بیاورند.

 

فرزند آفرودیت و هرمس هم یک فرزند خنثی است به نام هرموآفرودیت که زیبائی را از هر دو و اسم خود را از هردو و جنسیت را از هردو به ارث برده . بعنوان یک نماد ، هرموآفرودیت می تواند ، هر دو جنس گرائی ( تمایل به زن و به مرد از لحاظ جنسی ) و یا اندروژنی یعنی دریک بدن با ویژگی های جنس مخالف را بیانگر باشد.

 

بنا به روایاتی ، اروس ، خدای عشق ، پسر دیگر آفرودیت است که با برخی روایات دیگر که میگوید اروس خدای کهن تر از همه خدایان است مغایر است. هسیود می گوید که اروس ، نیروی ازلی زندگی است که قبل از تایتان ها و المپین ها بوده است. در روایت دیگر اروس در کنار آفرودیت از کف های دریا بر آمد و با او بسوی المپ روانه شد . اما اسطوره های موخر ، اروس را فرزند بی پدر آفرودیت به شمار می آورند. یونانی ها اروس را به شکل مرد جوان و توانائی توصیف و یا نقاشی میکردند . اما در طول زمان اروس که در آغاز یکی از نیروهای ازلی بود ، رفته رفته تبدیل به یک بچه بالدار به نام کیئوپید Cupid شد.

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تمرین عملی برای رشد آرک تایپ آفرودیت

برای کسانی که شور زندگی در وجودشان کم است یا اصلا ندارند و یا با خودشان کامل نیستند و از خودشان ایراد می گیرند و خودشان را دوست ندارند و خدای ناکرده از زندگیشان خسته شده اند و نا امید و دلخسته اند و یا به روز مره گی رسیده اند و معنای زندگی خود را گم کرده اند ، تمرین عملی های زیر کمک می کند که هیجان انگیز، پر شور و شوق، عاشق زندگی، کامل با خودشون، عاشق خودشون و خلاصه یه آدم هیجان انگیز و خوشمزه بشوند و باشند!

۱٫در زمان بازی و شادی و همراهی با همسالانتان احساس این را داشته باشید که دارید به آنها از حضور خودتان لذت می بخشید.

۲٫ همواره از تماشای بلندمدت و طولانی خودتان در آینه لذت ببرید و از هماهمنگی و زیباییهای موجود در صورتتان لذت ببرید و با تمرین میمیک های مختلف صورت آنها را در خودتان رشد بدهید.

 

۳. حتی زمانهایی که در خانه تنها هستید سعی کنید ساعتهای متمادی با خودتان، آینه و انواع لباسها و حتی بی لباس جلوی آینه قدی و یا حتی آینه کوچکی سرگرم باشید و با ایجاد و خلق انواع و اقسام مختلف ترکیبات لباسها،فیگورها و حالات بدنی و صورتی و کلامی خود را به طور کامل برانداز کنید و لذت ببرید.

۴٫ از همه وجودتان و تمامیت آن راضی و خوشحال و خشنود باشید و ایمان داشته باشید که هر کسی همانگونه که خلق می گردد، بهترین و کاملترین و ارجح ترین خودش در آن لحظه است و هر گونه تغییری در آن، تعادل او را برهم می زند.

۵. در هر جایگاهی که هستید و در حال انجام هر کاری و هر رفتار، همواره از خود خلاقیت و نوآوری به خرج داده و هیچ کاری را حتی کارهایی که به ظاهر تکراری هستند را هر مرتبه به همان صورت قبل انجام ندهید و از آن لذت ببرید.

۶٫ همواره عاشق زندگی و همه ابعاد و ظواهر و قسمتهای مختلف آن بوده و هیچ گاه نسبت به زندگی دلسرد نشده و همیشه تمایل با ادامه آن، بازآفرینی و خلاقیتی در این زمینه داشته باشید.

 

۷٫ زمانی که تندیسی از یک بدن را و یا نقاشی از یک مدل نقاشی را می بینید، احساس کنید که این بدن متعلق به خود شماست که نگارگری شده یا از آن پیکر تراشیده اند چون تناسب و زیبایی های اندام شما نیز به همین صورت است.

۸٫ سبد میوه خانه تان را بسیار زیبا و با سلیقه و با میوه های تازه چیده و از تدارکات آن از خرید و شستشو و تمیز و خشک کردنشان و هم چیدن با سلیقه آنها در ظرف مربوطه و تماشای آن همه زیبایی وو همچنین خوردن آنها لذت بسیار زیادی برده و احساس کنید که با خوردن میوه های تازه و خوش آب و رنگ و آبدار همه این خصوصیات اینها به شما منتقل می گردد.

۹٫ روح خود را همواره جوان، شاد، شاداب و سرخوش بدانید که همانند کودکی آزاد و رها است و تصورتان از خودتان این باشد که در هر سنی و در حال و احوالی و در هر کجا و تحت هر شرایطی قرار بگیرید،‌روح شما همواره همین حالت خود را حفظ کرده و اینگونه زندگی کنید.

۱۰٫ زیبایی و تناسب اندام و شیک بودن و مرتب و تمیز و خوش بو بودن افراد و همچنین داشتن موهای تازه و شاداب و سرحال و سالمی که به آنها به اندازه کافی رسیدگی شده و پوست تازه و آبدار هر کسی را، چه در مورد خودتان و چه دیگران اطرافتان، چه افراد همجنس و چه از جنس مخالف را دیده و تحسین کنید

۱۱٫همواره از زیبایی های بدن، صورت و وجودتان لذت ببرید و حتی اگر کسی با هر جای بدنتان، حالاتتان،‌رفتارها و لباسهایتان مسئله داشته باشد مهم این است که شما خود از همه آنها راضی باشید و از همه آنها لذت ببرید.

۱۲٫ با بدنتان ارتباط بسیار نزدیک، صمیمی و خوبی داشته و هر آن چیزی را که برای سلامتی تان مفید بوده را خورده و استفاده کنید و هر آن چیزی که برایتان مضر بوده و پذیرای آن نیستید،‌را مصرف نکرده و از این بابت در تعادل تغذیه ای کامل به سر ببرید.

١۳٫ همواره دلی شادو لبی خندان و وجودی سرشار از عشق و شادی داشته و زندگی را با تمام ابعاد و زوایا و قسمتهای آن زیبا و دوست داشتنی و لذت بخش و گوارا دانسته و بدانید که هیچ چیزی در دنیا ارزش این را ندارد که به خاطر آن خود را ناراحت کرده و غصه بخورید و یا از شادیتان بکاهد.

 

١۴٫ منظره معاشقه کبوتران و یا رفتارهای شاد و پر هیجان مرغ های عشق و قوهایی که با آرامش و زیبایی و وقار به صورت منقار در منقار در سطح آرام دریاچه ای با هم معاشقه می کنند را دیده و از آن با تمام وجودتان لذت ببرید.

١۵. همیشه عاشق زندگی، ادامه و تداوم آن و ایجاد جلوه های ویژه و نو در آن باشید.

١۶. حتی زمانهایی که در خانه هستید برای خودتان و برای لذت بردن خودتان از وجودتان و احساسی که به شما می دهد و همواره مرتب و منظم و آراسته و سرحال و تازه بوده که اگر به صورت اتفاقی کسی به خانه شما وارد شود فکر کند شما منتظر میهمان مهمی بوده اید و یا در حال رفتن به میهمانی هستید و آمادگی شما و رسیدگی به سر و وضعتان تا این حد باشد.

۱۷٫سعی کنید هنر و هنرمندان را فهمیده و زیبایی ها، هماهنگی ها و هارمونی و زیبایی های نهفته در یک اثر هنری می تواند بسیار برای شما جالب توجه و هیجان انگیز بوده و روح شما را تغذیه نماید.

١٨. همواره انتخابگر زندگی تان و کلیه ابعاد و زوایای مختلف و گوناگون آن و آنچه که ژیرامون شما اتفاق می افتد، باشید و به هیچ وجه حاضر نباشید که تحت اغواگری ها و یا زور و فشار و یا هر آن چیز دیگری که بخواهد شما را کنترل نماید با کسی ارتباط برقرار کرده و تعامل ایجاد نمایید.

۱۹٫ همواره احساس مروارید داخل صدف را داشته باشید و تصورتان هنگامی که وارد جایی می گردید و یا از شما رونمایی می شود و یا اینکه برای اولین بار کسی را می بینید این باشد که صدفی باز می گردد و به صورت شعف انگیز و طرب آلودی مرواریدی درشت و زیبا و متعادل و براق و سفید خود را نشان می دهد.

۲۰٫ همواره میل به آفرینش، خلاقیت و باز آفرینی هر چیزی در حوزه اطرافتان را داشته و از بقا و هر چیزی که مانع رشد، تحول،‌ روز به روز و لحظه متنوع و متغیر بودنتان را کنار گذاشته و با تمام وجودتان در راستای اینگونه زندگی کردن کوشا و فعال باشید.

٢١. رنگهای خالص و شاد و زنده را انتخاب کنید و اگر هر چیزی با این گونه رنگهای خالص و پرنور و پر رنگ شده باشد، حس خوبی نسبت به آنها داشته و با آنها ارتباط خوبی برقرار کنید و همواره ترجیحتان برای انتخاب اینگونه رنگها باشد.

٢٢. سعی کنید از موهایتان در راستای اغواگری و دلبری و جلب توجه دیگران و حتی لذت بردن خودتان استفاده کنید و توجه داشته باشید که موهایتان تا چه حد انرژی های شما را با خود به همراه دارند، از آن در راستای پرتو افشانی استفاده کرده و از بوییدن و نوازش آنها لذت ببرید.

٢٣. همواره پر انرژی،‌ سرحال، قبراق، سرزنده و با نشاط باشید تا خستگی و خمودگی، بی حالی و افسردگی به شما راه نداشته باشد.

٢۴.سعی کنید لذت بردن و عاشق بودن و زیبایی سه عنصر مهم تاثیرگذار و تعیین کننده در زندگی تان باشد و کلیه امور و مقدرات زندگی تان را بر این اساس تنظیم و هماهنگ کرده و به این طریق از زندگی خود رضایت کامل داشته و خوشحال باشید.

٢۵. پس از خروج از هر ارتباطی آن آدم برای شما تمام شود و کلا جمله از دل برود هر آنکه از دیده رود را به یاد داشته و اعتماد داشته باشید زمانی که شخصی نیست و ارتباطی زنده و پویا و فعال نیست لزومی ندارد که شما با یاد و خاطره و توهم آن شخص وقت خود را بی حاصل تلف کرده و اختصاص این وقت به خودتان واجب تر و ضروری تر بوده و یا با کس دیگری آن را سهیم گردید.

٢۶. رقص و رقصیدن را همانند نفس کشیدن برای خود ضروری و لازم دانسته و گاه و بی گاه با دلیل و بدون دلیل و به هر مدتی هر چند ساعت یکبار اقدام به تخلیه و متعادل سازی انرژی های خود را به این وسیله داشته که این موضوع حتما در زندگی تان سهم تعیین کننده ای خواهد داشت.

 

٢٧. هیچگاه احساس گناه با خود حمل نکرده و در عین حال نسبت به هیچ اتفاق و یا واقعه ای بی خیال و بی کس و بی تفاوت نبوده و چون هر چه که برای شما و پیرامون شما وجود دارد و اتفاق می افتد ناشی از انتخابهای خود شما بوده و شما خود انتخابگر آنها هستید همواره آنها را ارج نهاده و برایشان ارزش و احترام وی‍ژه و خاصی قائل باشید.

۲۸٫ همواره جلوی آینه با خود حرف زده و نحوه بیان زیباتر و شیواتر و کامل تر کلمات و عبازات و جملات خصوصا آنهایی که فرم و حالت زیبایی به صورتتان می دهند را تمرین کرده و راههای بهتری را برای ابداع خود ابداع کنید.

 

۲۹٫ هنگام حمام کردن احساس کنید که بهترین حمام کننده دنیا،‌ بهترین آدم دنیا را به حمام برده و قصد دارد که با ارائه بهترین و زیباترین و لذت بخش ترین و هیجان انگیز ترین شستشوی دنیا او را از خودش خشنود گردانده و خودتان هم از خودتان به خاطر همین حمام کردن دنیا لذت ببرید.

۳۰٫ همواره در تنهایی تان زمزمه هایی از اشعار و یا تصنیف ها،‌ غزلیات و یا قطعه های اجرا شده توسط خوانندگان را با خود زمزمه کنید.

 

 

اسطوره آفرودیت


در اسطوره یونانی ، آفرودیت حضور بی نظیری داردکه باعث می شود میرنده ها ( انسانها) و خدایان به استثنای سه خدا بانوی باکره) عاشق او بشوند و زندگی نو و تازه ای بیابند. او میتواند یک مجسمه را تبدیل به زنی جاندار کند در حالیکه آتنا میتواند انسانهای جاندار را تبدیل به مجسمه کند. آفرودیت الهام بخش شعر و سخنان شور آمیز است و نماد نیروی عشق و خاصیت تبدیل بخشی آن است.

 

اما آفرودیت هیچگاه قربانی و مظلوم واقع نگشت و هیچگاه رنج و مرارت نکشید. در روابط اش با دیگری ، احساس میل و تمنا همیشه دوطرفه بوده و او هرگز قربانی هوس های دیگری نشده است. او تجربه های احساسی با دیگران را بیشتر از تجربه های مستقل و تنها( که تنها خدایان باکره را بر می انگیزاند) ، و یا تجربه های متصل شدن و باقی ماندن در یک رابطه ( خدا بانو های آسیب پذیر) ارزش می نهد.

 

پس بعنوان یک خدابانوی کیمیاگری ( خاصیت استحاله بخشی)، آفرودیت شباهت هایش با خدابانوهای دو دسته دیگر آشکار است اما او بطور ذاتی ، متفاوت با هر دو گروه خدابانو ها است. یعنی درست است که برای آفرودیت رابطه مهم است اما نه به معنای رابطه توام با تعهد طولانی مدت ( مثل خدابانو های آسیب پذیر) آفرودیت بدنبال ایجاد رابطه است تا انرژی جدیدی به زندگی بیابد. این آرکی تایپ، ظهور اش یا از طریق روابط جنسی است و یا خلاقیت وسیله .

آنچه که آفرودیت بدنبال آن است،  با خدایان باکره متفاوت است اما او نیز مانند خدابانو های باکره ، تمرکزش در این است که چه چیزی برای خودِ او معنا دار است و وقتی تمرکز میکند دیگران نمی توانند حواس او را از هدفی که دارد پرت کنند. آفرودیت به آنچه ارزش می نهد منحصرا برای شوق شخصی است و جهت موفقیت ، دست آورد اجتماعی و یا شهرت نیست. از قضا آفرودیت در این مورد بطور متناقضی (پارادوکسی ) به هستیای درون گرا شبیه است که در صورت ظاهر هیچ شباهتی به آفرودیت ندارد. ( هیچکدام به دنبال شهرت و موفقیت اجتماعی نیستند)

 

آفرودیت خدابانوی زیبائی که رومی ها او را ونوس می نامند ، زیباترین خدا بانو هاست . شاعران از موهای طلائی و چشمهای براق و پوست نرم و سینه های زیبای او شعر ها سروده اند . هومر او را “عاشق خندیدن” و سرشار از دلربائی غیر قابل مقاومت می دانست. او سوژه محبوب مجسمه سازان بخاطر داشتن اندام هوس انگیز و زنانه است.

طلائی” صفت آفرودیت است و یونانیان طلائی را به مفهوم “زیبائی ” می گرفتند. پرنده منسوب به او “قمری” و مرغ عشق و قو است. گل سرخ که هدیه عشاق به همدیگر است و از میان میوه ها سیب ، بخصوص سیب طلائی رنگ ، و انار سرخ ( که با پرسفون در اینجا شراکت دارد) میوه های منسوب به آفرودیت است.

 

اسطوره زایش آفرودیت:
در اسطوره های یونانی دو روایت از زایش و تولد آفرودیت آورده شده است . هسیود و هومر دو داستان کاملا متفاوت را نقل می کنند. در مدل هومری ، آفرودیت تولدش عادی بود. او دختر زئوس و یک پری دریائی به نام دیون است. اما در مدل هسیود، آفرودیت از یک جنایت وحشیانه متولد شد. کرونوس هنگامی که آلت جنسی پدرش اورانوس را به دریا افکند ، کف های سفید مانند اسپرم به همه جا پراکنده شدند و از آن کف ها آفرودیت به شکل یک زن بالغ به وجود آمد تصویر آفرودیت،  بر آمده از کف های دریا از بتوچلی نقاش- به نام ” تولد ونوس” یک اثر جاودانه است. روایت است که وقتی آفرودیت از دریا برآمد و به جزیره سیترا در قبرس وارد شد ، اروس ( عشق) و هیمه روس ( تمنا) با او همراه بودند و با همراهی آنها به کوه المپ رفته و مورد استقبال قرار می گیرد.

 

بسیاری از خدایان که از زیبائی او در شگفت بودند خواستار او شدند . اما برخلاف خدابانو های دیگر که شوهر خود را انتخاب نکرده بودند ( پرسفون اغفال شده ، هرا اغوا شده ، دیمیتر تجاوز جنسی شده ) ، آفرودیت آزاد بود که همسر خود را بر بگزیند. او هفایستوس ، خدای لنگ و صنعتگر و خدای آتش و آهنگری را برگزید. و هرا که مادر هفاستوس بود ، پسرش را بخاطر این ازدواج از خود طرد کرد . آفرودیت و هفایستوس فرزندی بوجود نیاوردند . ازدواج آنها ، اتحاد زیبائی و صنعت است که نتیجه اش “هنر” است.

 

در شجره خانوادگی ، آفرودیت با نسل دوم المپیان مرد نسل پسران بیشتر همطراز است تا نسل پدران ( زئوس ، پوزیدون و هادس) . آفرودیت با ارس خدای جنگ رابطه عاشقانه ایجاد کرد و فرزندانی ازاین دو بوجود آمد. یکی از عشاق دیگر او ، هرمس ، پیام آور خدایان بود که ارواح را به جهان زیرین هدایت میکرد و خدای مسافرین ، ورزشکاران و بازرگانان و خدای ارتباطات و خلاق آلات موسیقی و شعبده باز کوه المپ بود.

 

آفرودیت و آرس سه فرزند داشتند : یک دختر به نام “هارمونیا” یعنی هارمونی و موزونی دو پسر دوقلو به نامهای دایموس ( ترور) و فوبوس ( ترس) ، که با پدرشان همیشه در جنگ همراه بودند. اتحاد آفرودیت و آرس ، اتحاد دو تمنای غیر قابل کنترل ، عشق و جنگ اند که اگر در تعادل کامل قرار بگیرند میتوانند “هارمونیا” را بوجود بیاورند.

 

فرزند آفرودیت و هرمس هم یک فرزند خنثی است به نام هرموآفرودیت که زیبائی را از هر دو و اسم خود را از هردو و جنسیت را از هردو به ارث برده . بعنوان یک نماد ، هرموآفرودیت می تواند ، هر دو جنس گرائی ( تمایل به زن و به مرد از لحاظ جنسی ) و یا اندروژنی یعنی دریک بدن با ویژگی های جنس مخالف را بیانگر باشد.

 

بنا به روایاتی ، اروس ، خدای عشق ، پسر دیگر آفرودیت است که با برخی روایات دیگر که میگوید اروس خدای کهن تر از همه خدایان است مغایر است. هسیود می گوید که اروس ، نیروی ازلی زندگی است که قبل از تایتان ها و المپین ها بوده است. در روایت دیگر اروس در کنار آفرودیت از کف های دریا بر آمد و با او بسوی المپ روانه شد . اما اسطوره های موخر ، اروس را فرزند بی پدر آفرودیت به شمار می آورند. یونانی ها اروس را به شکل مرد جوان و توانائی توصیف و یا نقاشی میکردند . اما در طول زمان اروس که در آغاز یکی از نیروهای ازلی بود ، رفته رفته تبدیل به یک بچه بالدار به نام کیئوپید Cupid شد.

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

آفرودیت ایزدبانوی عشق و زیبایی ، زن خلاق و عاشق ، شوق و هیجان ، کیمیاگر

بررسی دقیق نوع فعالیت این کهن الگو ها ، نیازمند تحلیل و واکاوی دقیق با در نظر گرفتن شرایط پیرامون و درون فرد است.لیکن ما در این مجموعه مطالب به اختصار به نکات کلیدی و بارز ، که از اهمیت بیشتری برخوردارند خواهیم پرداخت !

ویژگی های اخلاقی

این افراد دارای شور زندگی هستند ، زنانی خلاق و عاشق . . .

عاشق رنگ ، عاشق زیبایی ، عاشق زندگی

به طور مداوم عاشق می شوند و به زندگی در مفهوم کلی آن عشق می ورزند .


به راحتی می توانند سایرین را به خود جذب کنند ، جذابیت در ذات آنهاست ، برای آن کاری انجام نمی دهند.

آدم های بسیار خلاقی هستنذ، خلاقیت در وجود آنهاست .

لباس پوشیدن و آرایش کردنشان خاص خودشان است، به هیچ وجه از مد و دیگران تقلید نمی کنند بلکه خودشان مد را خلق می کنند.

 

خانه شان پر رنگ و زیباست ، پر از چیزهای حتی غیر مفید ، ولی خیلی قشنگ .

در کودکی

این ایزد بانو حتی در کودکی هم ،دیگران را شیفته ی خود می کند و حتی مانند دختران وزنان بالغ جنس مخالف را جذب خود می کنند. در اسطوره شناسی هم ایزد بانو آفرودیت همچون یک زن بالغ به همراه جشن و سرور و پایکوبی آسمانی و زمینی متولد شد.

 

دوران تحصیل

در مدرسه و دانشگاه بیشتر از آنکه جذب درس باشند ، عاشق فعالیت های  فوق برنامه مثل سرود ، نمایش و هستند .
محیط درس و فضای آموزشی محیط مناسبی برای تعامل این افراد با دیگران و ایجاد ارتباط با آدم های جور و واجور است.
شرّ و شیطان و شیرین و دوست داشتنی هستند .

 

رابطه زنان آفرودیت تایپ با مردان و زنان

با رویکردی دیگر آفرودیت حوزه مردانه و زنانه درون خود را با اراده و انتخاب خودش مثل وولوم تلویزیون، تنظیم می کنه که باعث میشه با اطرافیان رابطه عمیق برقرار کند. این هم باعث جذابیت و به دل نشستن این فرد می شود. این همان خاصیت کیمیاگر آفرودیت است که او می تواند از بسیاری از مردان مردتر و از بسیاری از زنان نیز زن تر بشود.برای مثال تا حدی که زنان ودختران نیز تمایل به رابطه عاطفی و ازدواج با زن آفرودیت پیدا میکنند.
با افراد از جنس مونث ارتباط لذت بخش برقرار می کنند و از آنها چیزهای بسیار زیادی در مورد زنانگی یاد می گیرند.

 

ازدواج در زنان آفرودیت تایپ

ازدواج هم برایشان هیجان انگیز و پر از تجربه های زندگی است به شرط اینکه برایشان دست و پاگیر نباشد و همیشه تنوع و تازگی داشته باشد.

 

ویژ گی های کلی

افرادی که این کهن الگو در آنها حضور دارد شور و شوق زندگی در آنها موج میزند. این افراد را همیشه با شور و نشاط درونی و در تعامل با زندگی مبینید و حس میکنید و این افراد از ارتباط با انسانها لذت میبرند.

 

همواره عاشق زندگی و همه ابعاد و ظواهر و قسمتهای مختلف آن هستند و هیچ گاه نسبت به زندگی دلسرد نشده و همیشه تمایل به ادامه آن، بازآفرینی و خلاقیتی در این زمینه دارند.
حتی برای انجام دادن کارهای به ظاهر تکراری از خود خلاقیت داشته و هر بار طوری رفتار م یکنند که انگار بار اولی است که می خواهند آن را انجام دهند.

در انتخاب پوشش و حتی انتخاب رنگ برای وسایل خانه رنگهای خالص و شاد و زنده را انتخاب می کنند و اگر هر چیزی با این گونه رنگهای خالص و پرنور و پر رنگ باشد، آن را انتخاب می کنند.

 

در مهمانی ها همیشه مرکز توجه و نـُـقـل مجلس هستند و همواره خودشان و دیگران از همنشینی با یکدیگر لذت می برند. زنان آفرودیت معمولا زنانی ساده رو و یا کم آرایش اما جذاب و دوست داشتنی هستند که این سادگی ذره ای از جذابیت آنها کم نمی کند و حتی در بعضی موارد انسانها شیفته ی همین سادگی در کنار جذابیتشان می شوند.

با خودشون و بدنشون کامل هستند و خودشون رو همانجور که هستند می پذیرند و به خودشون عشق می دهند، هیچ وقت از خودشون ایراد نمی گیرند و همیشه خود را تحسین می کنند. ( به همین دلیل هم هست که دیگران هم آنان را همیشه کامل و درست می بینند)

حتی زمانهایی که در خانه هستند برای خودشان و برای لذت بردن خودشان از وجودشان  همواره مرتب و منظم و آراسته و سرحال و تازه هستند به طوری که اگر فردی به صورت اتفاقی به خانه آنها وارد شود فکر می کند منتظر میهمان مهمی هستند و یا در حال رفتن به میهمانی هستند.

 

روح ایشان  همواره جوان، شاد، شاداب و سرخوش است، همانند کودکی آزاد و رها. . . و تصورشان از خودشان این است که در هر سنی و در حال و احوالی و در هر کجا و تحت هر شرایطی قرار بگیرند،‌روح آنها همواره همین حالت شادابی و جوانی و سرخوشی خود را حفظ کرده و اینگونه زندگی می کنند.


آفرودیت ها هرا کٌش هستند یعنی هــرا در مجاورت با آفرودیت برای رابطه ی زناشویی خود احساس خطر شــدید می کند ( نگران اینکه مبادا شوهرش عاشق او شود و همسرش را رها کرده و و با ایشان ارتباط بزند) در حالی که آفرودیت ناخواسته این حس رو به همه اطرافیان خود می دهد و این دیگران هستند که شیفته آفرودیت می شوند و او کاری برای جلب توجه و یا نظر کسی نمی کند.

انرژی و مجموعه رفتارهای آفرودیت در سه حوزه ســر،‌ احساسات و غرایز، درون وروح فعال میباشد و افعال این فرد در تعادل و هماهنگی با این سه حوزه انجام میشود. همین مسئله باعث میشود که افراد با صفات و رفتارهای متفاوت به سمت آفرودیت مجذوب و مرتبط شوند.( با این رویکرد،) آفرودیت فردی جذاب ، بی نقص و زیبا و خلاصه منتهای هرچی که فکرش را بکنید، است که باعث تمایل افراد به رابطه با این فرد میشود.

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

 

تمرین عملی برای رشد آرک تایپ دیمیتر


۱٫ برای بقیه غذا درست کنید و از هر فرصتی برای دادن غذا و یا هر نوع خوراکی به اطرافیانتان استفاده کنید.

 


۲٫ تا آنجا که می توانید به دیگران سرویس دهید و کارهای آنها را برایشان انجام دهید.
۳٫ وقت زیادی از خود را به فکر کردن در مورد دیگران بپردازید و دلواپس و نگران آنها و کارهایشان باشید.
۴٫ همیشه همراه خودتان خوراکی داشته باشید تا هر کسی که گرسنه بود، به او بدهید، فرق نمی کند فرد گرسنه آشنا و یا غریبه باشد!
۵٫بچه های دیگران را نگه دارید تا آنها به کارهایشان برسند  و به آنها با صبر و حوصله غذا بدهید.


اسطوره رابطه پرسفون و دیمیتر


نام دیمیتر به معنای مادر است . “دا” یا “گابه معنی زمین و میتر به معنی مادر است. پس دیمیتر “مادر زمین” است. اما دیمیتر خدابانوی همه زمین نیست بلکه خدابانوی آن بخش از زمین است که حاصلخیز است و غذا تولید میکند و زمینی است که قابل کشاورزی است. به او خدابانوی غلات و ذرت هم میگویند .

 

داستان دیمیتر را هومر چنین آغاز میکند:

دیمیترخدابانوئی با موهای طلائی گندمگون
او و دختر مچ پا باریک اش
همانطور که او بازی میکرد با دختران اقیانوس
گل می چید در دشت و چمن گل سرخ ، ارکیده ، بنفشه ، سنبل و نرگس“.

 

بعد ناگهان اتفاقی می افتد!

وقتی پرسفون بسوی گلهای نرگس میرود تا آنها را بچیند ، زمین دهانش را باز میکند و ارابه ای بزرگ با چندین اسب وحشی قوی جثه از دل زمین بیرون می آید و پرسفون را قاپیده ، بسوی خود می کشد و با خود فرو می برد

 

گل نرگس میتواند به نماد غریزه و یا طبیعت بدون فکر و اندیشه وجود آدمی تعبیر شود. (چیدن گلهای نرگس “نارسیس، که معنای خودشیفتگی را نیز القا میکند در ذهن داشته باشیم). یونگ در این باره میگوید: ” فرآیند روانی ما در بخش عظیمی از اندیشه ، تردید و آزمایشات تجربی ساخته شده که همگی برای ذهن ناآگاه و غریزی انسان بدوی بیگانه است.” یونگ میگوید : ” روی برگرداندن از غرائز به انسان هشیاری میدهد. غریزه ، طبیعت است که در جستجوی تداوم طبیعی خود می باشد“. پرسفون ناهشیار است و به جستجوی گل نرگس دستش را باز میکند و سپس نااگاهی دهان باز کرده و او را به خود میکشد.

 

هومر ادامه میدهد:

 

آنگاه دیمیتر شنل سیاهی را بر روی دوش خود افکند
و مانند پرنده ای که در سرزمین های خشک و بر روی دریاها پرواز کنان در جستجوست
برای مدت ۹ روز ، روی زمین به جستجو پرداخت
با دو مشعل به دست ..
تا آنکه در روز دهم که آفتاب دمید
هکاته او را دید
هکاته ، فرزندرائیا ی موطلائی
به دیمیتر چیزی نگفت اما از کنارش با سرعت عبور کرد
و مشعل دست را گرفت و هر دو بسوی هلیوس خدای خورشید روانه شدند

 

خب طبیعی است که خدابانو دیمیتر از روی آگاهی غریزی به جستجوی فرزندش بر آمد و نیروی خود را برای پیدا کردن او بکار می بندد. هر کجا که میرود هیچکس هیچ خبری از دخترک به او نمیدهد به سراغ خدایان و خدابانو ها می رود تا از آنان بپرسد اما هیچکدام حتی پدر دخترک ، زئوس، هم چیزی نمی گوید. دیمیتر پریشان و دردمند به فغان می آید و به ویرانی خود روی می آورد و از این اندوه ، همه گندم ها و ذرت ها و کشت های کشاورزی ویران میشوند . تصویر دیمیتر در حال ضجه و زاری ، تصویر دردمندانه ترین بخش روان ما در سوگواری و فقدان چیزی مهم است. این بار خدایان نگران شده و به فکر چاره می افتند . این هکاته بود که با مشعل ای که علامت اوست به نزد دیمیتر میرود و میگوید من فکر میکنم صدائی شنیدم اما مطمئن نیستم بهتر است برویم به نزد پسر من هلیوس ” خدای خورشید” و از او بپرسیم. گویا در سخت ترین شرایط و دردمندانه ترین حالات روحی ، هکاته در درون ما با مشعلی از راه میرسد تا چاره ای بسازد. آنان به نزد هلیوس می روند و هلیوس میگوید که بله یک اتفاقی افتاد اما اینها کار زئوس است که با برادرش هادس یک قراردادی داشته و پرسفون را به او پیشنهاد کرده است. دیمیتر خشمکین تر از همیشه ، در مییابد که همگی ازجمله پدر فرزند او خدای خدایان هم به او خیانت کرده اند.

 

دیمیتر منزوی است و از همه خدایان که خاموش مانده بودند بیزار و بخصوص بیش از همه از پدر فرزندش ،  زئوس که باعث چنین تبانی پلیدی شده بود و در نتیجه تصمیم به ترک کوه المپ گرفت . این نکته بسیار مهم است که وقتی یکی از خدایان کوه المپ را ترک کند ، همه موازنه های خدایان بهم میخورد و اثر بسیار زیادی در آنجا میگذارد.

 

اما در میان خشم دیمیتر ، هکاته به کمک او می آید و به او پیشنهاد میکند که او بهتر است در این شرایط تمرکز کند و فراتر از آگاهی غریزی خودش عمل کند.

 

پرسفون بنظر میرسد که هیچ راه حلی را بکار نمی گیرد. او فقط منتظر است. ولی اولین واکنش دیمیتر به حل مسئله در حالت غریزی و رفتار موروثی طبیعی است .


دیمیتر بنا به توصیه “هکاته” ، شخصا در صدد جستجوی پرسه فون بر می آید و از راه سفر طولانی خود به جهان انسانها و میرندگان ، سعی بر بازبینی ، فعالیت و حل مسئله درباره پیدا کردن پرسفون دارد. طبیعی است که از غم هرفاجعه ، فرد می تواند دچار دو پارگی روانی شده و مانند خدابانو دیمیتر، روی به سرزمین میرندگان بیاورد و در میان آنان زندگی کند درحالیکه به آنجا تعلقی ندارد.

 

دیمیتر پریشان و افسرده ، در قالب پیرزنی فرتوت ، شهر به شهر به جستجوی دخترش می گردد تا آنکه در میان راه به یکی از دختران شاه کلئوس، برخورد میکند و آن دختر از او میخواهد که از نوزادی که مادرش ملکه ماتاریناتازه به دنیا آورده مراقبت کند . دیمیتر خودش را به نام داسا” معرفی میکند و به خانه آنها رفته و بعنوان دایه ، نگهداری نوزاد را در خانه شاه کلئوس می پذیرد . نوزاد که از سینه خدابانو می نوشد و تغذیه میکند ، بطور خارق العاده ای بسرعت رشد میکند. همگی از پرورش و سلامت و زیبائی نوزاد در شگفت اند. نوزاد به دایه جدیدش بسیار دلبسته است و از آغوش او جدا نمیشود. ( آغوش دیمیتر ، آغوش مادر اعظم یا خدابانو ست ) دیمیتر هم رفته رفته به نوزاد چنان دلبسته میشود که تصمیم میگیرد او را از میرندگی برهاند و به مقام خدائی برساند.

 

مدتی میگذرد و شبی ماتارینا مادر نوزاد ، از رایحه بوی بسیار خوشی از خواب برمیخیزد و در می یابد که بوی خوشی که همه جای خانه را فرا گرفته از اتاق دایه ، (دیمیتر) می آید . از میان در به داخل اتاق می نگرد و می بیند که دیمیتر ( دایه) فرزند او را عریان روی آتش گرفته و در حال اجرای مراسمی است. دیمیتر در این حال ، در قالب خدائی خود با موهای طلائی زیبایش می درخشید. مادر نوزاد با دیدن چنین صحنه ای از شدت ترس فریاد میزند، بسوی نوزاد میرود و او را در آغوش میگیرد. دیمیتر می گوید ای مردمان میرنده ابله! شما حتی نمیدانید که چه موقع بخت به شما روی می آورد و چه هنگام از شما روی بر میگرداند. من داشتم به او بی مرگی ، جوانی و بقا ابدی هدیه میدادم…ولی حالا که او را از آتش بیرون آوردی دیگر نمیتوانم کاری بکنم و او باید مثل بقیه میرندگان ، مرگ و پیری را تجربه کند. اما دست کم او مرگی شرافتمندانه خواهد داشت زیرا که من او را شیر داده و در بازوان خود گرفته ام.

 

دیمیتر خانه شاه کلئوس را ترک میکند و از سرزمین میرندگان، با دلی شکسته تر به سوی کوه المپ باز میگردد و در معبد خود منزوی میشود. خدایان (خواهران و برادران دیمیتر) به استقبال او می آیند ولی هیچکدام نمی توانند پریشانی او را تخفیف بدهند. او به هیچ وجه نمیتواند آرام بگیرد و با همه سرد و خشک رفتار میکند. او خدابانوئیست که از هر طرف به او خیانت و جفا شده . پدرش کرونوس او را بلعیده و مادر از او محافظت نکرده ، بعد مادربزرگش گایا ، گل نرگس را بر سر راه دخترش پرسفون رویانیده ، پدر فرزندش، زئوس به او خیانت کرده و برادر دیگرش هادس ، فرزند او را ربوده است وخدایان دیگر هم که این ماجرا را میدانستند ، ساکت مانده بودند.به گفته هومر ، دخترک در هنگام ربوده شدن نام پدرش زئوس را فریاد میزند ( و نه نام مادرش را) و این فریاد را هم هکاته و هم زئوس شنیده بود اما زئوس به فریاد فرزندش پاسخی نمیدهد ( چون خودش همه این نقشه ها را کشیده بود.

 

زمین همچنان خشک و بی حاصل مانده و هیچ گیاه و میوه ای نمی روید. در اینجا میتوان گفت که دیمیتر هم به یک کسی نیاز دارد که این مسئله بغرنج را از بٌعد دیگری حل کند. در اینجاست که آرکی تایپ آنیموس ظاهر میشود.

 

کوریKore ، به معنای دختر، نام پرسفون قبل از ربوده شدن است . کوری انرژی دو آرکی تایپ زنانه را با خود دارد: یکی دختر جوان نابالغ و یکی ملکه دنیای زیرین- پرسفون.

 

در حالت کودک نابالغ ، کوری یک خدابانوی آسیب پذیر است ، یک دختر مظلوم و بی خبر که تنها آگاهی و درک از خودش تنها از راه نگاه دیگران به خود است. به عبارت دیگر ، کوری ، آرکی تایپِ یک فرد ناآگاه و غافل از روان خود است. کوری همچنین ، آرکی تایپ کودک ساده لوحی است که هیچ سوء ظن ای به کسی ندارد و گمان میکند که هر چه که بر سر راه اوست برای منعفت و سود رسانی به اوست و همه او را دوست دارند و جهان به حول محور او می چرخد. چنین آرکی تایپ ضعیف و نادانی است که بطرف چیدن گلهای نرگس میرود و باعث میشود تا هادس او را برباید.

 

کوری در طول مدتی که در جهان زیرین بود ، منفعل ، آسیب دیده و قربانی هادس بود و قادر به فرار هم نبود. در این زمان کوری جنبه زنانه “بودن” را داشت اما در او شدنصورت نگرفته بود. اما در جدائی از مادر و در بحران ناامیدی است که با گرفتن و خوردن دانه انار ، کوری از حالت آسیب پذیری یک کودک ناتوان تبدیل به ملکه جهان زیرین میشود. بدین ترتیب کوری عملا با خوردن دانه انار که هادس به او میدهد ، استحاله می یابد و تبدیل به پرسفون ملکه جهان مردگان میشود و گرچه ناگزیر به ماندن چهار ماه در سال در جهان زیرین است اما بعنوان یک ملکه، دارای عنوان و صاحب اختیار و مقام ویژه خود است.
در این فصه هم سرانجام کوری دیگر به جای دخترکوچک مادر بودن و یا ربوده جهان تاریکی شدن ، خود را همسر صاحب اختیار قلمرو جهان زیرین و کاشف آب حیات در تاریکی های عمیق ناآگاه می بیند.( در قصه سایکی و اروس می بینم که پرسه فون است که دارنده پماد جوانی و آب حیات است و آفرودیت که خواهان آن پماد زیبائی است ، سایکی را به نزد او میفرستد) بنابراین وقتی پرسه فون به نزد مادرش دیمیتر باز میگردد، دیمیتر در می یابد که او دیگر آ ن دختر کوچک ساق نازک پیشین نیست.

 

اسطوره چنین پایان می یابد که از آ ن پس “هکاته” بعنوان راهنما ، ندیمه و آموزگار پرسفون او را به جهان زیرین و سپس به سوی جهان بالا همراهی میکند . هکاته خدابانوی آستانه و مرحله تغییر است و آن بخش از خرد شهودی زن است که او را راهنمای پرسفون درون خودش میکند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

دیمیتر ، ایزدبانوی مادر ، روزی دهنده ، غلات  دهندگی ،پرورش جسمانی و معنوی

 

ویژگی های اخلاقی

این افراد همیشه در حال سرویس دادن و انجام کاری برای دیگران هستند ، به همین علت اطرافیان آنها آدم های بی مسئولیتی هستند.

به هیچ عنوان نمی توانند ” نه ” بگویند.

اغلب در رابطه با جنس مخالف در نقش مامان ظاهر می شوند.

دست پختهای خیلی خوشمزه دارند.

عاشق بچه ها هستند.

 

عاشق مهمان و مهمانی دادن  هستند.

محال است دست خالی به جایی بروند ، گل ، شیرینی ، غذا و . ، همیشه با دست پُر.

آغوش مهربانی دارند.

ماساژورهای پر عشق و تاثیرگذار و خوبی هستند.

همیشه در کیف یا کمدشان خوراکی دارند . آنقدر خوراکی و دهندگی به طرفشان می خورانند تا بترکد.

 

این شخصیت به طور کلی حامی خوبی برای دیگران است و همیشه آنها را در حال دادن سرویس دادن و خدمت به دیگران میبینید.

بسیار پرتوان و قلدر در حوزه خودشان

یک مدیر عاطفی و پر توان و فوق العاده

مادرانی خستگی ناپذیر و تسلیم ناپذیر

ضدِ افسردگی

در کودکی

این افراد در کودکی نیز در عروسک بازیها و خاله بازی هایشان نقش مادر را بر عهده دارند . میزان تمایل و علاقه به داشتن فرزند در آنها به اندازه ایست که به راحتی باور نکردنی زایمان می کنند و در زمان زایمان از سر رضایت وخشنودیشان حتی خنده بر لب دارند.

 

دوران تحصیل
درس خواندن برای این تایپ شخصیتی ، بهشان کمک می کند تا بعدا بتوانند به فرزندانشان در انجام دادن تکالیف کمک کنند.


در کار

اشاره کردیم که افرادی که انرژی کهن الگوی دیمیتر در آنها فعال است ، ” دهندگی ” را در جای جای تعاملات روزمره ، زندگی می کنند ، این حس و حال را حتی در مورد شغل و کاری که انجام می دهند نیز دارند.

غالباً میتوانید افراد، دیمیتر تایپ را در حال کار در حرفه های خدماتی و پرورشی ببینید ،چراکه به مشاغل خدماتی علاقه بسیاری دارند و از این طریق انرژی دهندگی و حمایت خود را زندگی می کنند.

آنها اغلب جذب مشاغل سنتی زنانه می شوند ، به عنوان مثال در مشاغلی چون پرستاری و معلمی بسیار موفق و اثر گذار هستند. و نه تنها در این مشاغل پیشرفت می کنند بلکه خود نیز عاشق کار خود هستند، و از لحظه لحظه شغل خود لذت میبرند و هر بار با انرژی مضاعفی در کار خود حاضر می شوند.

 

این افراد با مهرورزی , مهربانی و خدمت به دیگران به رضایت خاطر دست می یابند و از این طریق خود را مفید می بینند و به نوعی بودن خود را در خدمت و حمایت و پشتیبانی از دیگران می بینند .

به عنوان این جمله را از آنان بسیار می شنوید که: همه همکاران من هر زمانی که گرسنه هستند و یا دلشان هوس چیزی می کند و یا دلتنگ مادرشان می شوند و یا درد دلی داشته و یا نیاز به همدلی دارند پیش من می آیند و همیشه هم با دست پر برمی گردند .

از آنجائیکه ، بسیار قدرتمند و قلدر هستند در مقام رهبری و مدیریت خوب عمل می کنند ( البته نه در مدیریت های اداری که نیازمند قاطعیت از لحاظ حوزه سر و منطق باشد) و از آنجاییکه بعد عواطف و احساسات در این افراد بسیار پر رنگ است ، قادر نیستند در مواقع لازم احساسات و عواطف خود را نادیده گرفته و بر اساس قوانین حاکم بر محیط کاری رفتار کنند .

در حالت ناآگاهانه ، توان شیفت مناسب در محیط های کاری را ندارند . به عنوان مثال اخراج کارمندانشان برایشان بسیار دشوار است و به جای قاطعیت ، با او همدردی می کنند !

محیط کاری را مانند محیط منزل عاطفی تلقی می کنند و رفتاری مشابه فرزندانشان با کارمندانشان دارند! همواره آنها را حمایت می کنند، پای درد و د کارمندانشان می نشینند و در جریان جزئی ترین تعاملات خصوصی و شخصی آنان هستند و بطور متقابل کارمندان زیر دست شان از آنها در همه زمینه ها انتظار حمایت دارندو اگر از آنها حمایت نکنند، کارمندانشان مانند کودکان متوقع عصبانی و ناراضی می شوند و توقع حمایت های عاطفی را همواره خواهند داشت .

رابطه زنان دیمیتر تایپ با مردان و زنان

این زنان در رابطه با هر فردی ، چه زن و چه مرد و با هر سن و شرایط و موقعیتی طوری رفتار می کند که گویی آنان بچه هایی هستند که نیاز به مراقبت و توجه دارند.
همیشه مثل مادرها نگران خورد و خوراک افراد هستند و برایشان مادری می کنند.

ازدواج در زنان دیمیتر تایپ

هدف از ازدواج این افراد آوردن فرزند و بارداری و زایمان است تا بتوانند آنها را پرورش دهند و در کل به آنها سرویس بدهند خدمت کنند و بر این اساس هر چقدر بچه کوچکتر ، ناتوان تر و پر خور تر باشد انرژی دیمیتری و مادرانه آنها را بیشتر تخلیه میکنند .

بارداری برای آنها بسیار زیبـاست. و بعضآ شوهرشان نیز مانند یکی از فرزندان آنهاست و به همان سبک و سیاق و روش با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و رفتار میکنند .

 

رابطه با فرزند

جملاتی که همیشه از مادران با این تیپ شخصیتی میشنوید:

الهی بمیرم گشنه موندی؟

اگه سیر نشدی برات غذا درست کنم.

مامان خیر و صلاحتو بهتر میدونه

از آنجایی که این مادران بسیار بسیار کنترلر و قوی هستند،  فرزندان خود را عَجَزه می کنند و شاهد رشد ( صرفاً فیزیکی ) فرزندانشان هستیم و به طوری که آدمها در کنار آنها فلج و ناتوان می شوند.

 

فرزندان ایشان در سنین نوجوانی و یا حتی جوانی ، قادر به فراهم کردن غذای مناسب ، لباس متناسب و سایر نیازهای مقدماتی خود نیستند چراکه همیشه مادری در کنارشان بوده که پیش از ” اعلام نیاز ” تمام و کمال ، احتیاجات آنها را برآورده کرده است !!!!

نتیجه چنین رفتاری ، داشتن فرزندان ناتوان و عجزه ای است که همیشه محتاج مادر هستند !!

ویژگی های کلی

عجزه پروری : از آنجائیکه بودن خود را در دهندگی هایشان می بینند ، بسیار کنترل کننده بوده و ترجیح می دهند دیگران ، همیشه و همه جانبه به آنها وابسته باشند. آنها بر این باور هستند که اگر فضای باز بیش از اندازه برای استقلال به فرزندان ، و کلاً تمامی افراد تحت کنترلشان دهند , آنها را از دست خواهید داد. از این رو اجازه رشد و یادگیری را به آنها نمیدهند تا همیشه وابسته و آویزان و محتاج باقی بمانند .

کنترلر : یکی از قسمت های غیر سازنده در افرادی که دیمیتر در آنها بصورت ناآگاهانه فعال است ، کنترل بیش از حد و همیشگی و همه جانبه آنها است که این کنترل ها می تواند بصورت کنترل های بیرونی و کنترل های درونی باشد .

به عنوان مثال مادران دیمیتر تایپ ( نا آگاه ) را تصور کنید : این مادران هویت خودشان را در سرویس دهی و حمایت و دهندگی به فرزندانشان تعریف کرده اند و حتی نمی توانند لحظه ای تصور کنند که این فرصت دهندگی را از دست بدهند !!!!!

این مادرها ، هر چقدر فرصت بیشتری برای ارایه دهندگی های همه جانبه خود داشته باشند ، احساس بهتری داشته و ” بودن ” خود را به این صورت تعریف می کنند

برای چنین مادرانی ، دیدن روزی که فرزندان آنها نیازمند آنها نیستند و یا اینکه خودشان قادر به برآورده کردن احتیاجاتشان نیستند ، مانند مرگ و نیستی است.

افراد دیمیتر تایپ، همیشه در زندگی مشغول رسیدگی به وضعیت دیگران و دهندگی و حمایت از نیازمندان و اشخاصی که به آنها اعلام نیاز کنند بوده و از اینکه به دیگران ، از فرزندان و کودکان گرفته تا کارمندان و همکاران دهندگی کرده و ایشان را تغذیه کنند احساس کامل بودن و خوبی دارند .

از آنجائیکه بودن خود را در دهندگی هایشان می بینند ، بسیار کنترل کننده بوده و ترجیح می دهند دیگران ، همیشه و همه جانبه به آنها وابسته باشند. آنها بر این باور هستند که اگر فضای باز بیش از اندازه برای استقلال به فرزندان ، و کلاً تمامی افراد تحت کنترلشان دهند , آنها را از دست خواهید داد. از این رو اجازه رشد و یادگیری را به آنها نمیدهند تا همیشه وابسته و آویزان و محتاج باقی بمانند . زمانی که می بینند و متوجه می شوند که کسی به آنها وابسته نیست و برای انجام خواسته هایشان به او احتیاجی نباشد , احساس واخوردگی و بی مصرف بودن می کنند! از آنجائیکه قلدرانه می خواهند همیشه کنترل اوضاع را در دست داشته باشند، از این واقعه خشمگین و غمگین می شوند و تمام تلاش خود را برای وابسته کردن وی انجام می دهند .

کنترل شدید : افراد کنترلر را می توانیم به دو دسته تقسیم کنیم ، دسته اول کسانی هستند که بصورت آشکار و واضح دیگران را کنترل می کنند و دسته دوم افرادی که به اصطلاح کنترل از زیر داشته ، و بصورت نا محسوس و غیر مستقیم ، سایرین را در جهت رسیدن به اهدافی که خود صلاح می دانند کنترل می کنند.

به عنوان مثال اگر مادری با انرژی دیمیتر غیر سازنده با فرزندش تعامل داشته باشد ، احتمالاً به محض دیدن جوانه زدن استقلال در فرزندش با محرومیت دادن های محسوس و نا محسوس ، فرزندش را کنترل کرده و اجازه نمیدهد تا وی تمرین کسب استقلال را داشته باشد .

در حالیکه ، حامی متعالی ، همواره در صدد است تا نهایت عشق و حمایت خود را که همانا ، بخشیدن استقلال است را تجربه کند و در هر مرحله از تعامل با توجه به نیاز و همچنین رشدی که صورت گرفته از میزان حمایت خود می کاهد تا استقلال در وی شکل بگیرد .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

تمرین عملی برای رشد آرک تایپ آتنا


۱٫چند نمونه از انتخاب های روزمره خود را بنویسید . بررسی کنید که تا چه اندازه در این تصمیم گیری ها ، احساسات و عواطف شما دخیل بوده اند و تا چه اندازه ذهن و منطق ؟!

برای انجام دادن هر کار دلیل منطقی بیاورید، نه اینکه دوست دارم ، دلم می خواهد ، این حال می داد ، الان این کار می طلبید و یا جمله هایی از این قبیل. . . مثلا برای خوردن یک تکه موز دلیل منطقی به این صورت هستند:

پزشکان می‌گویند، یک موز متوسط ۴۶۷ میلی‌گرم پتاسیم و تنها یک میلی‌گرم سدیم دارد و به همین دلیل خوردن روزانه یک موز، از بالا رفتن فشار خون جلوگیری می‌کند.
۲٫ برای تک تک کارها و حتی قرارهای دوستانه خود از قبل برنامه ریزی کنید و حتما طبق آنها عمل کنید.
۳٫ تعریفتان از زمان ثانیه باشد، یعنی هر ثانیه که می گذرد، متوجه گذشتن آن باشید.

 


۴٫ تعهد داشتن، یعنی هر کار و مسئولیتی را که می پذیرید بطور کامل در زمان خواسته شده به انجام برسانید.

۵٫ کارهای غریزی و احساسی خود را مطابق با زمان انجام دهید، بطور مثال دستشویی رفتن، یکبار صبح ساعت ۸ صبح و یکبار شب ساعت ۷ شب یا حمام رفتن فقط هر شب ساعت ۸ شب انجام شود  یا نهار خوردن ، هر روز راس ساعت ۱۲ ظهر نهار میل کنید.

۶٫ در محیط کاری و در ساعات اداری ، تا جائیکه که می توانید تنها از حوزه سر رفتار نموده و انتخاب کنید و تعاملات احساسی ‌عاطفی و دوستانه خود را به زمان مناسب موکول نمائید .

۷٫ یکی از اهداف خود را در نظر بگیرید ! ابتدا آنرا به اهداف کوتاه مدت تقسیم کنید و بعد برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید . در حین انجام برنامه ، بررسی کنید که تا چه اندازه واقع بینانه زمان بندی کرده اید و چگونه می توانید آنرا بهینه کنید ؟

۸٫ به عنوان تمرین ، بحران یا حوادث غیر مترقبه ای که ممکن است در زندگی روزمره برایتان پیش بیاید را تصور کنید ، تمام جزئیات موجود را که در این خصوص اهمیت دارند را شناسایی کنید ، کارهای لازم را شناسایی کرده و اولویت بندی کنید ، حال بررسی کنید چگونه می توانید آنرا به بهترین شکل مدیریت کنید !!! این تمرین را در خصوص موارد عادی و روزمره  و همچنین موارد غیر عادی و غافلگیر کننده انجام دهید تا به این ترنیب مدیریت بحران را تمرین کرده باشید.........

اسطوره آتنا

 

 

 


آتنا ، دختر زئوس ، خدای خدایان و متیس” خدابانوئی از خانواده تایتان ها است که قبل از المپیان سلطنت میکردند. وقتی پیشگویان به زئوس خبر دادند که متیسباردار است و فرزندی قوی تر از زئوس بدنیا خواهد آورد ، زئوس از خشم همسرش باردارش را بلعید اما بعد از چندی سردرد بسیار شدیدی گرفت و هفاستوس آهنگر خدایان، با تبرزین سر زئوس را شکاف و از شکاف آن آتنا به شکل یک زن بالغ با لباس جنگی بدنیا آمد و به جای گریه نوزادی ، نعره ای سلحشورانه زد. آتنا فرزند محبوب زئوس گشت و آنقدر زئوس به او مهربانی و بخشش کرد که خدایان دیگر را به حسد واداشت. او به خدابانوی باکره مشهور است چون هرگز ازدواج نکرد.

آتنا قوی ، خونسرد و خویشتن دار و با نظم است. گرچه او خدابانوی دفاع و جنگ سلحشورانه است اما با ” ارس” خدای جنگ متفاوت است زیرا که در جنگ بیش از خشونت ، از استراتژی و دیسیپلین نظامی استفاده میکند و کارش حمایت شهروندان آتن است. جنگ برای آتنا ، برای حفظ شئونات اخلاقی است تا خونریزی و کشتن و قتل و غارت. میتوان گفت از نظر مرام اخلاقی، آتنا بیشتر به برادرش آپولو نزدیک است تا به آرس خدای جنگ چون که در کارهایش عقل و حسابگری و لوگوس را بکار میگیرد که برای یونانیان داشتن لوگوس ، مقدس شمرده میشد. . آتنا زنانگی خودرا در زیر کلاهخود طلائی و پیش بند ی از پوست بز که از پدرش زئوس هدیه گرفته و سپر طلائی که نقش سر مدوسا بر آن حک شده است، پنهان ساخته است( تصویر مدوسا همان تصویری است که مردان با نگریستن به آن تبدیل به سنگ میشده اند.)
آتنا، بعنوان یک ایزد بانوی باهوش ، مدبر است و همیشه با هدف و برنامه پیش میرود. ( بخاطر بسپریم که او از سر زئوس بدنیا آمده) . او خدا بانوی مدافع قوانین و سلسله مراتب طبقاتی است.قدرت خدائی او در ایجاد فرهنگ ، تمدن و فرم دادن مجلس سنا و قانونگزاری در آتن آشکار است. او به انسانها رام کردن اسبان ، واستفاده از جنگل ها و صنایع دستی را هدیه داد.

 

 


آتنا خدابانوی هنرهای خلاق نیز هست و باید گفت او همه استعدادهایش در جهت رضایت پدر و همچنین حمایت اوست . او مغرورانه و جسورانه ” میگوید که ” هیچ مادری مرا نزاده است. من مردانگی را حرمت میگذارم الا در ازدواج . بله من با تمام وجودم دختر پدرم هستم”. چنین است که او مورد احترام ترین و قوی ترین خدابانو در تفکر مردسالاری یونانی و همچنین کوه المپ است و لقب اش ” دختر پدر” ست. آتنا صدای زنانه نظم و سامان شهروندی و تمدن است و شهر آتن به نام او است. در حالیکه او را از حیث قدرت بعد از زئوس به شمار می آورند، از جهاتی باید گفت که او با زئوس برابر است. در ایلیاد ، هومر دائما آنها را با هم صدا میکند: ” ای پدر زئوس و ای آتنا” . “هسیود” تاریخ نگار هم او را مساوی با پدرش زئوس در قدرت و در درک و هوشمندی میداند.

آتنا خدابانوی سنجش و داوری نیز هست اما داوری ها ی او بر حسب احساسات شخصی خودش نیست بلکه بر اساس اصول اخلاقی و موازین راستی است. شاید بکارت او بطور سمبولیک رمز این باشد که این خدابانو در قضاوت و دادگری ، خرد پاک را بدون وسوسه ها و تمنا ی خواسته های شخص خودش بکار میگیرد .

بیدار کردن این آرکی تایپ ، بیدار کردن تعمق و توازن اندیشه و سنجش چیزها با هم و داوری اخلاقی و بدون در نظر گرفتن احساسات شخصی است. البته باید بر حذر بود که شمشیر آتنا گاهی دو لبه هم میشود و خونسردی او میتواند منجر به یخ زدگی و بی احساسی نیز بشود.

از نقطه نظر روانشناسی ژرف ، آتنا ” آنیموس” را در زنان قوی میکند و زنان آتنائی ، استعداد و تمایل شان بیش از دلبری و جستجوی مرد و ایجاد رابطه رمانتیک و یا ازدواج ، در تحصیل و پژوهش و شغل و بدست آوردن موقعیت اجتماعی برابر با مردان در اجتماع است.

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

آتنا ایزدبانوی عقل ، خرد ، منطق ، تدبیر ، باوقار و زیبا..

بررسی دقیق نوع فعالیت این کهن الگو ها ، نیازمند تحلیل و واکاوی دقیق با در نظر گرفتن شرایط پیرامون و درون فرد است.لیکن ما در این مجموعه مطالب به اختصار به نکات کلیدی و بارز ، که از اهمیت بیشتری برخوردارند خواهیم پرداخت !



ویژگی های اخلاقی

این تیپ شخصیتی به طور کلی افرادی هستند عاقل ، منطقی ، هدفگرا ، هماهنگ کننده ، همسو کننده ، مدیر و مدبر ، رزم آرا
یکی از خصوصیات بارز افراد آتنا تایپ، داشتن برنامه برای انجام هر کاری است.

آنها افرادی بسیار بسیار رک هستند.

احساسات در این افراد نقشی ندارد و حتی اگه به آنها گفته شود که مادرشون یک ماه دیگر می میرد، گریه و زاری نمی کنند و با خودشون می گویند: خوب مرگ حقه و همه یه روز می میرند .

این افراد بسیار رازدار هستند ، پس اگر می خواهید رازتون را به کسی بگویید که هیچ کس دیگری هم از آن با خبر نشود ، به سراغ این افراد بروید.

این افراد ، اغلب اوقات اهدافی انتخاب می کنند که در جامعه مطرح است ! به عنوان مدرک تحصیلی ، جایگاه شغلی و از این دست اهداف را انتخاب می کنند و برای رسیدن به این اهداف برنامه ریزی های دقیق کوتاه مدت و بلند مدت انجام میدهند . آتنا تایپ ها در انتخاب هدف پافشاری بیهوده و اصرار الکی ندارند و در صورتیکه دلیل منطقی برای تغییر هدف ببینند ، بدون اتلاف وقت به سرعت تغییر هدف می دهند و هدف قبلی را با هدف تصحیح شده جدید جایگزین می کنند !

نگاه مدوسایی از دیگر مشخصه های این افراد می باشد، نگاهی که روح را از تن آدم بیرون می کند . بعنوان مثال ، پسری که با یک دنیا عشق می آید و به خانم آتنا تایپ پیشنهاد دوستی می دهد و او فقط با یک  نگاه مدوسایی کاری می کند که پسرتا آخر عمر هوس عشق و عاشقی به سرش نزند.

ورزش کردن برای این افراد فقط برای حفظ سلامتی انجام می شود و به اندازه مشخص ( تا حدی که برای سلامتی مفید است) و در زمان مشخص آن را انجام می دهند  و به قهرمانی در رشته ورزشی خاصی اهمیت نمی دهند.
زمانبندی
برای این افراد بسیار مهم است و کاملا بر طبق آن عمل می کنند. تعریف ایشان از زمان ، ثانیه و یا کسری از ثانیه است.


در کودکی

از بچگی به دنبال مطالعه و کشف علم و اطلاعات هستند و در دوران مدرسه زرنگترین بچه مدرسه هستند، بهطوری که بقیه بچه ها به آنها لقب بچه درس خوان را می دهند.
اول شدن برای اونها خیلی خیلی اهمیت دارد و اگر لازم باشه ،
خرخوانی هم می کنند .

 

دوران تحصیلی

دانش آموزان آتنا تایپ برای مطالعه دروس از ابندای سال تحصیلی برنامه ریزی می کنند و هیچگاه آنها را شب امتحان ، نگران و هراسان با حجمی از کتابهای نخوانده نخواهید دید .

گرفتن مدارک عالی تحصیلی از بزرگترین هدفهای اونهاست و تا هر وقت که بتوانند درس می خوانند و می خوانند و هی مدرک رو مدرک و دکترا رو دکترا
بالاترین لذت برای آنها کسب مدارک بالای تحصیلی است.

 

 


رابطه زنان آتنا تایپ با مردان و زنان

اشاره شد که زنان آتنا تایپ ، بسیار منطقی هستند و در کلیه امور زندگی عقلانیت را لحاظ می کنند و توجهی به احساسات و عواطف ندارند. این زنان ، غالباً به دوستی و رفاقت با مردان تمایل داشته ( از میان مردان فقط مردان قدرتمند و قهرمان و در حوزه سر ، اجازه هم صحبتی و هم نشینی با آنها را دارند ) و فعالیت‌های مردانه را بصورت تنهایی یا به همراه آنها انجام داده و اینگونه روابط را می پسندند .

از نظر این زنان ، مردها بسیار قوی و ستودنی و قابل تائید و تقدیر هستند، و بر این باور هستند که همواره در دنیا این مردان بوده اند که در صحنه های مختلف زندگی تاثیرگذار بوده اند و تاریخ را شکل داده و یا تغییر داده اند و زنان در این مواقع در کنار آنها حضور داشته اند .

آنها در رفاقت با مردان همواره از درگیریهای عاطفی و غریزی و جنسی مصون بوده و هیچ تعاملی در این زمینه با آنان ندارند. چراکه تنها از جایگاه حساب و کتاب و منطق رابطه برقرار می کنند نه عواطف و احساسات !!!

به عنوان مثال ، زنان آتنا تایپ را معمولاً در گروه های کاری ، غالباً در گروه های مردانه می بینید و بعید است که با زنان دیگری که با ظواهر زنانه و حجم زیاد احساسات به کار مشغول هستند در حال همکاری ببینید . دلیل این رفتار آنها ضد زن بودن و یا به رسمیت نشناختن زنان نیست ! بلکه از آنجائیکه دستاوردهای جامعه را به رسمیت می شناسند و قوانین کاری و اداری برایشان بسیار مهم است ، قانون شکنی ها و سهل انگاری های زنانه در کار های جدی ، را نمی پسندند .

 

این افراد رابطه خوبی با پدرشان دارند .

از بین دختران هم کسانی را برای دوستی انتخاب می کنند که هم شأن و منزلت خودشان باشند و با هر کسی دوست نمی شوند، درکل ، دوستان این افراد گلچینی از موفق ترین افراد جامعه هستند.

 

ازدواج در زنان آتنا تایپ

معمولااز ازدواج دوری می کنند و اگر هم ازدواج کنند کاملاً با حوزه سر و برنامه ریزی و منطقی ازدواج می کنند و مردی را انتخاب می کنند که به آنها آزادی کار ، ادامه تحصیل و انجام فعالیت های اجتماعی را بدهد.

در تمام قسمتهای زندگی زناشویی از همسرداری گرفته تا آشپزی و بچه داری از روی برنامه ریزی انجام می دهندتا حدی که حتی در مسائل جنسی این افراد نیز بر طبق برنامه ریزی رفتار می کنند.

رابطه با فرزند

برای تربیت و نگهداری بچه خود برنامه خاصی دارند و کاملا بر طبق آن عمل می کنند و اگر بچه شون دچار مشکلی بشود ، برای اونها بسیار عذاب آور و ناراحت کننده است و دائم در این فکرند که کجای کارشان ایراد داشته است.

 

مدیریت زمان ، در همه مراحل زندگی آنها دیده می شود . به عنوان مثال مادران آتنا تایپ برای پخت غذا دستور العمل مشخصی دارند که بایستی غذا را به همان شکل و ترتیب آماده و طبخ شود و در زمان معین غذا سرو شود .

در کار

زنان آتنائی در حرفه قضاوت و وکالت و فعالیت های سیاسی و فمینیستی و همینطور در امور بازرگانی و مدیریت ، قابلیت های فراوانی دارند.

ویژگی های کلی

برای رسیدن به هدف از بهترین و راحت ترین راهها اقدام می کنند و قبل از آن ، برنامه ریزی کرده و همه جوانب آن را می سنجند .

آنها ذهنی پویا و فعال دارند، ابتدا شرایط موجود را به دقت و موشکافانه بررسی می کنند ! تمام نشانه های موجود را می بینند و با در نظر گرفتن تمام جزئیات به کل ، نگاه می کنند . به اندازه لازم به جزئیاتی که به کل مسئله مربوط است نگاه می کنند ،در حالیکه سایرین عموماً یا جزئیات را نادیده می گیرند و یا بیش از اندازه به مطالب ریزی که اهمیت چندانی ندارد بها می دهند.


بسیار با نظم و ترتیب و مقررات هستن و در تمام کارهاشون برنامه ریزی دارند ، از رفتن به یک مهمانی ساده گرفته تا رفتن به یک سفر و انجام کارهای اجتماعی و مدیریتی بزرگ.
افرادی که انرژی آتنا در آنها فعال باشد ، برنامه هایشان واقع بینانه بوده و توان واقعی خود را می شناسند ، هدف را نیز دقیقاً شناسایی می کنند و با مدیریت زمان و با کمترین اتلاف انرژی و زمان را دارند و همواره در حال حرکت به سمت هدف تعیین شده هستند .

نکته مهم بعدی ، عملگرا بودن آنها است . افراد آتنا تایپ را هرگز در حال سخنرانی در خصوص اهداف و کارهایشان نمی بینید !
آنها همیشه در حال انجام کار هستند و وقتی برای تلف کردن در نظر نمی گیرند !

افرادی که انرژی آتنا در آنها فعال باشد ، مدیریت بحران را به خوبی می شناسند. بطوریکه در زمانهای بحرانی و شرایط خاص که دیگران قادر به تصمیم گیری صحیح نیستند و بحران زده می شوند ،آنها به راحتی می توانند ، تصمیمات ذهنی سریع بگیرند و در مواقع حساس و شرایط بغرنج همواره خونسردی خود را حفظ می‌کنند، چراکه مشاهده گر قوی دارندو قادر هستند بدون در نظر گرفتن احساس و هیجان، منطقی اندیشیده و تصمیم صحیح بگیرند .

قانون و مقررات جامعه رو به نحو احسن اجرا می کنند و محافظ تمدن و شهرنشینی و نظم و قواعد مربوط به آن هستند.

این افراد معمولا رؤسای دفاتر و کارمندان ارشد و عالی رتبه ای دقیق و منظم برای افراد و موسسات ومجموعه های شغلی قدرتمند هستند.

 


هیچگاه افراد آتنا تایپ را در حال جبهه گیری در زمینه ای و یا اصرار و پافشاری همراه با عصبانیت در خصوص نقطه نظر و عقیده شان نمی بینید . آنها نظر خود را یک بار ، بصورت شفاف و واضح بیان می کنند و اصراری بر قبولاندن آن به سایرین ندارند .
بسیار میانه‌رو هستند و همواره در مورد خودشان و انتخاب هایشان معتدل و با رعایت اعتدال بوده و هر گونه افراط و تفریطی را در مورد خود غیرممکن می‌دانند. در انجام امور هر چه که باشد بسیار محافظه‌کار هستند و کلیه جوانب امر را در راستای رسیدن به هدفشان بررسی کرده و در تصمیم‌گیری‌هایشان دخیل می‌کنند و پس از آن قاطع و صریح مبادرت به انجام کاری می‌کنند. همچنین آنها با کمترین میزان ریسک پذیری ممکن انتخاب می کنند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢

 

. در برابر دهندگی های دیگران در مواقع لزوم و در زمانهایی که نیاز به
دهندگی های دیگران در هر موردی دارید، نرم و گرم و پذیرا بوده و به هیچ عنوان از
کسی که صلاح می دانید، از گیرندگی های به جا و به موقع و به اندازه امتناع
نورزید.

٢٢. در برابر زنانی که ضعیف و ناتوان و رنج کشیده و
محروم هستند، صرفا نقش منجی را زندگی کرده و به هیچ عنوان تحت تاثیر ضعف ها و
ناتوانی های آنها قرار نگیرید.


٢٣. حرکات و رفتارهای عقاب با دقت بنگرید و در
رفتارهایتان از او الگو برداری کنید و سعی کنید که حالاتتان را هر چه بیشتر به آن
نزدیک کنید.


٢۴. در ارتباط با کار و مسائل مربوط به به زندگی
شغلیتان بسیار منظم و مرتب بوده و از قوانین مربوط به خود در این موارد تبعیت نموده
و تحت هیچ شرایطی نظم و شرایط موضوعه خود در این زمینه را زیر پا
نگذارید.

٢۵. به اعتقادات و عقاید قلبی و مذهبی و تاریخی و دینی
و مسلکی کلیه انسانها و گروههای مربوطه احترام گذاشته و برای آنها قائل به موجودیت
بوده و بر این اعتقاد باشید که هر کس از راه خودش می تواند پاسخهایش را دریافت
نماید و با درونش ارتباط برقرار نماید.

٢۶. در مورد ارتباط با سایرین حوزه حاکمیتتان ارتباطی
از بالا به پایین داشته و  آنگونه باشید که هیچ کس حتی زمانی که از نزدیک با او
ارتباط برقرار می نمایید قادر نباشد از حد خودش تجاوز نماید و نحوه و چگونگی
ارتباطش با شما را تغییر دهد.


٢٧. در راه رسیدن به اهدافتان به خوبی از تمامی
امکاناتتان و دوستان و آشنایان استفاده کرده و با ایجاد هماهنگی های لازم مابین
آنها و حتی اتحاد و همدستی با سایرین قدرتمند اطرافتان در جهت رسیدن به هدفتان
اقدام نمایید.

٢٨. در هنگام تصمیم گیری های روزمره تان و حتی تصمیماتی
که دو یا چند بار می گیرید و یا حتی آنهایی که هر شخص در طول زندگی اش یک بار می
گیرد، قاطع و مصمم باشید و بدون اینکه بخواهید از خود ثبات بی دلیلی و یا اصرار بر
تصمیماتتان داشته باشید، به دلیل صحیح بودن تصمیماتتان و در نظر گرفتن همه جوانب
امر در زمان تصمیم گیریهایتان هیچ تغییری در آنها رخ
ندهید.

29. به سایرینی که در اطراف شما هستند اعتماد داشته و
به آنها هرکدام به سهم خودشان با طیب خاطر کارها و وظایف و یا مسئولیتهایی را محول
نمایید.


30. از هر گونه بی عملی و گرایشات شدید و بی حد و مرز
به حوزه عواطف و غرایز و احساسات و درک و فهم عمیق و خفقان آور فراری بوده و ایگونه
بودن را وقت تلف کردن و دور شدن از دنیای حقیقی که ما در آن زندگی می کنیم و می
بایستی زندگی کنیم بدانید

تمرین و اقدام عملی برای افزایش حوزه سر و حاکمیت و رهبری و مدیریت در حوزه کار١. در هر حوزه ای خود را صاحب قدرت دانسته
و از ذهن و عقلتان کار گرفته و دستخوش غرایز و عواطف و احساستان نشده  تا از این
ناحیه ضربه نبینید.


٢. اراده و قدرت تصمیم گیری بسیار زیاد
داشته و همواره  زمانی که اراده ای برای انجام کاری می کنید با راحتی به آن فائق
آمده  و در تصمیماتتان همه جوانب و جهان شمول بودن آن را در نظر گرفته تا در راه
انجام دادن آن با خلل و اشکالی مواجه نگردید.


٣. همواره در حوزه سر خود بوده و در مورد
همه چیز منطقی فکر کرده و بررسی نموده و تصمیم گیری نموده و تعجب کنید از اینکه
چطور بعضی افراد از روی دلشان و یا از ناخودآگاهشان مبادرت به انجام کاری در این
دنیا ی مادی می کنند.


۴. آدمهایی که تحت تاثیر غرایز و عواطف و
احساساتشان هستند بسیار آسیب پذیر و ضعیف بوده و پر از نقاط ضعف هستند، بسیار آسیب
پذیر و ضعیف بوده و پر از نقاط ضعف هستند و بدانید که هیچگاه در هیچ موردی نمی توان
روی آنها برای موفقیت در کاری حساب کرد.


۵. همیشه در محیط پیرامون خود اشراف کامل
داشته و کوچکترین تغییرات و اتفاقات  را مانیتور کرده و در عین اینکه کسی حتی فکرش
را نمی تواند بکند از جزئیات همه وقایع اطرافتان باخبر
باشید.


۶. آنگونه باشید که آدم های اطرافتان
همواره از وجود شما بهره مند و مستفیذ گردند و در هر حوزه ای که قرار دارید و زندگی
می کنید و کار می کنید، در عین اینکه خودتان را زندگی می کنید، بدون اینکه خود سعی
و تلاشی در این زمینه بکنید منافع زیادی نصیب دیگران نیز
گردد.


٧. منشا و منبع خیر و برکت و راهها و
مسیرهای ایجاد توسعه و انجام این گونه امور را در اختیار داشته و هر زمان که صلاح
دانسته با دهندگی های بدون توقع و بی دریغ خود، دیگران را از این مواهب بهره مند
سازید.


٨.دیدگاهتان نسبت به حوزه و محیط اطرافتان
را بسیار بالا قرار داده و کل محیط پیرامونتان را با در نظر گرفتن کوچکترین و حتی
جزئی ترین جزئیات همواره تحت نظر داشته و بسیار وسیع تر و دور تر از سایرین بر محیط
پیرامون خود اشراف داشته باشید.


٩.خود را بسیار قدرتمند و توانا و قادر
بدانید و البته قبول داشته باشید که دست بالای دست بسیار است و همواره توانایی ها و
قدرت و امکانات دیگران و یا با رعایت سلسله مراتب دیگرانی که بر شما حاکمیت دارند
را پذیرا باشید و به آنها گردن بنهید.


١٠. اگر در حوزه اطرافتان ومحدوده و محل
ومقر حاکمیتتان کسی مرتکب خطایی گردد که این خطا در راستای ضربه زدن و لطمه زدن به
حاکمیت و حوزه امن تحت مسئولیتتان باشد، به سرعت او را حذف نموده و کل مجموعه را از
خطر رهایی ببخشید...............هنگامی که سایرین از شما نظر می خواهند، با استفاده از تجربه و عمق دید و وسعت
نظر، نظرات صائب و خیرخواهانه و بدون غرض و مرض خود را اعلام
کنید.


١٢.از نظر عاطفی هیچ گونه ارتباطی با
دیگران برقرار نکنید و آنگونه باشید که هیچ کس به هیچ نوع و طریقی نتواند خود را به
شما مربوط بداند و یا حتی فکر این رابکند که روزی بتواند از این نظر به شما نزدیک
شود.


١٣.در مواقعی که نیاز به حذف و یا رد
کردن یک خطر احتمالی برای محدوده تحت امنیت شما می باشد انتخاب اصلحتان این باشد که
قدرت تصمیم گیری و تفکر و فرصت کار را از شخص بگیرم و در طرفه العینی این کار را
انجام دهید، به سرعت دقیق و موثر و به جا.


 

١۴. آدمهایی را که مدام در
ناخودآگاهشان به سر می برند و در عالم هپروت هستند و مدام توهم های گوناگون و
متفاوتی را تجربه می کنند را به هیچ وجه انشانهای کارآمد و موفقی ندانسته و خوئتان
نیز به هیچ وجه وقت خود را برای این کارها تلف نکنید.


١۵. با استفاده از حوزه سر و از طریق
منطق و تفکرات و استدلالات منطقی، وضعیت اقتصادی و شرایط مربوطه خود را حتی تا
آینده دور پیش بینی کنید و وضعیت موجود را نیز بررسی کرده و بهترین و به صلاح ترین
انتخابها را اختیار نمائید.


١۶. در راه رسیدن به اهدافتان در زندگی
تان از همه امکانات و ابزارهای وجودتان استفاده کرده و با برنامه ریزی و زمان بندی
مناسب به اهدافتان برسید.


١٧. هنگامی که در طی طریق شما به سمت
هدفتان، اطرافیانتان تغییر وضعیت و موقعیت و رفتار می دهند و یا شما را ترک کرده و
تنها بگذارند، شما مصصم تر و با قدرت و انگیزه بیشتر سهم خود را برداشته و انجام
دهید و به هدفتان برسید.


١٨. همواره در طی موفقیتهایتان و رسیدن
به اهدافی که در سر دارید،‌ به فکر اطرافیانتان نیز بوده و در هر مرحله که پیش می
روید سعی نمائید که دیگران را نیز در پشت سر خود قرار داده و تقویت نمائید، خصوصا
در مورد خانواده و اشخاصی که در مسیر موفقیتهایتان با شما همراه بوده
اند.


١٩. در ارتباطاتتان با دیگران در حوزه
اطرافتان بدون توجه به سن تان همواره با هر کسی با هر سنی بهترین ارتباط را برای
رسیدن به اهدافتان و طی طریق و حتی پشت سر گذاشتن موانع موجود در راه بهره گیری
نمایید.


٢٠. به تقدیر و سرنوشت و نقش زمان در
زندگیتان اعتقاد و ایمان داشته باشید اما در نظر داشته باشید که همه اینها را شما،
خودتان به دست خود و به اختیار خودتان تدارک ببینید و از پیش برای خودتان بفرستید
نه اینکه اجبارا بر شما تحمیل گردیده و متحمل آنها شوید...........


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تمرین و اقدام عملی برای افزایش حوزه سر و حاکمیت و رهبری و مدیریت در حوزه کار١. در هر حوزه ای خود را صاحب قدرت دانسته
و از ذهن و عقلتان کار گرفته و دستخوش غرایز و عواطف و احساستان نشده  تا از این
ناحیه ضربه نبینید.


٢. اراده و قدرت تصمیم گیری بسیار زیاد
داشته و همواره  زمانی که اراده ای برای انجام کاری می کنید با راحتی به آن فائق
آمده  و در تصمیماتتان همه جوانب و جهان شمول بودن آن را در نظر گرفته تا در راه
انجام دادن آن با خلل و اشکالی مواجه نگردید.


٣. همواره در حوزه سر خود بوده و در مورد
همه چیز منطقی فکر کرده و بررسی نموده و تصمیم گیری نموده و تعجب کنید از اینکه
چطور بعضی افراد از روی دلشان و یا از ناخودآگاهشان مبادرت به انجام کاری در این
دنیا ی مادی می کنند.


۴. آدمهایی که تحت تاثیر غرایز و عواطف و
احساساتشان هستند بسیار آسیب پذیر و ضعیف بوده و پر از نقاط ضعف هستند، بسیار آسیب
پذیر و ضعیف بوده و پر از نقاط ضعف هستند و بدانید که هیچگاه در هیچ موردی نمی توان
روی آنها برای موفقیت در کاری حساب کرد.


۵. همیشه در محیط پیرامون خود اشراف کامل
داشته و کوچکترین تغییرات و اتفاقات  را مانیتور کرده و در عین اینکه کسی حتی فکرش
را نمی تواند بکند از جزئیات همه وقایع اطرافتان باخبر
باشید.


۶. آنگونه باشید که آدم های اطرافتان
همواره از وجود شما بهره مند و مستفیذ گردند و در هر حوزه ای که قرار دارید و زندگی
می کنید و کار می کنید، در عین اینکه خودتان را زندگی می کنید، بدون اینکه خود سعی
و تلاشی در این زمینه بکنید منافع زیادی نصیب دیگران نیز
گردد.


٧. منشا و منبع خیر و برکت و راهها و
مسیرهای ایجاد توسعه و انجام این گونه امور را در اختیار داشته و هر زمان که صلاح
دانسته با دهندگی های بدون توقع و بی دریغ خود، دیگران را از این مواهب بهره مند
سازید.


٨.دیدگاهتان نسبت به حوزه و محیط اطرافتان
را بسیار بالا قرار داده و کل محیط پیرامونتان را با در نظر گرفتن کوچکترین و حتی
جزئی ترین جزئیات همواره تحت نظر داشته و بسیار وسیع تر و دور تر از سایرین بر محیط
پیرامون خود اشراف داشته باشید.


٩.خود را بسیار قدرتمند و توانا و قادر
بدانید و البته قبول داشته باشید که دست بالای دست بسیار است و همواره توانایی ها و
قدرت و امکانات دیگران و یا با رعایت سلسله مراتب دیگرانی که بر شما حاکمیت دارند
را پذیرا باشید و به آنها گردن بنهید.


١٠. اگر در حوزه اطرافتان ومحدوده و محل
ومقر حاکمیتتان کسی مرتکب خطایی گردد که این خطا در راستای ضربه زدن و لطمه زدن به
حاکمیت و حوزه امن تحت مسئولیتتان باشد، به سرعت او را حذف نموده و کل مجموعه را از
خطر رهایی ببخشید...............هنگامی که سایرین از شما نظر می خواهند، با استفاده از تجربه و عمق دید و وسعت
نظر، نظرات صائب و خیرخواهانه و بدون غرض و مرض خود را اعلام
کنید.


١٢.از نظر عاطفی هیچ گونه ارتباطی با
دیگران برقرار نکنید و آنگونه باشید که هیچ کس به هیچ نوع و طریقی نتواند خود را به
شما مربوط بداند و یا حتی فکر این رابکند که روزی بتواند از این نظر به شما نزدیک
شود.


١٣.در مواقعی که نیاز به حذف و یا رد
کردن یک خطر احتمالی برای محدوده تحت امنیت شما می باشد انتخاب اصلحتان این باشد که
قدرت تصمیم گیری و تفکر و فرصت کار را از شخص بگیرم و در طرفه العینی این کار را
انجام دهید، به سرعت دقیق و موثر و به جا.


 

١۴. آدمهایی را که مدام در
ناخودآگاهشان به سر می برند و در عالم هپروت هستند و مدام توهم های گوناگون و
متفاوتی را تجربه می کنند را به هیچ وجه انشانهای کارآمد و موفقی ندانسته و خوئتان
نیز به هیچ وجه وقت خود را برای این کارها تلف نکنید.


١۵. با استفاده از حوزه سر و از طریق
منطق و تفکرات و استدلالات منطقی، وضعیت اقتصادی و شرایط مربوطه خود را حتی تا
آینده دور پیش بینی کنید و وضعیت موجود را نیز بررسی کرده و بهترین و به صلاح ترین
انتخابها را اختیار نمائید.


١۶. در راه رسیدن به اهدافتان در زندگی
تان از همه امکانات و ابزارهای وجودتان استفاده کرده و با برنامه ریزی و زمان بندی
مناسب به اهدافتان برسید.


١٧. هنگامی که در طی طریق شما به سمت
هدفتان، اطرافیانتان تغییر وضعیت و موقعیت و رفتار می دهند و یا شما را ترک کرده و
تنها بگذارند، شما مصصم تر و با قدرت و انگیزه بیشتر سهم خود را برداشته و انجام
دهید و به هدفتان برسید.


١٨. همواره در طی موفقیتهایتان و رسیدن
به اهدافی که در سر دارید،‌ به فکر اطرافیانتان نیز بوده و در هر مرحله که پیش می
روید سعی نمائید که دیگران را نیز در پشت سر خود قرار داده و تقویت نمائید، خصوصا
در مورد خانواده و اشخاصی که در مسیر موفقیتهایتان با شما همراه بوده
اند.


١٩. در ارتباطاتتان با دیگران در حوزه
اطرافتان بدون توجه به سن تان همواره با هر کسی با هر سنی بهترین ارتباط را برای
رسیدن به اهدافتان و طی طریق و حتی پشت سر گذاشتن موانع موجود در راه بهره گیری
نمایید.


٢٠. به تقدیر و سرنوشت و نقش زمان در
زندگیتان اعتقاد و ایمان داشته باشید اما در نظر داشته باشید که همه اینها را شما،
خودتان به دست خود و به اختیار خودتان تدارک ببینید و از پیش برای خودتان بفرستید
نه اینکه اجبارا بر شما تحمیل گردیده و متحمل آنها شوید.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تمرین و اقدام عملی برای افزایش حوزه سر و حاکمیت و رهبری و مدیریت در حوزه کار١. در هر حوزه ای خود را صاحب قدرت دانسته
و از ذهن و عقلتان کار گرفته و دستخوش غرایز و عواطف و احساستان نشده  تا از این
ناحیه ضربه نبینید.


٢. اراده و قدرت تصمیم گیری بسیار زیاد
داشته و همواره  زمانی که اراده ای برای انجام کاری می کنید با راحتی به آن فائق
آمده  و در تصمیماتتان همه جوانب و جهان شمول بودن آن را در نظر گرفته تا در راه
انجام دادن آن با خلل و اشکالی مواجه نگردید.


٣. همواره در حوزه سر خود بوده و در مورد
همه چیز منطقی فکر کرده و بررسی نموده و تصمیم گیری نموده و تعجب کنید از اینکه
چطور بعضی افراد از روی دلشان و یا از ناخودآگاهشان مبادرت به انجام کاری در این
دنیا ی مادی می کنند.


۴. آدمهایی که تحت تاثیر غرایز و عواطف و
احساساتشان هستند بسیار آسیب پذیر و ضعیف بوده و پر از نقاط ضعف هستند، بسیار آسیب
پذیر و ضعیف بوده و پر از نقاط ضعف هستند و بدانید که هیچگاه در هیچ موردی نمی توان
روی آنها برای موفقیت در کاری حساب کرد.


۵. همیشه در محیط پیرامون خود اشراف کامل
داشته و کوچکترین تغییرات و اتفاقات  را مانیتور کرده و در عین اینکه کسی حتی فکرش
را نمی تواند بکند از جزئیات همه وقایع اطرافتان باخبر
باشید.


۶. آنگونه باشید که آدم های اطرافتان
همواره از وجود شما بهره مند و مستفیذ گردند و در هر حوزه ای که قرار دارید و زندگی
می کنید و کار می کنید، در عین اینکه خودتان را زندگی می کنید، بدون اینکه خود سعی
و تلاشی در این زمینه بکنید منافع زیادی نصیب دیگران نیز
گردد.


٧. منشا و منبع خیر و برکت و راهها و
مسیرهای ایجاد توسعه و انجام این گونه امور را در اختیار داشته و هر زمان که صلاح
دانسته با دهندگی های بدون توقع و بی دریغ خود، دیگران را از این مواهب بهره مند
سازید.


٨.دیدگاهتان نسبت به حوزه و محیط اطرافتان
را بسیار بالا قرار داده و کل محیط پیرامونتان را با در نظر گرفتن کوچکترین و حتی
جزئی ترین جزئیات همواره تحت نظر داشته و بسیار وسیع تر و دور تر از سایرین بر محیط
پیرامون خود اشراف داشته باشید.


٩.خود را بسیار قدرتمند و توانا و قادر
بدانید و البته قبول داشته باشید که دست بالای دست بسیار است و همواره توانایی ها و
قدرت و امکانات دیگران و یا با رعایت سلسله مراتب دیگرانی که بر شما حاکمیت دارند
را پذیرا باشید و به آنها گردن بنهید.


١٠. اگر در حوزه اطرافتان ومحدوده و محل
ومقر حاکمیتتان کسی مرتکب خطایی گردد که این خطا در راستای ضربه زدن و لطمه زدن به
حاکمیت و حوزه امن تحت مسئولیتتان باشد، به سرعت او را حذف نموده و کل مجموعه را از
خطر رهایی ببخشید...............هنگامی که سایرین از شما نظر می خواهند، با استفاده از تجربه و عمق دید و وسعت
نظر، نظرات صائب و خیرخواهانه و بدون غرض و مرض خود را اعلام
کنید.


١٢.از نظر عاطفی هیچ گونه ارتباطی با
دیگران برقرار نکنید و آنگونه باشید که هیچ کس به هیچ نوع و طریقی نتواند خود را به
شما مربوط بداند و یا حتی فکر این رابکند که روزی بتواند از این نظر به شما نزدیک
شود.


١٣.در مواقعی که نیاز به حذف و یا رد
کردن یک خطر احتمالی برای محدوده تحت امنیت شما می باشد انتخاب اصلحتان این باشد که
قدرت تصمیم گیری و تفکر و فرصت کار را از شخص بگیرم و در طرفه العینی این کار را
انجام دهید، به سرعت دقیق و موثر و به جا.


 

١۴. آدمهایی را که مدام در
ناخودآگاهشان به سر می برند و در عالم هپروت هستند و مدام توهم های گوناگون و
متفاوتی را تجربه می کنند را به هیچ وجه انشانهای کارآمد و موفقی ندانسته و خوئتان
نیز به هیچ وجه وقت خود را برای این کارها تلف نکنید.


١۵. با استفاده از حوزه سر و از طریق
منطق و تفکرات و استدلالات منطقی، وضعیت اقتصادی و شرایط مربوطه خود را حتی تا
آینده دور پیش بینی کنید و وضعیت موجود را نیز بررسی کرده و بهترین و به صلاح ترین
انتخابها را اختیار نمائید.


١۶. در راه رسیدن به اهدافتان در زندگی
تان از همه امکانات و ابزارهای وجودتان استفاده کرده و با برنامه ریزی و زمان بندی
مناسب به اهدافتان برسید.


١٧. هنگامی که در طی طریق شما به سمت
هدفتان، اطرافیانتان تغییر وضعیت و موقعیت و رفتار می دهند و یا شما را ترک کرده و
تنها بگذارند، شما مصصم تر و با قدرت و انگیزه بیشتر سهم خود را برداشته و انجام
دهید و به هدفتان برسید.


١٨. همواره در طی موفقیتهایتان و رسیدن
به اهدافی که در سر دارید،‌ به فکر اطرافیانتان نیز بوده و در هر مرحله که پیش می
روید سعی نمائید که دیگران را نیز در پشت سر خود قرار داده و تقویت نمائید، خصوصا
در مورد خانواده و اشخاصی که در مسیر موفقیتهایتان با شما همراه بوده
اند.


١٩. در ارتباطاتتان با دیگران در حوزه
اطرافتان بدون توجه به سن تان همواره با هر کسی با هر سنی بهترین ارتباط را برای
رسیدن به اهدافتان و طی طریق و حتی پشت سر گذاشتن موانع موجود در راه بهره گیری
نمایید.


٢٠. به تقدیر و سرنوشت و نقش زمان در
زندگیتان اعتقاد و ایمان داشته باشید اما در نظر داشته باشید که همه اینها را شما،
خودتان به دست خود و به اختیار خودتان تدارک ببینید و از پیش برای خودتان بفرستید
نه اینکه اجبارا بر شما تحمیل گردیده و متحمل آنها شوید.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

پله های اولیه برای رسیدن به حوزه سرو حاکمیت ( هم ارز و معادل زئوس یونانی )١.در مورد همه مسائلی که مربوط به شماست مسئولانه انتخاب کنید و بهایش رو پرداخت
کنید.

 

٢. تمرین های مربوط به جداول اعداد مثل سودوکو را با
حضور کامل و در لحظه خودتان حل کنید.

 

٣. برای انجام هر کاری از خود بپرسید که چرا؟! چگونه؟!
به چه صورت؟! چه وقت؟! و برای تمام کارها حتی غذا خوردن، حمام رفتن و تمام کارهای
مریوط به خودتان این سوالات را از خود پرسیده و بعد انجام
دهید.



۴. خودتان را جایگزین رئیس خود و یا پدر خانواده
گذاشته و سعی کنید با در نظر گرفتن همه جوانب و اشراف کامل بر افراد و شرایط
خانواده و افراد سازمان تصمیم گیری کنید.

 

۵. برای کلیه کارهای غریزی تان دلیل منطقی آورده و در
غیر اینصورت از انجام آن خودداری نمایید.

 

۶. هنگام کار بر اساس دوست داشتن و احساستان عمل نکرده و
بر اساس تعهد،‌ شرح کار و قوانین جاری در محیط کار عمل
کنید.

 

٧. زمان بندی و برنامه ریزی و اولویت بندی بر اساس ساعت
و دقیقه و ثانیه انجام داده و به آن پایبند باشید و در قرارهایتان و یا کارهایتان
به زمان توجه زیادی داشته باشید.

 

 

٨. در محیط کار حتی اگر کار مربوطه به طور مستقیم از شما
خواسته نشده ولی برای پیشرفت سیستم و سازمان تاثیر گذار است،‌آ‌ن را انجام بدهید و
منتظر نباشید که از شما خواسته شود.

 

٩. هنگام تصمیم گیری بر اساس حوزه سر،‌ منطق تصمیم گرفته
و به دلخواه و علاقه خود توجه نکنید.


١٠. شب هنگام روز خود را مرور کرده
و ببینید که در روزی که پشت سر گذاشته اید تا چه حد بر اساس حوزه سرتان عمل کرده
اید و تا چه حد براساس عواطفتان عمل کرده اید و خودتان را حسابرسی
کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری رهبر و حاکم( معادل و هم ارز با ایزد زئوس یونانی)زئوس

خدای خدایان ،
خدای آسمان ، خدای باران و خدای گردآوری
ابرها

 

 

 

مدیر ، رئیس
و رهبری قدرتمند و لایق و جدی و خشک و با
درایت

همه جا
رئیس 

 

مظهر اراده و قدرت ، کنترل کننده ، تیزبین ، ریزبین ، مسلط
به همه جهات

 

 

این افراد همواره از دوران کودکی توانایی پادشاهی و حاکمیت
بر حوزه اطراف خود را داشته و همیشه از خودشان می پرسند که چرا اکنون بچه هستم و
توانایی این حاکمیت را به نحو احسن ندارم . و چرا من باید فرزند یک خانواده و تحت
حاکمیت خانواده باشم؟ البته که از طرف دیگر هم ، به علت آشنایی آنها با آرک تایپ
حاکم و فرمانروایی ، این افراد ، خودِ حاکمیت (مثلا پدر در خانواده ) را پذیرا می
باشند.

 

نگاه این افراد از بالا به پایین است . دقیقاً مثل عقاب از
بالا به پایین نگاه می کنند ولی نه به صورت تسلط
گرایی

 

این افراد اصولاً در هر حوزه ای خود را صاحب قدرت می دانند
. زیرا فکر و ذهن و عقل آنها خوب کار می کند و دستخوش عواطف و احساسات و غرایزشان
نمی شوند و ضربه ای هم نمی خورند .

 

 

اراده و قدرت تصمیم گیری در این افراد بسیار بالاست . تا
اراده انجام کاری را بکنند ، دیگر تمام است ، آن کار بدون هیچ خلل یا اشکالی انجام
می پذیرد و همیشه از همه بالاتر و برترند بدون هچ تلاش و کوشش مضاعف و نفس گیر . ((
ناخودآگاه برترینند ))‌.

 

این افراد در حوزه سر به سر می برند ، در مورد هر چیز منطقی
فکر کرده و بررسی کرده .

 

 

به نظر آنها افرادی که تحت تأثیر غرایز و عواطف و احساسات
خود هستند ، بسیار آسیب پذیر و ضعیف هستند و هیچگاه در هیچ موردی نمی توان روی آنها
، برای موفقیت در کاری حساب کرد .

 

همیشه بر محیط پیرامون خود اشراف کامل دارند و کوچکترین
تغییرات و اتفاقات را می فهمند . اتفاقات را می توانند جزء به جزء تعریف کنند و همه
را انگشت به دهان نگه دارند . ( با اینکه در مسئله ای مستقیماً حضور نداشتند ، ولی
دقیقاً می دانند که چه اتفاقی افتاده ) .

 

 

 

آنها اراده خود را بر سایرین تحمیل کرده و معتقدند همه باید
از فرمان آنها پیروی کنند .

 

با افراد مثل ابزار برخورد می کنند
.

 

 

 

 

 

ترجیح می دهند در همه جا رئیس باشند ، حتی بعد از تشکیل
خانواده نیز ، در خانواده نیز رئیس هستند .

آنها ، فرزند نمونه را کسی می دانند که به حرفهای آنها
احترام گذاشته و طبق میل آنها عمل کند .

فردی بسیار مهیا کننده هستند و همه احتیاجات زن و
فرزندانشان را فراهم و آماده می کنند ، ولیکن برای فراهم کردن احتیاجات آنها شرط و
شروط می گذارند و هدف اصلی آنها از این کار کنترل آنها می باشد .

 

 

اصولاً همیشه برای خودشان کار می کنند و خودشان رئیس خودشان
هستند و از زیر دست بودن خوششان نمی آید .

 

برای گسترش قلمروشان ، ازدواج کرده و تشکیل خانواده می دهند
و بچه به دنیا می آورند و از همسر خود توقع دارند خانه را اداره کند و آنها را
درگیر خرده کاریهای خانه نکند .

 

اصولاً با افرادی هم سطح و هم تراز خودشان ازدواج می کنند .
گاهی بیشتر از یک همسر دارند ولی با همه آنها به یک صورت رفتار می کنند و کاملاً
مساوی . هر چه برای یکی بخرد برای آن یکی هم فراهم می کند ، بدون کوچکترین تفاوتی .
او برای خانواده اش بهترین چیزها را مهیا می کند . خانواده این افراد در امکانات
کامل به سر می برند .

آنها بسیار زن دوست هستند.

 

اگر تصمیمی بگیرند قاطعانه به آن عمل می کنند و اگر مطمئن
شوند که به هدفشان نمی رسند آن را رها کرده و سراغ هدف دیگری می روند .

دوستان این افراد از افراد قدرتمند و ثروتمند اطرافشان
هستند .

 

همواره در هر کجایی در رأس هرم جای می گیرند و این نه بر
اساس اصرار خود آنها ، بلکه بر اساس شایسته سالاری بیرونی و درونی ، آشکار و پنهان
، اتفاق می افتد . 

 

به خوبی می دانند هر کس باید چه کاره شود ، استعدادهای
افراد را کشف کرده و می گویند چه کار کنند که موفق شوند .

 

در کار ، احساس را دخالت نمی دهند ، در کار همیشه در پی این
هستند که کارشان را توسعه دهند و بزرگ کنند .

 

در همه موارد آنها حرف آخر را می زنند .

آنها بسیار افرادی سختکوش هستند و برای کارها پیش قدم می
شوند .

 

با جنس مخالف از موضع قدرت برخورد می کنند و توقع دارند هر
کاری که می خواهند برایشان انجام دهند .

اصولاً افرادی پولدار هستند و پول و قدرت را بخشی از جذابیت
خود می دانند .

 

اصولاً تمایل و نیاز افراد را حتی اگر مطرح نکنند ، می
دانند و بدان آگاه هستند .

بیشتر وقت خود را برای کار و قدرت می گذارند و به رابطه
صمیمی با همسرشان اهمیت چندانی نمی دهند و بیشتر رابطه عاطفی آنها با کارشان است .

 

 

اخراج کردن افراد برای آنها کاری بسیار ساده و راحت است
. آنها به طور مستقیم کسی را اخراج نمی کنند ولیکن فضا را طوری مهیا می کنند که شخص
مورد نظر خودش تشخیص می دهد که در آنجا دیگر جایی ندارد .

 

 

افراد دیگر آنها را فردی صاحب نظر و با تجربه و عمق دید و
وسعت نظر می شناسند .

 

به همه مسایل از دور نگاه می کنند و هیچ وقت خودشان را قاطی
مسایل نمی کنند و از دور آن را کنترل و رهبری می کنند . کنترلی دقیق و مناسب و
بهینه ، بدون صرف کمترین انرژی .

 

مادر آنها همواره در تربیت و به ثمر رساندن آنها نقش بسیار
مهم و بسزائی داشته اند و آنها خود را همواره مدیون مادرشان می دانند و در هر زمان
و موقعیتی در صدد ارائه امکانات و تسهیلات و تدارکات مناسب برای زندگی بهتر و
شرافتمندانه تر برای آنها می باشند .

     

 

این افراد به غیر از مادرشان از تمام زنانی که در کودکی در
مجاورت با آنها بودند توجه و سرویس می گرفتند و اعتقاد دارند که زنان در تربیت و
پرورش و رسیدن به جایگاه کنونی آنها نقش بسیار فعال و تعیین کننده ای داشته اند و
از آنها ممنون و متشکرند .

 

تمام افرادی که در هر مرحله و به هر علتی با آنها در ارتباط
بوده اند از حوزه حاکمیت و ارتباطات آنها حذف نگردیده و می توانند همیشه به عنوان
جزئی از هرم حاکمیت و قدرت و امنیت آنها ، در مجموعه مربوط به آنها حضور داشته
باشند .

 

به افراد اطراف خود کمک می کند که پله های ترقی را طی کنند
و بالا بروند و رشد کنند و راه رشد هر کسی را به درستی می داند .

 

تغییر وضعیت و موقعیت و رفتار اطرافیان ، در راه رسیدن به
اهداف او تاثیر چندانی ندارد و اگر همه افراد هم در بین راه او را ترک کنند ، او
قادر است که به تنهایی راه را ادامه دهد و به موفقیت برسد .

 

اصولاً از لباسهای سنگین استفاده می کنند و نه صرفاً کت و
شلوار ، مرتب و منظم و سنگین ( سنگین پوش هستند ) .

 

 

این افراد حافظه بسیار خوبی دارند و اگر از سالها پیش هم
سوالی از آنها بپرسیم به درستی پاسخ می دهند .

 

بدن این افراد تحت فرمان و کنترل کامل خودشان است و در
مواقعی حتی از بسیاری از کسانی که در این زمینه ادعایی دارند ،‌ قویتر و کاملتر عمل
می کنند و مثلاً می توانند بهتر و بیشتر و سریعتر از شناگران ، شنا کنند و یا وزنه
هایی در حد ورزشکاران جا به جا کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری رهبر و حاکم( معادل و هم ارز با ایزد زئوس یونانی)زئوس

خدای خدایان ،
خدای آسمان ، خدای باران و خدای گردآوری
ابرها

 

 

 

مدیر ، رئیس
و رهبری قدرتمند و لایق و جدی و خشک و با
درایت

همه جا
رئیس 

 

مظهر اراده و قدرت ، کنترل کننده ، تیزبین ، ریزبین ، مسلط
به همه جهات

 

 

این افراد همواره از دوران کودکی توانایی پادشاهی و حاکمیت
بر حوزه اطراف خود را داشته و همیشه از خودشان می پرسند که چرا اکنون بچه هستم و
توانایی این حاکمیت را به نحو احسن ندارم . و چرا من باید فرزند یک خانواده و تحت
حاکمیت خانواده باشم؟ البته که از طرف دیگر هم ، به علت آشنایی آنها با آرک تایپ
حاکم و فرمانروایی ، این افراد ، خودِ حاکمیت (مثلا پدر در خانواده ) را پذیرا می
باشند.

 

نگاه این افراد از بالا به پایین است . دقیقاً مثل عقاب از
بالا به پایین نگاه می کنند ولی نه به صورت تسلط
گرایی

 

این افراد اصولاً در هر حوزه ای خود را صاحب قدرت می دانند
. زیرا فکر و ذهن و عقل آنها خوب کار می کند و دستخوش عواطف و احساسات و غرایزشان
نمی شوند و ضربه ای هم نمی خورند .

 

 

اراده و قدرت تصمیم گیری در این افراد بسیار بالاست . تا
اراده انجام کاری را بکنند ، دیگر تمام است ، آن کار بدون هیچ خلل یا اشکالی انجام
می پذیرد و همیشه از همه بالاتر و برترند بدون هچ تلاش و کوشش مضاعف و نفس گیر . ((
ناخودآگاه برترینند ))‌.

 

این افراد در حوزه سر به سر می برند ، در مورد هر چیز منطقی
فکر کرده و بررسی کرده .

 

 

به نظر آنها افرادی که تحت تأثیر غرایز و عواطف و احساسات
خود هستند ، بسیار آسیب پذیر و ضعیف هستند و هیچگاه در هیچ موردی نمی توان روی آنها
، برای موفقیت در کاری حساب کرد .

 

همیشه بر محیط پیرامون خود اشراف کامل دارند و کوچکترین
تغییرات و اتفاقات را می فهمند . اتفاقات را می توانند جزء به جزء تعریف کنند و همه
را انگشت به دهان نگه دارند . ( با اینکه در مسئله ای مستقیماً حضور نداشتند ، ولی
دقیقاً می دانند که چه اتفاقی افتاده ) .

 

 

 

آنها اراده خود را بر سایرین تحمیل کرده و معتقدند همه باید
از فرمان آنها پیروی کنند .

 

با افراد مثل ابزار برخورد می کنند
.

 

 

 

 

 

ترجیح می دهند در همه جا رئیس باشند ، حتی بعد از تشکیل
خانواده نیز ، در خانواده نیز رئیس هستند .

آنها ، فرزند نمونه را کسی می دانند که به حرفهای آنها
احترام گذاشته و طبق میل آنها عمل کند .

فردی بسیار مهیا کننده هستند و همه احتیاجات زن و
فرزندانشان را فراهم و آماده می کنند ، ولیکن برای فراهم کردن احتیاجات آنها شرط و
شروط می گذارند و هدف اصلی آنها از این کار کنترل آنها می باشد .

 

 

اصولاً همیشه برای خودشان کار می کنند و خودشان رئیس خودشان
هستند و از زیر دست بودن خوششان نمی آید .

 

برای گسترش قلمروشان ، ازدواج کرده و تشکیل خانواده می دهند
و بچه به دنیا می آورند و از همسر خود توقع دارند خانه را اداره کند و آنها را
درگیر خرده کاریهای خانه نکند .

 

اصولاً با افرادی هم سطح و هم تراز خودشان ازدواج می کنند .
گاهی بیشتر از یک همسر دارند ولی با همه آنها به یک صورت رفتار می کنند و کاملاً
مساوی . هر چه برای یکی بخرد برای آن یکی هم فراهم می کند ، بدون کوچکترین تفاوتی .
او برای خانواده اش بهترین چیزها را مهیا می کند . خانواده این افراد در امکانات
کامل به سر می برند .

آنها بسیار زن دوست هستند.

 

اگر تصمیمی بگیرند قاطعانه به آن عمل می کنند و اگر مطمئن
شوند که به هدفشان نمی رسند آن را رها کرده و سراغ هدف دیگری می روند .

دوستان این افراد از افراد قدرتمند و ثروتمند اطرافشان
هستند .

 

همواره در هر کجایی در رأس هرم جای می گیرند و این نه بر
اساس اصرار خود آنها ، بلکه بر اساس شایسته سالاری بیرونی و درونی ، آشکار و پنهان
، اتفاق می افتد . 

 

به خوبی می دانند هر کس باید چه کاره شود ، استعدادهای
افراد را کشف کرده و می گویند چه کار کنند که موفق شوند .

 

در کار ، احساس را دخالت نمی دهند ، در کار همیشه در پی این
هستند که کارشان را توسعه دهند و بزرگ کنند .

 

در همه موارد آنها حرف آخر را می زنند .

آنها بسیار افرادی سختکوش هستند و برای کارها پیش قدم می
شوند .

 

با جنس مخالف از موضع قدرت برخورد می کنند و توقع دارند هر
کاری که می خواهند برایشان انجام دهند .

اصولاً افرادی پولدار هستند و پول و قدرت را بخشی از جذابیت
خود می دانند .

 

اصولاً تمایل و نیاز افراد را حتی اگر مطرح نکنند ، می
دانند و بدان آگاه هستند .

بیشتر وقت خود را برای کار و قدرت می گذارند و به رابطه
صمیمی با همسرشان اهمیت چندانی نمی دهند و بیشتر رابطه عاطفی آنها با کارشان است .

 

 

اخراج کردن افراد برای آنها کاری بسیار ساده و راحت است
. آنها به طور مستقیم کسی را اخراج نمی کنند ولیکن فضا را طوری مهیا می کنند که شخص
مورد نظر خودش تشخیص می دهد که در آنجا دیگر جایی ندارد .

 

 

افراد دیگر آنها را فردی صاحب نظر و با تجربه و عمق دید و
وسعت نظر می شناسند .

 

به همه مسایل از دور نگاه می کنند و هیچ وقت خودشان را قاطی
مسایل نمی کنند و از دور آن را کنترل و رهبری می کنند . کنترلی دقیق و مناسب و
بهینه ، بدون صرف کمترین انرژی .

 

مادر آنها همواره در تربیت و به ثمر رساندن آنها نقش بسیار
مهم و بسزائی داشته اند و آنها خود را همواره مدیون مادرشان می دانند و در هر زمان
و موقعیتی در صدد ارائه امکانات و تسهیلات و تدارکات مناسب برای زندگی بهتر و
شرافتمندانه تر برای آنها می باشند .

     

 

این افراد به غیر از مادرشان از تمام زنانی که در کودکی در
مجاورت با آنها بودند توجه و سرویس می گرفتند و اعتقاد دارند که زنان در تربیت و
پرورش و رسیدن به جایگاه کنونی آنها نقش بسیار فعال و تعیین کننده ای داشته اند و
از آنها ممنون و متشکرند .

 

تمام افرادی که در هر مرحله و به هر علتی با آنها در ارتباط
بوده اند از حوزه حاکمیت و ارتباطات آنها حذف نگردیده و می توانند همیشه به عنوان
جزئی از هرم حاکمیت و قدرت و امنیت آنها ، در مجموعه مربوط به آنها حضور داشته
باشند .

 

به افراد اطراف خود کمک می کند که پله های ترقی را طی کنند
و بالا بروند و رشد کنند و راه رشد هر کسی را به درستی می داند .

 

تغییر وضعیت و موقعیت و رفتار اطرافیان ، در راه رسیدن به
اهداف او تاثیر چندانی ندارد و اگر همه افراد هم در بین راه او را ترک کنند ، او
قادر است که به تنهایی راه را ادامه دهد و به موفقیت برسد .

 

اصولاً از لباسهای سنگین استفاده می کنند و نه صرفاً کت و
شلوار ، مرتب و منظم و سنگین ( سنگین پوش هستند ) .

 

 

این افراد حافظه بسیار خوبی دارند و اگر از سالها پیش هم
سوالی از آنها بپرسیم به درستی پاسخ می دهند .

 

بدن این افراد تحت فرمان و کنترل کامل خودشان است و در
مواقعی حتی از بسیاری از کسانی که در این زمینه ادعایی دارند ،‌ قویتر و کاملتر عمل
می کنند و مثلاً می توانند بهتر و بیشتر و سریعتر از شناگران ، شنا کنند و یا وزنه
هایی در حد ورزشکاران جا به جا کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات (معادل و هم ارز با ایزد هرمس یونانی)

تو مهمونی دوست داره که با همه آدمها ولو اینکه تعدادشون
زیاد باشه حتما یه گپ بزنه و اگر یه نفر بخواد از اول تا آخر مهمونی اونو به حرف
بگیره حتما که خیلی زود پیچونده میشه، چون دوست داره که آزاد باشه و توسط هیچ کسی محدود
نشه!

 

به راحتی می تونه یه چیزی رو
بپیچونه
یا به عبارت دیگه دزدی کنه، وقتی یه چیزی پیدا می کنه یا می خواد
بپیچونه احساس نمی کنه که داره مال یه نفر دیگه رو بر میداره، فکر می کنه مال خودشه
و بدون اینکه احساس ترس کنه و در کمال خونسردی این کارو انجام میده، مثلاً اگه پولی
پیدا کنه یه جوری خم می شه پول رو بر میداره که انگار پول خودش بوده و همون لحظه از
دستش افتاده!

 

هرمس تایپ ها بسیار خوش سفر
هستن
و خیلی ها دوست دارن باهاشون همسفر بشن، خیلی اهل برنامه ریزی و
هماهنگی برای سفر هم نیستند، معمولا در لحظه تصمیم به مسافرت می گیرند و بدون اینکه
از قبل جا رزرو کرده باشند یا حتی به این موضوع فکر کرده باشند میرن سفر و تا پاش
برسه به اون شهر همه چی رو درست می کنه، تو هر هتلی که بخواد می تونه جا بگیره!
البته اگر باهاش تو چادر هم بخوابین انقدر بهتون خوش می گذره که تا حالا تو بهترین
هتل ها هم انقدر بهتون خوش نگذشته! برای اینکه در لحظه می تونن از هر چیزی لذت
ببرند و به هیچ چیزی هم گیر نمی کنند، اینکه چرا فلان چیز نیست؟! چرا فلان آدم
هست؟! چرا هوا ایجوریه؟! چرا جا بده؟! خلاصه اصلا اهل غر زدن و نالیدن
نیستند!

 

معمولا به آنها صفت دروغگو رو نسبت می دهند، در حالیکه
اونها به قصد دروغگویی حرف نمی زنند،‌ فقط میخوان که یه جور دیگه بگن و این کار هم
یا به دلیل اینه که حوصله نداشته راستشو بگه یا خواسته شما رو سرکار بذاره یا
همینطوری حال کرده که اینطوری تعریف کنه!

خیلی راحت می تونه در لحظه هم رنگ جماعت بشه یعنی میتونه
توی یه دیسکو خوانندگی کنه بعد همون لحظه اگه از اونجا بلندش کنی و بذاری  توی یه
جمعی که همه دکتر هستند خیلی راحت می تونه در مورد موضوعات علمی و پزشکی با اونها
صحبت کنه، و این همون قابلیت در لحظه بودن این تیپ
شخصیتیه!

                       

اهل تعهد دادن نیستن،
یعنی اصولا هیچوقت نمیشه روی حرفشون حساب کرد چون ممکنه یک لحظه دیگه یه تصمیم دیگه
بگیره و یادش نباشه به شما چه قولی داده؟!مثلا به شما قول داده(اصلا  نمی دونه قول
چی هست؟!) که باهاتون یه
مهمونی بیاد ولی اگه یه نفر دیگه بهش یه برنامه دیگه ای رو پیشنهاد بده که بیشتر
دوست داشته باشه اونو انتخاب می کنه و بی خیال قول و قرارش با شما میشه؟! یا اگر
قرار باشه کاری براتون انجام بده خیلی احتمالش کمه که انجام بده چون یا احتمالا  یا
به طور مصلحتی یادش میره یا حوصله انجام دادنش رو
نداره!

 

آدمهایی هستند که بسیار اهل ماجراجویی و تجربه اتفاقهای
جدیدند،‌ از امتحان کردن مسیرهای ناشناخته در هنگام رانندگی و مواجه با آدمهای
ناشناس با روی باز استقبال می کند، که البته در حالت افراطی این جویندگی سبب می شود
که از مسیر اصلی دور شود و یا از مسائل اصلی زندگی اش دور
بماند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات (معادل و هم ارز با ایزد هرمس یونانی)

تو مهمونی دوست داره که با همه آدمها ولو اینکه تعدادشون
زیاد باشه حتما یه گپ بزنه و اگر یه نفر بخواد از اول تا آخر مهمونی اونو به حرف
بگیره حتما که خیلی زود پیچونده میشه، چون دوست داره که آزاد باشه و توسط هیچ کسی محدود
نشه!

 

به راحتی می تونه یه چیزی رو
بپیچونه
یا به عبارت دیگه دزدی کنه، وقتی یه چیزی پیدا می کنه یا می خواد
بپیچونه احساس نمی کنه که داره مال یه نفر دیگه رو بر میداره، فکر می کنه مال خودشه
و بدون اینکه احساس ترس کنه و در کمال خونسردی این کارو انجام میده، مثلاً اگه پولی
پیدا کنه یه جوری خم می شه پول رو بر میداره که انگار پول خودش بوده و همون لحظه از
دستش افتاده!

 

هرمس تایپ ها بسیار خوش سفر
هستن
و خیلی ها دوست دارن باهاشون همسفر بشن، خیلی اهل برنامه ریزی و
هماهنگی برای سفر هم نیستند، معمولا در لحظه تصمیم به مسافرت می گیرند و بدون اینکه
از قبل جا رزرو کرده باشند یا حتی به این موضوع فکر کرده باشند میرن سفر و تا پاش
برسه به اون شهر همه چی رو درست می کنه، تو هر هتلی که بخواد می تونه جا بگیره!
البته اگر باهاش تو چادر هم بخوابین انقدر بهتون خوش می گذره که تا حالا تو بهترین
هتل ها هم انقدر بهتون خوش نگذشته! برای اینکه در لحظه می تونن از هر چیزی لذت
ببرند و به هیچ چیزی هم گیر نمی کنند، اینکه چرا فلان چیز نیست؟! چرا فلان آدم
هست؟! چرا هوا ایجوریه؟! چرا جا بده؟! خلاصه اصلا اهل غر زدن و نالیدن
نیستند!

 

معمولا به آنها صفت دروغگو رو نسبت می دهند، در حالیکه
اونها به قصد دروغگویی حرف نمی زنند،‌ فقط میخوان که یه جور دیگه بگن و این کار هم
یا به دلیل اینه که حوصله نداشته راستشو بگه یا خواسته شما رو سرکار بذاره یا
همینطوری حال کرده که اینطوری تعریف کنه!

خیلی راحت می تونه در لحظه هم رنگ جماعت بشه یعنی میتونه
توی یه دیسکو خوانندگی کنه بعد همون لحظه اگه از اونجا بلندش کنی و بذاری  توی یه
جمعی که همه دکتر هستند خیلی راحت می تونه در مورد موضوعات علمی و پزشکی با اونها
صحبت کنه، و این همون قابلیت در لحظه بودن این تیپ
شخصیتیه!

                       

اهل تعهد دادن نیستن،
یعنی اصولا هیچوقت نمیشه روی حرفشون حساب کرد چون ممکنه یک لحظه دیگه یه تصمیم دیگه
بگیره و یادش نباشه به شما چه قولی داده؟!مثلا به شما قول داده(اصلا  نمی دونه قول
چی هست؟!) که باهاتون یه
مهمونی بیاد ولی اگه یه نفر دیگه بهش یه برنامه دیگه ای رو پیشنهاد بده که بیشتر
دوست داشته باشه اونو انتخاب می کنه و بی خیال قول و قرارش با شما میشه؟! یا اگر
قرار باشه کاری براتون انجام بده خیلی احتمالش کمه که انجام بده چون یا احتمالا  یا
به طور مصلحتی یادش میره یا حوصله انجام دادنش رو
نداره!

 

آدمهایی هستند که بسیار اهل ماجراجویی و تجربه اتفاقهای
جدیدند،‌ از امتحان کردن مسیرهای ناشناخته در هنگام رانندگی و مواجه با آدمهای
ناشناس با روی باز استقبال می کند، که البته در حالت افراطی این جویندگی سبب می شود
که از مسیر اصلی دور شود و یا از مسائل اصلی زندگی اش دور
بماند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی صنعتگرو هنرمند - معادل با تیپ شخصیتی هفائستوس یونانی

صنعتگرها و مکانیک
های
توانمندی هستند، به سرعت و با دیدن یک قطعه فلزی می توانند آن را
تولید کنند،با دیدن یک ماشین می توانند عیب آن را به سرعت تشخیص دهند و برطرف
کنند.

 

هنرمندانی که اثر هنری خلق می کنند،
مجسمه سازی، ‌نقاشی، نجاری از
کارهایی است که بهش علاقه دارند و تمام احساسشان را در خلق اثر هنریشان دخیل می
کنند،به همین خاطر در کارهایشان معمولا پیامی نهفته است.

به خاطر پول کار نمی کنند،هنگامی که
دارند یک اثر هنری خلق می کنند برایشان مهم این است که اون چیزی شود که دلش می
خواهد و قیمتش خیلی مهم نیست، حتی ممکن است بتوانید بسیار پائین تر از اون چیزی که
ابتدا با او توافق کرده بودید پرداخت کنید ولی یک مسئله ای هم هست!!! اینکه لج کند
و کار را به شما نفروشد و یا اصلا به هیچ کس دیگری هم
نفروشد!!!

از هر کاری هم یکی درست می کنند و نمی
توانند رور تیراژ، تعداد و یا به صورت سری کاری، کاری انجام دهند، چون هر کاری که
درست می کنند بر اساس برون ریزی یک احساس درونی شونه و اگر بخوان یکی عین همون
درست کنند چون با برون ریزی احساس دیگه ای هست با کار اولشون فرق می کنه، بخاطر
همین هم هر کارشون منحصر بفرده و معمولا کارهای هنریشون هم به اسم عناوین تجربیات
زندگیشونه!

اغلب برای کار کردن ترجیح می دهند در کارگاه خود و یا
تنها باشند و از کار کردن در محیط های شلوغ اجتناب می
کنند.

 

تعمیرکارهای قابلی هستند و به راحتی هر
چیزی را که خراب می شود، درست می کنند. هر وسیله برقی و یا هر قسمتی از تاسیسات
خانه که خراب می شود، آنها به خوبی از پس تعمیر کردنشان بر می آیند و می توانند
آنها را حتی از اولش هم بهتر و سالم تر درست کنند.

 

معمولا در درونشان احساس رنجش و درد درونی
دارند
و از صحبت کردن در مورد آنها عاجزند و معمولا این احساساست را با
خودشان حمل می کنند و از حرف زدن در مورد ناراحتی هایشان خودداری می کنند. حتی در
هنگام خشم به جای داد و بیداد کردن،‌ در خود فرو می روند و به فردی عبوس تبدیل می
شوند.

 

در بچگی موقع بازی کردن با اسباب بازی دل و روده اونو می
ریزن بیرون که ببینن از چی تشکیل شده و مکانیزم آن به چه صورتی است و اگر دلشون
بخواد می تونند دوباره اونو مثل روز اولش درست کنند و کمتر اهل بازی های پر تحرک
هستند. می تونند ساعتها بشینند و یک پازل بزرگ را کامل
کنند.

 


 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مروری بر تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری برادر (معادل و هم ارز آپولو اساطیر یونان )

آپولو

خدای
خورشید ، عبور خورشید از آسمان

مرتب و
منظم و تر و تمیز و اُتو کشیده

 

 

 

 

این افراد در
همه کارهایشان و در همه زمینه های زندگی میل زیاد به نظم و برنامه و مقررات دارند و
در همه موارد به قانون احترام می گذارند
.

 

 

ساعت ٣ صبح هم
پشت چراغ قرمز می ایستند .

 

در حوزه سر به
سر می برند و با مسائلی راحت هستند که به طور منطقی قابل فهم و سنجش باشند
.

 

از درگیر شدن
با مسائل مبهم و پر رمز و راز دوری می کنند
.

مستقیماً با
مشکلات درگیر نمی شوند و ترجیح می دهند جوانب امر را مشاهده کرده و از دور دست به
عمل بزنند .

در زمان دعوا بهترین راه حل را تماس با پلیس می دانند و
از جانبداری از یکی از طرفین دعوا کاملاً دوری می کنند
.

          

این افراد به
علوم تجریدی مثل ریاضیات محض و نجوم و ... علاقمند هستند
.

 

 

موسیقی کلاسیک
را به انواع موسیقی ترجیح می دهند .

 

 

 

در
زندگی اهداف دور و درازی برای خود تعیین کرده که با سختی و کوشش بسیار بتوان به آن
رسید و تا رسیدن به اهداف خود دست از تلاش و کوشش برنمی دارند
.

سخت کوشی و
اراده جزء لاینفک این افراد می باشد .

برنامه ریزی
آپولو بر اساس ساختارهای جامعه صورت می گیرد و همیشه موفق و برنده و پیروز است
.

 

در دوان تحصیل
همیشه جزء شاگردان ممتاز بوده اند و همیشه مورد علاقه اولیای مدرسه و اصولاً مبصر
کلاس بوده اند .

در مدرسه
معمولاً رهبر گروه و یا کاپیتان تیم هستند . در سر کلاس در ردیف جلو و درست مقابل
دید معلم می نشینند .

 

این افراد هم
به کلیات توجه می کنند و هم به جزئیات .

 

 

این افراد این
نیاز را در خود می بینند که در هر زمینه ای که وارد می شوند با تلاش درازمدت در آن
زمینه به استادی برسند .

 

از آنجا که
این افراد در حوزه سر به سر می برند ، سایرین آنها را فردی خشک و سرد و بی عاطفه می
دانند .

این افراد اگر
درآمد کمی هم داشته باشند قادر به بودجه بندی درست و دقیق آن هستند که هم به
زندگیشان برسد و هم بتوانند پس انداز کنند .

در کودکی
بسیار کنجکاو هستند و اصولاً در کودکی دوست و هم بازی خیالی دارند
.

محافظه کار هستند . ریسک نمی
کنند .بسیار محتاط هستند . قهرمان بازی درنمی آورند .
خط مستقیم
را ادامه می دهند .

 

گردش
و تفریح برای آنها تعطیل است .
تمام زندگیشان در بایدها و
نبایدهاست .

عاشق کتاب
خواندن هستند و اکثر آنها پزشکان و جراحان حاذق و خبره ای هستند .

     

اصولاً ‌قلب
خود را برای کسی باز نمی کنند ، عاشق نمی شوند و معتقدند که برای یک رابطه توافق ،
تمجید و احترام کافی است .

در انتخاب
همسر بیشتر به جوهر شخصیتی افراد توجه می کند نه ظاهر و صورت آنها . به امنیت و
ثبات رابطه بیشتر اهمیت می دهند تا عمق رابطه . در رابطه با جنس مخالف فاصله عاطفی
را حفظ کرده و سعی می کنند منطقی و عاقلانه با او برخورد کنند
.

 

اصولاً رابطه
این افراد با همسرشان مثل رابطه خواهر - برادری است .

رابطه این
افراد با فرزندانشان نیز رابطه ای عاطفی نیست بلکه رابطه ای است در چهارچوبها و
استانداردهای تعریف شده .

همیشه لباسهای
رسمی می پوشند . اصولاً این افراد را با کت ، شلوار و کراوات وبسیار تمیز و
اتوکشیده می بینیم .

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مروری بر تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری پدر( معادل و هم ارز با پوزیدون اساطیر یونان)

پوزیدون :

خدای دریاها ، دنیای احساس و غرایز

 

در دلشان مخزن دارند ، کسانی که می گویند ما
عصبانی نمی شویم ، ولی وقتی عصبانی می شویم ، دیگر همه چیز را به هم می زنیم (‌یعنی
در تمام مدت در مخزنشان جمع می گردد ) .

در اوج عصبانیت خون به مغزشان نمی رسد ، داد می
زنند ، فحش می دهند ، چیز می شکنند ، طوفان به پا می کنند و بعد هم پشیمان می شوند
و کاری می کنند که از دل بقیه دربیارورند .

وقتی که عاشق می شوند ، آنقدر ابراز احساسات می
کنند و عشق می دهند که طرف مقابل هیچ وقت فرصت جبران پیدا نمی کند .

از بچگی عاشق حمام رفتن و ورزشهای آبی و ...
هستند .

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری پدر

 

( معادل و هم ارز با پوزیدون در اسطوره های
یونان)

 

 

 

کافیه یه
کاری کرده باشی که از نظر اون اشتباه باشه، تا آخر عمر در مورد اون کار صحبت می
کنند و تذکر میدهند،انقدر میگن و میگن که فقط با بیل میشه خاموششون کرد،معمولا صدای
همه رو در میارن که ای وای... چقدر گیر میدی!!

 


 

اصولا
خودشون رو عقل کل می دونن و فکر می کنن از همه
بهتر و بیشتر می فهمن و بقیه هیچی حالیشون نیست و اونها هستند که باید به بقیه بگن
که چی کار کنن و چی کار نکنن!!

 

فضولی و خاله زنک
بازی
جز تفریحات مورد علاقه شونه!کافیه یکی با تلفن حرف بزنه، حتی اگر توی
اتاق هم باشه از مکالمه اونها باخبره!

 


 


 

این کارشو
رو میشه تجاوز به حریم خصوصی دیگران دانست که البته
اون حق خودش می دونه!!! سر وسایل شخص دیگران بخصوص موبایلشون رفتن رو جز کارهای
معمولی می دونه که انجام میده و خودشو نسبت به این مسئله کاملا محق می
دونه!

 

شکمشون
براشون بسیار بسیار مهم است، چون حوزه احساس در اینان بسیار فعاله،‌ تمام مسائل
غریزی روی حال و احوالشان اثر می گذارد و اگر خوردن یا خوابیدنشان بهم بریزد واقعا
غیرقابل تحمل می شوند، انگار که سیم اعصابشون از معده شون رد میشه و اگر غذاشون دیر
بشه خون به مغزشون نمی رسه!!!

 


 

رستورانهایی رو انتخاب می کنند که آنجا
همه آنها رو بشناسند و احترام زیادی بهشون گذاشته بشه  و اگر هم بار اولی باشد که
می روند انعام قابل توجهی می دهند که گارسون تا آخر عمرش او را فراموش
نکند.

 

 

 


خانواده براشون خیلی
مهمه و دوست دارند که هر جایی که قراره برن همه خانواده باهم برن و یا دوست دارند
که سر میز غذا همه خانواده دور هم جمع باشند!

 


 

 

 

 

 

از حیوانات میشه اسب رو نام
برد که نماد غرایز اصیل و تحت تاثیر طبیعت  است و ا
ز این جهت به این تیپ شخصیتی نزدیک است.

 


 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مروری بر تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری دوست و رفیق ( معادل و هم ارز با آرس یونانی )

آرس :

خدای جنگ ، سلحشور ، رقصنده و
عاشق

 

عاشق هیجان هستند ، رفیق باز هستند ،
اهل کل کل کردن و شرط بندی هستند . اهل مرام و معرفت و خراب رفیق ، لوطی و غیرتی (
ناموس بسیار بسیار برایشان مهم است ) هستند .

وقتی عصبانی می شوند ، فحش می دهند و
دعوا و کتک کاری می کنند ( جنگ آرس تن به تن است ) .

عاشق موتور سواری و شیرین کاری کردن
با موتور هستند .

دست فرمان آنها در رانندگی بسیار خوب
است .

عاشق کارهای با ریسک بالا هستند ،
کارهایی مثل بادی گارد ، بدلکاری و ... .

به اندامشان هم خیلی اهمیت می دهند و
اندام ورزشکاری دارند .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری پسر ( معادل و هم ارز با ایزد دیونیسوس یونانی )

دیونیسوس

خدای وجد و خلسه و شراب ،
همیشه عاشق و عاشق عاشق شدن و عاشق بودن و همیشه سرگردان ، جوان ترین المپی

 

 

سمبل ها : شاخه انگور ، انجیر ، درخت مو ، الاغ ، گربه
وحشی ، شیر ، ببر ، گاو ، دلفین ، مار

 

 

تطبیق با زندگی روزمره برای این افراد دشواره . احساس  می
کنن که زندگی معمولی برایشان تنگه و مثل قفسه .

 

 

 

دائماً به فکر فرار از زندگی و رفتن به جایی دوردست هستن
.

 

 

 

خیلی اوقات از زندگی معمولی و افراد اون متنفر می شن .

تعهد برای این افراد بسیار دشواره و تعهدم براشون حکم
قفس رو داره .

آنها از رقابت با سایرین دوری می کنند .

در زمان بلوغ درگیر نوسانات عاطفی زیادی می شوند .

 

 

 

اغلب به صورتی غیر از دیگران عمل می کنن
.

به معنویات و عرفان بسیار علاقه مندن .

 

 

 

به موسیقی علاقه دارن . از سازهای کوبه ای مثل دف خوششون
می آد و در مجالس عرفانی از خود بی خود می شن .

 

 

 

 

افرادی مودی و غیر متعادل هستن . یه جور و یه شکل رفتار
کردن برایشون غیرعادیه .

گاهی اوقات تو خیابون و یا جاهای شلوغ کارایی می کنن که
از دید بقیه بسیار غیر عادی و بد و زشته ، ولی از نظر اونا بسیار عادی و درسته . در
واقع هیچ چیز برای اونا بد و زشت نیست و رهای رها هستن
.

این افراد گاهی وقتا در احساسات متضاد غرق می شن و از یه
غم و ناراحتی عظیم و بزرگ به شادی و خوشحالی شیفت می کنن .

 

 

 

شریک ایده آل برای اونها ، یعنی مادری مهربان و کسی که
مثل والدشون از اونا مراقبت کنه .

 

افراد بسیار تنبلی هستن و اگر هم قرار باشه کاری بکنن
ترجیحاً محل کار و زندگیشون یکی می شه ،‌ یعنی کارهایی که بتونن تو خونه انجام بدن
و مجبور نباشن که تعهد کاری داشته باشن و فلان ساعت برن و یا فلان ساعت برگردن .
بیشتر برای خودشون کار می کنن و خودشون رئیس خودشون هستن . 

 

 

 

این اشخاص به جادو و ماوراء‌الطبیعه نیز بسیار علاقه دارن
و گاهی هم به دنبال این چیزا می رن .

 

 

 

طبیعت اونا به طبیعت زنان نزدیکه و از آنیمای بالایی
برخوردارن . اغلب در کودکی لباسهای دخترونه می پوشن و به کارای دخترونه علاقه دارن
، به رنگها علاقه نشون می دن ، بازیهای دخترونه براشون جذابتر از بازیهای پسرونه و
توپ بازی و تفنگ بازیه .

 

 

 

به گردش در طبیعت بسیارعلاقه دارن و جذب طبیعت می شن و
دوست دارن که همه دیدنیهای تمام دنیا رو ببینن .

 

 

 

شیفت احساسی براشون راحته و به راحتی احساسات خودشونو
نشون می دن . 

زیبایی ها رو خیلی خوب درک می کنن .

 

 

 

لباس پوشیدن ، مدل مو ، آرایش صورت و ... در این افراد
خاصه خاصه خاصه خودشونه و خیلی جامعه پسند نیست . یه عالمه چیز هم از خودشون آویزون
می کن . مثل دستبند ، گردنبد و ... چیزهای خیلی غیر عادی
.

 

 

 

خوردن مشروب برای اونها مثل آب خوردنه و می تونن در روز
حتی بیشتر از یه گالن مشروب بخورن . 

 

اغلب به مواد مخدر روی می آرن و انواع و اقسام اونا رو
امتحان می کنن . 

با آنها مانند بچه ای کوچک و لوس و نُنُربرخور می کنند .

 

 

خودکشی هم جزء خصوصیات این افراده .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مروری بر مجموعه رفتاری و شخصیتی کار و کارگری ( ایزد یونانی هفائستوس )

هفائستوس :

تیپ شخصیتی صنعتگر ، سازنده ، مبتکر ، تنها ، هویت
گمشده بدون کار

 


این افراد احساس
می کنند فرزند ناخواسته خانواده هستند و حتی در هر جمع دیگری در کنار هر کس دیگری
نیز این احساس نا خواستنی بودن را با خود دارند و حتی هر جا دعوا شود و یا اتفاقی
بیافتد تصورشان این است که آنها مقصر هستند .

همواره با خودشان
احساس بی ارزشی قوی دارند ، و همواره خودشان را بسیار غیر قابل قبول و دوست نداشتنی
و طرد شده و معیوب می پندارند .

معمولا کارهای
دستی و صنایع دستی ( handy craft ) انجام می دهند مثل طلاسازی ، نجاری ، کفاشی ،
مجسمه سازی ، هر چیزی تراشی و ... غیره .

این افراد
هنرمندانی هستند که کارهایشان پیام دارد و هر کاری که خلق می کنند ، خودشان را در
آن کار می بینند و به واسطه این مصنوعاتشان خود را از نظر روانی و احساسی تخلیه می
کنند .

وقتی مجسمه ها و
نقاشی هایشان را می فروشند ، انگار دارند جانشان را و یا قسمتی از وجودشان را می
فروشند و از دست می دهند و مصنوعاتشان را هم چون فرزند دانسته و به آنها تعلق خاطر
دارند  .

این افراد بسیار
یکدنده و لجباز هستند و هیچگاه تسلیم هیچ کس و هیچ چیز نشده و در این زمینه حقیقتآ
بی رقیب هستند .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری ارتباطات - ( معادل و هم ارز با ایزد هرمس یونانی)

ارتباطات و روابط عمومی =
هرمس

 

افرادی که بسیار شوخ و
خوش سر وزبانند
،توی هر جمع و یا مهمانی که قرار می گیرند آدمها دورشون جمع
میشن و اونها میشن نقل مجلس و عنان مجلس رو در دست می گیرند و از خاطرات شیرین و یا
کارهای هیجان انگیزی که کرده اند تعریف می کنند،

 


آرشیو جوکهایشان همیشه کامله و همیشه می تونند به راحتی
حتی سرسخت ترین آدمها رو بخندونند!


                                             

فروشنده های بسیار
قابلی
هستند،به راحتی شما را قانع می کنند که بدون اون لباس موردنظر نمی
تونید به زندگی تون ادامه بدید و اینکه اون لباس اصلا و فقط برای شما دوخته شده
وبدون شک بهترین اتفاق زندگی تون خریدن اون لباسه و اینکه این یه لباس خاصه که نمی
خواسته بفروشه و حالا چون شمایید اونو بهتون می فروشه،خلاصه یه کاری می کنه که شما
هرچقدر هم که سرسخت باشید اون لباس رو بخرید و حتی اگر بعد از خرید هم  احساس کنید
سرتون رو کلاه گذاشته، جون خیلی خوشمزه این کارو کرده و خیلی بهتون خوش گذشته
حاضرید بهاشو پرداخت کنید و از دستش عصبانی
نیستید!

 


راجع به همه چی می
دونند
، هر مطلب یا موضوعی که فکرشو بکنید می دونند و می تونند در مورد اون
اظهارنظر کنند. معتقدند که بهتره یه اقیانوس باشند به عمق 5  سانت نه یه دریاچه به
عمق ١٠ متر، برای همین از هر مطلبی فقط به اندازه رفع نیاز می دونند و نه
بیشتر.

                                   

        


هیچ محدودیتی رو قبول نمی
کنند
و از هر کنترلی بیزارند،دوست دارند که همیشه آزاد و رها و بدون هیچ
محدودیت و ممنوعیتی هر کاری که صلاح می دونند رو انجام
بدهند!


 


با هرگونه کنترلی، اعم از فیزیکی و غیر فیزیکی به شدت
مشکل دارند و وقتی کنترل میشوند احساس خفگی بهشون دست داده
میشه!


 


فی البداهگی و
حاضر جوابی
یکی دیگه از ویژگی های منحصر به فرد این تیپ شخصیتیه!! هر مسئله
یا پیشامدی که براشون پیش میاد فی البداهه و بدون توجه به اینکه قبل و بعد آن چه
اتفاقی افتاده و یا می افتد عکس العمل نشون میدهند، نمونه بارز این خصوصیت رو در
بازیگران، بخصوص بازیگران تئاتر میشه دید،یکی از بازیگرانی که  این ویژگی در اون
خیلی مشهوده میشه جیم کری رو نام برد.


                               


روابط عمومی بسیار بالایی
دارند
و به سادگی می تونند با همه ارتباط برقرار کنند،یه عالمه دوست دارند
که الزاما هیچ ربطی به هم ندارند،از یه پسر بچه روزنامه فروش سر چهارراه گرفته تا
پیرزن همسایه ، از همکار جوان بد عنق تو محل کارش گرفته تا رئیس مسن شرکت، آسونترین
کار دنیا براش دوست شدن و برقرار کردن ارتباط با آدمهاست،  به همین دلیل بازاریاب
ها و مدیر فروش های فوق العاده ای هستند.

 

 

اهل سفر و ماجراجویی و کشف ناشناخته هایند.
مارکوپولو!

مرزها رو می شناسند به همین دلیل راه عبور
از آن را نیز بلدند. از همین طریق به همه آدم ها راه پیدا می کنند. وکیل و راهنمای
تور خوبی هستند.

ناجی کودک => به راحتی می توانند حتی در
بدترین شرایط، خنده دارترین نکته ها را پیدا کنند و زوایای دیگر موضوع را به شما
نشان دهند به همین دلیل هم مدیریت بحران خوبی دارند و هم افرادی را که در مسایل شان
غرق شده اند با نشان دادن سایر زوایا از مساله موردنظر  بیرون می
کشند.

بی ربط ترین چیزها را به هم می توانند ربط
دهد، به همین دلیل سخنوران خوبی هستند و به دلیل همین ساختارشکنی ها شنونده را بر
سر شوق می آورند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مجموعه رفتاری و تیپ شخصیتی دوست و رفیق (معادل و هم ارز با ایزد آرس یونانی )

آرس :

خدای
جنگ ، سلحشور ، سرباز ، رقصنده ، عاشق ، مرد عمل المپ

 

 

این افراد دارای بدنی قوی و نیرومند هستن ، گاهی وقتا بدون
اینکه خودشون بفهمن عضلاتشون منقبض و انگشتانشون مشت می شه . به هیکلشون خیلی اهمیت
می دن ، بادی بیلدینگ ورزش مورد علاقه این افراده .به طور کل اونها زبون بدنشونو می
فهمن .

 

  

این تیپ شخصیتی ، اگه چیزی باعث عصبانیتشون
بشه ، فریاد می زنن و با فریاد ،  اعتراض و فحاشی می کنن .

اصولاً تو درگیریها سریع کتک کاری می کنن و قادر نیستن که
از مهارتهای کلامی برای تغییر جهت دعوا استفاده کنن .

زودی از کوره در می رن و همیشه برای دعوا
آماده اند.

 

 

این افراد از بچگی هم اهل زد و خورد و دعوا با
همسالان خود هستن . وقتی در یک زد و خرد شرکت دارن احساس غرور میکنن و از وسط دعوا
بودن ، لذت می برن .

این افراد در بچگی مرتب با سر و کله زخمی به خونه می آن.

اونها آنقدر بازی و جست و خیز می کنن که
بدنشون خیس عرق بشه .

 

 

 

 

 

این افراد به رقصیدن و فعالیت های بدنی علاقه زیادی دارن
و وقت زیادی رو صرف این کار می کنند .آنها در هنگام رقص بدن خود را به موزیک می
سپارند و شور و شوق عجیبی در خود احساس می کنند و حتی ممکن است حرکات عجیبی از خود
نشان دهند .

 

 

 

کار
کردن به صورت گروهی و دوستانه
رو خیلی دوست دارن و از اون لذت می برن .

 

این افراد بسیار رفیق باز هستند و برای دوستاشون هر کاری
انجام می دن .

 

 

برای اونها داشتن مرام و معرفت بخصوص تو رفاقت بسیار مهمه
.

 

 

       

 

کاملاً احساساتی هستند و احساساتشون رو بی
محابا به همه نشون می دن .

اونها در برابر زنان بسیار تعصب دارن و غیرتی می شن .

 

این افراد خیلی زود در سنین پایین و بدون
برنامه ریزی ازدواج کرده ، بچه ها رو خیلی دوست دارن ، زود بچه دار می شن ، بچه
زیاد می آرن ، با بچه هاشون مثل دوست و رفیق ، رفتار می کنن و اونها رو تو آغوششون
می گیرن .

                           
                                          

متاسفانه گاهی هم زن و بچشونو می زنن ، ولی
خیلی زود پشیمون شده و با اونها همدردی می کنن .

                      

اونها بسیار ولخرجن ، و ولخرجی های عجیب و غریب و
نسنجیده زیاد می کنن و هر چی پول درمی آرن ، خرج می کنن .

در ضمن این افراد درایورهای خیلی خوبی هستن و دست
فرمانهای خوبی دارن ، پس اگه می خواید هیجان رو تو رانندگی حس کنید ، حتماً یه دفعه
باهاشون ماشین سواری کنید .

 

موتور
سواری
هم جزء لاینفک این افراده و عاشق موتورسواری و نشون دادن
حرکات نمایشی با موتور هستند . ( تک چرخ زدن و .... ) .

 

 

 

این افراد از اسپرت کردن ماشینشون خیلی لذت می
برن و به طور کل هر کاری می کنن که تو چشم باشن .

 

اگزوزهایی با صداهایی ناهنجار و بوق هایی با
صداهای عجیب و غریب مختص این افراده . 

 

این افراد با تمام وجود غذا می خورند و از غذا خوردن بسیار
لذت می برند .

 

 

آنها فقط با معشوق خود رابطه صمیمی دارن و در
عشق بازی با آنها با تمام وجود ظاهر می شوند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مروری برتیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری معنا و عمق ( معادل با ایزد هادس یونانی )

هادس
:‌

خدای دنیای زیرین ،
وحشتناک ، بدون عواطف و احساسات ، منصف

 

 

این افراد بسیار درونگرا و تودار
هستند .  

درک خیلی بالایی دارند .

در دوران بلوغ و نوجوانی عمیقاً به
سمت چرایی زندگی کشیده می شوند و بسیار فلسفی هستند .

از بچگی درون آدم ها را می بینند ،
برای همین برای همه غریبند .

همیشه در سکوت هستند .

نگاه عاقل اندر سفیه دارند ( از این
جهت که هر مسئله ای را عمیق می بینند ) .

 

هر چیزی در انتهای خودش به ضد خودش می
رسد. از ته سیاهی میشه به نور رسید.
هم با حوزه سر و هم با حوزه غرایز میشه از
هادس برگشت بالا. دلایل واهمه افراد از دنیای هادس:
در هادس چون همه نقاب ها
کنار میره و خود واقعی ات را با تمام زیبایی ها و زشتی هایت می بینی، می تونه تلخ و
پذیرش اش سنگین باشه به خصوص که خیلی از آدم ها برای فرار از خودشون در زندگی
حاضرند هر کاری بکنند (بی وقفه کار کنند، درس بخوانند، در ارتباطات بی انتها خودشان
را غرق کنند و ...).
البته جامعه زئوسی آپولویی هم افراد هادس تایپ را به دلیل
انفعال و بی عملی شان نمی پذیرد و معمولا شیفت های هادسی شان را با نام افسردگی که
به عنوان یک بیماری روحی روانی است می شناسند.
دلیل دیگری که افراد علاقه ای به
شناختن این حوزه ندارند، ناشناخته بودن آن است. به خصوص که افراد هادس تایپ درونگرا
هستند و خیلی کم از تجربیات شان برای دیگران حرف می زنند.
ولی خب هرکسی در بحران
های عمیق زندگی اش به اندازه یک نیم نگاهی با این حوزه آشنا می شود مانند زمان
فقدان عزیزانش، زمان ابتلا به مریضی های صعب الاعلاج یا از دست دادن اعضا، گذر عمرو
نزدیک شدن به زمان مرگ

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

مروری بر تیپ شخصیتی و مجموعه رفتاری پسر ( معادل و هم ارز با دیونوسوس یونانی )

دیونوسوس
:

خدای شراب ، خلسه ، معشوق
و آواره ، نزدیک بودن به طبیعت زن ، آنیما و دنیای زنانه ، جوان ترین المپی


 


این افراد بسیار روح حساسی دارند . 

تنها مردانی هستند که می توانند از زن
تعریف کنند ، چون زیبایی ها را می فهمند .

کارهای زنانه را دوست دارند .

در لحظه می توانند از همه متنفر باشند
و در لحظه می توانند عاشق همه باشند .

آغوش مادر را دوست دارند .

همیشه دوست دارند به یک چیزی برسند ،
ولی نمی دانند چه ؟ !!

ترجیح می دهند هر چه سریعتر کار را
رها کنند . 

پسرهایی هستند که اغلب در طبیعت در
گشت و گذارند .

در لحظه می توانند از همه متنفر باشند و در لحظه می
توانند عاشق همه باشند . => در یک لحظه می توانند عاشق همه باشند و در لحظه بعد
می توانند بی تفاوت باشند .


عقده مادر دارند.


عاشق عاشقی اند و آدم ها برایشان بهانه ای برای عاشق
بودن اند.


به راحتی وارد خلسه می
شوند.


رقص شان آنیمایی و با بدن و حرکات منحنی شکل است و در
موسیقی غرق می شوند. رقص سماء.


سرخوشی های عجیب و جر خوردگی های عمیقی را تجربه می
کنند. جر خوردن هایشان به خاطر تضادهای حاصله از روح و جسم است و تنها با مدیریت
ذهن این تضادها به صلح می رسند.


کودک الهی دارند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

پدر سالار و پدر =
پوزیدون

 

این تیپ شخصیتی و این مجموعه رفتاری(کهن الگو و یا آرکی
تایپ) ،آخر احساسات، عواطف و غرایزه.

این احساسات هم شامل احساسات مهربانانه و عاشقانه می شود و هم شامل خشم و عصبانیت.

وقتی عاشق می شوند، همه فکر می کنند دیگر عاشق تر از او
وجود ندارد و وقتی هم که عصبانی می شودو متنفر، هیچکس در دنیا خشمگین تر از او
نیست!

وقتی عصبانی می شوند همه چیز را بهم می ریزند، درست
همانند  دریای آرامی که یهو طوفانی می شودو همه چیز رو بهم میریزد.


 


در هنگام
عصبانیت حرفی می زنند و یا کاری را می کنند ، و وقتیکه آرام می شوند یادشان نمی آید
چون در آن لحظه فقط با حوزه احساسشان عمل می کنند و حوزه سر (تفکر و تدبیر و تعقل )
کاملا تعطیل می شود.

عاشق آب،
دریا، حمام و تمامی تفریحات آبی هستند،در بچگی از بودن در حمام لذت می برند.(و
همچنین در بزرگسالی !!! )


 


دفترچه حساب عاطفی با همه دارند! همه
چیز را در آن ثبت می کنند!


 


اینکه چه
کسی در حق آنها چه خوبی و یا بدی کرده، همه را در آن ثبت می کنند و بعد با سود ١٠٠%
جبران می کنند! یعنی اینکه در حق آنها یک خوبی کوچکی کرده باشید و او مثلا بخواهد ٢
سال بعد آن را جبران کند،حتما چندین برابر در حق شما خوبی می کند و اگر خدای نکرده
در حق او بدی کرده باشید(هر حرف و یا کاری که او را ناراحت کرده باشد) حتما آن را
هم به نحو شایسته ای جبران می کند.(جوری که هیچوقت یادتان
نرود!!)

حافظه
طولانی مدت عاطفی از دیگر ویژگیهای کسانی است که این تیپ شخصیتی را دارند،از سالهای
گذشته و بعضا از دوران کودکی خود خاطره دارند!


 


اینکه چه
کسانی با آنها چه برخوردی کرده اند و یا در فلان مهمانی چه اتفاقی
افتاده!؟!

تمام
اتفاقات را با جزئیات کامل در خاطر دارند،تصویر گذشته همچون فیلمی همیشه در آرشیو
ذهنشان هست که هر دفعه که آن را یادآوری می کنند پررنگ تر می
شود!



   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱۱

 

چرا خانمها بعد از ازدواج تغییر می کنند؟

این حقیقت وجود دارد که بعد از ازدواج، خانمها مسئولیت های جدید را به عهده می گیرند و زندگی جدید را می پذیرند. اما این نکته قابل توجه است که بعد از مراسم ازدواج، آنها نام خانوادگی جدید می گیرند و ناخواسته و نادانسته تحت تاثیر نام خانوادگی جدید قرار خواهند گرفت.

آیا شما نیز جزء آندسته از خانمهائی هستید که همسرانشان می گویند بعد از ازدواج تغییر کرده اند؟ آیا شرایط بهتر شده یا بدتر؟ آیا از اینکه نام خانوادگی جدید طرز فکر، مسئولیت پذیری، سلامتی فیزیکی تان، تجربیاتتان، و همچنین سرنوشتتان را تغییر می دهد، خوشحالید یا نه؟ بسیاری از خانمهائی که قبل از ازدواج تناسب اندام داشته اند، عموما از چاقی خود در بعد از ازدواج شکایت دارند و از اضافه وزن بستوه آمده اند. بسیاری از آنها می گویند که بدلیل قبول مسئولیت های جدید، در آنها تغییر ایجاد شده است. حتی عادات آنها نیز تغییر کرده است. اگرچه که این طرز فکر ممکن است درست باشد. اما یک نام، تاثیرات عمیق تر و بزرگتر از این را در زندگی فرد می گذارد. می توان در تحلیل خصوصیات، تاثیراتی را که یک نام بر روی فیزیک بدن فرد و طرز فکر او بوجود می آورد، مشاهده نمود. البته ممکن است قبول این مطلب برای شما مشکل باشد. اما یک نام می تواند ذات و طبیعت انسان، ضعف ها، و خصوصیات فردی را ایجاد نماید.

 

نام خانوادگی تغییرات ایجاد می کند

شما که با خانواده های مختلفی برخورد کرده اید، آیا از تفاوت فاحش میان آنها تعجب نکرده اید؟

ممکن است این تفاوت ها را مشاهده کرده باشید :

» از نظر نوع استقلال طلبی

» یک خانواده خوشحال و اهل معاشرت

» یک خانواده اهل عمل و دیرباور

» یک خانواده بی قرار و بی نظم و پر هرج و مرج

» یک خانواده مسئول و خانه دوست

» یک خانواده مرموز و حساس

» یک خانواده سازمانده خوب و دارای تفکر مالی خوب

» یک خانواده پرمحبت و پرمعنا

 

دلایل مختلفی وجود دارد که تفاوت های فکری و ذهنی را ایجاد می کند. ولی این اختلاف به طرز فکر، طرز رفتار و برخورد والدین و طرز فکر و خصوصیاتی که توسط نام نیز ایجاد می شود، مربوط می شود.

این نکته قابل ملاحظه است که »» اگر ضعف فیزیکی ای در یک خانواده موجود باشد، با تغییر در نوشتار و یا در صورت امکان، با تغییر نام فرد، می توان ضعف را از بین برد و یا به تقویت تبدیل نمود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٧

 

شخصیت افراد با اسامی مختلف چگونه تغییر میکند؟

در بسیاری از موارد دیده می شود که افراد از نامی غیر از نام زمان تولدشان  (منظور نام شناسنامه) استفاده می کنند. بطور مثال :

* دوستان یا خانواده فرد را با بخشی از نام و یا نامی دیگر صدا میزنند.

* گاهی اوقات برای امضاء یا در زمان ازدواج یا پذیرفته شدن توسط یک خانواده نام متفاوت بکار برده می شود.

 

بدین ترتیب، در زندگی روزمره خصوصیات و ویژگی هائی را که به نمایش گذارده می شود، ترکیبی از تمام صفات نام هائی است که فرد استفاده می کند. (این موضوع شامل نام زمان تولد نیز می شود.)

در علم اعداد با استفاده از نام زمان تولد خصوصیات پایه و اصلی فرد توصیف و تفسیر می شود. و نکته قابل توجه این است که

خصوصیات نام های دیگر هنگام استفاده از هر یک از نام ها بارز   خواهد بود

 

تصور کنید که تفسیر نام کنونی شما بر انرژی خاصی که در نام زمان تولد شما موجود نیست اشاره دارد. بطور مثال، تفسیر نام شما پتانسیل قدرت سازماندهی را در شما نشان می دهد که این انرژی در نام زمان تولد شما وجود ندارد.شما می توانید خصوصیات و انرژی نام های خود را با یکدیگر مقایسه کرده و هر یک را که برای شما سازگارتر و قابل قبول تر است، برگزینید.  اگر نام مورد نظر، انرژی شما را در تجارت قویتر نشان می دهد، این صفتی است که می توانید آنرا بصورت توانایی خود در نظر بگیرید و اگر در امور تجاری فعالیت می کنید، نام مورد نظر را برای خود برگزینید.

 

ممکن است فرد با توانائی خاصی متولد شده باشد که دراین حالت، تاثیر اصلی مربوط به تاریخ تولد فرد بوده و نام انتخابی تاثیر اندکی بر او خواهد گذاشت.

 

مثال : اگر فرد با استعداد بسیار بالای نقاشی متولد شده باشد، براحتی این استعداد با تاکید بر نام جاری در فرد قابل مشاهده خواهد بود. اما اگر انرژی تاریخ تولد، حاکی بر نمایش عدم استعداد نقاشی در فرد باشد، به سختی می توان تصور کرد که فرد قرار است لئونادرو داوینچی دیگری بشود. دراین حالت است که انرژی نام جاری فرد مهم نیست.

 

ناگفته پیداست کهدرصد کمی از اوقات، افراد می توانند به آرزوها و خواسته هایشان برسند و به سمت مدیریت یک فن که در تفسیر نام زمان تولدشان ذکر نشده است، حرکت کنند.

گرچه آنها داوینچی دیگری نمی شوند، ولی می توانند استعدادی را بیش از انتظار پرورش دهند.

اگر نام های زیادی دارید، با توجه به تفسیر و انرژی ای که هر یک دارند و جهت بهره گیری هر چه مفیدتر، نامی را جهت انجام امور تجاری، نامی را جهت نامیدن توسط افراد خانواده و نامی را .... برای خود برگزینید.

 

اگر دنبال نام های مناسب هستید، چند مطلب را باید در نظر بگیرید :

*نامی را برگزینید که بهترین توازن را با نام زمان تولدتان دارد. بطور مثال، اگر انرژی نام زمان تولد شما را بیش از حد واقع بین و در چارچوب قرار داده، شما می توانید نامی را انتخاب کنید که انعطاف‌پذیری شما را بیشتر نماید. و یا اگر نام زمان تولد شما را بیشت از حد عاطفی نموده و شما می خواهید در امور تجاری قدم بردارید، نامی را برای خود انتخاب کنید که توانایی انجام امور تجاری را بیشتر کرده و اثری از عاطفی بودن شما وجود نداشته باشد. چراکه شما در انجام اموری تجاری به مسائل عاطفی باید کمترین اهمیت را بدهید.

 

* نامی را برگزینید که عملکرد شما را متوازن تر و متعادل تر نماید.

 

تغییر نام با ازدواج

هنگامیکه نام خود را با ازدواج تغییر می دهید، (این مطلب بیشتر شامل حال بانوان شده و منظور نام فامیلی است که پس از ازدواج با آن صدا زده می شوند) در زندگی تان نیز تغییراتی بوجود خواهد آمد. شما می توانید با مقایسه انرژی هائی که نام خود و نام پس از ازدواجتان دارد، نامی را برگزینید که با آن احساس راحتتری دارید.

 

نامگذاری نوزادان

قبل از متولد شدن کودک و انتخاب نام برای او، با دانستن انرژی و خصوصیات نامی که برای کودک خود انتخاب کرده اید، می توانی حدس بزنید که کودک شما دارای چه خصوصیات و ویژگی هائی خواهد شد. بنابراین بهتر است ابتدا تفسیر انرژی نام مورد نظر را بدانید و آگاهانه برای کودک خود نام انتخاب نمائید.

 

این نکته قابل ذکر است که جهت آگاهی بهتر و بیشتر در زمینه نام کودک، تاریخ تولد کودک نیز باید در نظر گرفته شود.

 

انتخاب نام برای تجارت

شما حتی براحتی می توانید نامی را برای خود به عنوان نام تجاری انتخاب کنید. حتی اگر کار را شروع کرده‌اید، قدرت انتخاب تاریخ شروع کار را دارید. بنابراین در انتخاب نام برای تجارت نیز همانند نامگذاری کودکان، تاریخ شروع به کار مهم است و تاثیرگذار.

موفقیت هر تجارت، علاوه بر اینکه به نام آن بستگی دارد، به شخص اداره کننده آن تجارت نیز بستگی خواهد داشت. بدین ترتیب خصوصیات و ویژگی های هر یک از افراد شاغل در تجارت می تواند برای مدیر مربوطه، جهت قرار دادن هر یک از افراد در جایگاه خود و استفاده بهینه از توانائی های هر یک از افراد، مفید باشد. حتی در علم اعداد می توان به این نتیجه گیری رسید که همکاری کدامیک از افراد با یکدیگر بیشترین فایده و سود را به تجارت مورد نظر می دهد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٧

 

یکی از عوامل تاثیر گذار در تفسیر شخصیتی افراد ، نام تعیین شده برای فرد می باشد.نام هر فرد در هنگام تولد نشان دهنده شخصیت و خصوصیات و خصلت های فردی، چگونگی و میزان حساسیت فرد مورد نظر در رابطه با جذب افراد و اتفاقاتی که در طول مسیر زندگی ممکن است برای او اتفاق بیافتد می باشد.

 

دانستن اطلاعاتی درباره نام، به هر فرد کمک می کند تا در خودشناسی، دورنمای زندگی، سطح انرژی خود و طرز رفتار خود تغییراتی داده و آنها را به بهترین نحو شکل دهد. همچنین این اطلاعات، به فرد کمک می کند تا از پتانسیل های خود در جهت موفقیت یا تلاش در آینده آگاهی های لازم را داشته باشد.

 

نام بیش از یک برچسب عمل می کند. در واقع، نام آهنگی شیرین و ارتعاش (صوت) است. نام برای خود فرد و اطرافیان او یک تصویر، یک احساس و یا یک خاطره را بیاد می آورد.

نام فرد

نام فرد می تواند یک نفوذ و تاثیر قدرتمند داشته باشد. یک نام می تواند معنائی بین موفقیت و شکست را داشته باشد.

 

ما اغلب نام خود را با صدا کردن دیگران می شنویم. جای هیچ تعجبی نیست که نامی را که نماینده ماست، با خود خصوصیات خاصی را حمل می کند. نام ما در واقع ارتعاش تکراری است که در هر بار ادا شدن نیتی را تعریف می کند.

 

نامی که شما خود را با آن معرفی می کنید، نشان می دهد که شما درباره خود چه فکری می کنید؛ نوع دفاع از خود چگونه است ، نوع تصور شما از شخصیتتان به چه شکل است ،چگونه به دورنمائی از توانائی های بالقوه خود و ضعف های خود فکر می کنید.

 

وقتی شما خود را معرفی می کنید، در واقع شما بیشتر از آنچه که فکر می کنید، به خودتان برچسب می زنید. شما مهری در صوت و ارتعاش ایجاد می کنید.

وقتی شما خودتان را معرفی می کنید، یا حتی درباره خودتان فکر می کنید، شما تصویری می سازید که محدوده ای از کیفیت هاست.

شما به جهان خود، به محیط اطراف خود، و مردمی که در اطراف شما هستند، نفوذ دارید. و این نفوذ بر اساس توان شما برای رسیدن به توانائی های  بالقوه واقعی تان، می تواند مثبت یا زیان آور باشد.

 

 

هریک از ما  با یک نام و نام خانوادگی مشخص صدا زده می شویم و از طرفی هم  صوت از جمله انرژی هاست. از آنجا که ماهیت اسم و فامیل ما صوت است، پس می توانیم چنین مفروض داریم که نام ما در زندگی  و اعمال ما دارای تاثیری بدیهی و روشن  است.

 

هر یک از ما در سال ، روز و ساعتی منفرد و در  خانواده ای مشخص زاده شده ایم ،  تمامی این عناصر ویژگی منحصر به فردی که شکل دهنده تقدیر ماست بنا می کند.

 

مجموعه این اطلاعات فردی، اعم از اسم و فامیل و تاریخ تولد، با کمک علم اعداد نقشه ای از مسیر زندگی هر فرد را ترسیم می نماید که می تواند اطلاعات زیادی از وقایع پیش رو و باید ها و نباید ها  را در اختیار ما قرار دهد.

 

 

 

نوع  تاثیر گذاری نام بر روی شخصیت و سرشت افراد به چهار دسته کلی  تقسیم می گردد :

 

ü  نام اصلی  (نام شناسنامه ای)

 

عبارت است از نامی که به هنگام تولد پدر و مادر و یا بستگان دور و نزدیک و اقوام آن را برای شما انتخاب می کنند .

 

این نام انتخابی، نشان دهنده استعدادها، نقاط قوت، نقاط ضعف، ویژگی های منحصر بفرد و ... شما می باشد .

 

 

 

                                ******************************

 

ü     نام کوچک

 

منظور از  نام  کوچک ما نامی است که ازمخفف نام اصلی ما بدست می آید  و براساس تکرار و عادت جایگزین نام اصلی فرد می گردد . بطور مثال نام اصلی فردی (محمد) می باشد که برحسب عادت و تکرار به ( ممد ) تغییر پیدا می کند .

 

                                ******************************

 

 

 

ü  نام مستعار

 

نام مستعار عبارت است از نامی که فرد برای خود انتخاب می کند و یا دیگران به دلایل مشخصی برای صدا زدن و معرفی فرد از آن استفاده می نمایند.

 

این نام  با نام اصلی او ( نامی که در شناسنامه فرد ذکر شده) کاملا متفاوت است وبا تاثیرات انرژی خود قادراست بر روی رفتار شخصیتی فرد تاثیر گذار باشند.و در ترسیم نقشه رفتاری و زندگی فرد موثر باشد

 

                                ******************************

 

 

 

ü  نام خانوادگی

 

نام خانوادگی شما مجموعه ای از ارتعاشات خصوصیات و خصلت های خانواده تان را با خود حمل می کند.بعبارت دیگر، نام خانوادگی ویژگی ها، خصوصیات به ارث رسیده، وهر آنچه که به خانواده شما اطلاق می شود را نشان می دهد. و بر روی ترسیم نقشه زندگی شما موثر است...

همانطور که قبلا گفته شد یک نام با تاثیرات انرژی خود قادر است بر روی شخصیت و ترسیم نقشه زندگی فرد تاثیر گذار باشد.

 

انتخاب نام و تاثیر گذاری آن تنها منحصر به اشخاص نمی باشد بلکه انتخاب نام برای یک محصول ، حرفه ، شرکت ، ..... نیز از عوامل خیلی مهم در موفقیت یا شکست آن محصول یا حرفه می باشد. پس باید زمان لازم جهت انتخاب یک نام مناسب اختصاص داده شود.

 

تفکر درباره انتخاب نام ، همانند رنگ و یا شکل آن شی مهم است. بعبارتی، همانطور که برای طراحی، شکل مناسب و رنگ مناسب یک محصول جدید وقت و هزینه زیادی  اختصاص داده می شود. باید برای نام آن محصول نیز زمان و وقت لازم نیز اختصاص داده شود.

 

چرا که؛ هر کسی می داند که رنگ اشتباه، شکل اشتباه و حتی نام اشتباه می تواند در شکست تجارت آن محصول تأثیر گذار باشد.

 

بطور مثال، "هنری فرد" (Henry Ford) هرگز نفهمید که چرا فروش ماشینی را که "کارخانه ماشین سازیفرد" بنام Ford Edselتولید کرد،با شکست مواجه شد.

 

 

 

نام Edsel گزینه مناسبی برای نام ماشین نبود . مهم نیست که ماشین مورد نظر  چگونه طراحی شده بود و چه قابلیت هایی داشت و یا قیمت آن مناسب بود . در واقع فروش این محصول با نام Edsel با شکست مواجه شد.

 

 

 

مثال دیگر در این زمینه در مورد شرکتی بنام Entergy صدق می کند، با انتخاب این نام  توسط مدیران ، شرکت شدیدا پتانسیل حرفه ای و کاری خود را از دست داد . از دلایل اصلی این امر، انتخاب نادرست و فاقد نظرات کارشناسی برای نام انتخابی آن شرکت بود.

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٧