شخصیت متلون

شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی کنار می آیند. ویژگی های بارزشان به شرح زیر است:

متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست.
هیچ ارتباطی دست کم گرفته نمی شود. این افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون  ها مبتکر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق کنند. متلون ها  کنجکاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند.

آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه کنند و  در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به  لحاظ احساسی، فعال و واکنشی هستند و درهر رابطه ای با تمام وجود ظاهر می  شوند و در دور کردن نظر خود از واقعیت های دردناک مهارت دارند. متلون ها می  خواهند خوش باشند و تجربه های جدید داشته باشند.

آنها هر چیزی را امتحان می کنند. از ریسک کردن نمی ترسند. برداشت روشنی از  خویشتن ندارند، بدین معنا که آنها نمی دانند چه کسی هستند و چه هویتی  دارندها بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر کنند.

آنها به ندرت حاضر می شوند خود را به خاطر شما تعدیل کنند. هر چه شخصیت  متلون بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود.


● همسر مناسب شخصیت متلون


متلون ها به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیک احتیاج دارند که در ضمن  به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون  ها را جلب می کند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون  برخوردار هستید باید کسی را به همسری برگزینید که آرام، با ثبات و تاحدی  رمانتیک باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت متلون

شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی کنار می آیند. ویژگی های بارزشان به شرح زیر است:

متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست.
هیچ ارتباطی دست کم گرفته نمی شود. این افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون  ها مبتکر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق کنند. متلون ها  کنجکاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند.

آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه کنند و  در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به  لحاظ احساسی، فعال و واکنشی هستند و درهر رابطه ای با تمام وجود ظاهر می  شوند و در دور کردن نظر خود از واقعیت های دردناک مهارت دارند. متلون ها می  خواهند خوش باشند و تجربه های جدید داشته باشند.

آنها هر چیزی را امتحان می کنند. از ریسک کردن نمی ترسند. برداشت روشنی از  خویشتن ندارند، بدین معنا که آنها نمی دانند چه کسی هستند و چه هویتی  دارندها بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر کنند.

آنها به ندرت حاضر می شوند خود را به خاطر شما تعدیل کنند. هر چه شخصیت  متلون بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود.


● همسر مناسب شخصیت متلون


متلون ها به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیک احتیاج دارند که در ضمن  به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون  ها را جلب می کند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون  برخوردار هستید باید کسی را به همسری برگزینید که آرام، با ثبات و تاحدی  رمانتیک باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت متلون

شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی کنار می آیند. ویژگی های بارزشان به شرح زیر است:

متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست.
هیچ ارتباطی دست کم گرفته نمی شود. این افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون  ها مبتکر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق کنند. متلون ها  کنجکاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند.

آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه کنند و  در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به  لحاظ احساسی، فعال و واکنشی هستند و درهر رابطه ای با تمام وجود ظاهر می  شوند و در دور کردن نظر خود از واقعیت های دردناک مهارت دارند. متلون ها می  خواهند خوش باشند و تجربه های جدید داشته باشند.

آنها هر چیزی را امتحان می کنند. از ریسک کردن نمی ترسند. برداشت روشنی از  خویشتن ندارند، بدین معنا که آنها نمی دانند چه کسی هستند و چه هویتی  دارندها بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر کنند.

آنها به ندرت حاضر می شوند خود را به خاطر شما تعدیل کنند. هر چه شخصیت  متلون بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود.


● همسر مناسب شخصیت متلون


متلون ها به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیک احتیاج دارند که در ضمن  به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون  ها را جلب می کند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون  برخوردار هستید باید کسی را به همسری برگزینید که آرام، با ثبات و تاحدی  رمانتیک باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت متلون

شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی کنار می آیند. ویژگی های بارزشان به شرح زیر است:

متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست.
هیچ ارتباطی دست کم گرفته نمی شود. این افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون  ها مبتکر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق کنند. متلون ها  کنجکاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند.

آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه کنند و  در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به  لحاظ احساسی، فعال و واکنشی هستند و درهر رابطه ای با تمام وجود ظاهر می  شوند و در دور کردن نظر خود از واقعیت های دردناک مهارت دارند. متلون ها می  خواهند خوش باشند و تجربه های جدید داشته باشند.

آنها هر چیزی را امتحان می کنند. از ریسک کردن نمی ترسند. برداشت روشنی از  خویشتن ندارند، بدین معنا که آنها نمی دانند چه کسی هستند و چه هویتی  دارندها بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر کنند.

آنها به ندرت حاضر می شوند خود را به خاطر شما تعدیل کنند. هر چه شخصیت  متلون بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود.


● همسر مناسب شخصیت متلون


متلون ها به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیک احتیاج دارند که در ضمن  به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون  ها را جلب می کند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون  برخوردار هستید باید کسی را به همسری برگزینید که آرام، با ثبات و تاحدی  رمانتیک باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت متلون

شخصیت های متلون به راحتی با تغییرات احساسی کنار می آیند. ویژگی های بارزشان به شرح زیر است:

متلون ها در روابط خود گرم و صمیمی هستند. هیچ ارتباطی میان آنها و دیگران جزئی و بی اهمیت نیست.
هیچ ارتباطی دست کم گرفته نمی شود. این افراد بسیار پر انرژی هستند. متلون  ها مبتکر هستند و می توانند دیگران را نیز به فعالیت تشویق کنند. متلون ها  کنجکاو و خیالپردازند و ذهنی باز دارند.

آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهای ارزشی دیگران را تجربه کنند و  در مسیری جدید به راه بیفتند. متلون ها احساس خود را نشان می دهند. آنها به  لحاظ احساسی، فعال و واکنشی هستند و درهر رابطه ای با تمام وجود ظاهر می  شوند و در دور کردن نظر خود از واقعیت های دردناک مهارت دارند. متلون ها می  خواهند خوش باشند و تجربه های جدید داشته باشند.

آنها هر چیزی را امتحان می کنند. از ریسک کردن نمی ترسند. برداشت روشنی از  خویشتن ندارند، بدین معنا که آنها نمی دانند چه کسی هستند و چه هویتی  دارندها بسیار متوقع هستند، آنها می خواهند دنیای خود را از شما پر کنند.

آنها به ندرت حاضر می شوند خود را به خاطر شما تعدیل کنند. هر چه شخصیت  متلون بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگی زناشویی دشوارتر می شود.


● همسر مناسب شخصیت متلون


متلون ها به همسرانی جالب، قوی، با علاقه و رمانتیک احتیاج دارند که در ضمن  به خواسته های آنها به سرعت گردن نهند. شخصیت های ماجراجو، اغلب نظر متلون  ها را جلب می کند. اگر شما تا اندازه ای از ویژگی های شخصیت متلون  برخوردار هستید باید کسی را به همسری برگزینید که آرام، با ثبات و تاحدی  رمانتیک باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت وابسته

این  اشخاص خود را ضعیف ، تهی و حقیر می پندارند و اعتماد به نفسشان بسیار  پایین است. خود را صاحب رأی نمی دانند. برای کسب محبت و حمایت دیگران به  اقدام های افراطی دست می زنند. این گونه افراد چون از قطع حمایت یا تأیید  می ترسند، اغلب در ابراز مخالفت با سایر افراد، به ویژه کسانی که به آنها  وابسته هستند، مشکل دارند.

۱) نیاز فراگیر و مفرط به حمایت شدن که به رفتار سلطه پذیری، وابستگی و ترس از جدایی منجر می شود.



۲) بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران در تصمیم گیری های روزمره دچار مشکل می شود.


۳) نیاز دارد که دیگران مسئولیت بیشتری در زمینه های مهم زندگی او بپذیرند.

۴) برای کسب محبت و حمایت دیگران افراط می کند، تا جایی که داوطلبِ انجام کارهایی می شود که ناخوشایند هستند.

۵) در مواقع تنهایی به دلیل ترس زیاد از ناتوانی برای مراقبت از خود احساس ناراحتی یا درماندگی می کند.

۶) در زمانی که یک رابطه صمیمانه قطع می شود مُصرانه برای ایجاد رابطه  دیگران به عنوان منبع مراقبت و حمایت به جستجو می پردازد. برای کنار آمدن  با وابسته ها، به جای تصمیم گیری برای آنها، به آنها کمک کنید تا برای خود  تصمیم بگیرند.

صمیمانه از آنها بخواهید که برای راضی کردن دیگران، صداقت بیش از اندازه به  خرج ندهند . به خاطر داشته باشید که بهره برداری نکردن از اشخاص منفعل  دشوار است و آنها را تشویق کنید که به روان درمانگر مراجعه کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت وابسته

این  اشخاص خود را ضعیف ، تهی و حقیر می پندارند و اعتماد به نفسشان بسیار  پایین است. خود را صاحب رأی نمی دانند. برای کسب محبت و حمایت دیگران به  اقدام های افراطی دست می زنند. این گونه افراد چون از قطع حمایت یا تأیید  می ترسند، اغلب در ابراز مخالفت با سایر افراد، به ویژه کسانی که به آنها  وابسته هستند، مشکل دارند.

۱) نیاز فراگیر و مفرط به حمایت شدن که به رفتار سلطه پذیری، وابستگی و ترس از جدایی منجر می شود.



۲) بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران در تصمیم گیری های روزمره دچار مشکل می شود.


۳) نیاز دارد که دیگران مسئولیت بیشتری در زمینه های مهم زندگی او بپذیرند.

۴) برای کسب محبت و حمایت دیگران افراط می کند، تا جایی که داوطلبِ انجام کارهایی می شود که ناخوشایند هستند.

۵) در مواقع تنهایی به دلیل ترس زیاد از ناتوانی برای مراقبت از خود احساس ناراحتی یا درماندگی می کند.

۶) در زمانی که یک رابطه صمیمانه قطع می شود مُصرانه برای ایجاد رابطه  دیگران به عنوان منبع مراقبت و حمایت به جستجو می پردازد. برای کنار آمدن  با وابسته ها، به جای تصمیم گیری برای آنها، به آنها کمک کنید تا برای خود  تصمیم بگیرند.

صمیمانه از آنها بخواهید که برای راضی کردن دیگران، صداقت بیش از اندازه به  خرج ندهند . به خاطر داشته باشید که بهره برداری نکردن از اشخاص منفعل  دشوار است و آنها را تشویق کنید که به روان درمانگر مراجعه کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت نمایشی

شخصیت نمایشی می تواند روی زندگی همه اطرافیان خود اثر بگذارد.
ویژگی های شخصیتی وی عبارت اند از:


۱) احساسات: زنان و مردان نمایشی در یک دنیای احساسی زندگی می کنند.
احساس گرا هستند، احساسات وعواطف خود را ابراز می کنند، گرم و پرمحبت هستند.


۲) زندگی را زنده و با روح می بینند، تصوراتی سرشار دارند، داستان های  سرگرم کننده تعریف می کنند. عاشق تخیل و ماجراها و داستانه های عاشقانه خوش  فرجام هستند.



۳) شخصیت های نمایشی دوست دارند که دیده شوند، می خواهند جلب نظر کنند و  مورد توجه قرار گیرند، آنها اغلب کانون توجهند. وقتی همه چشمها را متوجه  خود ببینند، شکوفا می شوند.


۴) وضع ظاهر: آنها به آراستگی بهای فراوان می دهند، از لباس، از مد و از طرز لباس پوشیدن لذت می برند.


۵) جذابیت جنسی: افراد نمایشی از جنسیت خود راضی هستند با دیگران گرم می گیرند و نگاهها را به خود جلب می کنند.


۶) ایجاد ارتباط: نمایشی ها به راحتی به دیگران اعتماد می کنند و با آنها ارتباط برقرار می سازند.


۷) توجه به عقاید دیگران: نمایشی ها با اشتیاق به دیدگاه ها و پیشنهادات دیگران توجه می کنند.


● همسر مناسب شخصیت نمایشی



شخصیت های نمایشی تحت تأثیر گونه شخصیتی خود می توانند با انواع شخصیت ها  به تفاهم برسند، اما به نظر می رسد رابطه ای در زندگی آنها دوام پیدا می  کند که بتواند تعادلی در زندگی زناشویی آنها برقرار سازد و در این میان  شخصیت وظیفه شناس می تواند همسر خوبی برای شخصیت نمایشی باشد.

زن و شوهرهای نمایشی و با اعتماد به نفس به دلیل تشابهاتی که دارند با  یکدیگر کنار می آیند. این دو شخصیت، توجه دیگران را جلب می کنند و می  توانند از توجه آنها برخوردار گردند و مشترکاً از آن استفاده کنند. شخصیت  های مهر طلب نیز از زندگی با شخصیت نمایشی راضی هستند.




● چند توصیه برای زندگی با نمایشی ها
۱) به او آزادی احساس بدهید و از نتایج ناشی از آن برخوردارشوید،  پروبال او را نبندید، در برنامه های اجتماعی مشارکت کنید، به سفر بروید،  میهمانی بدهید، در میهمانی ها شرکت کنید.


۲) از او تعریف کنید. از طرز لباس پوشیدن و وضع ظاهرش تعریف کنید. از  موفقیت هایش تعریف کنید همسر نمایشی شما می خواهد با او به صراحت حرف بزنید  و به ویژه احساسات مثبت خود را با او در میان بگذارید. هر چه قدر از وی  تعریف کنید برایش زیاد نیست ولی صداقت را فراموش نکنید، اگر به حرفی که می  زنید، معتقد نباشید او خیلی سریع این مطلب را در چهره و کلامتان می خواند.


۳) رمانتیک باشید، برایش گل، شیرینی و هدیه تدارک ببینید. در مناسبت های  مختلف به او کارت بدهید. بی مهری و بی توجهی او را دلگیر می کند.


۴) واقع بین باشید.شخصیت نمایشی انجام دادن بعضی از کارها را دوست ندارد از  جمله نسبت به اموری که با پول ارتباط دارند، بی توجه است. بهتر است  مسئولیت های مالی را خودتان تقبل کنید. به جزئیات امور شخصاً رسیدگی کنید.  او را به انجام بهتر کارها تشویق کنید؛ اما هرگز انتظار نداشته باشید که  بتواند در انجام دادن این قبیل کارها در سطح و حد شما ظاهر شود. در ضمن به  او کمک کنید تا به مسئولیت هایی مانند، تلفن کردن، شرکت در جلسات و به خصوص  جلسات مرتبط با فرزندان، عمل نماید.


۵) کینه به دل نگیرید، شخصیت نمایشی مسائل را به دل نمی گیرد. او احساسات  منفی و مثبتش را نشان می دهد، ولی زود همه چیز را فراموش می کند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت ماجراجو



زنان و مردان  ماجراجو، تن به خطراتی می دهند که سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف  اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمی شوند، آنها در لبه ها زندگی می کنند، با  محدودیت ها می ستیزند و جان خود را به مخاطره می اندازند.

برای آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها می گویند اگر خطری نباشد سودی هم در کار نیست.
اکثر آنها تحت تأثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجتماعی قرار نمی گیرند و به ارزشهای خود معتقدند.


آنها به راحتی  به فعالیتهای پر خطر تن می دهند و می گویند زندگی باید مخاطره آمیز باشد.  در زندگی استقلال دارند. آنقدرها نگران دیگران نیستند و معتقدند هر کس در  قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد کردن برخوردارند و به راحتی  دیگران را تحت تأثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود می خرند.

به سیاحت و سیر و  سفر علاقه بسیار دارند. پرجنب و جوش و شرورند. در کودکی و نوجوانی به  شرارت تن می دهند و برای دیگران مسئله ساز می شوند. در برابر هر کس که  بخواهد از آنها سوء استفاده کند می ایستند جسور و شجاعند.

آنها به خاطر حوادث و رویدادهای گذشته تأسف نمی خورند، برای آنها زندگی چیزی است که باید آن را در لحظه اکنون پیدا کرد.



● همسر مناسب شخصیت ماجراجو
ماجواجوها اکثراً طالب همسران کم توقعی هستند که از خود زیاد مایه  بگذارند. اشخاص آمیخته به شخصیت های نمایشی، از خود گذشته و وظیفه شناس ،  برای همسری ماجواجوها مناسب هستند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت ماجراجو



زنان و مردان  ماجراجو، تن به خطراتی می دهند که سایرین از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف  اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمی شوند، آنها در لبه ها زندگی می کنند، با  محدودیت ها می ستیزند و جان خود را به مخاطره می اندازند.

برای آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها می گویند اگر خطری نباشد سودی هم در کار نیست.
اکثر آنها تحت تأثیر عقاید دیگران و هنجارهای اجتماعی قرار نمی گیرند و به ارزشهای خود معتقدند.


آنها به راحتی  به فعالیتهای پر خطر تن می دهند و می گویند زندگی باید مخاطره آمیز باشد.  در زندگی استقلال دارند. آنقدرها نگران دیگران نیستند و معتقدند هر کس در  قبال خود مسئول است. همچنین آنها از هنر متقاعد کردن برخوردارند و به راحتی  دیگران را تحت تأثیر قرار داده و دوستی آنها را برای خود می خرند.

به سیاحت و سیر و  سفر علاقه بسیار دارند. پرجنب و جوش و شرورند. در کودکی و نوجوانی به  شرارت تن می دهند و برای دیگران مسئله ساز می شوند. در برابر هر کس که  بخواهد از آنها سوء استفاده کند می ایستند جسور و شجاعند.

آنها به خاطر حوادث و رویدادهای گذشته تأسف نمی خورند، برای آنها زندگی چیزی است که باید آن را در لحظه اکنون پیدا کرد.



● همسر مناسب شخصیت ماجراجو
ماجواجوها اکثراً طالب همسران کم توقعی هستند که از خود زیاد مایه  بگذارند. اشخاص آمیخته به شخصیت های نمایشی، از خود گذشته و وظیفه شناس ،  برای همسری ماجواجوها مناسب هستند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت مراقب


● مراقب ها، با شش ویژگی زیر شناسایی می شوند:

۱) استقلال: شخصیت مراقب از استقلال زیاد برخوردار است. به توصیه و  مشاوره با دیگران محتاج نیست، به سادگی تصمیم می گیرد و می تواند از خودش  مراقبت کند.


۲) احتیاط: در برخورد با دیگران متوجه و هشیار است و قبل از برقراری ارتباط با اشخاص همه جوانب را در نظر می گیرد.


۳) زمینه های درکی: شخصیت مراقب به خوبی گوش می دهد تا از کم و کیف دقیق مطالب آگاه شود.


۴) دفاع از خود: مراقب به ویژه وقتی مورد حمله قرار می گیرد به خوبی از خود دفاع می کند.


۵) حساسیت نسبت به انتقاد: انتقاد را جدی می گیرد، ولی هرگز مرعوب آن نمی شود.


۶) وفاداری و صداقت: شخصیت مراقب به صداقت و وفاداری بهای فراوان می دهد.


● کنار آمدن با شخصیت مراقب

۱) شخصیت مراقب ممکن است بسیار با اعتماد به نفس، مستقل، محکم و قاطع باشد.  ممکن است ندانید تا چه اندازه به احترام و توجه شما نیازدارد، این خواسته ی  او را به تکرار برآورده سازید.


۲) در توجه کردن به او تردیدی به خود راه ندهید گرچه ممکن است او بسیار دیر  جواب دهد و دیر به شما اعتماد کند اما اصرار در موردش مؤثر واقع می شود .  این مسیر را بپیمایید.

۳) احتیاط و خویشتن داری او را به حساب بی تفاوتی وی نگذارید. انتظار  نداشته باشید که به دیواره دفاعی او نفوذ کنید تا احساسات عمیقش را با شما  در میان بگذارد. اگر ارتباط شما با او محکم و با ثبات است به او اطمینان  کنید.


۴) بهترین راه برخورد و انتقاد از شخصیت مراقب این است که بدون انتقاد و  بدون مقصر قلمداد کردن او احساساتتان را با او در میان بگذارید. بگویید به  او اهمیت می دهید و خواهان روابط بهتر هستید.


۵) در معاشرت های اجتماعی سررشته کار را به دست گیرید. شخصیت مراقب از این رفتار شما استقبال می کند.

۶) توجه داشته باشید اگر دانسته یا نادانسته به او بی اعتنایی کنید موضوع را به دل می گیرد و به راحتی شما را نمی بخشد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

دستهایت را پنهان کن


اگر امروز توی  اتاق نشیمن گرم و نرم خانهتان، یک نفر با زلمزیمبوهای کولیها سر  به سر و اصرار کند که برایتان کفبینی کند و اسرار آیندهتان را  بخواند، چه کار میکنید؟

البته امیدوارم شما از آن دسته خرافاتیهایی نباشید که فکر میکنند  هر کس کف دستتان را دید و حرفهایی درباره آینده زد، پیشگو و  آیندهبین است. بعد هم امید دارم از آن دسته هم نباشید که با  چشمهای بسته هرچه میبینند به حساب خواب و رویا و توهم میگذارند،  چون حداقل در این یکی مورد روانشناسی هم حرفهایی برای گفتن دارد...



۱. ارسطو گفته است: دست عضوی از اعضای بدن است که عامل فعالیت نیروهای تاثیرپذیر سیستم درونی بدن است.


۲. اگر از گفته ارسطو چیزی نفهمیدید حداقل به بالزاک، نویسنده  آشنای فرانسوی دل بسپارید که میگوید: ما میتوانیم سکوت را با بستن  لبها و چشمان و ابروهای خودمان حفظ کنیم، اما دستهای ما قادر به  چنین پنهانکاری نیستند... دستهای ما افشاگرند.


۳. علم پزشکی علاوه بر همه اینها، به صورت منطقی از روی  تغییرات ایجادشده بر روی ناخنها و پوست، بیماری قلبی، سکته، فلج  یا سل ریوی و کمخونی را تشخیص میدهند.

۴. فکر میکنم حالا اگر بشنوید روانشناسان معتقدند حالتهای گوناگون  شخصیت انسان، مثل فصاحت و بلاغت، عصبانیت و قدرت انتقال احساست  را براحتی میتوان از طریق شکل حرکات دست و شکل انگشتان تشخیص داد،  باور میکنید؟



۵. در ضمن روانشناسی مدرن اعتقاد دارد، برخلاف نظر کولیها که  میگویند آدمها با دستهایی تقدیری به دنیا میآیند، تاثیر شخصیتها بر  شکل دستان تدریجی است. یعنی این ما هستیم که دستمان را  میسازیم، نه اینکه خطوط دست و شکل انگشتان ما، سازنده شخصیت ما  باشند.



۶. حالا اگر بشنوید که علم کفشناسی هندی، که سالها پیش از  اقوام آریایی به آنها ارث رسید، معتقد است دست راست ما دقیقا  بهصورت اکتسابی شکل میگیرد و نشانگر تغییرات شخصیتی آدم در  سالهای عمرش است، باز هم کفشناسی را کولیبازی میدانید؟



۷. دانشمندان خبره پزشک قانونی یا به عبارتی کارآگاهان سفیدپوست  که در آزمایشگاه دنبال قاتل میگردند، معتقدند که خطوط کف دست و  شکل چینخوردگیها و حتی ظاهر ناخن آدمها متفاوت است، یعنی اگر در  تمام کره زمین بگردید، دو نفر را پیدا نمیکنید که دستهایی شبیه هم  داشته باشند، حتی دوقلوها...



۸. اگر با یک روانکاو برخورد کردید و با نگاه کردن به دستتان گفت  که شما خیلی احساساتی، تندخو و پرخاشگر هستید، تعجب نکنید! جناب  روانکاو طالعبین و فالگیر نیست فقط کف دست شما بلندتر از انگشتهای  شماست!



۹. کفبینها میگویند انگشتهای خوشفرم، ناخنهای کشیده و  خوشظاهر و دستهای قوی و گرهگره نشاندهنده شخصیتهای شکل گرفته و  منطقی است. حالا اگر این را یک روانشناس بگوید ما میدویم ببینیم  دست آن شخصی که دوست داریم بدانیم در درونش چه میگذرد، چه شکلی  ست!



۱۰. اگر آن شخص مورد نظرتان ناخنهای کوچک و باریک دارد منتظر  باشید که احساسات بالا و انرژی زیادش کار دستش بدهد، این جور آدمها  خیلی زود تخلیه انرژی و بیانگیزه میشوند.



۱۱. اگر آن شخص (نمیگویم زن یا مرد چون مهم نیست) ناخنهای  کوتاه و پهن دارد، نشانه خودخواهی و انزواجوییاش است، شرمنده!



۱۲.اگر هم ناخنهای بزرگ دارد یا انگشتهای کوتاه و توسری خورده، خودبین و کله شق اما مهربان و دلرحم است.


۱۳. ناخنهای آسیبدیده هم نشانه آدمهایی است که نیازمند به محبت  و درک هستند و اگر همین آدمها ناخنهای بلند و انگشتهای نازک  داشتند، احتمالا افسردگی و آسیبپذیریشان هم زیاد است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

دستهایت را پنهان کن


اگر امروز توی  اتاق نشیمن گرم و نرم خانهتان، یک نفر با زلمزیمبوهای کولیها سر  به سر و اصرار کند که برایتان کفبینی کند و اسرار آیندهتان را  بخواند، چه کار میکنید؟

البته امیدوارم شما از آن دسته خرافاتیهایی نباشید که فکر میکنند  هر کس کف دستتان را دید و حرفهایی درباره آینده زد، پیشگو و  آیندهبین است. بعد هم امید دارم از آن دسته هم نباشید که با  چشمهای بسته هرچه میبینند به حساب خواب و رویا و توهم میگذارند،  چون حداقل در این یکی مورد روانشناسی هم حرفهایی برای گفتن دارد...



۱. ارسطو گفته است: دست عضوی از اعضای بدن است که عامل فعالیت نیروهای تاثیرپذیر سیستم درونی بدن است.


۲. اگر از گفته ارسطو چیزی نفهمیدید حداقل به بالزاک، نویسنده  آشنای فرانسوی دل بسپارید که میگوید: ما میتوانیم سکوت را با بستن  لبها و چشمان و ابروهای خودمان حفظ کنیم، اما دستهای ما قادر به  چنین پنهانکاری نیستند... دستهای ما افشاگرند.


۳. علم پزشکی علاوه بر همه اینها، به صورت منطقی از روی  تغییرات ایجادشده بر روی ناخنها و پوست، بیماری قلبی، سکته، فلج  یا سل ریوی و کمخونی را تشخیص میدهند.

۴. فکر میکنم حالا اگر بشنوید روانشناسان معتقدند حالتهای گوناگون  شخصیت انسان، مثل فصاحت و بلاغت، عصبانیت و قدرت انتقال احساست  را براحتی میتوان از طریق شکل حرکات دست و شکل انگشتان تشخیص داد،  باور میکنید؟



۵. در ضمن روانشناسی مدرن اعتقاد دارد، برخلاف نظر کولیها که  میگویند آدمها با دستهایی تقدیری به دنیا میآیند، تاثیر شخصیتها بر  شکل دستان تدریجی است. یعنی این ما هستیم که دستمان را  میسازیم، نه اینکه خطوط دست و شکل انگشتان ما، سازنده شخصیت ما  باشند.



۶. حالا اگر بشنوید که علم کفشناسی هندی، که سالها پیش از  اقوام آریایی به آنها ارث رسید، معتقد است دست راست ما دقیقا  بهصورت اکتسابی شکل میگیرد و نشانگر تغییرات شخصیتی آدم در  سالهای عمرش است، باز هم کفشناسی را کولیبازی میدانید؟



۷. دانشمندان خبره پزشک قانونی یا به عبارتی کارآگاهان سفیدپوست  که در آزمایشگاه دنبال قاتل میگردند، معتقدند که خطوط کف دست و  شکل چینخوردگیها و حتی ظاهر ناخن آدمها متفاوت است، یعنی اگر در  تمام کره زمین بگردید، دو نفر را پیدا نمیکنید که دستهایی شبیه هم  داشته باشند، حتی دوقلوها...



۸. اگر با یک روانکاو برخورد کردید و با نگاه کردن به دستتان گفت  که شما خیلی احساساتی، تندخو و پرخاشگر هستید، تعجب نکنید! جناب  روانکاو طالعبین و فالگیر نیست فقط کف دست شما بلندتر از انگشتهای  شماست!



۹. کفبینها میگویند انگشتهای خوشفرم، ناخنهای کشیده و  خوشظاهر و دستهای قوی و گرهگره نشاندهنده شخصیتهای شکل گرفته و  منطقی است. حالا اگر این را یک روانشناس بگوید ما میدویم ببینیم  دست آن شخصی که دوست داریم بدانیم در درونش چه میگذرد، چه شکلی  ست!



۱۰. اگر آن شخص مورد نظرتان ناخنهای کوچک و باریک دارد منتظر  باشید که احساسات بالا و انرژی زیادش کار دستش بدهد، این جور آدمها  خیلی زود تخلیه انرژی و بیانگیزه میشوند.



۱۱. اگر آن شخص (نمیگویم زن یا مرد چون مهم نیست) ناخنهای  کوتاه و پهن دارد، نشانه خودخواهی و انزواجوییاش است، شرمنده!



۱۲.اگر هم ناخنهای بزرگ دارد یا انگشتهای کوتاه و توسری خورده، خودبین و کله شق اما مهربان و دلرحم است.


۱۳. ناخنهای آسیبدیده هم نشانه آدمهایی است که نیازمند به محبت  و درک هستند و اگر همین آدمها ناخنهای بلند و انگشتهای نازک  داشتند، احتمالا افسردگی و آسیبپذیریشان هم زیاد است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

دیگرشناسی در دو دقیقه

الگوهای  شخصیتی با هدف طبقه بندی افراد به دسته های متمایز از یکدیگر در علم  روانشناسی مورد استفاده فراوان قرار می گیرند. یکی از این الگوهای شخصیتی  که توسط ویلیام شلدون ابداع شده است شخصیت افراد را براساس ساختار جسمانی و  جثه بدنشان به سه دسته اصلی که سوماتوتیپ نامیده می شوند، طبقه بندی کرده  است.شما می توانید با به کارگیری این الگوها به شخصیت افراد مورد نظر خود  تا حدودی پی برده و با آنان بهتر و موثرتر ارتباط برقرار کنید.




۱- آندومورف :(endomorph) آندومورف ها از نظر  فیزیک بدنی معمولاً دارای دور کمر پهن و شانه های باریک و کم عرض هستند.  گوشتالو، فربه و گلابی شکل هستند ولی قوزک پاهایشان و مچ دست هایشان باریک و  لاغر است که سبب بیشتر به چشم آمدن دیگر نواحی بدنشان می شود. خصایص  شخصیتی: لذت گرا، خوش مشرب، بردبار، راحت طلب، صلح جو، شوخ طبع، خیره سر،  آسوده خاطر، خواب سنگین و طولانی مدت، عاشق خوراکی، محتاج محبت، خونسرد و  کارها را پشت گوش می اندازند.



۲- اکتومورف ectomorph)): اکتومورف ها نقطه مقابل آندومورف ها هستند. از  لحاظ فیزیکی دارای شانه ها و دور کمر باریک، صورت لاغر و پیشانی بلند و  کشیده، قفسه سینه لاغر و باریک و دست و پاهای نحیف بوده و چربی اندکی در  بدنشان موجود است. هرچند ممکن است به اندازه آندومورف ها غذا بخورند اما  چنین به نظر می آید که هیچ گاه اضافه وزن پیدا نمی کنند (بزرگترین دغدغه  آندومورف ها).
خصایص شخصیتی: متفکر، آرام و ساکت، شکننده، خجالتی، حساس، کناره گیر، درون  گرا، دلواپس، عدم ابراز احساسات، هنرمند، غیرقابل پیش بینی، خلاق، قوه تخیل  بالا، بدخلق، کارها را خوب شروع کرده اما درست به پایان نمی رسانند.


۳- مزومورفmesomorph)): مزومورف ها بین آندومورف  ها و اکتومورف ها جای دارند. از لحاظ فیزیکی دارای ترکیب مطلوبتری بوده و  به اصطلاح دارای تناسب اندام هستند. دارای سر بزرگ، شانه های پهن(چهار  شانه) و میان تنه باریک همراه با بازوها و زانوهای نیرومند و چربی خیلی کمی  در بدنشان هستند. مستطیل شکل بوده و اغلب سر بزرگی دارند.

خصایص شخصیتی: عمل گرا، فعال، نیرومند، ستیزه جو،  ماجراجو، بی باک، بی تفاوت نسبت به عقاید دیگران، گستاخ، سلطه جو، عاشق  ریسک کردن، قدرت طلب، طعنه زن، علاقه مند به فعالیت های بدنی، تغذیه و خواب  منظم.توجه داشته باشید که الزاماً تقسیم بندی فوق همیشه برای همه صادق  نبوده و این احتمال وجود دارد که مثلاً فردی دارای جثه و اندام اکتومورف  بوده اما برخی از خصوصیات شخصیتی آندومورف ها و یا مزومورف ها را از خود  بروز دهد. بنابراین از آنجایی که هیچ چیز ۱۰۰درصد نیست، از پیش داوری ها و قضاوت های زودهنگام اشخاص خودداری کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

جدیدترین تست  خودشناسی

این   آخرین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در    جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان   رجوع کنید.  یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانید امتیازهایى که   گرفته اید را جمع  بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:


1ـ چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف ) صبح ب )عصر و غروب ج )  شب





۲ـ معمولاً چگونه راه مى روید؟


الف) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند، ب ) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى   تند و پشت سر هم، ج ) آهسته تر، با سرى  صاف روبرو، د ) آهسته و سربه زیر،  هـ ) خیلى  آهسته





۳ ـ وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛


الف )مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید، ب)  دستها را در هم قلاب مى  کنید، ج ) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید، د  ) دست به شخصى که با  او صحبت مى کنید، مى  زنید، و هـ ) با گوش خود بازى  مى کنید، به چانه تان  دست مى زنید یا موهایتان را صاف  مى کنید.

۴ـ وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟


الف ) زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم، ب)  چهارزانو،
ج ) پاى صاف و دراز به بیرون، د )  یک پا زیر دیگرى خم

۵ ـ وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش  نشان مى دهید؟


الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب  بوده، ب ) خنده، اما نه بلند،
ج ) باپوزخند کوچک، د ) لبخند بزرگ، هـ) لبخند  کوچک

۶ ـ وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛


الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما  شوند، وارد مى شوید
ب ) با  صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى  گردید
ج ) در  حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین  نیایید

۷ ـ سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما  ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف) از  وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب ) به  سختى ناراحت مى شوید
ج )  حالتى بینابین این دو حالت ایجاد مى شود

۸ ـ کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست  دارید؟


الف) قرمز یا نارنجى ب) سیاه ج) زرد یا آبى کمرنگ د) سبز
هـ) آبى  تیره یا ارغوانى و) سفید ز) قهوه اى، خاکسترى،  بنفش

۹ ـ وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش  از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟


الف) به پشت ب) روى شکم (دمر) ج) به پهلو و کمى خم و دایره  اى
د) سر بر  روى یک دست هـ )سر زیر پتو یا  ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:


الف) از جایى مى افتید. ب) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج) به دنبال کسى یا چیزى  هستید. د) پرواز مى کنید یا در آب  غوطه ورید.
هـ) اصلاً خواب نمى بینید. و) معمولاً خواب هاى خوش مى  بینید
 
  • امتیازات
    سؤال اول: الف(
    ۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

    سؤال  دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

    سؤال  سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

    سؤال  چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

    سؤال  پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

    سؤال  ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

    سؤال  هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

    سؤال  هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱امتیاز)

    سؤال  نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

    سؤال  دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)



    نتیجه گیرى
    * اگر امتیاز شما بالاى
    ۶۰  است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و  هوشیار هستند آنها  شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت   سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین  مى کنند و به ظاهر میگویند«کاش من   جاى تو  بودم!!» اما معمولاً به شما  اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه   اى عمیق و دوستانه  بى میل و فرارى  هستند.
    * اگر از
    ۵۱ تا ۶۰    امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى  دانند، بدون فکر عمل    مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه  مند به   رهبرى  جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى   آیند!)   دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را   تجربه و  امتحان مى  کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل   ایجاد شرایط و  بستر هیجانات توسط  شما، از همراهى تان لذّت مى برند.
    * اگر از
    ۴۱ تا ۵۰    امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران  شما را بانشاط،    سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه  جمع    هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و     فهمیده به نظر مى رسید. قادرهستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان   شوید  و اسباب  هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت   لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه  هستید.
    * اگر
    ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگربا کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.
    * از
    ۲۱ تا ۳۰    امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما  متأسفانه گاهى اوقات    ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار  به نظر مى    رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را     بردوش مى کشید و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى  دهد.   دیگران  مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس  تصمیم مى   گیرید.
    * و اگر کمتر از
    ۲۱    امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى،  عصبى و آدمى شکاک و دودل مى  دانند   شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند،  برایش تصمیم مى  گیرند و از   او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در   کارهاى گروهى و   ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

تعجب نکنید یک پرسش ساده دارم، شما چه جوری سلام میکنید؟ و دیگران چگونه به شما پاسخ میدهند؟ گرم و صمیمی، آرام و باتردید، بشاش اما با لبخندی ظاهری، سرد و محتاط و...

اما من میخواهم قبل از هرچیز، به این نکته اشاره کنم که برای سلام کردن، به نظرمیرسد ابتدا باید "دیگری" را "دید" و احساس کرد. یعنی، پذیرفتن فرد خاصی به جز خودت.

اما وقتی دیگری را ندیدی یعنی واقعا او را احساس نکردی، سلامات هم آن قدرگرم نیست که بردل بنشیند و شما موفق نمیشوید یک ارتباط انسانی و دوستانه با دیگران برقرارکنید. بنابراین پاسخی که میگیرید، صوری و صرفا یک وظیفه تلقی میشود.


به هرحال، قطعا حال و هوای دیگری نیز درپاسخگویی به شما مهم است. اما شما چون با سلام گفتن خود ارتباطی را آغاز میکنید، توان این کار را دارید که دیگری را از درگیری با درون و ذهنیتاش آزاد کرده و به دنیای خوب و سرشار از زندگی خود وارد کنید؛ حتی اگر تنها برای لحظاتی این اتفاق، شکل گیرد.

البته،واقعیت این است که شما با توجه به شناختی که از طرف مقابلتان دارید، به او سلام میکنید. شما میتوانید سلامی سطحی کنید یا سلامی از روی همدردی بگویید و یا اینکه با سلامی واقعی که همراه با آرامش است حضورخود را اعلام کنید.

برای مثال، وقتی با کسی روبرو میشوید که از او هیچ شناخت قبلی ندارید، محتاطانه سلامی فقط از روی ادب میکنید. اما اگر بدانید طرف مقابلتان یک مشکل حلنشدنی جسمی یا روحی دارد، سلام شما نوعی همدردی را نیز همراه دارد.

بنابراین، میزان، نوع شناخت و یا نبود آن بر چگونگی سلام شما تاثیرگذار است.اما من میخواهم همین را بگویم که چرا خود را از این مسایل فارغ نکنیم و با قدری آزادمنشی، همدردی انسانی و به دور از این گونه نگاههای خاص، باسلامی گرم و صمیمی حضور آرامبخش خودرا نمود نبخشیم.

اولین سلام خود را به خاطردارید؟ آن را وقتی به زبان آوردید که پا به این دنیا گذاشتید، زمان تولد، سلامی که هرگز تکرارنخواهد شد. یک بار برای همیشه.


اگر دقت کنید این سلام مفاهیم زیادی را به شما میآموزد. این سلام را هرگز نباید فراموش کنید چرا که همواره به شما نکته مثبتی را گوشزد میکند؛ اینکه یک عمر بیشتر ندارید، پس حواستان را جمع کنید که حداکثر رضایتخاطر را به دست آورید. اینکه هیچ چیز ارزش ندارد که شاید به دلیل برخی ذهنیتها و پیشداوریهای فکری و احساسی، به دیگران بیاحترامی کنیم یا فضای ناخوشایندی برای ادامه ارتباط ایجاد کنیم.

هرنوع ارتباط خوبی، بیتردید احساس رضایت و شادمانی به شما میبخشد. از کنار این مسئله به سادگی نگذرید و آن را جدی بگیرید. دقیقا ما میتوانیم در مواردی که نتایج برخوردهایمان به نحوه رفتارخودمان برمیگردد، توجه بیشتری داشته باشیم.

بنابراین، اگردیگری را تنها به عنوان یک انسان، به دور از هرپیشزمینه ذهنی"ببینیم" و"حس" کنیم، مسیری مثبت را با یک سلام ساده و واقعی برای ارتباطی ثمربخش هموار میکنیم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

من سلطه پذیرم !!!!!


.

افرادی که نوعا به شکلی سلطه پذیر رفتار می کنند ، در واقع ، عدم احترام به نیازها و حقوق خود را نشان می دهند . آنان به شکل های مختلف ، این بی احترامی را نسبت به خود قائل می شوند .

بسیاری از افراد سلطه پذیر ، احساسات خالصانه ، نیازها ، ارزش ها ، و نگرانی های خود را بیان نمی کنند .

آنان ، به دیگران اجازه می دهند که به حریمشان تجاوز کنند ، حقوقشان را نادیده بگیرند و به نیازهایشان بی توجه باشند .


این افراد به ندرت خواسته های خود را مطرح می سازند و حتی وقتی که امکان ارضای این نیازها وجود دارد ، آنها را نادیده می گیرند .


دیگر افراد سلطه پذیر ، نیازهایشان را بیان می کنند ، اما به گونه ای که چنان مودبانه و نامطمئن است که جدی تلقی نمی شود . آنان ، به صحبت های خود برخی از عبارت های توصیفی ، مثل موارد زیر را اضافه می کنند » ..... اما در واقع ، خیلی هم برایم مهم نیست » یا » .....اما ، هر کاری که دوست داری ، بکن » گاهی اوقات ، آنان تصور می کنند که خیلی واضح صحبت کرده اند ، در حالی که ، به طور ناخودآگاه پیامشان ، آنقدر رمزی بوده است که فرد دیگر نتوانسته است به منظور آنان پی ببرد . رفتارهای غیر کلامی مثل بالا انداختن شانه ها ، فقدان تماس چشمی ، صدای بسیار ملایم ، گفتار تردید آمیز و عوامل دیگر ، می توانند موجب توقف بیان یک نیاز و یا حتی دفاع فرد از حریم شخصی خود شود .


به طور مثال ، در یک گفتگوی خانوادگی ، همه افراد موافقت کردند که سینی ها و ظرف های غذای خود را در ظرفشویی بگذارند تا مادر خانواده شب ها ، وقت کمتری را درآشپزخانه بگذراند ، اما همیشه وقتی کسی ظرفش را فراموش می کرد ، مادر آن را بر می داشت . تا این که رفته رفته یک ماه گذشت و او همچنان به طور منظم خود ، میز غذا را به جای همه افراد دیگر تمیز می کرد .گرچه این مادر از نتیجه کار خود آگاه نبود ، اما در حقیقت او به شکلی نظام مند ، خانواده اش را برای نادیده گرفتن توافقشان آموزش می داد .


برخی افراد ، عادت دارند که از دیگران دعوت کنند تا از آنان بهره کشی کنند . آنان ، پیشنهاد انجام کارهایی را می دهند که روابطشان را نامتعادل می سازد و در نتیجه ، این تضمین را می دهد که دیگران به حقوق آنان تجاوز نموده و نیازهایشان را نادیده بگیرند .


فرد سلطه پذیر ، این موضوع را با دیگران در میان می گذارد که : « من اهمیت ندارم تو می توانی از من بهره مند شوی . من ، همه چیز را از جانب تو تحمل می کنم . نیازهای من مهم نیستند . نیازهای تو اهمیت دارند . احساسات من بی ربطند و احساسات تو مرتبط . عقاید من بی ارزش اند و عقاید تو رازشمند . من هیچ توقعی ندارم ، و این تویی که مستحق هستی . مرا به خاطرزنده بودن ببخش .....فرد سلطه پذیر فاقد » احترام به خود » است ، اما رفتار او ، عدم احترام نسبت به دیگران را نیز نشان می دهد .

زیرا این ، به طور ضمنی ، به آن معنا است که فرد دیگر ، آسیب پذیرتر از آن است که از عهده مواجهه برآید و مشارکتش را در مسئولیت ها بپذیرد .


رفتار سلطه پذیری به نحو شگفت انگیزی ، در جامعه ما رواج دارد .

توماس موریاریتی برای تعیین میزان مقاومت جرات مندانه درگروه های مختلفی از آزمودنی ها چند مطالعه انجام داد . موریایتی دریافت که دانشجویان دانشکده ، تمایل ندارند که از دانشجوی دیگر بخواهند صدای بلند ضبط صوت خود را ( هنگامی که درگیر یک کار ذهنی هستند ) قطع کند . هشتاد درصد دانشجویان ، نیازهایشان را برای فرد ایجاد کننده سر و صدا بیان نمی کردند .

آنان ، به سادگی آنچه را که بعدا اقرار کردند باعث حواس پرتی آنان می شده است تحمل می کردند . پانزده درصد افراد از او می خواستند که صدای موسیقی را قطع کند ، اما هنگامی که اطاعت نمی کرد ، درخواست خود را تکرار نمی کردند . فقط پنج درصد از دانشجویان خواسته خود را دوباره ، تکرار می کردند و نیازشان نیز برآورده می شد .

در موقعیت های دیگر نیز – شامل گروه های سنی مختلف و افراد بزرگسال – الگوی مشابهی مشاهده شد . نوعا ، هشتاد درصد افراد ، یا بیشتر ، حتی یک کلمه برای دفاع از حقوق شخصی خود و یا ارضاء نیازهایشان بر زبان نیاوردند . موریاریتی نتیجه گرفت که ما ، ملتی از قربانیان مشتاق [ قربانی شدن ] هستیم . ظاهرا رفتار سلطه پذیری ، برای اکثر افراد جامعه ، به یکی از شیوه های زندگی تبدیل شده است .
کسی که حق و حقوقش پیوسته پایمال می شود و نیازهایش ارضاء نمی شود ، آزردگی و خشم را در درون خود انبار می کند .

افرادی که معمولا به شکل های سلطه پذیرانه رفتار می کنند ، خشم زیادی را در خود انبار می کنند که درنهایت ، با پاسخی همچون آتشفشان ، فوران کرده و به بیرون می ریزد .

این فوران آتشفشانی ، اغلب با حادثه ای جزئی ، گدازه های پرخاشگرانه خشم را بر روی نزدیکان فرو می ریزد . به دنبال فوران پرخاشگری ، فرد سلطه پذیر به احساس گناه شدید دچار می شود و به سمت رفتار سلطه پذیری معمول خود باز می گردد .

اما پس از مدتی ، فشار ، دوباره به نقطه انفجار می رسد و آتشفشانی دیگر ، بر روی قربانی ، که ممکن است کاملا بی گناه باشد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

من سلطه پذیرم !!!!!


.

افرادی که نوعا به شکلی سلطه پذیر رفتار می کنند ، در واقع ، عدم احترام به نیازها و حقوق خود را نشان می دهند . آنان به شکل های مختلف ، این بی احترامی را نسبت به خود قائل می شوند .

بسیاری از افراد سلطه پذیر ، احساسات خالصانه ، نیازها ، ارزش ها ، و نگرانی های خود را بیان نمی کنند .

آنان ، به دیگران اجازه می دهند که به حریمشان تجاوز کنند ، حقوقشان را نادیده بگیرند و به نیازهایشان بی توجه باشند .


این افراد به ندرت خواسته های خود را مطرح می سازند و حتی وقتی که امکان ارضای این نیازها وجود دارد ، آنها را نادیده می گیرند .


دیگر افراد سلطه پذیر ، نیازهایشان را بیان می کنند ، اما به گونه ای که چنان مودبانه و نامطمئن است که جدی تلقی نمی شود . آنان ، به صحبت های خود برخی از عبارت های توصیفی ، مثل موارد زیر را اضافه می کنند » ..... اما در واقع ، خیلی هم برایم مهم نیست » یا » .....اما ، هر کاری که دوست داری ، بکن » گاهی اوقات ، آنان تصور می کنند که خیلی واضح صحبت کرده اند ، در حالی که ، به طور ناخودآگاه پیامشان ، آنقدر رمزی بوده است که فرد دیگر نتوانسته است به منظور آنان پی ببرد . رفتارهای غیر کلامی مثل بالا انداختن شانه ها ، فقدان تماس چشمی ، صدای بسیار ملایم ، گفتار تردید آمیز و عوامل دیگر ، می توانند موجب توقف بیان یک نیاز و یا حتی دفاع فرد از حریم شخصی خود شود .


به طور مثال ، در یک گفتگوی خانوادگی ، همه افراد موافقت کردند که سینی ها و ظرف های غذای خود را در ظرفشویی بگذارند تا مادر خانواده شب ها ، وقت کمتری را درآشپزخانه بگذراند ، اما همیشه وقتی کسی ظرفش را فراموش می کرد ، مادر آن را بر می داشت . تا این که رفته رفته یک ماه گذشت و او همچنان به طور منظم خود ، میز غذا را به جای همه افراد دیگر تمیز می کرد .گرچه این مادر از نتیجه کار خود آگاه نبود ، اما در حقیقت او به شکلی نظام مند ، خانواده اش را برای نادیده گرفتن توافقشان آموزش می داد .


برخی افراد ، عادت دارند که از دیگران دعوت کنند تا از آنان بهره کشی کنند . آنان ، پیشنهاد انجام کارهایی را می دهند که روابطشان را نامتعادل می سازد و در نتیجه ، این تضمین را می دهد که دیگران به حقوق آنان تجاوز نموده و نیازهایشان را نادیده بگیرند .


فرد سلطه پذیر ، این موضوع را با دیگران در میان می گذارد که : « من اهمیت ندارم تو می توانی از من بهره مند شوی . من ، همه چیز را از جانب تو تحمل می کنم . نیازهای من مهم نیستند . نیازهای تو اهمیت دارند . احساسات من بی ربطند و احساسات تو مرتبط . عقاید من بی ارزش اند و عقاید تو رازشمند . من هیچ توقعی ندارم ، و این تویی که مستحق هستی . مرا به خاطرزنده بودن ببخش .....فرد سلطه پذیر فاقد » احترام به خود » است ، اما رفتار او ، عدم احترام نسبت به دیگران را نیز نشان می دهد .

زیرا این ، به طور ضمنی ، به آن معنا است که فرد دیگر ، آسیب پذیرتر از آن است که از عهده مواجهه برآید و مشارکتش را در مسئولیت ها بپذیرد .


رفتار سلطه پذیری به نحو شگفت انگیزی ، در جامعه ما رواج دارد .

توماس موریاریتی برای تعیین میزان مقاومت جرات مندانه درگروه های مختلفی از آزمودنی ها چند مطالعه انجام داد . موریایتی دریافت که دانشجویان دانشکده ، تمایل ندارند که از دانشجوی دیگر بخواهند صدای بلند ضبط صوت خود را ( هنگامی که درگیر یک کار ذهنی هستند ) قطع کند . هشتاد درصد دانشجویان ، نیازهایشان را برای فرد ایجاد کننده سر و صدا بیان نمی کردند .

آنان ، به سادگی آنچه را که بعدا اقرار کردند باعث حواس پرتی آنان می شده است تحمل می کردند . پانزده درصد افراد از او می خواستند که صدای موسیقی را قطع کند ، اما هنگامی که اطاعت نمی کرد ، درخواست خود را تکرار نمی کردند . فقط پنج درصد از دانشجویان خواسته خود را دوباره ، تکرار می کردند و نیازشان نیز برآورده می شد .

در موقعیت های دیگر نیز – شامل گروه های سنی مختلف و افراد بزرگسال – الگوی مشابهی مشاهده شد . نوعا ، هشتاد درصد افراد ، یا بیشتر ، حتی یک کلمه برای دفاع از حقوق شخصی خود و یا ارضاء نیازهایشان بر زبان نیاوردند . موریاریتی نتیجه گرفت که ما ، ملتی از قربانیان مشتاق [ قربانی شدن ] هستیم . ظاهرا رفتار سلطه پذیری ، برای اکثر افراد جامعه ، به یکی از شیوه های زندگی تبدیل شده است .
کسی که حق و حقوقش پیوسته پایمال می شود و نیازهایش ارضاء نمی شود ، آزردگی و خشم را در درون خود انبار می کند .

افرادی که معمولا به شکل های سلطه پذیرانه رفتار می کنند ، خشم زیادی را در خود انبار می کنند که درنهایت ، با پاسخی همچون آتشفشان ، فوران کرده و به بیرون می ریزد .

این فوران آتشفشانی ، اغلب با حادثه ای جزئی ، گدازه های پرخاشگرانه خشم را بر روی نزدیکان فرو می ریزد . به دنبال فوران پرخاشگری ، فرد سلطه پذیر به احساس گناه شدید دچار می شود و به سمت رفتار سلطه پذیری معمول خود باز می گردد .

اما پس از مدتی ، فشار ، دوباره به نقطه انفجار می رسد و آتشفشانی دیگر ، بر روی قربانی ، که ممکن است کاملا بی گناه باشد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

ویژگیهای انسان خود شکوفا

.............


آبـراهـام مـازلـو بـرای نـخستـیـن بـار مـدل سـلسـله مراتب نـیازهای انسان را پایه گذاری کرد. که البته بـعدها تـوسـط افـراد گوناگونی این سلسله مراتب بسط و گسترش یافت.

هر انسانی در زندگی براساس نیازهایی انگیخته و تحریک می گردد که عمده ترین آنها به مـنـظور حفظ حـیات صورت می پـذیرند. بنـیـادی تـرین ایـن نـیـازهـا مـوروثـی و فـطـری میباشند که طی ده ها هزار سال تکامل یافته اند.
سلسله مراتب نیازهای انسان به قرار ذیل میباشد:


۱) نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی:
نـیـاز به اکسیژن، غذا، آب، سـر پـنـاه (مسکن)، گرما، روابط جنسی، خواب و پوشاک.

۲) نیازهای امنیتی:
ایـمنـی در بـرابـر عـوامــل طبیعی (زلزله، طوفان)، امنیت (امـنـیـت اجتماعی، مالی، شغلی و غیره)، نظم، قانون، محدودیت ها و ثبات.


۳) نیازهای عشقی و تعلق پذیری:
کار گروهی، خانواده، رابطه با دیگران، غرور، گـریز از طرد شدگی، عشق ورزی دیگران به فرد و بالعکس.


۴) نیازهای تاییدی و احترامی:
عزت نفس ، موفقیت،مهارت، استقلال، سلطه گری، اعتبار، شهرت، قدر و منزلت، نفوذ و اعتماد بنفس.


۵) نیازهای شناختی و معرفتی:
علم، دانش و مفهوم.


۶) نیازهای زیبایی شناسی:
ارزش نـهادن و جـستـجـوی زیـبایی، هماهنگی، توازن و تقارن، تناسب و نظم.


۷) نیاز خود شکوفایی(خود یابی):
پی بردن به استعدادهای نهانی و بالقوه، تـکـامـل فـردی، عـدالـت خـواهـی، شـناخت ماهیت خویشـتـن، انـگـیـزه بـرای دسـتـیـابـی به اوج قابلیتهای خویش.

۸) نیازهای متعالی:
کـمـک بـه دیـگران برای دست یابی به مرتبه خود شکوفایی، نـیـاز های معنوی. برای مثال از فردی که دارای امنیت مالی در جامعه نمیباشد نمیتوان انتظار رفتار مناسب اجتماعی داشت...ویژگی های شخصیتی انسان خود شکوفا


۱) حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

۲) طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

۳) نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

۴) متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

۵) عدم تاثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

۶) دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

۷) از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

۸) پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

۹) در کنار دیگران راحت میباشد، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

۱۰) خود انگیخته و با اصالت میباشد، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد میباشد و نه آنگونه که دیگران از وی میخواهند.

۱۱) شوخ طبع بوده البته حس پوخ طبعی که متوجه خود و یا وضعیت بشریت میباشد و نه دیگران.

۱۲) تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

۱۳) علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

۱۴) خلاق-مبتکر و اصیل.

۱۵) بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیتهایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

مراحل تغییرات شخصیتی‏

برخی از نظریه‏پردازان روانشناسی معتقدند رشد در تمام طول زندگی انسان‏ها ادامه دارد. به نظر اینان رشد شامل هشت مرحله می‏باشد و در هر یک از این مراحل، انسان با بحران‏های خاصی روبه‏روست که رفع یا عدم رفع آنها می‏تواند بر روی شخصیت هر فرد اثر مثبت یا منفی داشته باشد. به عبارت دیگر هر مرحله شامل دو قطب است و شامل دو تجربه عاطفی مخالف هم می‏شود و راههای مختلف تکامل از دیگران را مشخص می‏نماید.

این هشت مرحله عبارتند از:
الف) مرحله اعتماد در برابر بی‏اعتمادی (بدو تولد تا یک سالگی):


کیفیت زندگی نوزادی شامل عشق، محبت، توجه، لمس و نوازش و غیره و کلاً روابط بین نوزاد و مادر تأثیر مستقیمی بر احساس اولیه کودک در مورد اعتماد یا عدم اعتماد وی به محیط بر جای می‏گذارد. حال چنانچه کیفیت روابط مادر و کودک غیر کافی باشد امکان به وجود آمدن عدم اعتماد به محیط در کودک پیدا شده و به احتمال زیاد تا دوره‏های بعدی زندگی نیز ادامه می‏یابد.



ب) مرحله خودمختاری در برابر شک و تردید (۳ - ۲ سالگی):

در این دوره کودک سعی در ابراز وجود دارد و اگر در تلاش برای ابراز وجود در خانواده با شکست روبه‏رو شود احتمال دارد قدرت اتکا به خود را از دست بدهد. این حالت زمانی پیش می‏آید که والدین شدیداً مستبد باشند و کودک را همواره کوچک شمارند.
باید دانست که نتایج هر مرحله به مراحل دیگر انتقال می‏یابد. یعنی کودکی که در مراحل اول احساس اعتماد در او ایجاد شده است، در مرحله دوم به مراتب آسان‏تر می‏تواند به اتکا به خود برسد تا کودکی که در مرحله اول دچار احساس بی‏اعتمادی شده است.


ج) مرحله ابتکار در برابر احساس گناه (۵ - ۴ سالگی):
طی کردن موفقیت‏آمیز مراحل قبلی به کودک امکان می‏دهد تا در این مرحله حس کنجکاوی خود را برای کشف مجهولات به کار اندازد و صاحب ابتکار شود. والدین در برابر برخی کنجکاوی‏های کودک مقاومت کرده و کودک با کلمه «نه» آشنا می‏شود. تخلف از امر و نهی والدین چه در عالم خیال و چه در عالم واقعیت، سبب پیدایش نوعی احساس گناه شده و «وجدان اخلاقی» را در کودک پی‏ریزی می‏کند. چنانچه در این مرحله والدین بیش از اندازه کودک را از انجام امور نهی کنند، احساس گناه شدیداً در کودک رشد کرده و مانع بروز اعمال کنجکاوانه او شده، نهایتاً ممکن است جرئت دست زدن به کارهای عادی نیز از کودک سلب گردد و بالعکس. در حالت عکس یعنی آزادی بی‏حد و حصر کودک دارای وجدان ضعیفی بوده و از انجام بسیاری از اعمال خلاف قوانین اجتماعی روگردان نیست.


د) مرحله سازندگی در برابر احساس حقارت (۱۱ - ۶ سالگی):
در این مرحله انسان مایل است مسائل مختلف را یاد گرفته و با کمک دیگران به مرحله عمل در آورد. لیکن برای چنین سازندگی به مواد اولیه و ابزار و نیز توجه و تحسین دیگران احتیاج دارد. حال اگر چنین توجه و تحسینی به کودک نشان داده نشود، احساس حقارت در او به وجود خواهد آمد. در این سال‏ها، مربیان باید برای هر یک از کودکان شرایط یا موقعیت‏هایی را فراهم آورند تا آنان در انجام اعمال گوناگون به موفقیت‏هایی نایل شوند. به همین دلیل باید مربی بکوشد تا از پیدایش هر نوع احساس عدم توانایی در کودک جلوگیری نماید. به منظور رسیدن به این هدف هر مربی باید از توانایی‏ها و استعدادهای موجود در شاگردان خود آگاهی داشته و محیط آموزشی را به نحو مطلوبی کنترل نماید.


ه) مرحله احساس هویت در برابر آشفتگی:
این مرحله مشخص‏کننده حالت فرد در دوران بلوغ است. در این مرحله نوجوان به علت بحران بلوغ و تغییرات جسمانی و روانی، بیشتر احساس سرگشتگی عدم تعادل و عدم همبستگی درونی می‏نماید. مشکل اساسی در این مرحله از رشد، دستیابی به احساس هماهنگی و وحدت درونی است. نوجوان در بحران‏های عاطفی تلاش می‏کند تا اعتماد به نفس یافته و در زندگی به اصطلاح بازنده نشود. چنانچه نقش اجتماعی نوجوان در این مرحله روشن نشود، او دچار سردرگمی و تزلزل نقش گردیده و دوران بلوغ وی طولانی‏تر می‏شود. لیکن چنانچه وی بتواند هویت خود را کشف و نقش اجتماعی خود را پیدا کند، به هماهنگی و وحدت شخصیتی دست می‏یابد.


و) مرحله نزدیکی در برابر کناره‏گیری (دوره جوانی):

در صورت گذر از مرحله نوجوانی، در این مرحله جوان مشتاقانه سعی دارد تا با دیگران رابطه‏ای صمیمانه برقرار نماید. عدم توفیق در ایجاد صمیمیت با دیگران، احتمالاً فرد را به سوی انزواطلبی و کناره‏گیری از مردم سوق می‏دهد که خود از نظر روانی و اجتماعی حالتی نابهنجار محسوب می‏شود.


ز) مرحله مولّد بودن در برابر عدم تحرک (دوره میانسالی):
تحرک و جنبش در این دوره مبنای خلاقیت و مولد بودن و علاقه به فعالیت‏هایی است که اثر آن به نسل بعد نیز منتقل می‏شود. عدم تحرک فرد عاملی به سوی دلزدگی و بی‏تفاوتی است.


ح) مرحله انسجام در برابر یأس و نومیدی (دوره پیری):
در این مرحله انسان موفق کسی است که رضایت خود را از زندگی، با وجود ضعف تدریجی نیروهای بدنی و افزایش احساس اتکای به دیگران حفظ کند. از سوی دیگر، به وجود آمدن احساس یأس یا عدم رضایت از خود و آنچه که انجام داده است، باعث خواهد شد که شخص به سوی نومیدی و احساس پوچی در این دوره سوق داده شود.


در این نظریه تأکید بر حرکت انسان‏ها به سوی خارج است. یعنی از مادر به خانواده و از خانواده به همسایه و از آنجا به محیطهای ناآشنا و از آنجا به مردم مختلف. بنابراین دست‏اندرکاران محیطهای آموزشی و امر آموزش و نیز پدر و مادران باید از تغییراتی که در دانش‏آموزان در مراحل مختلف رشد روی می‏دهد آگاه باشند. این نکته بخصوص در مرحله نوجوانی (مرحله پنجم) که در این دوره، نوجوان درگیر شناخت فردیت خود و واکنش‏های اجتماعی است اهمیت فزون‏تری می‏یابد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

شخصیت شناسی از روی کیف و کفش




به نظر شما با نگاه کردن و دقیق شدن بر کفش، کیف، ماشین و موبایل افراد، تا چه حد می توان به شخصیت واقعی افراد پی برد؟ راستش را بخواهید ما در این مطلب نمی خواهیم با بازگو کردن برداشت های شخصی خود، آنها را جایگزین «تجربیات روانشناسی» می کنیم، بلکه فقط درصددیم تا به شما نکاتی را گوشزد کنیم که در همان نگاه اول بتوانید آدم های روبروی تان را تا حد قابل قبولی بشناسید و ارتباطتان را بر پایه و اساس درستی پایه ریزی کنید.



۱) آدم هایی که کفش های راحت و کیف های نرم استفاده می کنند; از نقطه نظر ارتباطی آدم هایی فاقد خودخواهی و خودبزرگ بینی هستند. آنها می خواهند راحت باشند و راحت هم ارتباط برقرار می کنند. هرچند گاهی همین آدم ها در اتفاق های بزرگ زندگی مثل ازدواج باعث دردسر اطرافیان می شوند چون علاقه ای به شرط و شروط ها و تزئینات قدیمی ندارند.


۲) آدم هایی که کفش های شسته و رفته با طراحی خشک و کیف هایی سنگین و چهارگوش انتخاب می کنند; سعی دارند شما و خودشان را در چارچوبی که ارتباطشان را در آن گنجانده اند محدود کنند. این آدم ها سعی می کنند از نظر ظاهری مقتدر و با شخصیت به نظر بیایند و به همین دلیل همیشه در ارتباط با آنها یک نوع عدم دوستی صادقانه احساس خواهید کرد.


۳) آدم هایی که دائم کفش و کیف عوض می کنند; سعی دارند چیزی را در پس ظاهر مردم پسند خود پنهان کنند، حواس تان باشد این آدم ها در عین خوش ظاهری زیاد قابل اعتماد نیستند.



۴) کفش های خاکی، کیف هایی با قفل شکسته و نخ های در رفته; نشانه خاکی بودن یا بی توجهی به جریان مد دنیا نیست، بلکه نشانه عدم توازن و شخصیت، نداشتن اعتمادبه نفس و بی توجهی به اطرافیان است.




۵) از آدم هایی که فقط کیف های مدل بالا و کفش های مارک دار می پوشند; باید یک سوال پرسید و آن اینست که آیا می خواهید مردم فکر کنند شما به سر و وضع تان فکر می کنید؟ حواس تان باشد کیف های گرد و نرم نشانه شخصیت های قابل انعطاف و کیف های خشک و قفل دار نشانه سختی شناسه های شخصیتی فرد در مواجهه با افراد است.
▪ نکته:

ارتباط کفش و کیف مثل ارتباط دو خط موازی است هرچند زیاد به هم مربوط نیستند اما یک راه را به ما نشان می دهند.
تا به حال کیف ها و کفش های آدم ها را از رنگ هایشان روانشناسی کرده اید؟

نکته جالب توجه اینجاست که رنگ های روشن نشانه شادی درونی و رنگ های تیره نشانه یکنواختی زندگی هستند.

هرچند رنگ هایی مثل قرمز، زرد و صورتی برای کیف و کفش نشانه صاحبانی هستند که راهی برای ارتباط جمعی ندارند و تنها از طریق کیفشان دیده می شوند.

حواس تان باشد نوجوان ها باید کیف و کفش های رنگی داشته باشند چون در سنین نوجوانی هنوز روابط اجتماعی و قوی و محکم و ساختار ذهنی درست و منطقی به سخنوری ندارند که بتوانند در جمعی با تکیه بر آنها خودشان را نشان دهند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

آمار حاضر نشان می‌دهد که من و شما بعد از یک مشاجره و جرو بحث داغ، چگونه  فکر می‌کنیم؟ یا بهتر است بگوییم، چگونه آن مشاجره را ارزیابی و درباره آن  قضاوت می‌کنیم؟می‌توانید بگویید، شما بعد از یک مشاجره یا جرو بحث جانانه  با یک دوست، همکار، همسر، فرزند و... چه افکاری دارید؟
آمار حاضر نشان می‌دهد که من و شما بعد از یک مشاجره و جرو بحث داغ، چگونه  فکر می‌کنیم؟ یا بهتر است بگوییم، چگونه آن مشاجره را ارزیابی و درباره آن  قضاوت می‌کنیم؟دانشمندان با بررسی وضعیت میلیون‌ها نفر در این زمینه به  آمار جالبی دست یافتند
که خواندن آن تامل برانگیز است. افکاری که بعد از یک جر و بحث در ذهن ما حرکت می کنند طبق این شکل به شرح زیر است:
رنگ سبز نشان دهنده افکار شما در زمینه 'عذر خواهی' است.
رنگ آبی نشان دهنده افکار شما در میزان پذیرش 'ضعف هایتان' در آن مشاجره است.
رنگ نارنجی نشان دهنده افکار شما در پذیرش ' پیروزی' در عرصه مشاجره است.
و رنگ قرمز نشان دهنده افکار و تمرکز شما است برروی موارد هوشمندانه‌ای که باید می‌گفتید و
نگفته‌اید.
در داخل این رنگ قرمز چراهای بسیاری از مسائل و کلمات ناگفته وجود دارد. به همین دلیل ذهن شما میزان
قابل توجه و عجیبی از افکار شما را به سمت آنها کشانده است.
دوست داشتن خود و دیگران اصل یک زندگی سالم است. بنابراین، بیایید زیبا اندیشی،
گذشت و انصاف را هنگام مشاجره به خاطر بسپاریم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید: ۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب- دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
د _ یک پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند کوچک،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند کوچک

۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى کمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت
ب- روى شکم (دمر)
ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یک دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید


امتیازات


سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.



نتیجه گیرى

* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندا

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٢

 

اثرات ورزش بر شخصیت                

امروزه با پیشرفت علوم زیستی و روانشناسی کاملا مشخص شده که موجودی به نام انسان مجموعه ای است از ویژگی های جسمانی و مشخصه های روانی که مطلقا از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. تغییرات بدن انسان مساوی است با تغییرات روح و دگرگونی روح با دگرگونی بدن برابر است. بدن انسان همیشه به صورت یک کل واحد عمل می کند نه به صورت یکسری بخش های جد از هم. ذهن و بدن از هم جدا نیستند و تقریبا هیچ پدیده ای وجود ندارد که تاثیرات آن تنها جسمی یا روانی باشد. نه ذهن از عناصر و استعدادهای مستقل تشکیل شده است و نه جسم از بخش های متفاوت به وجود آمده است تغییر در هربخش آن می تواند برکل بدن اثر بگذارد. اثر فعالیت های ورزشی در رشد عاطفی و روانی کودکان و نوجوانان را از چند بعد می توان مورد مطالعه قرار داد:

1- اثر ورزش بر روی شخصیت:

یکی از متمایزترین جنبه های حیات معنوی هر فرد شخصیت اوست بدین ترتیب می توان گفت منظور از شخصیت مجموعه یا کل خصوصیات و صفات فرد است. درباره اثر ورزش برروی شخصیت انسان یکی از گسترده ترین عقاید این است که ورزش از راه های گوناگون در روحیه و شخصیت ورزشکاران اثر مثبت می گذارد. چنین تاثیرات مثبتی ممکن است موقت یا دائمی باشد و ممکن است در مورد افراد جوانتر - به این دلیل که فرایند رشد و تکامل روانی و عاطفی آنان در حال تکوین است - بیش از افراد مسن صحت داشته باشد. مهمترین جنبه این تاثیرات رشد شخصیت است. علاوه بر رشد شخصیت، ورزش به شکل موثری در تحول جنبه اجتماعی شخصیت یا صلاحیت و شایستگی اجتماعی فرد اثر داشته است. ورزش عموما انباشته از فرصت های مناسب جهت برخورد با موانع و مشکلات و اتخاذ شیوه های مناسب برای رفع آنهاست و این وضعیت از نظر سلامت روانی کودک بسیار مهم است. در واقع انتخاب شیوه یا شیوه های ورزشی که منجر به تسلط و غلبه بر موانع شود از نظر سلامت روانی کودک بسیار مهم است، زیرا نه تنها باعث احساس رضایت در فرد شده، بلکه باعث می شود در برخورد با موانع و مشکلات روحیه ای مقاوم، جستجوگر، چاره اندیش، منعطف و تحمل پذیر داشته باشد. بنابراین غلبه کردن بر کشمکش ها و مشکلات در ورزش، ممکن است احساس شخصی فرد را از شایستگی و کنترل خود افزایش داده، انگیزه درونی او را برای بروز رفتار شایسته بیشتر کند و شخصیت او را به شکلی بسیار مثبت تحت تاثیر قرار دهد.


2 - کسب اعتمادبه نفس در اثررشد و تکامل بدنی:


کسب موفقیت های ورزشی یا تلاش برای به دست آوردن موفقیت کوششی است که به طور مستمر در رقابت های ورزشی وجود دارد. کسب این گونه موفقیت ها و یا حتی توانایی ابراز تلاش و کوشش برای به دست آوردن موفقیت باعث می شود که فرد از استعدادهای نهفته خود مطلع شود. اطلاع فرد از استعدادهای خود، می تواند امید اورا به موفقیت های ورزشی و غیرورزشی (در زندگی واقعی) افزایش داده و اعتمادبه نفس او را بالا ببرد.

3 - کسب روحیه مقاوم در برابر مشکلات:

ورزش همیشه با پیروزی و موفقیت در نتایج قرین نیست. شکست هر چند در رقابتی فاقد ارزش باشد تلخ و تحمل آن ناخوشایند است. اما به هرحال کودکان و نوجوانان ورزشکار به این واقعیت زندگی، در ورزش آشنا می شوند که همیشه نمی توان در هر شرایطی پیروز بود. شکست هم واقعیتی است که باید آن را شناخت و تحمل پذیرش آن را داشت.

4- داشتن روحیه ای بانشاط:

پرداختن به بازی و ورزش اصولا باعث انبساط خاطر و شادابی می شود. به همین دلیل است که گروه زیادی از مردم عالم پس از کار و تلاش خسته کننده شغلی، ساعت فراغت خود را صرف اینگونه فعالیت ها می کنند. حتی دیده شده افرادی که از موضوعی دچار تاثر و غم هستند، چنانچه با میل خود یا اصرار دیگران برای کاهش ناراحتی به ورزش بپردازند، واقعا برای دقایقی هم که شده تاثرات خود را از یاد می برند. توجیه علمی موضوع با انجام دادن تحقیقات اخیر در مورد ترشح اندروفین متعاقب پرداختن به ورزش به نظر می رسد. ترشح اندروفین هنگام ورزش باعث ایجاد نشاط و انبساط خاطر می گردد. به موجب همین بررسیها ورزش می تواند افسردگی، تنش و خستگی روانی را کاهش دهد.

5 - شکوفا شدن استعدادهای نهفته:

یکی از اهداف تربیت عبارت است از رشد و شکوفایی استعدادهای کودک و دیگری روش و وسیله تحقق هدف که همان فعالیت است. بر این اساس به منظور تحقق هدف تربیت نه تنها باید شرایط و عواملی ایجاد کرد که کودک به بازی و ورزش بپردازد، بلکه باید شوق حرکت را نیز در او بیدار کرد. یکی از عوامل اصلی رشد و شکوفایی استعدادهای روانی و ذهنی کودک، حرکت است. روانشناسان معتقدند هر قدر میدان وسیعتری از نظر محیطی، تربیتی و ارتباطات روانی اجتماعی در اختیار کودک گذارده شود، به رشد بالنده استعدادهای نهفته وی کمک می کند. کودکان و نوجوانانی که فرصت می یابند در میادین ورزشی استعدادها، توانایی ها، لیاقت ها و مهارت های خود را به نمایش بگذارند و در رابطه با مشکلات آنی داخل میدان از خود ابتکار، خلاقیت و احتمالا بداعت نشان دهند، محیط و شرایط مناسب تری از نظر تربیتی پیش رو خواهند داشت، به ویژه اینکه این عوامل مناسب محیطی از طریق برخوردهای مثبت، تقدیرها و تشویق های والدین، اولیا و همسالان به دلیل ابراز خلاقیت ها و احراز موفقیت های فرد مورد حمایت بیشتری قرار گیرد.

6- تمایل به برون گرایی:


یکی از متداول ترین طبقه بندی هایی که روانشناسان به کار می برند، دو تیپ درون گرا و برون گرا است. افراد درون گرا کسانی هستند که واکنش آنها نسبت به موقعیت های مختلف، منفی است یا از این موقعیت ها فرار می کنند و ساکت و آرام هستند. از طرف دیگر افراد برون گرا نسبت به موقعیت ها واکنش مثبت نشان می دهند و در مقایسه با تیپ درون گرا بیشتر حرف می زنند و تماس های اجتماعی آنها نیز زیادتر است. تحقیقات نشان داده است که افراد ورزشکار به دلیل شرکت فعال در فعالیت های اجتماعی مانند: تمرینات و مسابقات و همچنین مقبولیت های اجتماعی که به دلیل موفقیت های ورزشی احراز می کنند، دارای شخصیتی برون گرایانه و فعال هستند. به طور مشخص تر پی برده شده که توانایی بالاتر در ارتباط با برون گرایی و توانایی کمتر با درون گرایی مرتبط بوده است.با توجه به رشد روز افزون فعالیت های بدنی و ورزشی در جامعه و گرایش کودکان و نوجوانان و جوانان به جنبش و فعالیت و ورزش، شایسته است که اقداماتی در جهت هدایت افراد جامعه بویژه دانش آموزان و دانشجویان به سوی ورزش صحیح و علمی انجام گیرد که دچار آسیب های احتمالی نشوند و از سوی دیگر بهبود کیفی و کمی در آمادگی جسمانی و حرکتی و مهارتی با استفاده از علوم ورزشی در آنان ایجاد گرد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱٠

 

کسانی که به پشت می خوابندودستهای
خودرابه موازات سرروی بالش قرارمی دهند، بیشتر شنوندگان خوبی هستندکه به سادگی
دوستانی برای خوددست وپامی کنندامامعمولاً موردتوجه قرارنمی گیرندوترجیح می دهندکه
افراددیگرشمع محفل شوند!

کسانی که به روی
شکم می خوابندودستان خودرابه موازات سرخودروی بالش قرارمی دهند شخصیت تندخویی
دارندومعمولاًبرون گراهستند.هرچندحس اعتمادبه نفس آنها، شخصیت عصبی شان راپنهان می
کندواین گونه افرادمعمولاًدرمقابل انتقادهای شخصی،بد واکنش نشان می دهند.

 

افرادی که به پشت
می خوابندوبازوان خودرادرموازات بدن درازمی کنندافرادی آرام وجسور وخوددارهستندکه
استانداردهای شدیدی رابرای خودوضع می کنندوبسیار مقرراتی هستند.

 

افرادی که برروی
شانه چپ می خوابندودست وپاهای خودراموازی بابدن کشیده شده قرارمی دهند بسیارآرام
واجتماعی هستند.

 

همچنین اشخاصی که
روی شانه چپ می خوابندوبازوهای خودرابابدنشان درحالتی زاویه دار قرارمی
دهند،دچاربدبینی وظن وتردیدهستند.

 

شماجزوکدام دسته هستید؟شایدپیش خودتان فکرکنیدکه ازوقتی که
به رختخواب می روید، تا صبح هزاران باراین وروآن ورمی شویدوصبح بافاصله ای
درحدود12مترآن طرفتراز رختخوابتان ازخواب بلندمی شوید.امامنظوراین پروفسوراین
نیست.اومی گویدهرآدمی بیشتر به یک طرف عادت داردکه بخوابدووقتی آماده خواب می
شودترجیح  می دهدبه همان طرف
بخوابد.حالاتاصبح دیگرمعلوم نیست چندین بارجابه جامی
شود!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۸