اگر مجموعهی خانوادگی را توسعه دهیم، یک محله تشکیل میشود.
اگر مزاج غالب این جمعیت،  مزاج گرم
باشد، محلهای خواهیم داشت که جو نوعدوستی و مهماندوستی بر آن حاکم است. کسی که وارد این محل شود، خاطرهی آن برایش باقی می ماند. چون در برخورد با اهالی محل و کسبه و ... او را تحویل میگیرند و برخورد گرمی با او دارند.
و اگر ترکیب این محل، ترکیبی غالب  از مزاج سرد
 باشد، میبینید که مثلا بر اثر تصادف، جنازه ای بر روی زمین افتاده اما کسی او را بلند نمیکند.


جهتگیریِ نیکوکارانه در رفتار نیست (حسابگرانه عمل می کنند). بالاخره میبینید که یک نفر گرممزاج که مهمان آن محل است میآید و آن جنازه را جمع میکند! حالا با این دیدگاه، جامعه شناسان بروند و تحقیق کنند. کسانی که افراد تصادفی و دارای مشکلات اساسی را از جامعه جمع می کنند، چه کسانی هستند؟ ... ما میگوییم گرم مزاج ها هستند. اگر به چهره اش نگاه کنی میبینی که فردی لبکلفت، چهرهگلگون، مو پفکرده، سینهستبر، شانهدرشت و رگ برجسته است.


جمعیت غالبی  از مزاج سرد اگر کشوری را تشکیل داد، این نوع از کشورها، هیچ وقت در معرض انقلابات و تحولات اساسی نیستند. همیشه به دنبال معادلات سیاسی آرام و حل مشکلات از طریق مذاکرات هستند. اینها به جای تقویت سیستم های نظامی و حمله، سیستم جاسوسی و اطلاعات امنیتی خود را تقویت میکنند. چون سرد هستند، زیرآبی رفتن و پیچ و واپیچ کردنشان بیشتر است. اگر هم ارتشی را تدارک ببینند، در درون آن، چند سیستم اطلاعاتی تو در تو درست میکنند. مثلا اطلاعات امنیت ارتش آلمان، افسران اساس را در درون افسران اساس درست میکند.

در جوامعی که مزاج گرم  غالب است، استعداد انقلابات و تحولات اساسی و تا 180 درجه ضد و نقیض وجود دارد. جوامع شرقی همیشه دستخوش تحولات واژگون کنندهی نظام اجتماعیاند. معادلات سیاسی جاری در جهان، در این جوامع کاربرد ندارد. معادلات واقعبینانه بر اساس جمعیت شناسیِ حاضر، که به چشم قابل مشاهده است، در این جوامع جواب عکس میدهند. در انتخابات ایران نیز این امر قابل مشاهده است. یک نفر گمنام، ناگهان آشکار میشود و بعد همین آدم آشکار، ناگهان دفن میشود و شخص گمنام دیگری در اوج محبوبیت قرار میگیرد. این رفتارهای ضد و نقیض سیاسی در کنشهای اجتماعی جوامع شرقی جا دارد و هنرمند کسی است که بتواند نبض دقیق اجتماعی را در دست بگیرد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٤