زمانی که محققان و جرم‌شناسان متوجه شدند نقش خطوط انگشتان هر فرد در میان افراد گوناگون متفاوت و هر شخصی دارای اثر انگشتی ویژه و خاص خود است، موجی از هیجان جامعه علمی را فرا گرفت و شاید بیش از هر کس جرم‌شناسان خوشحال شدند. چرا که سرنخی دردست داشتند و می‌توانستند با کمک آن ردپای مجرم را در صحنه رویداد پیگیری کنند. اما زمان زیادی لازم نبود تا دانشمندان دریابند تنها وجه تمایز انسان‌ها از یکدیگر چهر‌ه و اثرانگشت نیست و بسیاری از نشانه‌های دیگر نیز وجود دارد که می‌توان با کمک آنها نشانه‌های تفاوت افراد را جستجو کرد. اولین موردی که بسیاری از دانشمندان پس از اثر انگشت به سراغ آن رفتند، تفاوت نقش عنبیه چشم افراد بود. ساختار عنبیه چشم با هزاران رشته عضلانی ظریف در آن تقریبا برای هر شخصی کاملا منحصربه‌فرد است و به همین‌دلیل می‌توان سیستم اسکن ویژه‌ای را بر مبنای این تفاوت طراحی کرد. در این سیستم یک باریکه نور طرح‌ ماهیچه‌ های ظریف عنبیه را به طور کامل تصویربرداری می‌کند و آن‌را با بانک اطلاعاتی خود تطبیق و نتیجه را به عنوان کد شناسایی ارایه می‌کند. پیشرفت علم، شک‌وشبهه‌ها را کمتر از قبل کرد و آزمایش‌های دقیق و کاملی که مبنی بر شناخت جدید ما از دنیای علم بود جانشین آن شد،‌ شاید آزمایش دی‌ان‌ای امروزه به‌عنوان دقیق‌ترین ردیاب هویت‌ افراد به شمار می‌رود. اما تمام این موارد تفاوت‌های فیزیکی و بیولوژیکی افراد گوناگونی بود که بر مبنای برنامه‌ریزی کدهای ژنتیکی آنها از پیش تنظیم شده و قابل تغییر نیست و شاید چندان هم مشهود نباشد. استفاده و ردیابی هر یک از این نمونه‌ها نیازمند ابزارهای ساده یا پیشرفته‌ای است که شاید در دسترس همه نباشد. اما برخی دیگر از تفاوت‌های افراد وجود دارد که بسیار آشکارتر است و علاوه بر آنکه می‌تواند باعث شناسایی افراد شود از آن متهم می‌تواند نشانه‌هایی از ذهنیت‌های افراد و حتی تصویر‌ی از رفتارهای عقلانی آنها و شبکه‌های پیچیده ذهنی را منعکس ‌کند. شاید یکی از بارزترین نمونه‌های چنین رفتاری را بتوان به نوع راه رفتن افراد نسبت داد. اگر شما هم در نوع رفتارها و رفت‌وآمد دوستانتان تامل کرده باشید حتما به این نتیجه رسیده‌اید که هر یک از آنها دارای نحوه حرکت ویژه‌ای هستند، اگر از مواردی که به نارسایی‌های جسمی و فیزیکی برمی‌گردد، بگذریم باید تاثیر شرایط روانی و حالات تفکری فرد و حتی تصویری از نوع ذهنیت‌های این اشخاص را در این حرکات ارادی جستجو کرد. نمونه‌ بارز این گونه بازتاب را می‌توان در رفتارهای افراد شیزوفرنی یافت. نوع رفتار و حرکت‌های این افراد به شدت از مشغولیت‌های ذهنی و آسیب‌های منجر به بیماری است که درباره آنها به چشم می‌خورد، حتی گاهی شاید بتوان نخستین نشانه‌های یک بیماری را از همین رفتارهای به ظاهر عادی جستجو کرد، نمونه بارز این موارد خیره‌شدن‌های بی‌دلیل به یک نقطه است که می‌تواند نشانه‌ای از آغاز یک بحران باشد. نمونه مشابه دیگر در این خصوص را شاید بتوان در حرکات دست و صورت افراد هنگام صحبت کردن با افراد دیگر جستجو کرد، این عادت ویژه اگر چه امروزه بیشتر به عنوان یک مهارت به شمار می‌رود اما در بسیاری از موارد ردهای رفتار‌های اولیه را از خود به جای می‌گذارد. اما یکی از موارد جالب دیگر در این خصوص که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد، رسم‌الخط‌های ویژه افراد است، موضوعی جذاب که علاوه بر ترسیم تصویری ویژه و زیبا از ذهنیات افراد مختلف در لحظات خاص، می‌تواند رمزهای زیادی از شخصیت این افراد را باز بتاباند. همه ما تجربه رسم‌ خطوط ویژه در هنگام بحث‌های خاص و شاید بارزتر از همه هنگام صحبت‌های تلفنی یا در حین برگزاری جلسات رسمی را داشته‌ایم. هنگامی که به موضوعی خاص فکر می‌کنیم یا می‌خواهیم ذهن خود را بر یک موضوع متمرکز کنیم و از آن مهم‌تر زمانی که در یک جلسه رسمی سرفصل‌ها و نکات هم صحبت خود را یادداشت می‌کنیم تا در نوبت صحبت خودمان آنها را عنوان کنیم هر یک از ما از تکنیک‌هایی استفاده می‌کنیم که در ذهنمان شکل می‌گیرد و تصویرنهایی خود را در این خصوص به شکل نهایی این خطوط به ظاهری بی ربط آشکار می‌کند. عده ای از محققان اخیرا با مروری بر روی نمونه‌هایی از یادداشت‌های افراد گوناگون به رابطه میان نحوه یادداشت‌برداری‌ها و شخصیت افراد پی برده‌اند، این ویژگی‌ که امروزه از لحاظ علمی مورد بررسی دقیق قرار گرفته است، به شما می‌گوید که اگر شما شخصیتی با ذهنیت پیچیده و تعدد موضوعات مربوط به تصمیم‌گیری دارید یادداشت‌های شما و نحوه ارتباطی‌ که بین نقاط مختلف رسم می‌کنید‌، کاملا پیچیده است و در مقابل شاید یک رسم خطی و برجسته کردن عالی، نشان از ذهن بی خطر و ساده و بدون پیچیدگی‌های ویژه دارد. این تصور در حالی رخت دانش به تن کرده است که شاید در نگاه اول به نظر برسد هنگامی‌که ورقه‌ای کاغذ سفید در اختیار دارید و می‌خواهید موارد مهمی را در آن یادداشت کنید فقط به دنبال فضای سفید خالی می‌گردید، اما این‌گونه نیست انتخاب‌ فضاهای خالی به‌صورت تصادفی انجام نمی‌شود بلکه با هدفمندی ذهنی (و البته اکثر اوقات به شکل غیرارادی) اتفاق می‌افتد. اگر رابطه بین نگارش سرفصل بحث‌ها در هنگام گفتگو ویا جلسات و نوع رفتار و عملکرد ذهنی آدم عجیب باشد از آن جالب‌تر رابطه‌ بین خطوط درهم و غیرارادی رسم شده در طول جلسات یا هنگام مکالمه یا فکر کردن به موضوع خاصی است که خود را به شکل نمادهای غیرارادی نشان می‌دهد. این خطوط درهم و برهم در بعضی ازموارد دستیار روانشناسان می‌شود تا آنها را به لایه‌های عمیق‌ ذهنی افراد راهنمای کند. این افراد حتی به دنبال کشف بیماری از روی امضا هم برآمده‌اند. گروهی از روانشناسان اخیرا نمونه رابطه این نمادهای رسم شده ناآگاه را با آغاز برخی جریانات روانی پیگیری کرده‌اند و توانسته‌اند نمونه‌های جالبی از رابطه این دو را بیابند. این مطالعه گسترده که به تازگی آغاز شده است، ریشه‌های قدیمی دارد. افرادی مانند یونگ پیش از این به طور جدی نقش‌های رمزی و بازتاب آنها در رفتارهای مردمان را مرور کرده و اتفاقا به اسم این خطوط ناخودآگاه پرداخته بود اما این بار قرار است تااین نشانه‌های به ظاهر بی‌اهمیت باعث برداشتن گام‌های جدی در شناخت درونی انسان شوند. انسان موجودی پیچیده‌است که ذهنی پیچیده و ناشناخته رهبری آن را بر عهده گرفته است. این، ذهنیت کشف نشده است که می‌تواند انعکاس‌های غیرعادی فراوانی داشته باشد بنابراین حتی نباید از کوچک‌ترین رفتارهای این مغز پیچیده‌ نیز به سادگی عبور کرد. شاید در بین رفتارهای روزانه‌ ما هزاران مورد از بازتاب ذهنیت‌های ما وجود داشته باشد که تاکنون ناشناخته مانده است.‌ --------------------------------------------------------------------------------

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢۳