شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا (MMPI) و MMPI-2

 


MMPI را می توان رایجترین پرسشنامه شخصیت یا تشخیص روانی " 3 ". مورد استفاده و پرپژوهشترین آزمون روان شناختی توصیف کرد. داده های ارایه شده در یازدهمین سالنامه اندازه گیری روانی " 4 ". (کریمر " 5 ". و کونولی " 6 ". ، 1991) و سایر چاپهای کتاب حاضر حکایت از آن دارند که شمار مراجع چاپ شده شاید بالغ بر 8000 منبع باشد، یعنی، دو برابر منابع متعلق به هر آزمون دیگر. ادبیات فنی مربوط به آزمونهای MMPI هنوز هم با آهنگی شتابزده ادامه دارد.
ساخت MMPI در اواخر دهه 1930 توسط هاتاوی " 7 ". و مک کینلی " 8 ". (1951، 1940) آغاز شد. این دو محقق می دانستند که در پژوهش و همچنین کار روان پزشکی بالینی وجود یک ابزار عینی چند بُعدی ضروری است تا به شناسایی آسیب روانی کمک کند. آنها علاقه مند به ساخت وسیله ای بودند که بتواند نمونه جامعی از رفتارهای مورد اهمیت در نظر روان پزشکان را فراهم آورد، و در عین حال، این نمونه
رفتاری به قدری ساده باشد که بتوان آن را بر روی افرادی باهوش و با تحصیلات محدود به کار برد.
آنها با استفاده از برگه های معاینه روانی، درسنامه های روان پزشکی، مقیاسهای نگرش سنج و پرسشنامه های شخصیتی که قبلاً به چاپ رسیده بودند، و تجربه بالینی خودشان مجموعه ای بیش از 1000 ماده گرد آوردند و آنها را در یک چهارچوب خودسنجی (بلی- خیر یا درست – نادرست) مرتب کردند. با تجدیدنظرهای مختلفی که روی این آزمون به عمل آمد، تعداد ماده ها به 550 ماده تقلیل یافت. این ماده ها به صورت یک کتابچه چاپی یا مجموعه ای از کارتها که روی هر کدام یک ماده وجود داشت، به آزمودنی ارایه می شد. با اجرای این آزمون، نمره ها 10 مقیاس اصلی روان پزشکی یا شخصیتی به علاوه 3 مقیاس "اعتبار" به دست می آمد.
در مجموع، هر مقیاس به طور تجربی از طریق مقایسه پاسخهای آزمودنیهای غیرروان پزشکی (گروه گواه) با آن دسته بیمارانی که به یک طبقه تشخیصی روانی خاص تعلق داشتند، ساخته می شد. این تشخیصها با استفاده از نظام متعارف تشخیصی صورت می گرفت که ریشه در کارهای کراپلین در اواخر قرن نوزدهم داشت. آزمودنیهای متعلق به گروه بالینی شامل بیش از 800 بیمار روانی بودند که به دقت مورد بررسی قرار گرفته بودند. تقریباً 1500 آزمودنی تحت عنوان گروه گواه وجود داشت که از میان عیادت کنندگان بیمارستانها، افراد بهنجاری که به "اداره آزمون گیری دانشگاه مینه سوتا" مراجعه کرده بودند، کارکنان محلی "اداره پیشرفت منابع"، و بیماران پزشکی عمومی انتخاب شده بودند. گروههای منفرد تشخیصی (گروه ملاک) عموماً 50 نفر یا کمتر بودند، با وجود این، از تعدادی گروه اضافی دیگر نیز به منظور بهبود قدرت تفکیکی مقیاسها استفاده می شد. برای نمونه، در یک کوشش ناموفق برای کسب قدرت تفکیک رضایت بخش میان طبقات فرعی اسکیزوفرنیا بیش از دوازده مقیاس ساخته شد (هاتاوی، b1956، ص 108). سرانجام، مقیاسی برای اسکیزوفرنیا برگزیده شد که چهارمین مقیاس ساخته شده به وسیله این روش بود و معلوم شد که این مقیاس از تمامی اقدامات قبلی و بعدی رضایت بخشتر است.
روش متداول ماده گزینی در اینجا جدول بود که از ماده هایی که اختلاف فراوانی معناداری را میان پاسخهای گروه ملاک و گروه گواه نشان می دادند، یک خزانه درست شود. اگر فراوانی پاسخ برای هر دو گروه بسیار بالا یا بسیار پایین بود، اگر ماده ها نمی توانستند میان گروههای الحاقی ذی ربط فرق بگذارند، و یا اگر این اختلاف به خاطر موضوعات بی ربطی، مثل جایگاه زناشویی بود، ماده های مزبور حذف می شدند. همچنین ماده هایی که معلوم می شد با یک طبقه تشخیصی دیگر همپوشی دارند، حذف می شدند، اما اگر محتوای ظاهری ماده ای با یک مقیاس مفروض ارتباط نداشت، حذف نمی شد. مقالاتی که در خصوص تولید و اعتباریابی آغازین MMPI نقل شده بودند، در کتاب ولش " 1 ". و دالستروم " 2 ". (1956) مجدداً به چاپ رسیده اند.
در ساخت مقیاسهای اصلی MMPI تمامی کوششها در راستای استفاده از پاسخهایی بود که فقط بیماران روانی ارایه داده بودند. نشانه های این بیماران کاملاً مشخص بود و نسبتاً فاقد سایر علایم روان پزشکی بودند که در دیگر تشخیصها دیده می شد. طبقات تشخیصی و مقیاسهای حاصله عبارت بودند از:
مقیاس 1- خود بیمارانگاری ( HS). این بیماران نگرانی مفرطی درباره سلامت جسمی خویش دارند، و غالباً از مشکلات جسمی که در واقع ریشه روانی دارند، می نالند.
مقیاس 2- افسردگی (D). ویژگی این اشخاص عبارت است از غمگینی شدید، روحیه ضعیف، و ناامیدی نسبت به آینده. افراد مزبور موارد نسبتاً ناب افسردگی به شمار می آیند.
مقیاس 3- هیستری (Hy). این بیماران که تشخیص "هیستری روان رنجور" می گرفتند، واجد نشانه های جسمی با شالوده های روانی هستند که توأم با بی تفاوتی ملیح " 1 ". یا عدم نگرانی و بی تفاوتی راجع به وضعیتشان است.
مقیاس 4- انحراف جامعه ستیز (PD). تمامی آزمودنیهای گروه ملاک برای ساخت این مقیاس مشکلات عدیده ای از لحاظ سازگاری اجتماعی نشان می دادند و در آنها سابقه بزهکاری و سایر رفتارهای جامعه ستیز دیده می شود.
مقیاس 5- نرینگی- مادینگی (Mf). این مقیاس با استفاده از پاسخهای گروه نسبتاً اندکی از مردان همجنس خواه ساخته شده است. در تمامی آنها، سایر آسیبهای روانی نسبتاً دیده نمی شود.
مقیاس6- پارانویا (Pa). با اینکه روی این اشخاص به ندرت تشخیص پارانویا گذاشته می شود، اما نشانه های پارانویایی مثل افکار به خود بستن، بدگمانی، حساسیت بین فردی، احساس گزند و آسیب، و هذیان عظمت و بزرگ منشی را نشان می دادند.
مقیاس7- ضعف روانی (پسیکاستنی) (Pt). آزمودنیهای این گروه ملاک که عمدتاً بیمار بودند، ترسهای نامعقول، اضطراب کلی بالا، احساس گناه، و تردیدهای مفرطی را نشان می دادند.
مقیاس8- اسکیزوفرنیا (Sc). این بیماران تماماً، و بدون توجه به سنخهای فرعی اختلال، تشخیص اسکیزوفرنیا را دریافت کرده بودند.
مقیاس 9- شیدایی خفیف (هیپومانی) (Ma). این بیماران درجات خفیفی از حالت شیدایی را که معمولاً در خلال روان پریشی شیدایی- افسردگی رخ می دهد، نشان می دادند. ویژگی این اشخاص عبارت بود از فعالیت مفرط، حواسپرتی، خلق بالا، و جریان سریع و بلاانقطاع گفتار.
بعدها، یک مقیاس دیگر نیز به نام درون گرایی- برون گرایی (Si) به مقیاسهای نه گانه اصلی بالینی اضافه شد.
برای افزایش سودمندی بالینی MMPI سه مقیاس "اعتبار" نیز تدوین شد که نحوه ساخت آنها بدین صورت بود: (الف) مقیاس L یا دروغ سنجی، به منظور ایجاد مبنایی برای ارزیابی صداقت کلی آزمودنی طراحی شد. این مقیاس حاوی 75 ماده است که به روش عقلانی انتخاب شده و منعکس کننده رفتارهای جامعه پسند، و در عین حال، نامتحمل است. (ب) مقیاس F ندرت وقوع " 1 ". به منظور ایجاد وسیله ای برای شناسایی پاسخهای تصادفی یا موارد بی اعتبار است. این مقیاس حاوی ماده هایی است که دست کم 90درصد آزمودنیهای بهنجار به آن به یک شیوه پاسخ می دهند و لذا شاخصی است که نشان می دهد پاسخهای آزمودنیها با پاسخهای کل جمعیت چقدر شباهت دارد. (ج) مقیاس K یا دفاعی بودن به عنوان مقیاس تصحیح یا بازدارنده " 2 ". ساخته شد تا قدرت مقیاس بالینی را بهبود بخشد. برای این کار، درجات مختلف دفاعهای ظریف مربوط به آزمون شونده مورد توجه قرار گرفته و لذا اصلاح می شود. این مقیاس از طریق مقایسه پاسخ افراد بهنجار با آن دسته بیمارانی که نمره مقیاسهای بالینی آنان در حد بهنجار قرار داشت، و لذا تصور می رفت که به صورت دفاعی به ماده ها پاسخ داده اند، به وجود آمد.
به زودی آشکار شد که MMPI را نمی توان مطابق با مقاصد آغازین آن به طور موفقیت آمیز به کار برد، زیرا نمره های بالا در یک مقیاس خاص غالباً به معنای آن نبود که آزمودنی را بتوان در طبقه تشخیصی خاص آن مقیاس قرار داد. وانگهی، معلوم شد که تعداد کثیری از اشخاص ظاهراً بهنجار در این مقیاسهای بالینی نمره بالا می گیرند. لیکن، با وارسی آمیزه یا الگوی نمره ها این امکان وجود دارد که تفکیکهای بالینی و شخصیتی مفیدی به عمل آورد و به این ترتیب بود که MMPI از آن پس مورد استفاده قرار گرفت. حجم فراوان ادبیات پژوهشی راجع به MMPI تا 1975 در آثار دالسترام، ولش، و دالسترام (1972، 1975) خلاصه شده است. در دهه 1970، تعدادی راهنمای تفسیری رایانه ای برای بزرگسالان (گیلبراستات و دیوکر، 1965؛ لنیون، 1968؛ مارکز و سیمن، 1963) و نوجوانان (مارکز و سیمن و هالر، 1974) پرورش یافت. در کتابچه راهنمای لچر " 3 ". (1974) خلاصه ای از ادبیات تجربی و بالینی (1974)، راجع به MMPI ارایه و به شکل موجهی در قالب یک راهنمای تفسیری نمایش داده شده است. اخیراً کتابهایی توسط فریدمن، وب، و لیواک (1989)، گراهام (1990)، و گرین (1980) به رشته تحریر درآمده است؛ کتاب آخر حاوی مطالبی راجع به MMPI-2 است. برای آنکه بتوان از مطالب مذکور به درستی استفاده کرد، لازم است دوره های قابل توجهی از آموزش و نظارت رسمی طی شود.
با اینکه MMPI در کسب هدف آغازین خود (طبقه بندی بیماران روانی) کاملاً توفیق نیافته است، لیکن شواهد تجربی فراوانی در تأیید سودمندی آن از لحاظ شناسایی سایر جنبه های کارکرد شخصیتی متعلق به حوزه آسیب شناسی روانی در دست است. بانکهای اطلاعاتی تجربی، یا "کتابچه های راهنمای" تفسیر MMPI ، را که قبلاً مطرح ساختیم، در دهه 1970 کاربرد گسترده و روزافزونی پیدا کرده، و در نتیجه، بر اعتبار کاربرد MMPI افزوده اند. پرورش و گسترش خدمات تفسیری رایانه ای نیز تأثیر عمده ای بر کاربرد این آزمون داشته است. اما در حال حاضر خواننده باید بداند که بسیاری از نظامهای تفسیری خودکار به لحاظ اعتبار مشکل دارند (لینون، 1987؛ ماتاراتزو، 1986).
از زمان چاپ MMPI روان شناسان علاقه مند و مشتاق به پیشنهاد هاتاوی و مک کینلی عمل کردند و با استفاده از خزانه سؤالات آغازین، کوشیدند مقیاسهای دیگری را برای اهداف خاص تدوین نمایند. دالسترام، ولش، و دالسترام (1975) فهرستی از مجموعاً 455 مقیاس، مقیاس فرعی، و شاخصهایی را که تا آن زمان پیشنهاد شده بودند، ارایه کرده اند. متأسفانه، بسیاری از این کارها فاقد دقتی هستند که در تدوین و پرورش مقیاسهای آغازین مبذول شده بود، به طوری که سودمندی بسیاری از این کارها زیر سؤال قرار دارد. اما، باید توجه خاصی را به مقیاسهای محتوایی ویگینز " 1 ". (1966) مبذول داشت. این مقیاسها مجموعه ای متشکل از 13 مقیاس است که به منظور بازنمایی خوشه های "محتوایی" در خزانه سؤالات MMPI تدوین شده اند. این مقیاسها از همسانی درونی بالایی برخوردارند، در حد متوسط مستقل از یکدیگرند، و تا حدودی برای دانشجویان سطح کارشناسی (لیسانس) (ویگینز، گلدبرگ، و اپل بام " 2 ". ، 1971)، بیماران روانی بستری " 3 ". (جارنک " 4 ". چبمرز،1977)، و درمانجویان مذکر متعلق به یک درمانگاه پزشکی ارتش (لچر و الکساندر، 1978) اعتبار دارند.
یکی از مشکلات عملی عمده در کاربرد MMPI طولانی بودن زمان مورد نیاز برای تکمیل آن است. به خاطر زاید بودن قابل ملاحظه خزانه سؤالات، چندین کوشش برای ایجاد شکلهای کوتاهتر این وسیله به عمل آمد که همگی آنها مقیاسهای آغازین آزمون را حفظ کرده بودند. در نخستین کوشش، کین کانن " 5 ". (1968) نمونه ای معرف از 71 ماده آزمون انتخاب کرد که بسیاری از آنها ظاهراً متعلق به بیش از یک مقیاس بودند؛ او از طریق این ماده ها، نمره ها کامل متعلق به هر مقیاس را به دست آورد. ماده های آزمون مینی مالت " 6 ". کین کانن به منظور استفاده در موقعیتهای مصاحبه بازنویسی شده اند. سایر شکلهای کوتاه شده عبارت اند: از آزمون میدی مالت " 7 ". 86 ماده ای دین " 8 ". (1972)، آزمون 168 ماده ای MMPI اُورال " 9 ". و گومز- مونت " 10 ". (1974)، MMPI کوتاه شده فاشینگ بایر " 11 ". (FAM) و سایر موارد. در مجموع، میان نیمرخهای به دست آمده از اجرای کامل MMPI و نیمرخهایی که از برگه های کوتاه شده به دست می آیند، شباهت عملی نسبتاً محدودی وجود دارد (مک لافلین " 12 ". ، هلمز و هاو " 13 ". ، 1983؛ رند " 14 ". ، 1979) و شواهد مربوط به اعتبار آنها نسبتاً ضعیف است (بوچر، کندال، و هافمن، 1980). مؤلفان کتاب حاضر طرفدار این نتیجه گیری گرین (1980) هستند که بهتر است شکلهای کوتاه شده این آزمون را آزمونهای جدیدی به شمار آورد و همبسته های آنان را نیز مستقل از MMPI تعیین نمود.
به MMPI چند انتقاد وارد است. شاید بیشترین نگرانی که مطرح می شود آن باشد که برخی مقیاسها همبستگی بالایی با یکدیگر دارند، که این موضوع بیانگر درجه قابل ملاحظه ای از زاید بودن آنهاست.

بلاک " 1 ". (1965) نشان داده است که بسیاری از ماده آزمونهای "آسیب شناختی" ماهیت بسیار مشابهی دارند و لذا باعث زاید بودن آن ماده ها و همچنین مقیاسها می شوند. سایر انتقادات رایج عبارت اند از اینکه آزمون مورد نظر خیلی بلند است، حاوی ماده هایی راجع به جنسیت و مذهب است که به نظر بسیاری از مردم توهین آمیز است و نیز اینکه بسیاری از اشخاص بهنجار در مقیاسهای بالینی نمره بالا می گیرند. سرانجام اینکه باید صریحاً خاطرنشان کنیم که MMPI برای سنجش شخصیت بهنجار طراحی نشده است، و لذا، مواد آزمون و مقیاسهای آن برای این منظور مناسب نیستند.
MMPI-2. سالهاست که پیشنهاداتی برای تجدید نظر یا بهبود MMPI در ادبیات فنی منعکس شده است (مثلاً، میل " 2 ". ، 1979؛ نورمن، 1972). در 1982 با ایجاد کمیته ای توسط "انتشارات دانشگاه مینه سوتا" (گراهام، 1990، ص9) این کار آغاز شد. برای حفظ تداوم میان MMPI و MMPI-2 تصمیم گرفته شد که آزمون جدید در وهله اول باید نوعی معیارهابی مجدد " 3 ". باشد نه یک تجدیدنظر تمام عیار. خزانه سؤالات با استفاده از تجدیدنظر روی واژه بندیهای قدیمی و کهنه و حذف ماده آزمونهای قابل انتقاد و گردآوری یک نمونه هنجاری جدید و معروف تر بهبود یافت. علاوه بر این، برای مقیاسهای تازه ای که منعکس کننده حوزه های محتوایی خزانه سؤالات و همچنین ماده های مربوط به حوزه های اختصاصی بالینی مثل سوءمصرف دارو، سازگاری زناشویی، و الگوی رفتار سنخ الف " 4 ". هستند، 154 ماده جدید نوشته شد.
شکل نهایی MMPI-2 که در 1989 منتشر شد، حاوی 567 ماده است و سه مجموعه مقیاس مجزا را تشکیل می دهد. هر مجموعه نیمرخ خاص خود را دارد: (الف) مقیاسهای مربوط به اعتبار و مقیاسهای بالینی آغازین، (ب) مجموعه مقیاسهای بالینی 13 گانه مکمل (کمکی) " 5 ". ، و (ج) مجموعه ای متشکل از 5 مقیاس که مستقیماً بر اساس محتوای ماده های MMPI-2 ساخته شده اند و قابل قیاس با مقیاسهای ویگنز (1966) هستند که در بالا وصف آنها رفت. همچنین، چندین مقیاس "اعتباری" جدید تدوین شد تا دقت سنجش آمایه آزمون گیری " 6 ". پاسخ دهندگان افزایش یابد. این مقیاسها شامل دو شاخص نسبتاً پیچیده از همسانی پاسخ با نامهای VRIN (ناهمسانی متغیر پاسخ " 7 ". و TRIN (ناهمسانی پاسخ درست " 8 ". ) می شوند. این شاخصها کمک می کنند تا معلوم شود که آیا آزمودنی به شیوه یا سردرگم و گیج یا ناشی از بی احتیاطی و عدم تشخیص درست پاسخ داده است یا خیر.
MMPI-2 در مقایسه با MMPI روی گروهی استاندارد شده است که بیشتر معرّف جامعه آمریکاست. برای آنکه نمونه ای به دست آید که از لحاظ نژادی و توزیع سنی معرف کل جمعیت باشد، تقریباً 2900 آزمودنی در هفت ایالت مورد آزمون قرار گرفتند. اما ویژگیهای تحصیلی و درآمد نمونه تا حدودی بالاتر از متوسط است، و مناطق و نواحی جنوب و جنوب غربی باز هم در نمونه آورده نشده اند. به عنوان راه دیگری برای افزایش معنادار بودن مقیاسهای بالینی، کمیته معیاریابی مجدد خاطرنشان ساخت که مقیاسهای بالینی MMPI همگی از چولگی مثبت برخوردارند؛ اما از آنجایی که چولگی این مقیاسها با یکدیگر فرق دارد، رتبه صدکی نمره T در یک مقیاس خاص مثل رتبه صدکی یک مقیاس دیگر نیست. برای آنکه معنای نمره ها T با یکدیگر قابل مقایسه باشند، حد متوسط چولگی محاسبه شده و هر مقیاس فقط به همان اندازه چولگی پیدا کرد. با استفاده از این روش، نمره T65 معرف صدک نود و دوم در هر مقیاس است؛ این همان سطحی است که از لحاظ بالینی معنادار است. استفاده از نمره های T یکنواخت " 1 ". به این شیوه خاص، به معنای آن است که الگوی نیمرخ MMPI-2 اندکی با همتای آن در نیمرخ MMPI فرق دارد، اما پژوهشهای جاری حاکی از آن هستند که، در بسیاری موارد، تفاوت مزبور شدید نیست. بوچر، دالسترام، گراهام، تلگن، و کیمر " 2 ". (1989) بر این نکته تأکید دارند که تغییرات MMPI-2 به گونه ای معنادار موجب افزایش پایایی نیمرخهای آزمون شده است، و حکم کثیر داده های مربوط به اعتبار MMPI را می توان در مورد MMPI-2 نیز به کار برد.
همه مؤلفان موافق این دیدگاه خوشبینانه نیستند. برای نمونه، هِلمز و رودون " 3 ". (1993) در یک وارسی انتقادی چنین نتیجه گرفتند که تطبیق پذیری این دو آزمون مشخص نشده است. سایر انتقاداتی که کماکان در مورد این وسیله جدید وارد می آیند، عبارت اند از: دشواری سطح خواندن ماده ها برای درمانجویان کم سواد (داک وورث " 4 ". ، 1991)؛ همپوشی میان مقیاسها، و هنجارهای غیرمعرف. با وجود این، MMPI-2 در مقایسه با سَلَف خود پیشرفتهای معناداری داشته است و هنگامی که داده های مربوط به اعتبار آن فراهم آید، کاربرد آن نیز مطمئن تر خواهد بود.
کاربرد بالینی کنونی MMPI-2 ذیلاً نشان داده می شود. شکل 1-3 نیمرخ MMPI-2 درمانجوی مذکر بزرگسالی را که برای دریافت کمک به یک مرکز بهداشت روانی جامعه نگر " 5 ". مراجعه کرده است، نشان می دهد. نمره های مندرج در گوشه های نمودار معرف نظام نمره معیار با میانگین 50 و انحراف معیار 10 است. به نمره های خام متعلق به مقیاسهای Pt، Sc، Ma، Hs، Pd نمره تصحیح K " 6 ". اضافه شده است.
برای آنکه تفسیر رضایت بخشی از این پاسخها داشته باشیم باید از میزانهای پایه " 7 ". تا حدودی آگاه باشیم. میزان پایه عبارت است از فراوانی نسبی ویژگیهای شخصی مختلف در جامعه مورد نظر. این ویژگیها با استفاده از پاسخهایی که به آزمون داده می شود، نشان داده می شوند (از این مفهوم به تفضیل در فصل هفت سخن خواهیم گفت). مهمترین ویژگیهای روانی اشخاصی که نیمرخهای آنها مثل نیمرخی است که در شکل 1-3 نشان داده شده (به این الگو، الگوی "27" گفته می شود، و نشانگر بالاترین مقیاسهایی است که از سطح نمره 65=T گذشته است)، عبارت است از اضطراب و افسردگی. لذا، دریک مرکز بهداشت روانی جامعه نگر، که میزان پایه این ویژگیها نسبتاً بالاست، با اطمینان قابل ملاحظه ای می توان اظهار داشت که اضطراب و افسردگی در زمره مشکلات روانی اصلی این درمانجو قرار دارند. بدین ترتیب، اگر قرار باشد یک برچسب روانی برای آن در نظر بگیریم، احتمالاً طبقه ای مد نظر خواهد بود که اختلال افسردگی و اضطراب را در بر می گیرد. اطلاعات مفصل راجع به چنین نیمرخهایی، که مبتنی بر یافته های تجربی بالینی هستند، از طریق بررسیهای محاسباتی " 1 ". مثل بررسیهای گیلبرستات و دیوکر (1965) به دست آمده اند. داده های مرتبط با MMPI-2 را می توان در کتابهای بوچر (1990) و گراهام (1990) پیدا کرد. برای نمونه، بر طبق منابع گیلبرستات و دیوکر (1990) که مبتنی بر خصوصیات بیماران مذکری است که در مرکز خدمات روان پزشکی یک بیمارستان متعلق به وزارت جنگ (VA) " 2 ". دیده شده اند، رایجترین (و افتراقی ترین) شکایتهای این قبیل درمانجوها عبارت است از: بیخوابی، افکار وسواسی، اضطراب، عصبی بودن، تنش، نگرانی، خستگی، و مشکلات معدی- روده ای " 1 ". معمولاً، آنها معیارهای بالایی برای عملکرد خود دارند. می توانند پیوندهای عاطفی خوبی به وجود آورند، و تحت موقعیتهایی که فشار روانی روی هم متراکم می شود تمایل به آن دارند که مستأصل و به دیگران وابسته شوند. اما واقع گرایی آنها خوب است و، در محیطهای بیمارستانی، معمولاً به سرعت بهبود می یابند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٦