پرسشنامه روانی کالیفرنیا (CPI)

 


"پرسشنامه روانی کالیفرنیا" " 2 ". (گاف، 1957، 1987) مخصوصاً برای توصیف چند بُعدی یا چندوجهی شخصیت بهنجار طراحی شده است - هدفی که MMPI نیز، اما با کارایی کمتر، برای آن در نظر گرفته شده بود. گاف که به ساخت اندازه های مرتبط با کارکردهای گستره روانی و اجتماعی علاقه وافر داشت، رویکرد تجربی را روی گستره ای از گروههای ملاک به کار برد. نسخه کنونی CPI، که در 1987 تجدیدنظر شده است، حاوی 462 ماده آزمون به صورت جملات شخصی است. از این میان، حدود 200 ماده در MMPI نیز وجود دارند، در اینجا نیز همچون MMPI، آزمودنی به سؤالات باید پاسخ "دست- نادرست" یا "بلی – خیر" بدهد.
از نمره های CPI 17 مقیاس شخصیتی، 3 مقیاس "ساختاری" و 3 مقیاس مربوط به اعتبار یا سوداری پاسخ به دست می آید که اکثراً به طور تجربی ساخته شده اند. مقیاسهای تجربی شخصیت عبارت اند از: سلطه گری، منصب طلبی " 3 ". ، مردم آمیزی " 4 ". ، همدلی، استقلال، مسئولیت پذیری، اجتماعی شدن (جامعه پذیری) " 5 ". ، تساهل و شکیبایی " 6 ". ، پیشرفت و موفقیت از طریق همرنگی، پیشرفت از طریق استقلال، کارایی ذهنی یا هوشی " 7 ". ، و مادینگی " 8 ". گروههای ملاک در برخی از این مقیاسها با استفاده از یک شاخص رفتاری صریح الوصول تعیین می شد؛ مثلاً، مقیاس جامعه پذیری از طریق مقایسه پاسخهای نوجوان متهم و موارد انضباطی دبیرستانها با پاسخ دانش آموزان دبیرستانی بهنجار به دست آمد (گاف و پیترسون، 1952)؛ همین طور، در مقیاس پیشرفت از طریق استقلال، گروههای ملاک را بر طبق نمره ها درسی تعیین کردند (گاف، 1953). برای سایر مقیاسها، که گروههای رفتاری را دشوارتر می توانستند به دست آورند، گروههای ملاک بر اساس درجه بندی داوران تعریف می شدند. به عنوان نمونه، مقیاس سلطه گری به این صورت ساخته شد که از اعضای انجمن برادری و انجمن خواهران خواسته می شد 5 نفر از کسانی که بیشترین و کمترین سلطه گری را در گروهشان داشتند، نام ببرند (گاف، مک کلاسکی، و میل، 1951).
از میان این مقیاسها، 4 مقیاس از طریق تحلیل همسانی درونی و با استفاده از آمیزه ای از روش گزینش عقلانی ماده آزمونها و اصلاح آماری خزانه آغازین سؤالات به وجود آمد. این مقیاسها عبارت اند.از (الف) حضور اجتماعی " 1 ". ، (ب) خودپذیری " 2 ". ، (ج) خویشتنداری " 3 ". ، و (د) انعطاف پذیری " 4 ". سودمندی این مقیاسها از طریق مقایسه نمره ها تعدادی از گروههای رفتاری و شخصیتی دیگر نشان داده شده است. سه مقیاس ساختاری، که در تجدید نظر 1987 اضافه شده اند، منعکس کننده صفات عمومی درونی بودن " 5 ". در برابر بیرونی بودن " 6 ". ، هنجارپذیری " 7 ". در برابر هنجارستیزی " 8 ". ، و تحقق خویشتن (خودشکوفایی) " 9 ". هستند. ظاهراً این صفات به سه صفت پنج عامل عمده " 10 ". تعلق دارند، هرچند که گاف تأکیدی بر این پیوند ندارد. این سه مقیاس، که از طریق مجموعه پیچیده ای از تحلیل ماده آزمونها تدوین شده اند، به لحاظ آماری مستقل از یکدیگرند.
سه مقیاس مربوط به اعتبار ماهیتی مشابه با مقیاسهای اعتباری MMPI دارند. مقیاس بهزیستی " 11 ". به منظور شناسایی کسانی طرح شده است که در بداقبالیهای خود اغراق می کنند. این مقیاس از طریق مقایسه پاسخ آزمودنیهای بهنجاری که تظاهر به تعارضهای شدید می کردند با پاسخ بیماران روانی واقعی به روش تجربی ساخته شد. مقیاس برداشت خوب " 12 ". ، نیز که به روش تجربی تدوین شده است، به منظور شناسایی اغراق آزمودنی در ویژگیهای شخصیتی خویش در جهت مثبت طراحی شده است. مقیاس وجه مشترک " 13 ". ، مثل مقیاس F در MMPI است. این مقیاس نشان دهنده درجه شباهت پاسخهای آزمودنی به پاسخهای اکثر آزمودنیهای بهنجار است.
برای تسهیل تفسیر بالینی نیمرخهای انفرادی CPI، مقیاسها ابتدا در چهار گروه یا خوشه سازماندهی می شوند:
1- اندازه های برازندگی و متانت " 14 ". ، سلطه گری " 15 ". ، و اطمینان به نفس " 16 ".
2- اندازه های جامعه پذیری، پختگی، و مسئولیت پذیری.
3- اندازه های توان پیشرفت و کارایی ذهنی و هوشی.
4- اندازه های متعلق به شیوه های ذهنی و علایق.
به طور کلی، این گروه بندی مقایسها از سری بررسیهای مستقل تحلیلی عاملی CPI تأیید شده است (کرایتز " 17 ". ، بکتولت " 18 ". ، گودستاین " 19 ". ، هایلبران " 20 ". ، 1961؛ میچل و پیرس- جونز، 1960). در نسخه تجدیدنظر شده کماکان از صفحه شطرنجی نیمرخ برای ترسیم این طرح استفاده می شود که اینک شامل سه گروه است: (الف) کیفیات قابل مشاهده تعاملی یا اجتماعی، (ب) ارزشهای درونی و سازوکارهای مهارکننده " 1 ". ، و (برای دست کم دو خوشه) (ج) متغیرهای مربوط به سبک " 2 ". در خصوص شیوه های کارکردی مختلف (گاف، 1987، ص 5). سه مقیاس ساختاری در برگه نیمرخ چاپ نشده اند. دو شیوه تفسیر عبارت اند از؛ روش تفسیر طرح که سه مقیاس ساختاری را هم شامل می شود و یا روش مبتنی بر مقیاسهای منفرد شخصیتی. داده های مربوط به اعتبار آزمون در حد قابل توجهی در دسترس قرار دارند.
کاربرد بالینی کنونی CPI در شکل 2-3 نشان داده شده است. در این شکل، نیمرخ متعلق به یک پژوهشگر مذکر 41 ساله دیده می شود. وی آزمون مزبور را به عنوان قسمتی از برنامه تربیت مدیریت صنعتی اجرا کرده است. در اینجا نیز همچون MMPI، اعداد مندرج در طرفین نگاره معرّف نظام نمره گذاری معیار با میانگین 50 و انحراف معیار 10 است. در روی محور افقی، 20 مقیاس CPI به همان شکلی چیده شده اند که در آزمون فهرست بندی شده است.
با استفاده از قواعد تفسیری که قبلاً مطرح گردید، این مرد را می توان فردی مطمئن به نفس، برازنده و موقر، و شخصی نیرومند همراه با اندکی تردید نسبت به خویشتن تصور کرد. در عین حال، احساس مسئولیت پذیری، اشتیاق به پذیرش قواعد و اقتدار، و خویشتنداری وی رشد کمتری داشته است. پیشرفتهای او، در هر دو زمینه توفیق از طریق همنوایی و استقلال در حد متوسط قرار دارد. او در برابر دیگران کاملاً حساس و پاسخگوست و از احساسات و افکار دیگران آگاهی دارد، تغییرات را با گشاده رویی می پذیرد و حتی ممکن است فردی جزم اندیش و در ارتباط با دیگران ناشکیبا باشد، به ویژه هنگامی که احساس می کند اصول او را زیر پا گذاشته اند. شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که این مرد فردی جاه طلب و برخوردار از مهارت اجتماعی باشد که فاقد مهار تکانه و وجدان لازم برای تشخیص این جاه طلبی است. حساسیت او در برابر دیگران، به همراه بی رغبتی یا ناتوانی در ارایه واکنش مناسب به این آگاهی، می تواند باعث شود که دیگران او را فردی ملعبه گر و کنترل کننده به شمار آورند.
این توصیف شباهت فراوانی به ارزیابیهای سرپرستان این مرد دارد. آنها اظهار داشته بودند که او "هرگز توان بالقوه خودش را به عنوان یک دانشمند نشناخته است". این ارزیابیها همچنین بیانگر نیاز بسیار شدید او برای خود پیروی بودند، چیزی که باعث می شد تا او در نشنیدن یا پذیرش پسخوراندهای سرپرستان مشکلات فراوانی داشته باشد. تکانشوری و روابط بین فردی مخدوش او موجب مشکلات مختلف در آزمایشگاه می شد و او را عموماً به عنوان فردی تصور می کردند که برای مناصب بالاتر مدیریت یا ارتقا از توان اندکی برخوردار است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٦