برای آشکار شدن پدیدة عشق بهتر است دیدگاه برخی از دانشمندان اثرگذار را با نظم تاریخی بیاوریم تا هم به پیشینة عشق و هم در میان تحقیقات آنها به مفهوم عشق و علل پیدایی آن اشاره کرده باشیم.

رابین

به گفتة رابین (1970) با وجود اینکه عشق جز عمیق‏ترین و با معناترین احساسات به شمار می‏رود، روان‌شناسان اجتماعی عملاً هیچ توجهی به آن نکرده‏اند. او مقیاسی ساخت با دو نوع اندازه‌گیری: یکی در مورد پیوند و ارتباط و دیگری در مورد عشق. عامل پیوند شامل مواردی مثل جذابیت، دیدگاه خوب، احترام و دوستی است و عشق شامل عواملی مثل اظهار وابستگی به معشوق، اظهار انحصارطلبی و مسئولیت در برابر او، اظهار علاقه و میل به بودن با او. در میان این عوامل، عامل جنسی یا جذابیت جنسی به چشم نمی‏خورد. عشق به عنوان یک نگرش به همراه عناصر رفتاری، شناختی و هیجانی توصیف شده است.

البته کار رابین به عنوان یکی از تلاش‏های سرسختانه برای اندازه‏گیری تجربی عشق به شمار می‏رود. تحقیقات او به جای عشق شهوانی به عشق رمانتیک متمرکز شده است و تمرکز بر حالت غیر جنسی حکایت از آن دارد که این تحقیق از این حیث با تحقیقات کنونی مغایرت دارد.

رابرت استرنبرگ

استرنبرگ (1988) گفت که برای تجربة عشق کامل ـ یعنی عشقی که تمام اوصاف عشق را در بر داشته باشد ـ عشق باید دارای سه مؤلفه باشد؛ یعنی صمیمیت، تعهد و شهوت.

«صمیمیت» جزء عاطفی است و شامل احساس نزدیکی و اشتراک احساسات است. «شور، هیجان و شهوت» جزئی انگیزشی و شامل جاذبه جنسی و احساس شاعرانة «عاشق بودن» است. «تعهد» جزء شناختی و بازتابی است و از نیت شخص خبر می‌دهد که از رابطة پایدار حکایت دارد.

او معتقد بود که اگر تعادل این سه عامل به هم بخورد مفهوم جدیدی از عشق شکل می‏گیرد که با مفهوم عشق کامل تفاوت دارد. مثلا اگر فردی نسبت به فرد دیگر فقط احساس صمیمیت داشته باشد، اینجا بین دو نفر تنها رابطة دوستی به وجود خواهد آمد و اگر تنها شور، هیجان و شهوت باشد، عشق خیابانی شکل می‏گیرد. اگر شور، هیجان و شهوت و صمیمیت باشد و تعهد نباشد، در آن صورت شاهد عشق رمانتیک هستیم و اگر رابطة صمیمیت و تعهد بالا و شور و هیجان ضعیف باشد، در آن صورت عشق مشفقانه شکل گرفته است.

اریک فروم

اریک فروم جزء اولین کسانی است که در روان‏شناسی در باب عشق مطالبی نوشته‌اند. اما با وجود اهمیت و شهرت او، علمی نبودن و نداشتن پشتوانة پژوهشی یکی از انتقادات وارد بر اوست. البته به دلیل جایگاه و شهرت فروم در روان‏شناسی نمی‏توان دیدگاه‏های او را کاملاً نادیده انگاشت.

جان لی

جان لی در دهة 1970 با اجرای تحقیقاتی در پی این بود که مردم چگونه عشق را با همه گونه‏هایی که دارد تجربه می‏کنند. او قصد داشت با این کار از جریان عشق در غرب افسانه‌زدایی کند. لی سبک‏های عشق را به رنگ تشبیه کرد. طیف گسترده‏ای، از رنگ‏های اصلی تا رنگ‌های ثانوی را تشکیل می‌دهند، رنگ‌های ثانوی از ترکیب رنگ‌های اولی تشکیل می‏شود. شبیه به همین مسئله در عشق نیز هست. عشق به دو طیف اولی و ثانوی تقسیم می‏شود. سبک‏های عشق اولی عبارت‌اند از:

ـ عشق پرشور: جذابیت بدنی و عاطفی شدید؛

ـ عشق نمایشی: نمایش عشق را بازی کردن؛

ـ عشق دوستانه: عشق مبتنی بر دوستی.

عشق‏های ثانوی که از ترکیب این سه عشق اولی تشکیل شده است به سه نوع تقسیم می‌شوند:

1. عشق منطقی: ترکیبی از سبک عشق نمایشی و سبک عشق دوستانه است. این افراد ارزیابی معقول انجام می‏دهند؛ مثل اینکه صفاتی را که یک ازدواج خوب به آن احتیاج دارد مطالبه می‏کنند و معشوق خود را مطابق معیارهایشان.

2. عشق وابستة وسواسی: ترکیبی از سبک عشق پرشور و سبک عشق نمایشی است و مستلزم انحصار، وسواس، اضطراب و رفتارهای پرشور است.

مسائل جنسی بیمة این عشق است. آنها اغلب مضطرب یا ناایمن هستند و می‏توانند به صورت افراطی‏حسود باشند. عاشقان وابسته وسواسی به خوبی به درمان پاسخ می‌دهند و اغلب از این سبک رهایی پیدا می‏کنند.

از ویژگی‌های عشق وابستة وسواسی، سختی کشیدن، حسادت، وسواس و سیری ناپذیری است. آنها اغلب عزت نفس پایین دارند و اهمیت زیادی به روابطشان می‏دهند. آنها در رابطه با معشوقشان از صفات ملکی و صفات تفضیلی استفاده می‏کنند، احساس می‏کنند که آنها به معشوقشان احتیاج دارند. آنان معشوقشان را اغلب به شیوه‏ای اتفاقی پیدا می‏کنند. این سبک از عشق از رایج‌ترین سبک‌های عشق است که معمولاً در نوجوانی و اوایل بزرگسالی بیشترین بسامد را دارد و تقریباً می‌توان گفت معادل همان عشق‌های آتشین دوران جوانی است که در دانشگاه‌ها، مدارس و در کل سطح جامعه شاهد آن هستیم .

3. عشق ایثارگرانه: ترکیبی از سبک عشق پرشور و سبک عشق دوستانه می‏باشد که معمولاً بشر دوستانه، رفاقتی و البته شدید است. لی یاد آوری کرد که این نوع عشق با ایدئولوژی مسیحی هم آهنگ است، اما درجوامع سکولار امروز غربی بسیار نادر است؛ با وجود این ممکن است در جوامع دیگر یافت شود.

عشق ایثارگرانه، قربانی و محاصره کردن تمام عیار خود است. عشاق ایثارگر، اغلب، گرایش‌های معنوی دارند. عاشقان ایثارگر، معشوقشان را به عنوان قدیس مشاهده و آرزو می‏کنند که در خدمتشان باشند. عاشقان ایثارگر سرانجام می‏توانند به این احساس برسند که از آنان سوء استفاده شده است. حالت پیشرفته عشق ایثارگرانه در بخشندگی آن است.

سوزان هندریک و کلاید هندریک

هندریک و هندریک (1986 و 1990) با ساختن مقیاس نگرش سنج عشق کوشیدند مفاهیمی را که لی دربارة عشق گفته عملیاتی کنند. از مقیاس آنها به طور گسترده در تحقیقات عشق استفاده شد؛ اما آنها هیچ توجیه نظری گسترده‏ای برای مقیاس خود انجام ندادند. آنان متذکر شدند که بیشتر این کار، بر اساس نظریة جان لی به سامان رسیده است تا اینکه مستقلاً خود آنها یک مقیاس ایجاد کنند. آنها معتقدند کارشان به یک تحقیق علمی و جامع نیاز دارد.

سبک‏های عشق ممکن است تغییر کند، همان‌طور که روابط تحول پیدا می‏کند؛ مثلاً با نزدیک شدن به آخر عمر سبک‏های عشق از سبک عشق پرشور به سوی سبک‏های عشق دوستانه و منطقی حرکت می‏کند.

نظریه‏های عشق

هندریک در ذیل عنوان «مدل‏هایی برای توضیح عشق»، به دو عنوان «روان‌شناختی/ اجتماعی» و «زیستی/ طبیعی» اشاره می‏کند. رویکردهای طبیعت‌گرایانه در بدن، هیجان و میراث تکاملی ما ریشه دارد؛ به ویژه به عنوان تکامل مرتبط با مسائل جنسی. در رویکردهای اجتماعی روان‌شناختی، مفاهیمی مانند شناخت، انگیزه‏های اجتماعی، تعامل، ارتباط و طبقه‏بندی‏های مختلف عشق وجود دارد.

هندریک، رویکردهای «زیستی/ طبیعی» را شامل رویکرد «عشق شهوانی مشفقانه» (هاتفیلد)، «فرایندهای دلبستگی» (بالبی و... و هازان و شیور) و «نظریة تحول عشق» (دیدگاه طبقه‏بندی زیستی طبیعی) و رویکردهای «روان‌شناختی/ اجتماعی» را شامل رویکرد الگویی، توسعة خود، مثلث عشق و سبک‏های عشق می‌داند.

اما آرون بدون هر گونه تفصیلی، نظریه‌های عشق را به سه دسته تقسیم می‏کند: یکی روان تحلیلگری براساس دیدگاهای پیروان فروید است؛ دیگری عبارت است از بخشی از نظریه‌های یادگیری بر اساس دیدگاه‏های هرلد کلی و جان تیبوت؛ سوم متأثر از مدل‏های گسترش خود که آرون و آرون طرح کرده‏اند.

تئوری‌ها را با رویکرد آرون پیش می‌بریم.

الف.نظریه‏های روان تحلیل‏گری

این نظریه‌پردازان به صورت سنتی بر انگیزه‏های ناهشیار تأکید می‏کنند. فرد برای تکرار روابط دوران کودکی با والدینش می‏خواهد با فردی که صفات ایدآلش را دارد(گمان یا فرافکنی می‏کند) ارتباط بر قرار نماید. بعد از اینکه معشوق را واقعاً دید، منجر به یک رهایی احتمالی می‏شود.

ب. نظریه‏های یادگیری اجتماعی

نظریه‌های یادگیری اجتماعی در مورد عشق، نظریة وابستگی متقابل می‏باشد که کلی و تیبوت در سال 1978 پدید آوردند. در این الگو جذابیت برای ارتباط با یک دوست یا در نهایت عشق به این دوست به عنوان موقعیتی‏توصیف می‏شود که در این موقعیت افراد یک رابطه را به عنوان پیامد مثبت دریافت می‏کنند. این عمل در ارتباط با انتظارات ارتباطی پایه‏ای است. در ابعاد دیگر این مدل، عشق، به عنوان اشاره به موقعیتی درک می‏شود که در آن موقعیت یک دگرگونی انگیزشی که از رفتار بر اساس پایه‏های علاقه به خود(فوری) نشئت گرفته و به رفتار بر اساس بنیان‌های توجه گسترده تبدیل می‏شود که این توجه گسترده شامل دوست و ارتباط نیز می‏شود. بنابراین، عشق، مستلزم آمادگی برای بیرونی سازی و حتی فداکاری برای فایده رساندن به دیگران می‏باشد.

ج. نظریة توسعة خود

الگوی توسعة خود را آرون ارائه کرده است. این الگو این گونه فرض می‏کند که مردم برای توسعة خود، انگیزه دارند. توسعة خود، شامل متغیرهایی مانند دیدگاه‏ها، توانایی‏ها و هویتی است که در اختیار «خود» قرار داده می‌شود. یکی از شیوه‏هایی که برای تحقق این امر انجام می‏دهند، استفاده از «روابط نزدیک» است؛ زیرا در این روابط هر فرد، دیگران (یعنی، دیدگاه‏ها، توانایی‏ها و هویتشان) را تا حدی آن‏طور که هست، جزئی از این «خود» درک می‏کند. به ویژه در مورد عشق گفته می‏شود که عشق توصیف موقعیتی است که در آن، عاشق سطح بالایی از توسعة بالقوه را که در دسترس است و از ارتباط با فرد دیگری نشئت گرفته، ادراک می‏کند. اگر اندازة توسعه یا توسعة بالقوه ادراک شده خیلی بالا باشد، تجربة عشق شدیدتر می‏شود. (مثل هنگامی که فرد وارد یک رابطة جدید می‏شود).

 

 

پرسش‏نامهNEO

این پرسشنامه پنج عامل مهم شخصیتی را که هر عامل شش صفت در زیر مجموعه خود دارد ارزیابی و در مجموع سی صفت را بازشناسی می‏کند.

این پنج عامل بزرگ عبارت‌اند از: روان‌رنجوری، برون‌گرایی، گشودگی به تجربه، توافق‌ورزی و وجدان‌گرایی.

آزمون NEO-FFI

کاستا و مک گری (1992) علاوه بر آزمون کامل، آزمون خلاصه شده‌ای نیز تدوین کردند که در راستای استفادة بیشتر و بهینه‏تر از تست شخصیت خودشان است. این کار برای آزمودنی‏هایی که وقت زیادی ندارند یا برای زمانی که اطلاعات کلی نیاز داریم مفید است. این تست را NEO-FFI نامیدند. این تست 60 آیتم دارد و پنج صفت اصلی را می‌سنجد. برای اجرای این تست باید افراد بالای هفده سال داشته باشند. در این فرم برای هر عامل 12 آیتم طراحی شده است و هر آیتم بر حسب پاسخی که دریافت می‏کند از 0 تا 4 نمره گذاری شده است. ضریب پایایی 83/0، 75/0، 80/0، 79/0 و 79/0 به ترتیب عوامل C,A,O,E,N به دست آمده است.

پرسشنامهMMPI

آزمون MMPI را نخستین بار در سال 1943 استارک‌هاتاوی و چارنلی مک کینلی که دربیمارستان‏های دانشگاه مینوسوتا مشغول کار بودند، برای ارزیابی‏های تشخیصی طراحی کردند. این پرسش‌نامه دو نوع ویژگی را بررسی می‌کند: ویژگی‏های بالینی و اعتباری. مقیاس‏های بالینی اختلالات بالینی فرد را در کانون بررسی قرار می‏دهد، اما مقیاس‏های اعتباری، اعتبار پاسخ‏های آزمودنی را ارزیابی می‌کند.

مقیاس بالینی: خود بیمارپنداری، افسردگی، هیستری، انحراف روانی اجتماعی، مردانگی ـ زنانگی، پارانویا، ضعف روانی، اسکیزوفرنیا، هیپو مانیا، درونگرایی اجتماعی.

اجرای تست MMPI هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی ممکن است. این مطلب را به نقل از باچر آورده است. باچر یکی از پژوهشگران سرشناس MMPI است. که از دهة هفتاد تا کنون ده‏ها کتاب و مقاله در نشریات معتبر نوشته است. اکثر کسانی که در مورد این آزمون تحقیق کرده‏اند، بسیاری از مطالب خود را به تحقیقات باچر نسبت داده و تحقیقات او را مرجع قرار داده‏اند.

پرسشنامهLAS

پرسشنامة LAS را هندریک ساخته است، این پرسشنامه شش نوع سبک ارتباط عاشقانه را ارزیابی می‌کند. از قوت‏های این پرسش‌نامه آن است که نگرش‌سنج است و حتی در مورد کسانی که هرگز رابطه عاشقانه نداشته‏اند نیز قابل اجراست. هندریک این شش سبک را از جان لی وام گرفت و خود آنها هیچ تلاش نظری مستقلی برای دستیابی به این شش سازه انجام ندادند. و پرسش‌نامة خود را با تکیه بر کارهای لی طراحی نمودند.

اعتبار و روایی

تحقیقات زیادی در اعتبار و روایی این تست صورت گرفته است و استقبال روز افزون از آن در سرتاسر دنیا نیز حاکی از این مطلب است. کنماسا(2004) در تحقیقی روایی تست لی را در ژاپن نشان داده است.

هندریک نیز در تحقیقی ارتباط بین LAS را با تست‏های دیگری که در رابطه با عشق هست مورد سنجش قرار داد و همسانی آنها را مورد تایید قرار داد.

3 ـ 6 ـ روش تجزیه و تحلیل

برای مقایسه این تست‏ها دو نوع مقایسه در نظر گرفته شده است:

1. بررسی همبستگی بین انواع سبک عشق و عوامل پنج‌گانه شخصیتNEO و 8 اختلال بالینی MMPI که از همبستگی پیرسون استفاده شد.

2. آزمون t مستقل برای مقایسه میانگین نمره‌های انواع سبک عشق در زنان و مردان است. با استفاده از این آزمون تفاوت میانگین‏های معنادار را استخراج می‏کنیم.

یافته‏های تحقیق

مقایسة سبک‏های عشق مردان و زنان

آیا الگوی عشق زنانه و مردانه باهم تفاوت دارند یا خیر؟ تحقیق حاضر نشان می‌دهد که مردان و زنان تنها در دو مؤلفة عشق نمایشی و عشق ایثارگرانه با هم تفاوت دارند و در هر دو عشق مردان میانگین بالاتری دارند. برای مقایسة سبک‏های عشق بین زنان و مردان از آزمون t مستقل استفاده شد.

در سبک عشق نمایشی، همان‌طور که در جدول 2 نشان داده شده است، نمرة t، 231/2 می‏باشد. آلفای مشاهد شده 023/0 است که در سطح 05/0 معنادار است. اختلاف بین دو میانگین 45/1 و انحراف استاندارد میانگین 67/0 است.

در سبک عشق ایثارگرانه نمرة t، به دست آمده 22/2 است. آلفای مشاهده شده 029/0 است که در سطح 05/0 معنادار است. اختلاف بین دو میانگین 39/2 و انحراف استاندارد خطای میانگین 7/1 است.

پس در هر دو سبک عشق یعنی نمایشی و ایثارگرانه، میانگین مردان به صورت معناداری بالاتر از زنان است.

در عشق نمایشی فرد وانمود می‏کند که معشوقش را دوست دارد، اما معمولاً انگیزه‏های دیگری مانند انگیزه‏های جنسی یا مالی در کار است و حتی گاهی این افراد برای رسیدن به اهداف خود با چندین معشوقه یا معشوق ارتباط دارند و در صورت لزوم این ارتباطات را مخفی نگه می‏دارند.

جدول 1: مقایسه آماری سبک‏های عشق مردان و زنان (سبک عشق نمایشی و سبک عشق ایثارگرانه)

متغیر

جنس

تعداد

میانگین

انحراف استاندار

میانگین خطای استاندارد

سبک عشق نمایشی

مرد

زن

38

88

2895/20

8295/18

05718/3

63008/3

496/0

387/0

سبک عشق ایثارگرانه

مرد

زن

41

91

6829/25

2857/23

5966/5

0264/6

87404/0

63174/0

جدول2: مقایسة سبک‏های عشق مردان و زنان

متغیر

جنس

t

انحراف استاندارد خظای میانگین

معنادار(α)

سبک عشق نمایشی

مرد

زن

168/2

321/2

67338/0

62905/0

032/0

023/0

سبک عشق ایثارگرانه

مرد

زن

161/2

223/2

10928/1

07844/1

033/0

029/0

 

بر اساس فرضیه‏های دوگانه خود که در دل خود چندین فرضیه جزئی‌تر را دارد تحلیل می‌شود. ابتدا دو فرضیه کلی را مطرح می‏کنیم

فرضیة اول: بین عشق و شخصیت رابطة همبستگی وجود دارد؛

فرضیة دوم: بین سبک‏های عشق و عوامل شخصیت رابطه همبستگی وجود دارد.

فرض همبستگی شش سبک عشق با عوامل و اختلالات شخصیت که در تحقیق حاضر از دو تست NEO و MMPI استفاده شده است، به دوازده فرضیة کوچک‌تر تقسیم می‏شود.

چنان‌که بیان شد، نخستین پرسش کلی و مهمی که طرح شد این بود که آیا اساساً بین عشق و شخصیت رابطه وجود دارد؟ این پرسش کلی‏ترین پرسش تحقیق حاضر است که پاسخ آن در مورد تست شخصیت نئو مثبت است. تحقیقاتی که با نرم افزار spss صورت گرفته بیانگر همبستگی مثبت بین نمرة کلی شخصیت (NEO) و نمرة کلی عشقLAS)) می‌باشد. همبستگی آنها با 320/ 0 (با ضریب خطای 01 / 0) معنادار است.

البته بین نمره کلی MMPI با نمره کلی LAS همبستگی معناداری یافت نشد و تنها یک همبستگی 144/ 0 بدست آمد که معنادار نیست.

قبل از گزارش تحقیقات و جداول مربوط، یادآوری می‌کنیم که آزمون شخصیتیNEO از پنج عامل اصلی تشکیل می‏شود. این پنج عامل در بالای جدول‏ها ذکر شده است و آزمون MMPI در آزمون خلاصة شده 71 سؤالی از هشت اختلال بحث می‏کند که در دومین جدول به آن اشاره شده است.

نخستین همبستگی که مورد ارزیابی قرار می‏گیرد رابطة سبک عشق پرشور با NEO و MMPI است. (بارزترین ویژگی این سبک از عشق، جذابیت بدنی و عاطفی شدید می‏باشد).

در (جدول 3) نشان داده شده است که تنها بین وجدان‌گرایی و عشق پرشور رابطة معنادار 258/0 با ضریب خطای 01/0 وجود دارد. و در بقیه جداول نمرة معناداری مشاهده نمی‏شود.

جدول 3: همبستگی بین تست شخصیت NEO و سبکهای ششگانة عشق

متغیر

روان رنجوری

گشودگی به تجربه

برون گرایی

توافق گرایی

وجدان گرایی

سبک عشق پرشور

057/0 -

020/0

115/0

04/0

258/0

003/0= α

سبک عشق نمایشی

047/0

87/0

037/0

186/0-

04/0= α

121/0

سبک عشق دوستی

021/0-021/0= α

035/0-

226/0

012/0= α

117/0-

289/0

001/0= α

سبک عشق منطقی

037/0

038/0

148/0

247/0

005/0= α

246/0

005/0= α

 

سبک عشق

وابسته وسواسی

0329/0

003/0= α

165/0-

153/0

209/0-

003/0= α

006/0-

سبک عشق ایثارگرانه

215/0

000/0

092/0-

56/0

59/0-

147/0-

جدول 4: همبستگی بین تست شخصیتMMPI و دو سبک از سبکهای ششگانه

متغیر

Hs

(هیپوکندریا)

D

(افسردگی)

Hy

(هیستریا)

Pd

(ضداجتماعی)

Pa

(پارانوئیا)

Pt

(سایکاستنی)

Sc

(اسکیزوفرنیا)

Ma

(مانیا،شیدایی)

سبک عشق وابسته وسواسی

165/0

179/0

039/0

244/0

007/0= α

292/0

001/0= α

426/0

000/0= α

381/0

000/0= α

350/0

000/0= α

سبک عشق ایثارگرانه

108/0

077/0

046/0

098/0

174/0

196/0

033/0= α

196/0

033/0= α

236/0

003/0= α

 

دومین همبستگی که ارزیابی می‌شود، رابطة سبک عشق نمایشی با عوامل NEO می‌باشد. (بارزترین ویژگی این سبک از عشق، نمایش آن می‏باشد).

در این بخش تنها یک همبستگی معنادار نشان داده می‏شود و این رابطة معنادار 186/0 ـ با ضریب خطای 05/0 بین عامل توافق‏گرایی و سبک عشق نمایشی است؛ یعنی افرادی که این سبک عشق را دارند، در ویژگی توافق، به ویژه مخصوصاً در دراز مدت، مشکل دارند و رابطه 186/0 ـ از این مسئله حکایت دارد.

(جدول 3): جدول همبستگی بین تست شخصیت و سبک عشق نمایشی

سومین همبستگی که ارزیابی می‌شود رابطة سبک عشق دوستانه با NEO است. (بارزترین ویژگی این سبک از عشق، دوستانه بودن آن می‏باشد).

نکتة در خور توجه در جدول3 آن است که سبک عشق دوستانه در سه ویژگی با عوامل شخصیت همبستگی دارد. نخستین مورد آن رابطة معنادار اما معکوس 210/0ـ بین این سبک از عشق با روان‌رنجوری در سطح 01/0 است و مورد دوم رابطة معنادار 226/0 بین این سبک از عشق با برون‏گرایی در سطح 05/0 می‏باشد که هر دوی آنها حائز اهمیت است. اما سومین همبستگی که مثبت است، بین وجدان‌گرایی و سبک عشق دوستانه می‏باشد، این رابطه 289/0 در سطح 01/0 است و این هر سه رابطه حرف‌های جالبی را در دل خود دارند که در فصل پنجم به آنها اشاره خواهد شد.

چهارمین همبستگی که ارزیابی می‌شود، رابطة سبک عشق منطقی با NEO و MMPI است. (بارزترین ویژگی این سبک از عشق ارزیابی عاقلانه و منطقی در آن می‏باشد).

با توجه به جدول (3) دو همبستگی مثبت بین عشق منطقی و توافق‏گرایی و وجدان‏گرایی قابل رؤیت است. همبستگی توافق‏گرایی 246/0 در سطح 01/0 و همبستگی وجدان‌گرایی 247/0 در سطح 01/0 می‏باشد.

پنجمین همبستگی مورد ارزیابی، رابطة سبک عشق وابستة وسواسی با NEO و MMPI است. (این سبک از عشق را عشق رمانتیک نیز می‏گویند که از ویژگی‏های آن، انحصار طلبی، وسواس، اضطراب، و رفتارهای پرشور است). با توجه به جدول (3) دو همبستگی مثبت و منفی بین عشق وابستة وسواسی و روان‌رنجوری و توافق‌گرایی دیده می‏شود. اندازة این رابطه‌ها از این قرار است: رابطة عشق وابستة وسواسی و عامل روانرنجوری 392/0 در سطح خطای 01/0 می‏باشد و رابطة همبستگی عشق وابستة وسواسی و عامل توافق‌گرایی‏که رابطه‌ای معکوس است، برابر با 209/0 ـ در سطح معناداری 05/0 می‏باشد. در سطح صفات آسیب‌شناسانه فراوانی بالایی دارد و این همان سؤال و نقطة عزیمت این رساله بود و با شواهد بالینی همخوانی دارد.

از نکات جالب توجه این است که چهار سبک نخست عشق با هیچ‌یک از اختلالات موجود در تست MMPI همبستگی نشان ندادند و تنها دو سبک از سبک‏های عشق یعنی سبک عشق وابستة وسواسی (Mania) و سبک عشق ایثارگرانه (Agape) با برخی از اختلالات MMPI همبستگی نشان می‏دهد که اکنون به جزئیات آنها اشاره می‌شود:

رابطة همبستگی بین (مانیا) و عشق وابستة وسواسی 350/0 و در سطح 01/0 است.

رابطة همبستگی بین (اسکیزوفرنیا) و عشق وابستة وسواسی 381/0 و در سطح 01/0 است.

رابطة همبستگی بین (سایکاستنی) و عشق وابستة وسواسی 426/0 و در سطح 01/0 می‏باشد.

رابطة همبستگی بین (پارانوئیا) و عشق وابستة وسواسی 292/0 و در سطح 01/0 است.

رابطة همبستگی بین (سایکوپات) و عشق وابستة وسواسی 244/0 و در سطح 01/0 است.

در واقع یکی از پرسش‏های اصلی رساله، تا حدود زیادی پاسخ داده می‏شود و فرضیة مربوط اثبات می‏گردد که ان‌شاء اللّه‏ به آنها خواهیم پرداخت.

پنجمین همبستگی مورد ارزیابی، رابطة سبک عشق ایثارگرانه با NEO می‌باشد (بارزترین ویژگی این عشق ایثارگرانه بودن آن است).

از جدول (3) متوجه می‏شویم که بین روان‌رنجوری و عشق ایثارگرانه رابطة 215/0 برقرار است.

و در سطح آسیبشناسانه جدول 4

رابطة همبستگی بین مانیا و عشق ایثارگرانه 236/0 در سطح 01/0 می‏باشد.

رابطة همبستگی بین اسکیزوفرنیا و عشق ایثارگرانه 196/0 در سطح 05/0 است.

رابطة همبستگی بین سایکاستنی و عشق ایثارگرانه 196/0 در سطح 05/0 است.

بحث و نتیجه‏گیری

چنان‌که بیان شد، اولین پرسش این بود که آیا اساساً بین عشق و شخصیت رابطه وجود دارد؟ تحقیق حاضر بیانگر همبستگی مثبت بین نمرة کلی شخصیت (NEO) و نمرة کلی عشق (LAS) است.

این تحقیق با تحقیقات بسیاری همخوانی دارد، ده‏ها تحقیق دقیقاً در حوزه‏های شبیه این رساله انجام شده است که از پایه‏های شخصیتی عشق نشان دارد. «قصه‏های عشق» استرنبرگ که حاصل سال‏ها تحقیق اوست، بی‌ارتباط با یافتة این رساله نیست؛ چراکه در آنجا نیز قصه‏هایی که افراد انتخاب می‏کردند بسیار شبیه هم بود. هیچگاه قصه‏های یک فرد با گشودگی به تجربة بالا با فردی که گشودگی پایینی دارد هماهنگ نیست و اگر قصه ـ که منظور همان ساختار شناختی و روان بنه‏های افراد است ـ شبیه به هم نباشد، عشق آنها بسیار زود خواهد گسست و عشق‏هایی برای مدتی پایدار می‏مانند که قصه‏های عشق آنها شبیه به یکدیگر باشد.

تحقیقات بین رابطة دلبستگی و عشق نیز می‏تواند برای درک رابطة شخصیت و عشق یاری‌رسان باشد. علت آن نیز ثبات نسبی سبک شخصیت تا بزرگ سالی است که بعضی تحقیقات مثل تحقیق‌هازان و شیور (1987) ثبات نسبی آن را تا بزرگسالی به اثبات رسانده‏اند. شیور و هازان معتقدند که عشق رمانتیک را باید شکلی از دلبستگی در نظر گرفت. الگوی دلبستگی‌های اولیة کودکان، دلبستگی‏های دوران بزرگسالی آنها را تحت تأثیر قرار می‏دهد. برای مثال کودکان در صورتی که عاطفی و مستقل باقی بمانند، به احتمال زیاد به مادران خود دلبستگی ایمن پیدا می‏کنند. این کودکان به بزرگسالانی تبدیل می‏شوند که با احساس صمیمیت آرامش می‏یابند و می‏توانند به کسانی که به آنها علاقه دارند، اعتماد و تکیه کنند.

البته این مسئله به شکل‏های مختلف در کانون آزمایش قرار گرفته است و هاتفیلد و راپسون (2000) در مقاله‏ای می‏گویند، طرحواره‏های عشق تعیین‌کننده‏های متعددی دارند، اما تا اندازة زیادی، چنان که نظریه‌پردازان دلبستگی گفته‏اند، با تجارب اولیه کودکی ارتباط دارند؛ از این‌رو، نسبتاً ثابت‌اند.

تحقیقات مستقل نیز بسیار انجام شد؛ یعنی رابطه مستقیم عشق و شخصیت مورد ارزیابی آنها قرار گرفته است؛ مانند تحقیق آرنولد مارجری. او با استفاده از LASسبک‏های عشق خود را ارزیابی و بین این سبک‏ها و شخصیت رابطه برقرار کرده است.

تحقیقات در این زمینه بسیار است که ذکر آنها باعث طولانی شدن متن می‏شود. اما نتیجه‏ای که از اثبات این فرضیه می‏گیریم آن است که اگر شخصیت در شکل‌گیری عشق و سبک‏های آن تأثیر دارد، تمام متغیرهایی که بر شخصیت اثر می‏گذارند نیز حائز اهمیت‌اند؛ لذا بخشی از آنها ژنتیکی و ارثی‏است و بخش دیگر تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم محیط می‏باشد. به همین دلیل برای آموزش مهارت‏های ارتباطی، به خصوص مهارت مقابله با عشق و درمان آن، باید به مؤلفه‏های شخصیتی توجه کرد.

رابطة سبک عشق پرشور با شخصیت

این اولین فرضیه از فرضیه‏های ششگانه است که به سبک‏های عشق می‏پردازد و در رابطة سبک عشق پرشور با NEO.(بارزترین ویژگی این سبک از عشق، جذابیت بدنی و عاطفی شدید می‏باشد). در اینجا فقط بین وجدان‌گرایی و سبک عشق پرشور رابطه معنادار وجود دارد.

اگر به مؤلفه‏های وجدان‌گرایی با دقت نظر کنیم، صفاتی مانند منظم، قابل اعتماد، سخت‌کوش، خود تنظیم، وقت‌شناس، دقیق، تمیز، برانگیخته و پراستقامت) را در ذیل این عامل خواهیم دید. از سویی دیگر افراد با این سبک عشق از روابط خود بسیار رضایت دارند و فرایند عاطفی‏آنها مثبت و پر حرارت است.

از اینکه همبستگی این سبک از عشق با وجدان گرایی بالا است نشان گر آن است که افراد با عشق پرشور استعداد مسئولیت پذیری بالایی دارند که در ادبیات استرنبرگ با مفهوم تعهد از آن یاد شده بود لذا برای ازدواج مخصوصا در فرهنگ ایرانی بسیار مناسب‌اند. البته این همبستگی موجود، بیان علیت نمی‏کند به همین دلیل در صورت نیاز باید به صورت خاص بررسی شود.

رابطة سبک عشق نمایشی با شخصیت

در پاسخ به یکی از فرضیات رابطة سبک عشق نمایشی با توافق‌گرایی است که یکی از عامل‌های بزرگ شخصیت می‌باشد (بارزترین ویژگی این سبک از عشق، نمایش عشق است). در این بخش بین آن دو رابطة همبستگی منفی وجود دارد؛ یعنی این فرد در صفاتی مانند خوش قلب بودن، خوش خلق بودن، قابل اعتماد بودن، دارای حس همکاری، با گذشت بودن، خوش‌باور و مصمم بودن ضعیف‌اند. چراکه به خود اجازه می‏دهد فرد دیگر را فریب دهد و صادقانه با او برخورد نکند و در نهایت این فرد در رابطه با پارتنر (شریک) خود به نیازهای جنسی‏خود فکر می‏کند و دائم در تلاش است که با افراد جدیدی رابطه برقرار کند و همیشه این رابطه از نگاه پارتنرهای جایگزین مخفی می‏ماند.

رابطة سبک عشق دوستانه با شخصیت

یکی دیگر از رابطه‏های مورد ارزیابی، رابطة سبک عشق دوستانه باNEO است. (بارزترین ویژگی این سبک از عشق، دوستانه بودن آن می‏باشد).

نکتة در خور توجه آن است که سبک عشق دوستانه در سه ویژگی با تست شخصیت همبستگی دارد. نخستین مورد آن رابطة معنادار منفی بین این سبک از عشق با روان‌رنجوری است. و مورد دوم، همبستگی مثبت بین برون‌گرایی و سبک عشق دوستانه. آخرین رابطه بین سبک عشق دوستی و شخصیت، همبستگی مثبت سبک عشق دوستانه با وجدان‌گرایی(مسئولیت‌پذیری) است.

اگر این سه یافته را کنار هم بگذاریم نتایج بهتری می‏گیریم. افرادی که سبک عشق دوستانه دارند چند خصلت شخصیتی دارند که عبارت است از ثبات هیجانی، برون‌گرایی، و مسئولیت‌پذیری. وقتی می‏گوییم فرد ثبات هیجانی دارد و روان‌رنجور نیست یعنی صفاتی مثل نگران، عصبی، هیجانی، نامطمئن، بیکفایت و ترسو بودن در او کمتر است. این صفات با بهداشت روانی در تعارض است و لذا از همین یافته متوجه می‏شویم افرادی که قادرند روابط دوستانه داشته باشند، از بهداشت روان بالایی برخوردار هستند.

از همبستگی بین سبک عشق دوستانه و عامل شخصیتی وجدان‌گرایی متوجه می‏شویم که این افراد معمولاً افرادی با احساس مسئولیت بالا مخصوصاً در قبال دوستان خود هستند. این خصلت در کنار برون‌گرایی و پایین بودن گشودگی به تجربه می‏تواند در استمرار روابط دوستانه یاری‌بخش باشد، به ویژه اگر سبک عشق فرد مقابل نیز از همین سنخ باشد.

وقتی گشودگی به تجربه پایین باشد به این معناست که فرد خیلی علاقه‏ای به تجارب جدید ندارد ولذا در مسائل دوست‌یابی تنوع‏طلبی بالایی ندارد. این افراد چون برون‏گرا هستند با افراد زیادی رابطه دارند و معمولاً روابط آنها خیلی عمیق نمی‏شود؛ از این‌رو، اگر شرایط عمومی دوستیابی فراهم آید، دوستی عمیق شکل خواهد گرفت.

رابطة سبک عشق منطقی با شخصیت

نخستین نکتة در خور توجه، همبستگی مثبت بین سبک عشق منطقی و دو عامل شخصیتی توافق گرایی و وجدان‏گرایی می‏باشد. (بارزترین ویژگی این سبک از عشق ارزیابی منطقی در آن است.) در فرهنگ ما و بسیاری از فرهنگ‏های دنیا این سبک از عواطف در نوعی از خواستگاری‏های سنتی وجود دارد که فرد مشخصات و شرایطی را برای شریک زندگی خود مشخص و بر اساس این مشخصات فرد مورد نظر را انتخاب می‏کند. چنین افرادی بر اساس این تحقیق از توافق بالا و همچنین وجدان‏گرایی و حس مسئولیت‏پذیری بالایی برخوردارند. در واقع این سبک از عشق، نوعی انتخاب عاقلانه است.

رابطه سبک عشق وابسته وسواسی باشخصیت

مهم‏ترین همبستگیِ مورد ارزیابی، رابطه سبک عشق وابستة وسواسی با NEO می‌باشد. (این سبک از عشق را عشق رمانتیک نیز می‏گویند که از ویژگی‏های آن انحصارطلبی، وسواس، اضطراب، و رفتارهای پرشور است).

الف. همبستگی مثبت با روان‌رنجوری

افراد با سبک عشق وابستة وسواسی با صفات روان‌رنجورانه یعنی صفاتی مثل نگران، عصبی، هیجانی، نامطمئن، بی‌کفایت و ترسوبودن همبستگی مثبت دارند. این تحقیق شبیه تحقیقی است که کنماسا در ژاپن انجام داده است. افراد عاشق (عشق وابستة وسواسی) به شدت با صفات اضطراب، حسادت و دشمنی همبستگی نشان می‌دهند. او از لی (1988) نقل می‏کند که عاشقان وابستة وسواسی احساس نیاز شدیدی به عاشق شدن و نشان دادن حسادت شدید نسبت به معشوق دارند.

در تحقیق آرنولد نیز شواهدی برای تأیید روان‌رنجوری مشاهده می‏شود. مثلاً همبستگی مثبت عشق وابستة وسواسی (mania) با تحقیر، افسردگی مهاد، اجتنابی و اضطراب نشان داده است.

ب. همبستگی منفی با توافق‌گرایی

پذیرش این همبستگی منفی در ابتدای امر کمی سخت است؛ چراکه عاشق وابستة وسواسی در مسیر رسیدن به معشوقش گاهی تا حد بیمار شدن و خودکشی پیش می‏رود چگونه ویژگی توافق‌گرایی‏اش پایین است. علت این امر آن است که با توجه به همبستگی مثبت این سبک از عشق با صفات روان‌رنجورانه، و بعضی از صفات بیمارگونه، در واقع بی‏تابی او در قبال معشوق جنبة وابستگی دارد که فرد برای فرار از اضطراب درونی به چهره‏ای که گمان می‏کند که می‏تواند موضوع دلبستگی او باشد، پناه می‏برد. به هر حال احساس حسادت او، و عدم تحمل دیدن معشوقش با دیگران، و... هم در سطح مشاهدات معمولی قابل مشاهده است و هم برخی محققان مانند کنماسا آن را نشان داده‏اند. معمولاً این افراد پیوسته نگران از دست دادن معشوق خود هستند، در حالی‌که توافق‌گرایی مشتمل بر صفاتی مانند خوش قلب، خوش خلق، قابل اعتماد، دارای حس همکاری، با گذشت، خوش باور و مصمم بودن می‏باشد که عاشق وابسته وسواسی به ویژه در حالت‏های شدید از آنها دور است. تحقیق آرنولد (1995)، کنماسا (2004)، لی (1988) با یافته‏های بالا همسو هستند.

رابطة سبک عشق ایثارگرانه با شخصیت

آخرین همبستگیِ مورد ارزیابی، رابطة سبک عشق ایثارگرانه (Agape) با NEO می‏باشد (بارزترین ویژگی این عشق، ایثارگرانه بودن آن است). یافته‏ها نشان می‏دهد بین روان‌رنجوری و عشق ایثارگرانه رابطة همبستگی مثبت معنادار وجود دارد.

احتمالاً این همبستگی از نوعی زیرساخت‌های اضطرابی حکایت دارد؛ یعنی افرادی که به طور کامل خود را وقف کس دیگر می‏کنند گرایش‌های روان‌رنجورانه دارند که این مسئله در تحقیقات متعددی خود را نشان داده است.

تحقیق کنماسا (2004) نیز همبستگی مشابهی را بین سبک عشق ایثارگرانه و دشمنی، حسادت و اضطراب نشان می‏دهد. یافتة کنماسا مشابه بخشی دیگر از تحقیق او دربارة سبک عشق وابستة وسواسی است؛ یعنی کنماسا در هر دو سبک عشق ایثارگرانه و وابستة وسواسی این سه همبستگی را یافته است.

در تحقیق دیگری مالانداین و دیویس (1994) بین عزت نفس و سبک عشق ایثارگرانه رابطة معکوس یافته‏اند. یعنی این افراد عزت نفس پایینی دارند.

آرنولد (1995) نیز بین سبک عشق ایثارگرانه و بعضی از ویژگی‏های منفی اختلال شخصیت مثل وابستگی و اجبار و... همبستگی مثبت معناداری را برقرار کرده است. تحقیقات دیگری نیز در این باره هست که این اطلاعات را تأیید می‏نماید.

عاشق ایثارگر حاضر است تمام دارایی خود را فدای معشوق خود نماید، حاضر است تمام یا اکثر اوقات خود را مصروف معشوق خود کند و.... افراط و نبودن کنترل از مؤلفه‏های شاخص آن است.

 

 

منابع

ازخوش، کاربرد آزمون‏های روانی و راس، آلن، روان‏شناسی شخصیت، ترجمه سیاوش جمالفر، تهران، بعثت، 1375.

فروم، اریک، هنر عشق ورزیدن، ترجمه پوری سلطانی، چاپ هیجدهم، تهران، مروارید، 1376.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٦