شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید.

 اگر با نظریه تحیلی عاملی " ارک برن " آشنا شوید ، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید.

ارک برن می گوید:  رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.

 

وی اجزاء شخصیت انسان را به سه بخش تقسیم می کند.

 

1 – حالت من کودک)    (  child  ego stage

2– حالت من والــد  ( parent ego stage )   

3 – حالت من بالــغ)      ego stage (  adult

 

1 – حالت من کودک child ego stage

 

کودک وقتی به دنیا می آید احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و  با تامین بودن ، می خندد.... و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد.

این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سرو کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است.

سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:

 

1 – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود.

2 – آینده را نمی بیند.

3 – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.

 

احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.

تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و... ندارد

 حالت، من والد       :

 

درسالهای اولیه کودکی  ( مخصوصا پنج سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده  یا یاد داده می شود.

این مجموعه عظیم ازوقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت

من والد کودک ثبت می گردد. ودرآینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.

این بخش شخصیت ، مسئول خشک ومتعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری، بایدها و نبایدها درافراد مختلف است.

وقتی فردی بدون توجه به احساسات عواطف یا بدون توجه به تعقل ومنطق به امری مبادرت میکند و یا صحبت میکند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند. همانطور که بعدا خواهیم گفت.

سه بخش شخصیت درهرفرد وجود دارد ولی مقداراثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت درهرفرد ممکن است بعهده یکی از این اجزاء باشد که هرکدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.

شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کاراست و کار .

و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی، مقید به ترتیب وتوالی خاصی هستند وهیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند.

این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.

اضافه کاری وغرق شدن درکارهای جدی چنانست که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند. جلسات متعدد دارند. قرارهای متعدد دارند. در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند.

دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه  اتفاق می افتد و البته آنرا هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.

 فراموش نکنید که نوع شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی افراد زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش برسایر بخشهای شخصیتشان غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.

 

   3 – حالت من بالغ

این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.

این بخش شخصیت است که :

  -  تجزیه و تحلیل می کند.

  -  آینده نگری می کند.

  -  میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند.

  -  احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.

   فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست .

 

 

درواقع شخصیت کامل انسانی، شخصیتیست که سه بخش فوق(کودک - والد - بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشند. لیکن رئیس، بخش بالغ باشد و با روشنفکری درجای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد وشخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد

3 – سرنخهای جزء بالغ شخصیت:

    -  کلماتی که نشان دهند تجزیه و تحلیل و بررسی هست. مثل :

    -  چرا ؟ چه ؟ کجا ؟ کی ؟ چطور ؟ چقدر ؟ از چه طریق ؟

    - استفاده از قیودی مثل : تا حدی ، احتمالا

    - کلماتی که انعطاف فرد را نشان می دهد: به نظر من ، من فکر می کنم. 

 

خلاصه سه یاد داشت اخیر در مورد اجزء شخصیت:

اگر بخواهید در زندگی لذت ببرید و به آرامش برسید باید قسمت بالغ شخصیتتان  بر شما حکومت کند.

( البته منظور این نیست که  دو بخش کودک و والدتان از بین بروند.)

درواقع این جزء بالغ است که شما را متعادل می سازد . یعنی تا حدی کودک وجودتان را ارضاء وشاد میکند. ولی نه آنقدرکه فرامین والد شخصیت را زیرپا بگذارد وموجب  شود پیشرفت و موفقیت و آینده نگری فرد به خطر بیفتد.

قسمت بالغ شخصیت ، مغز متفکر و مرکز کنترل شخصیت است که با تجزیه و آنالیز موقعیت های گوناگون سعی می کند آنها را با درون فرد سازگار کند.

 -   اگر متعصب هستید.

 -   اگر دائما فقط به فکر لذت بردن هستید و به آینده توجهی ندارید.

 -   اگر فقط به فکر خودتان هستید.

 -   اگر انتقاد پذیر نیستید.

  اگر دربرابرمشکلات همیشه به شیوه تکراری از یک روش منسوخ استفاده می کنید.

                 بدانید که قسمت بالغ شخصیتتان بر شما حاکم نیست.

از طرف دیگر اگرهمیشه فقط با سخت کوشیتان همه را خسته کردید و فقط به دنبال ثروت ، قدرت ، پیشرفت و علم هستید و هیچ وقتی به خود و اطرافیانتان برای لذت بردن، نمیدهید ، بازهم بدانید که قسمت بالغ شخصیتتان کنترل شما را به عهده ندارد.           

   -          حالا با توجه به سرنخها شما جزء کدام دسته از افرادید؟

              و با زندگی چه می کنید؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٠