مادینه روان(آنیما): اسرارآمیز و پر رمز و راز

 

 

 

پیچیدگی ها و تمام رموز را در برمی گیرد به این صورت که در حقیقت هر نوع پیچیدگی و رمز و رموز در فضای وهم آلود و تاریک قابل شکل گیری و وجود است که این تاریکی و وهم آلودگی تعریف فضایی است به نام فضای آنیما.


 

 

 


 

 

 

 

 

در سیر و سلوک درون و آشنایی با خود، از آنجا که اولین قدم همجواری و مجاور شدن با سایه ها و آگاه گشتن به آنها و تبدیل آنها به روشنایی های درون و گذر از آنها می باشد، و با توجه به اینکه کلمه سایه از سیاهی می آید و جهل و نا آگاهی های ما را شامل می گردد، این محدوده همان آنیماست که با توجه به آگاهی های قبلی مان برای شناخت آنها (سایه ها) قدم بر می داریم و از نوری که تا آن زمان از آن بهره مند گشته ایم برای روشن کردن راه پیش رویمان استفاده می کنیم و آنرا مستمسکی جهت دستیابی به قسمت های ناشناخته و کشف نشده درون خود قرار می دهیم.

 

 

حرکت از کهن الگوی معصوم به کهن الگوی یتیم با استفاده از تاریکی و نور

 

 

همین مبحث تماماً با استفاده از دو کهن الگوی معصوم و یتیم در سفر قهرمانی تحت عنوان حرکت کردن جهت ایجاد امنیت خودساخته جدید، در حالیکه پشت مان به آگاهی های قبلی و امنیت قبلی مان گرم است و با تکیه به آن به سمت حوزه آگاهی جدید و تاریکی های روشن شده توسط نور آگاهی، به پیش می رویم، نیز آمده است. که در آنجا نحوه حرکت از معصوم به یتیم بدین صورت عنوان گشته است:

 

تولد دوباره است (Rebirth)، از پشت مان، نور نگه مان داشته که همان آگاهی هایمان است و برای تولد دوباره رو به دنیا می شویم بدین معنی که به دنیا می آییم تا تجربه کسب کنیم و بر ناآگاهی هایمان فایق آییم و کشف شان نماییم.

 

در معصوم در امنیتی که متولی امنیت مان برایمان ایجاد کرده است قرار داریم که این متولی امنیت مان به نوعی مولای ما و حاکم بر ما نیز می باشد(در شناخته ها و آگاهی هایمان قرار داریم و از آنجا که در حوزه امنیت حاکم هستیم و از نور و آگاهی ها و چارچوب هایی که حاکم، ما را از آن بهره مند می کند و برایمان فراهم می سازد استفاده می کنیم، حتی به ذهن مان نیز خطور نمی کند که این نور می تواند از درون خودمان بتابد و هیچ تعریفی از نور و تاریکی در این حوزه نداریم، چون تا زمانیکه همه چیز بر وفق مراد است نمیتوانیم ضعف های خود را ببینیم)، پس از پیش آمدن واقعه و تجربه ای که در راستای رشدمان اتفاق می افتد و در مسیرمان جهت خداشدن قرار دارد، یتیمی را تجربه می کنیم و انحراف معیار را می بینیم که در آن مطلب به خصوص، چقدر در رویا به سر می بردیم و حقیقت بسیار متفاوت از واقعیتی است که ما تاکنون می پنداشتیم. در این مرحله فارغ از نوری که از جانب متولی امنیت مان و امنیت متعلق به اوست به سیاهی حوزه پیرامون مان به منظور آگاه شدن از آن حوزه ها می نگریم، در عین اینکه هنوز آن نور از بیرون می تابد و سیاهی ها و نا آگاهی های دیگرمان را تحت نور خود نگه می دارد، تا زمان لازم جهت دیدن آنها و آگاه شدن بدانها فرا رسد. در اینجا نور حاکمیت را پذیرفته و تحت لوای آن و با استفاده از امکانات آن، جهت روشن کردن این سیاهی درون خود گام بر می داریم.

 

 

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢