اختلاط و تداخل حوزه مادینه و نرینه روان(آنیما و آنیموس) در زندگی روزمره برای مرد و زن در زندگی امروز

امروزه دخترهایی را می بینیم که به جای آنکه در روند زندگی شان زن شوند و مانند یک زن زندگی کنند و مسوولیت هایی را که به واسطه زن متولدشدن شان بر عهده شان است به انجام برسانند.


 

 

متاسفانه شاهد دخترهایی هستیم که ادامه تحصیل می دهند ، فرهیخته، شاغل ، منتقد ، صاحب نظر ، محقق ، مدرس و … می شوند لیکن خانواده هایی تشکیل می دهند که همسر و یا فرزندانشان وجود زن و یا مادر را در محیط گرم و صمیمی خانه و خانواده احساس نکرده و جای خالی آن ، خلاء های بزرگی را در زندگی شان ایجاد می کند.



 

 

 

 

 

 

که اینها همه منشاء ایجاد مسایل بسیاری برای این اشخاص و همه سایرین حوزه پیرامون و اطرافشان و علاوه بر آن مانع ادامه روند تکامل زن و مرد در زندگی زناشویی و عدم رشد صحیح فرزندان در ایجاد و برقراری رابطه سالم و صحیح مادر و فرزندی می شود که به نسل های آتی نیز تعمیم خواهد یافت.


 

 

 

 

 

در نتیجه اینها تبدیل به زنهایی می شوند که خودشان را نمی توانند در جامعه حفظ کنند و در جامعه بدون امنیت و حمایت ، رها شده اند.

دخترهایی که تحصیلات آکادمیک می کنند و سرکار می روند و بابت آن متوقع می گردند و قصد دارند که به علت اینکه حائز یک سری از شرایط گردیده اند قصد دارند که به جای اینکه زن زندگی کنند ، تبدیل به مرد شده و مرد انه زندگی کنند.

در صورتیکه یک زن کدبانو، این کدبانو بودن را وظیفه خود در زندگی می داند و زنانه زندگی کردن را افتخار و غایت زندگی خود می داند ، نه اینکه چون مردانه زندگی کرده است و زن امروزی تحصیل کرده است ، با مردی با مدرک کمتر از دکترا ازدواج نکند.

اینها مقیاس های جامعه زئوسی آپولویی است که در جاهایی که کاربرد و محل ارائه آنهاست ، باید لحاظ شود مانند دانشگاه نه در خانه و محل زندگی در آغوش گرم خانواده ، که مدرک تحصیلی در مسایل فیمابین محلی از اعراب نداشته و هیچ عنوانی برای مطرح شدن در این محیط نخواهد داشت.

البته لازم به توضیح است که دانش و معلوماتی که طرفین در راه کسب این مدارک یا مقام ها به آنها دست می یابند در ارتقاء سطح زندگی شان هر یک در جایگاه در تعادل خودشان ، مؤثر خواهد بود ولی عملاً مشاهده می کنیم که نسل امروزی گم گشته و سرگشته می باشند و جایگاه حقیقی و اصلی خود را فراموش کرده و انکار می کنند.

 

پسرهایی که به جای آنکه راه و رسوم زندگی و مردانگی را بیاموزند به سمت توجه بیش از حد به ظاهر خود کشیده می شوند . هیچ کجا در شاهنامه اشاره نشده که رستم که پهلوان کهن ادبیات فولکلور ایرانیان است در فلان رزم لباس کدام طراح را پوشیده است یا بدن اش با استانداردهای modeling همسو بوده است یا خیر …؟!!


 



 

البته که توجه مرد به داشتن ظاهری آراسته اما مردانه به اندازه و به جای خودش بسیار پسندیده است ، حتی در اسلام هم در این باب در رابطه با پاکیزگی مطالب بسیار آمده است ، لیکن اینکه پسری قبل از یادگیری مرد بودن وارد این مباحث شود ، امکان دارد در لطافت ها و زیبایی ها گم شود و نسلی را به ما تحویل دهد که توانایی پذیرفتن مسوولیت زندگی و تبدیل به متولی امنیت گردیدن و ادامه دار کردن آن، جهت بقاء نسل را نداشته باشد.


 



کما اینکه در خیلی از کشورها با رشد منفی جمعیت روبرو هستیم که انقراض نسل دایناسورها را یادآوری می کند ، البته آنها امکانات انسان ها را نداشتند !!!!

در گذشته یکسری آداب و رسوم در قبیله ها رایج بود که آمادگی شرایط اولیه مرد یا زن شدن را در فرزندان ایجاد می کرد، که به آنها به آیینهای ورود نام برده می شد.

زنهای باتجربه و خردمند و مردان ریش سفید قوم ، نسل بعدی را در سنین و موقعیتها و طی آداب و رسوم خاص خودشان و منطقه و محیط اطرافشان ، با راهنمایی ها و اندرزها و حمایت های به جای خود آبدیده و آماده می کردند.



   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢