تحلیل کهن الگوی دانش آموز و دانشجو با استفاده از حوزهمادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموس):

رویکرد مادینگی(آنیمایی): موضوع یادگیری توسط حوزه ناخودآگاه انتخاب شده و پیش پایش گذاشته می شود به صورتی که نمی داند چرا به این موضوع برای تعلیم گرفتن و آموزش دیدن تمایل دارد و سوق داده می شود. تماماً پذیراست و  نسبت به استاد در جایگاه پایین یعنی شاگردی قرار دارد و تمام آنچه را که از استاد در حین تدریس جاری می شود را یاد می گیرد و به درون خود راه می دهد تا پر شود ، منتها چون توانایی تفکیک کردن و کلاسه بندی را که عملی نرینه (آنیموسی) است ندارد ، به غیر از موضوع یادگیری ، سایر صفات و دانسته های استاد را نیز به دلیل خالی و آماده بودن جهت پر شدن توسط مطلب جدید ، به خود می پذیرد . و باز به دلیل عدم وجود نرینگی(آنیموس) به جهت مدیریت و حفظ مطالب امکان دارد پس از پایان کلاس ، تمام آنچه را که یادگرفته است به همین سرعت از دست بدهد و فراموش نماید.

رویکرد نرینگی (آنیموسی): موضوع یادگیری را با آگاهی آن لحظه اش انتخاب کرده و جهت یادگیری آن و پیدا کردن استاد و معلم  مربوطه شروع به جستجو می کند و پس از یافتن مدرس موردنظر همسو با معیارهای مورد نیاز جهت جایگاه استادی ، روند آموزش آغاز می گردد. منتها به دلیل پر بودن شخص و دسته بندی ها و چارچوب های موجود ذهنی وی ، مجال و جایی برای قرار گرفتن مطالب جدید و فضای رهایی جهت نوآوری و آفرینش مسیری جدید برای آموختن نمی گذارد.

رویکرد متعادل مادینگی(آنیمایی) و نرینگی(آنیموسی): با نرینگی(آنیموس) ، حوزه و مرز اطراف موضوع یادگیری را مشخص نموده و سپس با استفاده از آنیمای کهن الگوی معصوم خالی شده و آمادگی پذیرش می یابد. تحت چارچوب های گذاشته شده توسط نرینگی(آنیموس) ، تماماً پذیرا می باشد و کل موضوع انتخاب شده از استاد به سمت شاگرد جاری و ساری می گردد. حال در انتهای پروسه یادگیری ، دانش آموز مطالب را با استفاده از نرینگی(آنیموس) درون ، جمع بندی و طبقه بندی کرده و تبدیل به آگاهی می کند ، سپس آن را با آنیما هضم و جذب و درونی و از آن خود نموده و از آن رها می گردد. اکنون آگاهی جزئی از وجود دانش آموز است و با آن زندگی را می گذراند ، تا زمانیکه احساس نیاز به یادگیری مطلب جدیدی جهت آگاه تر شدنش می کند و دوباره این چرخه را ایجاد می کند. که این نیاز با توجه به جمله

“خوب بودن مان باعث بهتر شدن ،  و بهتر شدن مان باعث عالی شدنمان ، و عالی بودنمان زمینه ساز تعالیمان  گردد”

از همیشه تا همیشه و همه و جا و همه وقت ، پویا و جاری خواهد بود .

آگاهانه زندگی کردن و درونی شدن حوزه یادگیری بدین معناست که هر بار با مساله مربوطه همراه گردیده و همسو  می گردید نیازی به یادآوری مطالب و سوال در مورد اینکه موضوع تعلیم گرفته چه بوده و ترتیب اجرای آن چگونه است و حال طبق آن تعالیم چه باید کرد ، نباشد و همه موارد بدون دخالت پردازشهای معمول ذهن ، از اعماق درون تان جاری شود (که البته این پروسه نیاز به زمان و تجربه و ممارست دارد) و تنها در انجام آن انتخابگری و تصمیم گیری داشته باشید .

در این راستا با آگاهانه زندگی کردن این مقوله  ،  می توان آن را با دیگران نیز به اشتراک گذاشت و علاوه بر اینکه در عمل اینگونه ایم ، حتی در کلام نیز مثلاً با راهنمایی کردن دیگران پیرامون همان مطلب عنوان نمود که بدین صورت دانش آموز از جایگاه شاگردی به مقام تعلیم دهنده و آموزگار در همان حوزه موردنظر ارتقاء می یابد و با پشت سر گذاشتن این مرحله ، می تواند به سایر زوایا و جوانب آن مطلب و این بار از جایگاه بالاتر و یا دیدگاه استادی واقف شده و برایش روشن گردد.

 

تمرین با استفاده از دانش آموز و دانشجوی درون جهت آگاه شدن و به تعادل رساندن دو حوزه مادینگی(آنیما) و نرینگی(آنیموس):

می توانید با تغییر مقدار پذیرش تان و اندازه خالی شدن تان و اندازه ظرف تان جهت یادگیری ، هر دو حوزه مادینه(آنیما) و نرینه(آنیموس) را یاد بگیرید و به آن آگاه شوید ، زیرا اندازه گیری مقدار آن نرینگی(آنیموسی) است و خالی شدن مادینگی(آنیمایی) می باشد.


 

 

 

 

برای مثال پس از پایان کلاس و ارتباط استاد و شاگردی ، ملاحظه نمایید که چه مقدار از مطالب عنوان شده را بدون نیاز به مرور یادداشت هایتان می توانید به خاطر آورید . اگر مادینگی(آنیمای) زیادی جهت خالی شدن داشته باشید ، احتمالاً پس از پایان کلاس جواب سوالات را در همان زمینه به راحتی می توانید بدهید در صورتیکه نمی دانید از کجا پاسخ آن ها را می دانید . لکن اگر برای یادآوری مطالب نیاز به جدول بندی و طبقه بندی دارید و تحت این دسته بندی ها می توانید به پرسش ها پاسخ صحیح دهید ، نرینگی(آنیموس) شما در این پروسه فعالتر بوده است.

 

 

 

 


 

 

موارد زیر نیز تحت عنوان مبحث دانش آموز و دانشجو قابل بررسی می باشد:

شاگرد ، نوآموز (Apprentice)

از کلمه فرانسوی Aprentiz به معنی کسی که یاد می گیرد یا تحت تعلیم قرار داده می شود و آن نیز از کلمه Aprendre می باشد که در اصل به معنای یادگرفتن و تعلیم پذیرفتن است.

پیرو، مرید و شاگرد (Disciple)

مشتق از کلمه لاتین Discipulus به معنی شاگرد ، دانش آموز ، تعلیم گیرنده و آن نیز  مشتق شده از کلمه لاتین  Discere  می باشد که در اصل به معنای یادگرفتن و تعلیم پذیرفتن و دانستن است. پذیرفتن ، شنیدن و گوش دادن ، و آمادگی برای دانستن می باشد.

البته در برخی متون دیگر آن را مشتق شده از ترکیب -Dis  به معنی جدا شده و دور افتاده ، و Capere  به معنای برداشتن ، گرفتن و به دست آوردن و یا نگهداشتن است که اگر دانش آموز را جوینده ای برای یافتن تکه های خود در راستای پیدا کردن خود حقیقی خودش و شکل دادن مسیر زندگی اش همسو با رسالت شخصی اش و منحصر به فرد بودنش و خدایی اش ببینیم ،  تکه های جدا افتاده اش را از طریق ارتباط شاگرد و استادی به دست آورده و از آنِ خود می کند ( در حقیقت ما هیچ چیز را یاد نمی گیریم بلکه فراموش کرده های تمامیت وجودی خود را به یاد آورده و به خود حقیقی عمق درون خودمان متذکر می گردیم ) .

 

تمرین:

تمرین جهت رشد صفات سازنده دانش آموز و دانشجوی درون:

یک موضوع برای یادگیری انتخاب کنید و روند سفر قهرمانی جهت طی کردن و تجربه دوازده آرک تایپ مطرح شده را مرحله به مرحله در این پروسه برای خود در ذهنتان طراحی کرده و همذات پنداری نموده و پیگیری نمایید . می توانید برای هر آرک تایپ یک کارت یا برگه تهیه کرده و آنچه که در مورد آن برایتان پیش می آید یا به ذهن تان می رسد را یادداشت برداری کنید تا بتوانید فاصله بین ناخودآگاه و خودآگاه تان را در این مقوله خاص بررسی نمایید .

تمرین جهت تعدیل و مدیریت صفات سایه و غیرسازنده دانش آموز و دانشجوی درون:

اگر جزء آن دسته از افراد هستید که تمام اوقات خود را به یادگیری موضوعات مختلف می پردازید و بدون درونی کردن و استفاده از آن ها به سراغ حوزه دیگری برای یادگیری  ، تغییر جهت می دهید و هیچگاه این موضوعات و مطالب را با توجه  به رسالت شخصی و اهداف متعالی زندگیتان بررسی ننموده اید ، یکی از حوزه هایی را که آموخته اید انتخاب نموده و در آن حوزه آنچه را که تعلیم گرفته اید به اجرا درآورید و بدان عمل نماییدو تمریناتی را در همین راستا جهت درونی کردن آن در نظر بگیرید و یادگیری موضوع جدید دیگری را تا اتمام این تمرین به تعویق بیندازید. برای مثال در حوزه آموزش زبان انگلیسی می توانید تمرین هایی از قبیل نوشتن یک مقاله به زبان انگلیسی ، توانایی مکالمه با یک شخص انگلیسی زبان ، گذراندن آزمون مربوطه ، فهمیدن یک فیلم یا حل جدول متقاطع به این زبان و حتی تمریناتی ساده تر مانند جمله سازی ، یادگیری لغات ، پیشرفت شنیداری یا دیکته صحیح کلمات ، بهبود لهجه و غیره را برای خود برنامه ریزی نمایید.

اگرجزء آن دسته از افراد هستید که، وقت و درآمد خود را صرف یادگیری علوم ویرانگر و یا استفاده از آنچه آموخته اید جهت ایجاد اصطکاک در جهان هستی می کنید ، دلایل خود را جهت یادگیری و استفاده از دانسته های خود بدین شیوه ، و بهایی که بابت رسیدن به هر کدام از آن ها می پردازید و آن چه را که در قبال آن به دست می آورید یادداشت کرده و ارزیابی نمایید ، که این مسیر شما را به کجا خواهد برد و مثلاً در سال های آتی چه سود و ثمره ای در زندگی شما به جا خواهد گذاشت و حس احساس اصیل و حقیقی اعماق وجودتان را در این مورد و همچنین قصد پنهانتان از این گونه بودن را بررسی و مرور نمایید و در این حالت آن را با خود حقیقی عمق درونتان متناظر نموده و مغایرت یابی نمایید ، آیا باز تمایل به ادامه این راه و یا مسیر دارید ؟ آگر پاسخ منفی است که رها گردیده و در این زمینه به آگاهی رسیده اید و اگر پاسخ مثبت است عقده و گره و مسئله ای که این تمایل بر آن استوار می باشد را تحلیل نموده و با آن همراه شده و به طریق و راه و روش دیگری آگاهانه و انتخابگرانه به آن انرژی داده و توجه نمایید .


 



 



١- توضیح کارت

دانش آموز به صورت درخت تصویر شده ، که از نماد های آنیما است و پذیرا بودن آنیما در زمان یادگیری را یادآوری می کند و اینکه درخت همیشه می تواند پربار و پربارتر شود و حد و حدودی برای یادگیری و کسب آگاهی وجود ندارد. بعد ازخوندن کتاب ها، آگاهی ها تبدیل به میوه های همون درخت و ثمره اون شدن ، که ترکیبی از آگاهی ورودی و خود یادگیرنده است که محصول این درخت رو منحصر بفرد می کند . و درختان کهن سال که معمولاَ پربارتر هستند و تنه شان حجیم تر و محکم تر می باشد(آنقدر سرد و گرم چشیده روزگارند که پایه های شان سفت و محکم و استوار گشته و به هر بادی نمی لرزد و با هر طوفانی نمی افتد)، از ثمره و میوه خود که همان آگاهی است هنگامی که رسیده و خوردنی شد، بین رهگذران پخش می کنند. مانند درختی که میوه هایش که می رسند از شاخه ها کنده می شوند و به زمین می افتند و رهگذران بدین صورت تغذیه و اطعام می گردند. می گویند زکات علم، آموزش است. و اینگونه استاد و شاگرد در هم حل می شوند و یکی می گردند و دانش آموز تعلیم دهنده می شود.

 

رویکرد نور و آگاهانه و در مسیر سازنده :

فروتنی داشتن نسبت به عالمان و وفاداری نسبت به آموختن دانش

بازبودن و پذیرا بودن به یادگیری مادام العمر و در تمام مدت

صفات سایه و رویکرد غیر سازنده و ناآگاهانه :

غرور و تکبر در هنگام یادگیری و نیز در زمان دانستن آن علم و همچنین به دنبال یادگیری و آموختن علوم ویرانگر و منجر به ایجاد اصطکاک در جهان هستی و نابود گری .

عدم تمایل در عمل به دانش(عالم بی عمل) و تبدیل به آگاهی نشدن دانسته ها و معلومات و صرفآ ذخیره و حمل آنها .


٢- ریشه یابی کلمه:

دانشآموز ، دانش جو ، شاگرد :

مشتق از کلمه لاتین Studens و آن نیز  مشتق شده از کلمه Studere میباشد که در اصل به معنای خواسته و مشتاق چیزی بودن و مشغول و یا سرشار و مملو از چیزی بودن ، مشخصآ شوق و ذوق و اشتیاق چیزی را در سر داشتن ( آنچنانکه می توان طلبه ای را به عنوان کسی که مشخصآ به موضوعی خاص علاقه مند به دانستن آن است بر شمرد .)


٣- تحلیل سفرقهرمانی:

دانش آموز به صورت آنیمایی آمادگی برای یادگیری پیدا می کند ، یعنی اینکه آنیمای  فعال در درون اوست که او را آماده پذیرش و اعتماد به استادش می نماید ،  ولی موضوع یادگیری و حد و حدود و محدوده آن به صورت آنیموسی اتفاق افتاده و آنیموس درون اوست که این محدوده را مشخص  می کند  ،  تا در این چارچوب آگاهی مربوطه تماماً جاری شود و نقل و انتقالات مربوط به پروسه و روند تعلیم و تعلم اتفاق بیافتد .

کهن الگوی دانش آموز می تواند مقدار زیادی کهن الگوی معصوم را در درون خود فعال داشته باشد و یا اینکه مقدار زیادی از جزئیات و قسمتهای مربوط به این کهن الگو با کهن الگوی معصوم همپوشانی و مشابهت داشته باشد.

او مقداری هم آنیموس مورد نیاز دارد که قسمت اعظم این آنیموس با کهن الگوی یتیم و جنگجو و جوینده همخوانی و هم پوشانی و مشابهت دارد گاهی اوقات هم آنچه که فرا می گیرد و استاد و حد و حدود و اندازه و نوع آن توسط نا خود آگاه وی یعنی از جایگاه هیچ مطلق وجودش ، فرا خوان می گردد و یا اینکه کهن الگوی جوینده فعال باشد که بر اساس انتخاب اش بعد از جستجو در موضاعات مختلف حال برای یادگیری وارد این حیطه گردیده است که مسلماً برای یادگیری باید ابتدا خود را خالی کند و این روند با استفاده از کهن الگوی معصوم امکانپذیر است .


روند سر قهرمانی و  دوازده آرک تایپ مربوط به آن در مورد دانش آموختن به اینگونه صورت گرفته و شکل می پذیرد :

معصوم : ابتدا نمی داند چه می خواهد،  احتمالآ ناخودآگاه اش یک حوزه ای را همسو با مسیر رشدش انتخاب می کند و شخص را با آن بعد ، ضعف و یا کاستی های  وجودش ، همراه نموده و آنها را بی رحمانه به او می نما یاند .

یتیم : شخص پس از همراه شدن با آن موضوع ،  یتیم می شود و انحراف معیار  خود را با دیدن درد و ضعف و کاستی  وجودش و فاصله آن تا بی دردی  و کمال و بی نقصی و تفاوت این دو را شناخته و تمیز می دهد .

جنگجو : برای رسیدن به آن موضوع و رسیدن به کمال و برای کشف  و مشخص نمودن تمام مرزهایش در این راستا ،  هدفگذاری می کند و مسیر را جهت حرکتش ترسیم می نماید و هر آنچه که میباستی با آموختنش به کما برسد را به شکل کلی برای او مشخص می نماید .

حامی : نیازهای شخص را جهت ادامه راه آموختن بررسی می کند و او را  در این راه حمایت می نماید.

جوینده : برای رسیدن به موضوع ،  و آگاه شدن به تمامی جوانب آن ، کل حیطه های اطرافش را بررسی و تا میزان  تعیین شده در یتیم و مسیر مشخص شده در جنگجو را همپوشانی کند و بهترین حوزه را انتخاب می کند .

نابودگر : پس از اینکه جوینده حوزه همگرا با رسالت شخصی و هدف از آفرینش شخص را مشخص می کند ، انرژی فعال کهن الگوی نابودگر در درون شخص باعث می گردد تا اضافات و شاخه و برگهای اضافی مسیر حذف گردیده و او متمرکز تر از قبل به طی طریقش ادامه دهد .

عاشق : موضوع تمام فکر و ذکر شخص می شود و عاشقانه برای حرکت در مسیر آماده می شود به صورتی که انگار غیر از این موضوع هیچ مطلب دیگری وجود ندارد .

آفرینشگر : حرکت شروع می شود و مسیر جهت حرکت آفریده می شود و خلاقیت و نوآوری و خروج از روال عادی و نرمال تا کنون برای راه آموختن و موضوع آموختن و استاد آموختن به او می نمایاند .

فرمانروا : رهبری و ریاست و مدیریت تمامی  حوزه ها را جهت رسیدن به هدف بر عهده می گیرد و یکپارچه در راستای آن گام برمی دارد و هماهنگ با سه کهن الگوی بعدی تا رسیدن به غایت یادگیری در این راستا گام بر می دارد .

جادوگر : درست می بیند و درست می نامد یعنی آنچه که تمایل به دانستن و فرا گرفتن و آگاه شدن به آن را  دارد ، با انحراف معیار و مغایرت بسیار کمتری دیده و آنچه می خواهد را درست تر نامگذاری کرده و به جهان هستی اعلام می نماید .

فرزانه : آنچه که میداند و فراگرفته را تبدیل به آگاهی نموده و درس همه آموخته هاش را در راستای رسالت شخصی و هدف از آفرینشش به کار گرفته و مقتدرانه ادامه مسیر می دهد .

دلقک : آنچه که به آن آگاه گردیده را ورای عناوین و مطالب و سر فصل و جزئیات و مطالب و کلمات درونی کرده و به عنوان خزئی از وجودش با آنها روزگار میگذراند و آزاد و یله و رها از مقام و عنوان و مدرک و هر آنچه مربوط به ظواهر دانستن است از آگاهیش در راستای رهایی و آزادانه زیستنش بهره می برد .


دوباره به معصوم و معصومیت بر می گردد و این بار معصومیتی آگاهانه تر از معصومیت ناآگاهانه قبلی  ، حال برای یادگیری خالی شده است و اکنون می داند که دقیقاً چه می خواهد و با آگاهی جهت یادگیری مطلبی که در مرحله قبل تمام زوایای آن شناسایی شده است به تدریج گام برمی دارد.


البته این روند از ابتدای زندگی فرض گردیده است که در ابتدا برای کشف مسیر اصلی خود گام بر می دارد و پس از آن مرحله به مرحله با طی سفرهای قهرمانی جهت دستیابی به اهداف ظریفتر و متمرکز تر و دقیق تر  در مسیر ، حرکت می کند و این روند تا شناخت کامل شخص از تمام زوایای وجودش ادامه دارد که به دلیل عظمت و پیچیدگی این روند تا بینهایت ادامه دارد .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٢